نشست انتخابات مصر در خبرگزاری مهر-1

نیروهای مسلح، چکش تعادل در فضای اجتماعی مصر/احتمال شکل گیری ائتلاف ملی گرایان و اسلامگرایان

آفریقا و خاورمیانه

خبرگزاری مهر - گروه بین الملل: کارشناسان حاضر در نشست بررسی انتخابات مصر اعلام کردند که نیروهای مسلح، چکش تعادل در فضای اجتماعی این کشور هستند و در صورت تکرار اشتباه از سوی عبدالفتاح السیسی، اسلامگرایان و ملی گرایان با یکدیگر ائتلاف خواهند کرد.

 به گزارش خبرگزاری مهر، دومین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سقوط رژیم دیکتاتوری حسنی مبارک از صبح روز دوشنبه آغاز شده است و به مدت 2 روز تا ساعت 10 شب  امروز به وقت محلی ادامه خواهد داشت.

خبرگزاری مهر به همین مناسبت نشستی را با حضور کارشناسان مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا برگزار کرد. "حسن هانی زاده" و "سید مرتضی فتاحی" از جمله این کارشناسان بودند.

حسن هانی زاده در ابندای این نشست در رابطه با وضعیت مصر اظهار داشت: مصر یک کشور بزرگ عربی با 85 میلیون جمعیت است و دارای ویژگی خاص جغرافیایی است به دلیل اینکه کانال سوئز دو دریای بزرگ سرخ و مدیترانه را به هم وصل می کند و به لحاظ کشتیرانی و بازرگانی اهمیت فوق العاده ای به مصر داده است و عمده درآمد این کشور که سالی 4 میلیارد دلار است از کانال سوئز تامین می شود. همچنین به دلیل مرز مشترک با فلسطین اشغالی و به طور مشخص غزه جایگاه مصر در معادلات فلسطین و منطقه ای و بین المللی جایگاه والایی است.

از سوی دیگر مصر یک کشور تاریخی است و این کشور عربی به لحاظ جمعیتی با 85 میلیون جمعیت به عنوان قطب نمای سیاسی جهان عرب معرفی می شود. یک زمانی ملک عبدالعزیز پادشاه اسبق عربستان جهان عرب را به عنوان پیکره توصیف کرد که مصر مغز آن به شمار می رود و اگر این مغز دچار خللی بشود تمام این پیکره دچار فروپاشی خواهد شد.

لذا هر تحولی که در مصر صورت گیرد بر کشورهای عربی تاثیر مستقیم می گذارد، تحولاتی که در طول چند دهه گذشته مخصوصا بعد از استقلال مصر صورت گرفت این کشور شاهد حوادث دراماتیک زیادی بود مسئله اخوان المسلمین به عنوان یک جنبش ریشه دار که دارای سابقه 85 ساله است هم به صورت مبارزاتی و هم نهادسازی و تشکیل نهادهای مدنی در مصر فعالیت دارد.

اهمیت دیگر مصر به خاطر وجود دانشگاه الازهر است، این دانشگاه به عنوان یک مکان علمی و دینی اهمیت بسیاری به مصر بخشیده است لذا تحولاتی که در طول 5 دهه گذشته در مصر رخ داده است به ویژه پس از کودتای افسران آزاد در سال 1952 به رهبری جمال عبدالناصر قطعا از لحاظ ساختاری اهمیت بسیاری به این کشور داده است.

از سال 1952 مصر به عنوان کشوری که هدایتگر جریان های ملی گرایی عربی و پان عربیسم است به شمار می رود. در طول چند دهه گذشته به ویژه از سال 1952 تاکنون حوادث زیادی در مصر رخ داده است که عبارتند از: جنگ 1967، ملی شدن شدن کانال سوئز در سال 1956 و متعاقب آن حمله سه گانه انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی به مصر و جنگ رمضان 1973 و سپس معاهده کمپ دیوید و ترور انور سادات که همگی موجب شد مصر در کانون حوادث جهان عرب و اسلام قرار بگیرد.

طی 3 سال گذشته و به طور مشخص از 25 ژانویه 2011 (انقلاب مصر و سقوط رژیم حسنی مبارک) مصر بار دیگر در کانون توجه جهانیان و ملت های منطقه قرار گرفت و حسنی مبارک پس از 3 دهه حکومت سرنگون شد و از آنجایی که اخوان المسلمین پایگاه قدرتمندی در لایه های فرودستی در جامعه مصر دارد توانست به سرعت از خلا ناشی از سقوط حسنی مبارک استفاده بکند و با استفاده از فضای اجتماعی مصر دولت خود را تشکیل دهد.

محمد مرسی با استفاده از این فضا در نخستین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از انقلاب 25 ژانویه به پیروزی رسید و این انتخابات به هر حال شاکله سیاسی مصر را در آن فضای ملی گرایی و سکولار به یکباره وارد جریان اسلامگرایی کرد و این مسئله نگرانی هایی را برای غرب ایجاد کرد و در نتیجه عربستان و کشورهای غربی و نیز رژیم صهیونیستی با جریان سازی های گسترده علیه اخوان المسلمین زمینه سقوط حاکمیت یک ساله محد مرسی را فراهم کردند و در نتیجه مرسی پس از یک سال سقوط کرد.

سقوط محمد مرسی یک فضای غیر واقعی در مصر ایجاد کرد و آن این بود که بسیاری از روشنفکران بر این باور بودند اگر شرایط به همین روال پیش رود یک نوع خلا امنیتی به وجود خواهد آمد و در نتیجه مصر به سرنوشت الجزایر در دهه 90 میلادی دچار خواهد شد رویدادی که در آن اسلامگرایان که در انتخابات الجزایر پیروز شده بودند برکنار شدند و یک جنگ چندین ساله به این کشور تحمیل شد.

لذا روشنفکران مصری درصدد برآمدند ژنرال عبدالفتاح السیسی را بر ملت مصر تحمیل کنند و فضا اکنون در مصر به حال بازگشت به قبل از انقلاب 25 ژانویه است. لذا به نظر می رسد علیرغم اینکه انتخابات در حال حاضر در فضایی آرام برگزار می شود ولی به نظر می آید اخوان المسلمین به سمت فعالیت های زیر زمینی حرکت خواهد کرد و در مقابل حاکمیت السیسی و دولت سکولار وی ایستادگی خواهد کرد.

سید مرتضی فتاحی نیز در این رابطه اظهار داشت: چند عامل در بروز تحولات خاورمیانه قابل ذکر است اکثر تحلیلگران 2 فاکتور را از منظر تحلیلی در فضای داخلی و خارجی بررسی می کنند از منظر داخلی (نخبگان، نیروهای اجتماعی و معمولا اقتصاد سیاسی اشاره می شود) در فضای خارجی معمولا تحولات سیاسی مورد توجه قرار می گیرد، از قدرت های بزرگ در نظام بین الملل صحبت می شود و طبیعتا اتفاقاتی که در مصر افتاده است خارج از چند فاکتور مذکور نیست. در گفتمان اخوان المسلمین یک گفتمان فراگیری بود و به همان نسبت گفتمان و حرکت تمرد نیز به عنوان حرکت عمده در سراسر مصر مطرح شد اگر بگوییم موج نخست انقلاب مصر یک اتحاد ابتدایی میان اخوان المسلمین و ارتش علیه جوانان انقلابی شکل گرفت. کش و قوس هایی که منجر به پیروزی محمد مرسی شد زمینه فراهم شد که ارتش این بار (در حوادث 30 ژوئن) در اتحاد با جنبش تمرد و جوانان انقلابی علیه اخوان المسلمین شکل بگیرد و خاطرات ناصریسم در دهه 50 میلادی زنده شود و سعی کرد یک کودتای واقعی شکل بگیرد.

شرایط انتخابات نیز مشخص و حاکی از پیروزی عبدالفتاح السیسی در این انتخابات است و الازهر، نیروهای امنیتی و ارتش و قبطی ها به عنوان نیروهای عمده اجتماعی بودند که عزم خود را برای حمایت از عبدالفتاح السیسی جزم کردند. مردم مصر اکنون به دنبال بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی هستند و طبیعی است برای رفع چنین مشکلاتی عبدالفتاح السیسی روی کار بیاید.

هانی زاده در رابطه با وضعیت گروه های انقلابی در آینده سیاسی مصر اظهار داشت: احزاب و جنبش های زیادی در انقلاب مصر شرکت کردند که بیشتر جنبه احساسی داشت و انقلاب مصر مولود یک حرکت اجتماعی بود که بلافاصله افت کرد. در میان اینها جنبش الکفایه، اخوان المسلمین و سلفی ها هستند که ریشه دار هستند و در مورد سلفی ها باید گفت یک تشکل پنهانی دارند و دنبال حضور در دولت نیستند و شاکله آنها خلافت اسلامی به شکل صدر اسلام است که در مصر کنونی چنین موضوعی جایی ندارد ولی در مجموع آنچه مسلم است اکنون نوعی خلا سیاسی و حزبی و وجود یک تشکل ریشه دار در مصر است و این چیزی است که نظامیان مصر دنبال آن هستند یعنی اینکه فضا را به گونه ای به وجود بیاورند که خطر اسلامگرایان را پر رنگ کنند و از این خطر برای اهداف خود استفاده کنند قطعا نظامی ها قدرت را در مصر در اختیار خواهند گرفت و حضور دیگر گروه ها نمود پیدا نخواهد کرد و این گروه ها در قالب شاکله مدنی حضور پیدا خواهند کرد ولی طبیعت مصر به گونه ای است که خارج از بدنه نیروهای مسلح هیچ شخصیتی نمی تواند حاکم باشد.

از سال 1952 تاکنون همواره نظامیان در مصر حکومت داشتند و این کشور را به سمت و سویی هدایت کردند که مردم، نیروهای مسلح را همواره ناجی و چکش تعادل در فضای اجتماعی مصر می دانند. به همین دلیل به نظر می رسد در آینده همان وضعیتی که در گذشته چه در زمان جمال عبدالناصر، انور سادات و حسنی مبارک حاکم بود بار دیگر اما با تفاوت های جزئی در فضای کنونی مصر حاکم شود. این تفاوت ها ناشی از رسانه های گروهی گسترده و فضای مجازی است که این ابزارها اجازه نمی دهد مصر به دوران حسنی مبارک و انور سادات حرکت کند ولی صبغه ملی گرایی بر مصر حاکم خواهد شد و اکنون نیز جریان سازی های وسیعی علیه اخوان المسلمین در جریان است و این گروه به همکاری با گروه های جهادی فلسطین همچون حماس و جنبش جهاد اسلامی متهم است.

از آنجایی که درآمد مصر در گروی 4 چیز یعنی کانال سوئز، صنعت فیلمسازی، صنعت توریسم و نفت و گاز به صورت محدود است لذا مصر اکنون به دنبال ایجاد فضای امنیتی است تا موجب شود احزاب خلق الساعه و احزابی که در جریان انقلاب 25 ژانویه شکل گرفت از عرصه سیاسی خارج شوند و فضا در اختیار نظامیان قرار بگیرد و باید این نکته را بگویم که تقابل اخوان المسلمین و ارتش در آینده پر رنگ تر خواهد شد.

مرتضی فتاحی نیز خاطرنشان کرد: مصر در دوران عبدالفتاح السیسی اگر اشتباهات حکومت گذشته را تکرار کند قطعا با صف بندی ها و ائتلاف های جدیدی میان نیروهای اسلامگرا و ملی گرا در شرایط بسته و خیلی عمیق مواجه خواهد شد. خود دولت و السیسی فضایی را که اکنون در عرصه انتخابات باز کرده است برای شخصیتی مثل حمدین صباحی است. بارها در مطبوعات اشاره شده است که احتمال نخست وزیری حمدین صباحی پس از پیروزی عبدالفتاح السیسی در انتخابات بسیار زیاد است طبیعتا ایشان نقش برقگیر جریان های سیاسی فعلی که چندان نیز اسلامگرا در مصر نیستند را ایفا می کند به طوری که ایشان به عنوان شخصیتی مطرح خواهند شد و برخی جریان های سکولار و ملی گرا نیز حامی حمدین صباحی خواهند بود اما اگر فضا بسته باشد ائتلاف های جدیدی شکل خواهد گرفت همچون تونس که میان اسلامگرایان و ملی گراها ائتلاف های جدیدی شکل گرفته است و من از این جهت تفاوت فاحشی میان تونس، لیبی و مصر نمی بینم. طبیعی است که بنابراین السیسی باید در مسیری حرکت کند که ائتلاف میان اسلامگرایان و ملی گرایان در مصر شکل نگیرد.

ادامه دارد...