۰

نگران روابط تهران- باکو نیستم

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

می توان امیدوار بود که روابط دو کشور و دو ملت در سایه اراده جدی و دوستی دو رییس جمهور و با توجه به وجود مشترکات کم نظیر تاریخی، فرهنگی و مذهبی، پس از یک دوره رکود و سردی بتواند به الگویی برای دیگر کشورهای همسایه تبدیل شود.

وقتی در قسمت هایی از جاده کوهستانی بندر آستارا به اردبیل هستید، کافی است کمی به سمت راست نگاه کنید تا از پشت فنس ها و موانع فلزی نه چندان بلند و قطور، ساختمان ها و بعضا مردمان کشوری دیگر را تماشا کنید. منطقه یی که همواره با ما در تبادل و تعامل اجتماعی در زمینه های مختلف به ویژه عرصه فرهنگ و تجارت بوده است. این روابط بعد از استقلال جمهوری آذربایجان در 1991 هم ادامه یافت و شکلی منسجم و رسمی به خود گرفت. در سال های ابتدایی که آذربایجان به جست وجوی شریکان سیاسی و تجاری می پرداخت ایران این کشور را به رسمیت شناخت و روابط چند جانبه یی را آغاز کرد. تاریخ سیاسی نه چندان طولانی آذربایجان بی تفاوت با دیگر کشورهای اروپای شرق و جمهوری های استقلال یافته به دنبال فروپاشی شوروی نیست. جنگ های داخلی مانند مساله قره باغ، درگیری های مرزی با ارمنستان، فساد اداری ناشی از درآمد بالای فروش نفت و گاز، تاب بازی حکومت گاهی به سوی روسیه و گاهی به سوی امریکا، روابط تجاری با اسراییل و در نهایت نگرانی های جهانی از تراکم و تجمیع قدرت مالی و سیاسی در دست خانواده علی اف و افراد نزدیک به آنها و وضع آزادی مطبوعات و فعالان سیاسی و مدنی از جمله مهم ترین مسائل قابل توجه درباره جمهوری آذربایجان است. با این حال این کشور به دلایل مختلفی از جمله نقش ژئوپولتیک، مرزهای گسترده و مهم، حضور در رژیم حقوقی کاسپین (خزر)، منافع امنیتی و بازارهای تجاری برای ایران اهمیت دارد. همین اهمیت موجب مساعد بودن روابط دو کشور در طول زمان بوده است اما بررسی روابط و نگاهی به گذشته، با در نظر گرفتن آمار و اخبار، نشان می دهد که در دوره دولت نهم و دهم، به ویژه در سه سال اخیر، نوعی از سردی و رخوت در رابطه دو کشور وجود داشت که گاهی به مجادله هم کشیده می شد. اما با روی کار آمدن دولت یازدهم و ابراز تمایل تیم جدید وزارت خارجه به برقراری روابط با همسایگان، مقامات آذربایجان هم فورا دست دوستی به سوی ایران آوردند و این آغازی برای از سر گیری رابطه شد. اوج گیری این فصل جدید سفر الهام علی اف، رییس جمهور آذربایجان به ایران در فروردین ماه بود. به همین بهانه با محسن پاک آیین، سفیر ایران در جمهوری آذربایجان که از دو سال گذشته در این کشور مشغول فعالیت است به گفت وگو نشستیم تا گذشته و آینده رابطه دو کشور را تحلیل و پیشنهادات و برنامه های آینده را تجویز کند.
یکی از بخش های مهم در روابط ایران و آذربایجان در حوزه فرهنگ است. دو کشور دارای تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب و آداب و رسوم عرفی مشترک هستند و زبان آذری هم نقطه مشترک آذری زبانان در دو کشور است. همه این عوامل مجموعا منابعی غنی برای اعمال دیپلماسی فرهنگی توسط ایران است

از اینجا شروع کنیم که اساسا شما از روابط ایران و جمهوری آذربایجان در زمان هشت ساله دولت قبلی چه ارزیابی و تحلیلی دارید؟
می دانیم که جمهوری آذربایجان پس از استقلال همواره در منطقه قفقاز حایز نقش مرکزی و اهمیت بوده است. ایران و آذربایجان نیز دارای پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی مشترکی هستند و در گذشته تلاش های زیادی برای توسعه روابط انجام شده است. ایران در زمره نخستین کشورهایی است که استقلال آذربایجان را به رسمیت شناخت و در دوران سختی ها به خصوص در زمان جنگ قره باغ به کمک مردم جنگزده این کشور شتافت. اهمیت متقابل ایران و جمهوری آذربایجان برای یکدیگر غیر قابل انکار است. دو کشور حدود 618 کیلومتر مرز خاکی مشترک دارند، دارای ارزش های متقابل و مشترک هستند. آذربایجان بعد از ایران از لحاظ درصد جمعیت دومین کشور شیعی جهان است. عضویت دو کشور در سازمان های منطقه یی مانند سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین سازمان اکو شاخص مهمی است که دو کشور را به هم وابسته و پیوسته می کند. جمهوری آذربایجان دروازه ورود ایران به منطقه قفقاز است. بنابراین همواره روابط خوبی با این کشور داشتیم اما مشخصا در دوره دولت قبلی، مختصر می گویم که دخالت برخی عناصر خارجی و داخلی موجب سردی مناسبات دو کشور شده بود. اما فراز و نشیب های این رابطه و فاصله گرفتن آن از سطح مطلوب همواره از دغدغه های علاقه مندان برقراری روابط بین دو کشور بوده است.

چه عواملی موجب سردی روابط میان دو کشور شده بود؟
برخی سوء تفاهمات تاریخی، تلاش عناصر ثالث مثل گروه های قوم گرا در جمهوری آذربایجان و همچنین تبلیغات رسانه های غربی و صهیونیستی که همواره به دنبال تعمیق شکاف بین این دو کشور بوده اند. در مقاطعی حتی تکرار این تبلیغات توسط بعضی رسانه های داخلی، برخی اختلافات مرزی و نوع رابطه متضاد دو کشور با امریکا و غرب و گاهی هم نگاه های افراطی و غیر معتدل کارگزاران دو طرف ، از موانع توسعه مناسبات دو کشور در سال های اخیر بوده است.

شفاف تر می گویید که مثلاچه موانع و کارشکنی هایی صورت گرفته است؟
معمولاخبرهایی که در مورد تهدیدهای رژیم صهیونیستی از خاک آذربایجان علیه ایران منتشر می شود، منبع آنها رسانه های اسراییلی یا منابع مرتبط با لابی های صهیونیسم است. مثلابرای نخستین بار موضوع پهپاد های جاسوسی اسراییل از سوی همین منابع منتشر شد و اگرچه مقامات آذری این موضوع را قویا تکذیب کردند اما در طیفی از رسانه های ایرانی انعکاس و واکنش های گسترده یی به همراه داشت. جمهوری آذربایجان بر اساس قانون اساسی خود اجازه استقرار پایگاه نظامی به بیگانگان را ندارد و به همین دلیل نیز چند ماه قبل پایگاه قبله که توسط روس ها احداث شده بود هم تعطیل شد. اما منابع صهیونیستی مکرر تبلیغ می کنند که اسراییل و امریکا در جمهوری آذربایجان دارای پایگاه نظامی هستند و بعضی ها هم دنبال آن را می گیرند.

اتفاقا برای بسیاری از ایرانی ها هم این سوال وجود دارد که آذربایجان با وجود روابط نزدیک با اسراییل، چگونه می تواند رابطه با ایران را در سیاست خارجی خود تعریف کند؟ به ویژه با در نظر داشتن نقش ژئوپولتیک این کشور.
دولت و مقامات آذری معتقدند که رابطه آنها با اسراییل تاثیر منفی روی روابط آنان با کشورهای اسلامی از جمله ایران نمی گذارد. تاکنون هم دلیل محکمی برای نقض این نظر پیش نیامده است.

جمهوری آذربایجان در برنامه تیم جدید دستگاه دیپلماسی ایران چه جایگاهی دارد و چه ضرورت ها و عواملی در برنامه ریزی تصمیم سازان ایرانی وجود دارد؟
بدون تردید سیاست منطقه یی ایران بعد از انتخاب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور و استقبال کشورهای منطقه از اعلام تمایل دولت جدید جمهوری اسلامی ایران به ارتقای سطح روابط با همسایگان ، وارد مرحله جدیدی شد و روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان نیز متاثر از این سیاست بوده و در ماه های اخیر تحولات مثبتی داشته است. امروز افکار عمومی در جمهوری آذربایجان و رسانه های این کشور از تغییر نگاه و موضع ایران در عرصه سیاست خارجی استقبال کرده اند و افزایش تعاملات ایران در عرصه بین الملل، موجب توسعه مناسبات با کشورهای همسایه از جمله جمهوری آذربایجان شده است. بی شک به همین دلیل بود که آقای الهام علی اف، رییس جمهور آذربایجان جزو نخستین سران کشورهایی بود که انتخاب آقای روحانی به مقام ریاست جمهوری ایران را تبریک گفت و به کشور ما هم سفر کرد.

می خواهم این سوال را از شما به عنوان یک کارشناس سیاسی و نه یک دیپلمات بپرسم که با توجه به اعتراضات و مشکلات پراکنده داخلی علیه علی اف، اگر زمانی دولت متفاوتی روی کار بیاید، تغییری در روابط تهران-باکو رخ خواهد داد؟
بعید می دانم در سال های آینده تغییر خاصی در جمهوری آذربایجان رخ دهد و به نظر می رسد آقای علی اف بر مشکلات فایق خواهد آمد. ضمن اینکه نشانه و دلیلی برای اتفاق و تحول خاص و ناگهانی هم وجود ندارد. اما معمولاجمهوری اسلامی ایران با هر رییس جمهوری که در کشورهای جهان از طریق انتخابات و با رای مردم روی کار بیاید، تعاملات خود را ادامه می دهد.

جایگاه آذربایجان در بحث دیپلماسی فرهنگی به ویژه در سطح منطقه برای ایران چیست؟
روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان با توجه به همسایگی و پیوندهای دو کشور، از همان اوان استقلال جمهوری آذربایجان و در پی فروپاشی شوروی، وجوه متنوع و گسترده یی را در برگرفت که یکی از مهم ترین بخش های آن همین حوزه فرهنگ بود. دو کشور دارای تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب و آداب و رسوم عرفی مشترک هستند و زبان آذری هم که نقطه مشترک آذری زبانان در دو کشور است که همه این عوامل مجموعا منابعی غنی برای اعمال دیپلماسی فرهنگی توسط ایران است. دو کشور دارای ظرفیت های فرهنگی موثر از جمله مفاخر بزرگی همچون نظامی گنجوی هستند و در حوزه دینی نیز بسیاری از علمای دو کشور نظیر لنکرانی ها، بادکوبه یی ها، گنجه یی ها و جلیل آبادی ها سال ها در کنار علمای قم و نجف به تبلیغ تشیع و تبادل نظر پرداخته اند. در صورت بهره گیری از این ظرفیت های فرهنگی و پتانسیل های آموزشی و علمی، پیوند و تعاملات ملت ها نیز تحکیم خواهد یافت.

آمار ها نشان می دهد روابط اقتصادی ایران و آذربایجان با توجه به امکانات موجود در سطح مطلوبی نیست. چه برنامه هایی برای تغییر این وضع دارید؟
روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان در سه حوزه تجارت، ترانزیت و انرژی فعال است. ما در طول کمتر از یک سال اخیر در حوزه تجارت در مقایسه با زمان مشابه پیشین، یک رشد ؟درصدی را شاهد بوده ایم و با عنایت به اینکه ما فروش نفت به جمهوری آذربایجان نداریم، ارزش صادرات غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران به این کشور نزدیک به 600 میلیون دلار است که به عنوان صادرات غیرنفتی یک رقم قابل توجه است. البته این عدد شامل مبالغی که بابت سوآپ نفت یا سرمایه گذاری در حوزه گازی شاه دنیز یا هزینه های ترانزیتی از جمهوری آذربایجان دریافت می کنیم نمی شود. در ماه های اخیر به دنبال تبادل هیات های مختلف برخی مشکلات گمرکی دو کشور در مرزها که بعضا اسباب زحمت و مشکل اتباع طرفین بوده، برطرف شد و تقویت روابط بین استان های کشورمان با جمهوری آذربایجان در راستای به فعلیت رساندن بیشتر ظرفیت های همکاری متقابل نیز در دستور کار قرار گرفته است.

تا نیمه سال 1391 اتباع ایران برای سفر به آذربایجان نیاز به دریافت روادید نداشتند اما مجلس این کشور در آن سال از تمدید آن توافقنامه امتناع کرد. آیا تلاش برای بازگشت به وضع سابق انجام گرفته است؟
بله، درست می گویید. اما ما در حال گفت وگو با مقامات آذربایجان هستیم و آنها هم به دنبال تغییر ساختارهای کنسولی و رایانه یی کردن سیستم شان هستند که از این طریق احتمالادر آینده این مشکل هم حل خواهد شد.

یکی از چالش های همیشگی ایران و آذربایجان، مشکلات مرزی و ارضی بوده است. سفر اخیر وزیر دفاع آذربایجان به ایران چه تاثیری در کاهش این مشکلات دارد؟
همان طور که اشاره کردم به دلیل وجود بیش از 600 کیلومتر مرز بین دو کشور، در مقاطعی برخی درگیری های مرزی وجود داشته اما به دنبال افزایش ارتباطات مرزبان ها در سال اخیر، مشکلات پیش آمده در مرزهای دو کشور تقریبا مرتفع شده است. در سال 1392 دیدارهایی که بین فرماندهان مرزبانی های طرفین صورت گرفت و به ویژه سفر سردار حسین ذوالفقاری، فرمانده مرزبانی جمهوری اسلامی به باکو با مذاکرات و توافقاتی همراه بود که زمینه ساز آرامش مرزهای طرفین شده است.

به عنوان سفیر ایران در باکو فکر می کنید چه عواملی موجب علاقه آذربایجان به تقویت روابط با ایران شده است؟
به گمان من به دنبال ملاقات سازنده دو رییس جمهور در حاشیه اجلاس داووس سوییس بود که اراده یی استوار برای توسعه مناسبات ایجاد شد و طرفین به این جمع بندی رسیدند که توسعه مناسبات فی مابین نه تنها می تواند منافع ملی دو کشور را تامین کند بلکه امنیت منطقه یی را هم ارتقا خواهد داد. این باور وجود دارد که دو کشور دارای ظرفیت های موثری هستند که در صورت بهره گیری از آنها می توانند به شرکای راهبردی تبدیل شوند. باکو با آگاهی از نقش و جایگاه تهران در منطقه و حضور فعال ایران در حل وفصل مناقشه قره باغ استقبال کرده است و آن را به نفع استقرار صلح و امنیت در منطقه و حراست از تمامیت ارضی خود می داند. جمهوری اسلامی ایران نیز جمهوری آذربایجان را کشوری مهم در منطقه و دریچه یی به سوی قفقاز تلقی می کند و در حوزه های تجاری، ترانزیت و انرژی با توجه به مرزهای زمینی و دریایی مشترک علاقه مند به تحکیم مناسبات خود با باکو است. سفر آقای کمال الدین حیدراف، وزیر حوادث غیر مترقبه و فرد بانفوذ کابینه آذربایجان به ایران و سفر آقای رحیم پور، معاون وزیر امورخارجه و نماینده ایران در مسائل خزر به باکو در اواخر اسفندماه سال گذشته و بالاخره سفر بسیار موفق آقای الهام علی اف، رییس جمهور آذربایجان به ایران و دیدارهای صمیمانه یی که انجام شد و متعاقب آن سفر وزیر دفاع آذربایجان به ایران همه و همه نوید بخش آینده یی روشن برای روابط است و می توان امیدوار بود که روابط دو کشور و دو ملت در سایه اراده جدی و دوستی دو رییس جمهور و با توجه به وجود مشترکات کم نظیر تاریخی، فرهنگی و مذهبی، پس از یک دوره رکود و سردی بتواند به الگویی برای دیگر کشورهای همسایه تبدیل شود.

چالش ها و موانع اصلی رابطه ایران و آذربایجان در ابعاد مختلف چیست؟
بدون تردید امریکا و اسراییل و رسانه های گروهی صهیونیستی در کنار گروه های قومگرا و افراطی از توسعه مناسبات تهران و باکو خرسند نبوده و اقداماتی را برای تخریب روابط و تاثیر گذاری بر روند مثبت این مناسبات طراحی خواهند کرد. اگرچه ریشه های روابط فی مابین در سایه تحولات اخیر مستحکم شده اما باید مراقب توطئه های خارجی بود و هوشیارانه تدابیر لازم را برای خنثی کردن آنها در هر دو کشور اتخاذ کرد تا مسیر رو به رشد فعلی منحرف نشود.

آذربایجان چه موضعی نسبت به تحولات اخیر در مساله هسته یی و مذاکرات ایران و 1+5 دارد؟
جمهوری آذربایجان همیشه از برنامه های صلح آمیز هسته یی حمایت کرده و مقامات این کشور نیز رویکرد دیپلماتیک ایران را ، در دوره جدید پسندیده و مورد حمایت قرار داده اند. بدون شک حل مساله هسته یی و تقویت تعاملات بین المللی ایران، فضای جدیدی از همکاری ها را در منطقه نیز ایجاد خواهد کرد که البته آثار آن از مدت ها قبل مشهود شده است. جمهوری آذربایجان نیز در این فضا، فرصت های بیشتری برای ایجاد تحرک و تحول در روابط ایجاد خواهد کرد که این وضعیت مطلوب ما هم هست. بنابراین در مجموع می توان موضع گیری را مثبت و حمایتی ارزیابی کرد.

و سوال آخر اینکه آیا سیاست ایران در قبال مساله قره باغ در سال های آینده دچار تغییر خاصی خواهد شد؟
تهران از همان اوایل بحران و پس از انعقاد آتش بس در منطقه مورد مناقشه در ماه مه سال 1994 سعی کرد در روند حل و فصل بحران سهم خود را ایفا کند و تا سال 1997 در این زمینه بسیار فعال بود اما بعد از آنکه طرفین مناقشه، میانجیگری سازمان امنیت و همکاری اروپا یا گروه مینسک را پذیرفتند، ابعاد فعالیت تهران در این زمینه کاهش یافت. با توجه به ناتوانی گروه مینسک در حل مناقشه طی 20سال اخیر، ما فکر می کنیم وزن سیاسی ایران در منطقه و ظرفیتی مثل ریاست این دوره جنبش عدم تعهد می تواند برای استقرار صلح در منطقه و جلوگیری از وقوع جنگ در مناقشه قره باغ موثر باشد. اعتقاد من این است که با تهیه یک طرح کلان و نقشه راه با توجه به شرایط مناقشه و اختلافات اساسی طرفین درگیر می توان با انعطاف، حوصله و چانه‎زنی و استفاده از قوه ابتکار و خلاقیت میانجیگرانه به حل و فصل مناقشه و بهبود شرایط و رسیدن به بازی برد-برد کمک کرد.

فرشاد نوروز پور

روزنامه اعتماد، شماره 2965 به تاریخ 30/2/93، صفحه 11 (دیپلماسی)

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.