استاد دانشگاه لندن در گفتگو با مهر:

بررسی دلایل انگلیس برای ایجاد پایگاه دائم نظامی در خلیج فارس/ نظم امنیتی خلیج فارس "شبکه ای" است

ایران در جهان

دکتر آرشین ادیب مقدم استاد مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن در گفتگو با خبرگزاری مهر ضمن برشمردن دلایل انگلیس برای حضور نظامی در خلیج فارس لزوم توجه قدرت های منطقه ای همچون ایران به مقوله ترس کشورهای کوچک از سیاست های آنها را خاطرنشان کرد.

تلاش انگلیس برای دایر کردن پایگاه نظامی دائمی در منطقه خلیج فارس بهانه ای شد تا در گفتگو با دکتر "آرشین ادیب مقدم" از اساتید دانشگاه لندن، این تصمیم بریتانیا را بیشتر مورد نقد و بررسی قرار دهیم .

این استاد روابط بین الملل معتقد است که با توجه به از بین رفتن نظام امپراطوی، تصمیم انگلیس برای افزایش حضور نظامی در خلیج فارس با توجه به اینکه بریتانیا دیگر آن کشور استعماری قدیم نیست خواستار تغییر دیدگاه کشورهایی همچون ایران نسبت به بریتانیا شد.

مشروح مصاحبه خبرگزاری مهر با دکتر ادیب مقدم به شرح زیر است:

خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: با توجه به ناکارآمدی نظام های امنیت منطقه ای در خلیج فارس که برخی کشورهای منطقه را نادیده انگاشته (گاهی عراق و گاهی ایران و گاهی همزمان) و حضور هژمونیک آمریکا که نظم مورد نظر خود را ایجاد کرده، حضور جدی تر انگلیس در منطقه خلیج فارس را چگونه ارزیابی می کنید؟

ادیب مقدم : در گذشته و برای یک دوره طولانی بریتانیا یه عنوان یک قدرت جهانی به حساب می آمد. اما این کشور به رغم ادعاهای خود از لحاظ اقتصادی و سیاسی تحلیل رفته و ضعیف شده است و این امر الزاما یک رویداد بد برای مردم جهان و یا انگلیس نیست. درک این نکته که دوران سیاست های امپراطوری به پایان رسیده یک تغیبر ضروری و مهم برای طبقه حاکمان جامعه است.

موضوع حمله کشورهای غربی به عراق در سال 2003 میلادی را در نظر بگیرید. در حقیقت حمله به عراق در سال 2003 آخرین نمونه از جنگ های امپراطور گونه برای دوره ای طولانی محسوب می شود.  بعد از این مصیبت (جنگ افغانستان) و بلای افغانستان، تصور به راه انداختن یک جنگ دیگر بسیار مشکل است. مردم انگلیس هر رهبری را که بخواهد این کشور را همانند "تونی بلر" نخست وزر اسبق بریتانیا، هدایت کند محاکمه می کنند. در یک دوره بلند مدت جنگ ها موجب ریزش آرای بوش و بلر شدند و در حقیقت جرج بوش و تونی بلر، در تاریخ در جایگاه بدی قرار دادند. هر رهبری که بصورت دموکراتیک انتخاب شود در مورد اینکه چه اتفاقی برای مردم رخ می دهد و اینکه تاریخ و منطق درباره او چگونه سخن خواهند گفت بسیار حساس خواهد بود.

انگلیس چه دلایلی برای افزایش حضور خود در خلیج فارس دارد و واکنش آمریکا نسبت به این حضور چه خواهد بود؟

تصمیم انگلیس برای افزایش حضور نظامی در خلیج فارس با توجه به بحران بودجه در این کشور با یک اگر بزرگ مواجه است اما اگر لندن تصمیم به این کار گرفته این اقدام برای حفاظت از ته مانده منافع بریتانیا در منطقه انجام می شود و به طور ویژه می توان گفت که انگلیس می خواهد در منطقه ای که از لحاظ ذخایر نفتی غنی است حضور دائمی داشته باشد. این تصمیم انگلیس با ایده های دیگر قدرت های منطقه ای از جمله ایران در تضاد نیست. مشکل این است که هیچ یک از قدرت های منطقه ای یک ساختار امنیتی جامع که با سیاست های قدرت های بزرگی همچون آمریکا و انگلیس سازگار باشد ندارند و در این میان کشورهای کوچک نیز از هژمون شدن قدرت های منطقه ای در هراس هستند و بیشتر ترجیح می دهند تا قدرت های بزرگ وظیفه تعادل قوا در منطقه را برعهده داشته باشند. از همین رو کشورهایی همانند ایران، عراق و عربستان باید این نکته را مورد توجه قرار دهند که کشورهای کوچک منطقه از افزایش قدرت آنها در هراس هستند.

ذهنیت ایران به انگلیس دارای جنبه های تاریخی است اما این ذهنیت با وضعیت فعلی همخوانی ندارد. انگلیس هم اکنون یک جامعه چند فرهنگی بهره مند از موسسات دموکراتیک و ابزارهای قدرت است. این کشور (انگلیس) نیازمند آن است تا به عنوان یک شریک قدرتمند به حساب آید و نه یک دشمن قدیمی. انگلیس تهدیدی بود که تبدیل به فرصت شده و این امر در سیاستگذاری خارجی به عنوان یک موقعیت عالی محسوب می شود.

هدف بلند مدت این اقدام باید رسیدن به جامعه امنیتی باشد. جامعه ای که منطقه را از جنگ حفظ می کند. من پیشتر در خصوص این موضوع در کتابی که با عنوان "سیاست های بین المللی در خلیج فارس؛ یک تاریخچه فرهنگی که به زبان فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات شیرازه منتشر شده، صحبت کرده ام. یک راه عملی برای رسیدن به این هدف از دو طریق امکان پذیر خواهد بود.

اول آنکه، دیپلماسی فرهنگی و سیاست های قابل تبدیل که توسط یک روش جامع پیاده شود. این روش باید از تبعیض نژادی و قومی و همچنین ایده های ملی گرایانه بدور باشد. این روش در یک چارچوب جهانی که بر امنیت فردی نیز تکیه داشته باشد قابل پیاده شدن است. در این مورد باید به این درک نیز برسیم که نبود امنیت امری فراملیتی بوده و فقط یک کشور را به خود گرفتار نمی کند. در یک شبکه فزاینده و یک جهان به هم متصل امنیت کشوری در غرب آسیا را نمی توان بدون در نظر گرفتن امنیت کشوری دیگر در اروپا تهدید کرد. این موضوع نیازمند درک روشن این مطلب است که امنیت از یک قاعده بین کشوری تبعیت می کند. درکی که نشان بدهد هیچ کشوری نمی تواند امنیت را به تنهایی و به صورت فردی و یا با افزایش اهرم های قدرت سیستم بین الملل بدست آورد. این موضوع مستلزم آن است که نگاه خود را از یک بازی برد و باخت به یک بازی برد برد تغییر دهیم. اگر کسی پیشرفت نکند هیچ کس برنده نیست.

دوم آنکه، امنیت را نمی توان به تنهایی در داخل یک کشور بدست آورد. یک الگوی امنیتی عملی بر اساس ارتباطات فرد به فرد شکل می گیرد. در این ساختار نیاز است تا در اولین گام به این آگاهی برسیم که امنیت از طریق تبادلات فرهنگی و برنامه های آموزشی بدست می آید. برای رسیدن به این هدف موارد زیر باید مد نظر قرار بگیرد :

الف) تلاش برای ایجاد مرکز و یا صندوقی در مورد تحولات فرهنگی منطقه خلیج فارس (مرکزی که بصورت پان خلیج فارس یعنی خواهان همگرایی کشورهای حوزه خلیج فارس، اداره شود). این تحولات می تواند در بخش سینما، هنر، و پروژه های جامعه شهری باشد.

ب) برگزاری کنفرانس ها توسط سازمان های غیر دولتی خواهان همگرایی کشورهای حوزه خلیج فارس، که سازمان ها و ارگان ها را بر اساس منافع مشترک گردهم آورد.

ج) برگزاری کنفرانس های آکادمیک در خصوص الگوی امنیت خلیج فارس که موجب حضور کارشناسانی از اروپا و آمریکای شمالی شود.

د) یک تلاش عقلانی و اندیشمندانه برای شناسایی و تاریخ دار کردن فرهنگ و هویت دادن به وابستگی های فرهنگی آسیا و اروپا.

آرشین ادیب مقدم استاد مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن است. او همچنین استاد مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه لندن و عضو مرکز مطالعات فلسطین این دانشگاه به شمار می‌رود. کتابهای "ایران در سیاست جهانی" و "فراتاریخ برخورد تمدنها" از جمله آثار او به شمار می‌روند.

ادامه دارد... .