۰

شوخی با محمود احمدی نژاد در یک جشنواره

  • ۱۴۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمود احمدی‌نژاد

دومین روز از هشتمین جشنواره بین المللی شعر فجر همراه بود با قرائت شعرهایی طنز درباره چهره هایی مانند محمود احمدی نژاد، قاضی مرتضوی و مایکل جکسون.




به گزارش آفتاب به نقل از خبرگزاری مهر دومین روز از هشتمین جشنواره بین المللی شعر فجر همراه بود با قرائت شعرهایی طنز درباره چهره هایی مانند محمود احمدی نژاد، قاضی مرتضوی و مایکل جکسون.

هشتمین جشنواره بین المللی شعر فجر دیروز وارد دومین روز فعالیت خود شد. در برنامه عصر دیروز شاعرانی مانند حمید سبزواری، سعید بیابانکی، علیرضا قزوه، محمدسعید میرزایی، زکریا اخلاقی، علی آبان، محمدکاظم علی پور، عبدالرضا موسوی و احمد انصاری، رفعت سلام (مصر)، ایرج رحمانپور و عبدالجبار کاکایی دبیر جشنواره، شعرخوانی کردند.

حمید سبزواری، شاعر پیشکسوت انقلاب، اولین شاعری بود که در این مراسم شعرخوانی کرد. وی در این مراسم با اشاره به دلتنگی اش برای زادگاهش گفت: سالهاست از سبزوار دورم، دوری من نه به علت این است که از سبزوار بیزار شدم، سبزوار را از جان خودم بیشتر دوست دارم، اما گرفتاری های زندگی موجب شد تا از سبزوار جدا شوم و میدان را به دیگر مدعیان بدهم.

وی افزود: شعری را که می خوانم مربوط به زمانی است که افرادی چشم به این مملکت دوخته بودند و این شعر را از این جهت ساختم که سعی داشتند نفاقی ایجاد کنند و جوان ها را به سویی ببرند که زیان آور بود که من این شعر را با این عنوان که نفاق چرا ساختم

سبزورای ادامه داد: این شعر را در جمعی خواندم که افراد ناباب بودند و به من اهانت کردند اما من پاسخی ندادم و به خانه رفتم.

این شاعر پیشکسوت با بیان اینکه دشمنان چشم به ما دوخته اند، تصریح کرد: چون ما چیزهایی داریم که آنها ندارند، بویژه اعتقادی داریم که آنها ندارند. خداوند آنچه را که موجب پیروزی ماست، نگه دارد. از خداوند می خواهم که روزگار بسیار بسیار روشنی برای فرد فرد یارانمان مخصوصا سبزورای ها میسر کند، اگر چه همه جای ایران برای من سبزوار است.

سبزواری در پایان تصریح کرد: الان روزگار پیری من است من متولد 1304 هستم. خدا هنوز می خواهد که من راه بروم. هنوز که می شنوم کسی رفته است، داغدار می شود. از خدا می خواهم که کمک به اسلام و اسلامیان را فراهم کنند تا بتوانند در این راه گام بگذارند و از آنچه که در راه خدا هست، بهره ببرنند.

رفعت سلام، شاعر، مترجم و روزنامه نگار مصری بود که شعر خواند، موسی بیدج، مترجم زبان ادبیات عرب در معرفی وی گفت: سلام رفعت در سال 1952 به دنیا آمد در سال 1977 مجله شعر را تاسیس کرد و در سال 1979 مجله نوشتار را منتشر کرد، در سال 1993 نیز جایزه بین المللی شعر «کاوافی» را دریافت کرد. شعرهایش به زبان انگلیسی، بلغاری، کرواتی، ایتالیایی، اسپایی و ... ترجمه شده است. در سال 2006 میهمان مرکز بین اللمللی شعر فرانسه بوده، از آثارش می توان به «گل زیبای هرج و مرج»، «درخشش های رفعت سلام»، «به سوی روز رفته»، «انگار پایان زمین است» و «چنین گفت کرکدن» اشاره کرد.

حجت الاسلام والمسلمین ذکریا اخلاقی، از دیگران شاعرانی که با خواندن شعری مورد تشویق شرکت کنندگان روبرو شد. بیابانکی سپس قطعه طنز ابوالفضل زرویی نصرآباد را خواند که حضار به وجد آمدند.

علیرضا قزوه: ابراز امیدواری که درخت شعر فجر که امسال هشت ساله شده، میوه ها و بار خوبی بدهد و 80 سالگی اش را فرزندان ما ببینند، مطمئنا درختانی که بیش از یک و دو سال عمر داشته باشد میوه های شیرینی می دهد و تلاش باغبان این درخت نیز قابل ستایش هست.

حسن ختام قسمت اول برنامه شعرخوانی سعید بیابانکی بود که وی یکی از شعرهایش را به شهدا تقدیم کرد. بیابانکی شاعر اصفهانی در این برنامه همچنین بیت کوتاهی به طنز درباره اهلیت علیرضا قزوه که متولد سمنان است، سرود به این شرح: نقش جهان ما به هنر شهره است و گز / سمنان ما ولی پرزیدنت پرور است

قسمت دوم این مراسم با اجرای علی آبان شروع شد. وی در ابتدا با اشاره به شعار هشتمین جشنواره شعر فجر، اظهار کرد: شعار جشنواره چند صدایی است، و شاعران بخش بعدی برای این دعوت شده اند که صدای دیگر شاعران نیز شنیده شود.

محمد کاظم علی پور، شاعر لرستانی اولین شاعری بود که شعری را با عنوان «مرده شورت را ببرند تهران» خواند. وی پیش از شعرخوانی گفت: من مدت هاست که دیگر پشت تریبون حرفه ای نیستم، و هول هولکی شعری را درباره این شهر شطرنجی، تهران بزرگ که بی رحمانه آدمهای فقیر را می جود و صدایش به گوش کسی نمی رسد، سرودم شعری انتخاب کردم که لطیف باشد.

وی افزود: در طول سه سالی که از روی ضرورت به همراه خانواده ساکن تهران هستم، دو چیز را یاد گرفته ام اول مدیریت زمان و دیگری بی رحمی روزگار. روزگاری که بی رحمی رایج است و جوانمردی به تاریخ پیوسته است، اگر حرمت کاکایی نبود، دوست نداشتم شعر بخوانم اما شعری که می خوانم شعری ساده است و بی تکلف و احساس من است از پیاده روهای تهران.

شاعر بعدی احمد انصاری بود که مجری برنامه در معرفی او گفت: «رحمان پور در لرستان به حافظ لرها مشهور است». این شاعر شعرهایش را که یکی از آنها در منقبت امام حسین (ع) بود، به زبان لری بود، خواند.

عبدالرضا موسوی، طنرپرداز و قصیده سرا هم در این مراسم در پاسخ به مجری که خواستار یک قصیده کوتاه بود، گفت: امروز روز بزرگداشت خیام نیشابوری است، به همین دلیل به جای قصیده دو رباعی می خوانم و سپس دو شعر تفننی می خوانم. شعر طنزی درباره گرانی مرغ با عنوان «تمرغ» همچنان که فردی مادر چاوز را بغل کرد که شعری سرودم با عنوان «تچاوز». یک زمانی رییس جمهور رفته بود تنکابن، مردم آنجا خواستند تنکابن را استان کند. گفته بود شنیدم محمد جواد کامرانی در کهریزک درگذشت، سعید مرتضوی گفته که اگر پاشویه می شد، زنده می ماند!

ایرج رحمانپور، شاعر لرستانی که کاکایی او را جنجره زخمی زاگرس توصیف کرد، دو شعر به زبان لری خواند. او شعری با عنوان «شاعر دلتنگ تنها» درباره مظلومیت شعر خواند که به حسین پناهی تقدیم شده بود. وی در پاسخ به آبان که پرسیده بود اگر شعر نبود، چه می شد، گفت: اگر د نبود ادامه حیات بشر به بن بست می رسید. رحمانپور بخشی از شعرش را که به زبان لری بود به آواز محلی خواند.

در پایان این برنامه عبدالجبار کاکایی دبیر هشتمین جشنواره شعر فجر در سخنانی قبل از قرائت شعر کوتاهش گفت: از دوستان شاعر که از راه دور تشریف آوردند، ممنونم. همچنین از آقای صالحی که به خاطر آرامشی که منتشر کردند و این آرامش باعث شد روزهای سختی که در حال فراهم آوردن و تدارک یک جشنواره ملی بودیم، بر من آسانتر بگذرد. تصور من برای همگرایی کامل تر و نزدیک تر کردن صدهای ادبیات به همدیگر، به تدریج و در طول مسیر عوض شد و متوجه شدم که ما نیاز به راهبردهای فرهنگی کلی تر و بنیادی تر داریم که ما را به سمتی هدایت کند که اهالی ادبیات بتوانند برای ادبیات تصمیم بگیرند.

وی افزود: آنچه در طی مسیر رخ داد، اتفاقات تلخ و شیرینی بود که از نتیجه آن تاکنون خرسندم. همان که امروز صدای محلی رحمانپور، بغض تاریخی نیاکانم را به یاد من آورد من هر لحظه به یاد این لحظه گریه می کنم.

دبیر هشتمین جشنواره شعر فجر در پایان تاکید کرد: سپاسگذارم از دوستانی که دست من را فشردند و قدم در مسیر همگرایی ادبی گذاشتند. افق روشنی پیش روی ادبیات است، فاصله اندک است. اندکی صبر سحر نزدیک است.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.