• ۸بازدید

نقد و دلواپسگرایان

اگر بحث دلواپسی و بیان صادقانه آن نسبت به عملکرد دولت در سیاست خارجی باشد، اصلاح طلبان برای خیلی از اتفاقاتی که افتاده و بعضا نیز در شرف تکوین هستند و در راس آنها برای انقلاب، نظام، کشور، مردم و جوانانی که در قدم اول فقط شغل می خواهند تا هم کرامت انسانی مردم ایران حفظ شود و جامعه یی انسانی و رو به توسعه داشته باشیم و هم مملکت روی خط تولید بیفتد دلنگران هستند.

اما صداقت و مسوولیت پذیری ایجاب می کند جریان های سیاسی با شناسنامه خود که بتوان گفته ها، مواضع، اقدامات و تحرکات سیاسی شان را با گذشته آنها مقایسه کرد به صحنه سیاسی بیایند. همین دو ویژگی برشمرده شده باز ایجاب می کند که محافظه کاران که هنوز گیجی انتخابات قبلی از سرشان نپریده کفن پوشی سیاسی پیشه کرده اند، اگر رشادت سیاسی دارند بپذیرند که در راه اندازی دلواپسگرایی اجتماعی که انتظار داشتند روح تازه یی به بدنه اجتماعی شان دمیده شود و نشد حداقل از بزرگان خود عذرخواهی کنند مردم پیشکش شان! جای شک و شبهه نیست که نقد چه مشفقانه و چه با غرض ورزی با آنچه در همایش دلواپسگرایی رخ داد و جریان های پشت پرده آن درصدد توجیه آن هستند فرق دارد، زیرا عقلانیت مورد نیاز در مدیریت جریانات سیاسی داخلی مربوط به تحولات خارجی ایجاب می کند وحدت و اراده ملی، خطر پذیری و قدرت بالای تصمیم گیری در کمک به ظهور و بروز ایران به عنوان یک قدرت منطقه یی از سوی فعالان و جناح های سیاسی کشور در اولویت قرار گرفته و سیاست خارجی به طور اعم و روند مذاکرات هسته یی به طور اخص در حوزه اجماع ملی، امنیت و منافع حیاتی کشور تعریف شود.
البته این حوزه خارج از محدوده نقد و بررسی دلسوزانه قرار نخواهد گرفت ولی هم دلواپسگرایی با برخورد انتقادی با دولت که حق و وظیفه همه جناح های سیاسی کشور است فرق می کند و هم نباید به گونه یی عمل کرد که برخورد انتقادی با سیاست خارجی دولت به شبهه مقاصد جناحی آلوده شود تا بتواند اجماع ملی را برای حمایت از تصمیمات اساسی نظام، دولت و کشور در این حوزه را به کار گیرد. اما مسوولیت پذیری حامیان دولت محافظه کار قبلی در مقابل مردم ایران که مقدرات کشور را در هشت سال گذشته به نیابت از جناح محافظه کار کشور در دست داشته و اقدامات و هزینه های سنگین و فلج کننده یی عملکرد آن دولت و جناح بر گرده مملکت گذاشت، ایجاب می کند ضمن احترام به رای و انتخاب مردم برای تغییر شرایطی که بر کشور حاکم یا تحمیل شده است اصول نقد منصفانه را صادقانه رعایت کنند. آنها باید به یاد بیاورند که رویکرد، نتایج و دستاورد ژنو 3 در زمینه مذاکرات هسته یی با مجموعه 1+5 نه خواسته یی ایده آل و انتخاب واقعی ایران بلکه حاصل عملکرد دولت گذشته است. افزایش و تولید ثروت برای کسب قدرت نیازمند رسیدن به پایه و فهم مشترکی برای تفاهم در صحنه بین المللی جهت شناسایی قدرت منطقه یی و مسوولانه ایران است. هم اکنون تمام پتانسیل سیاست خارجی ایران به جای طراحی حضور در صحنه های مختلف، مصروف مذاکرات هسته یی شده است بدون آنکه بتوانیم از اهرم ها و نقاط قوت سیاست خارجی برای پیشبرد اهداف مان در این مذاکرات استفاده کرده باشیم و این یکی از دستاوردهای همان پروژه ایران هراسی امریکایی هاست که اتفاقا یا با برنامه جناح محافظه کار به عنوان مخالف دولت به آن می دمد. زیرا فراهم شدن زمینه ذهنی و عینی مصالحه و تعامل متوازن ایران و غرب در درازمدت و با شرایطی که در بالاذکر شد از جهات گوناگون زمینه های رشد و توسعه کشور را فراهم می کند. این امر مستلزم تحقق مولفه های داخلی اعم از مدیریتی، سیاسی و شاخص های تاثیرگذار اجتماعی از قبیل فعالیت های سازمان های مدنی ناظر یا شرکت کننده در تحولات کشور است که باید این جهت گیری نگاه جدید به جایگاه بین المللی ایران را به سمت اجرای سیاست هایی برای ایجاد وفاق و همدلی سوق دهیم. این اقدام از طرفی خود عامل مهمی برای کسب امتیاز بیشتر در مذاکرات بعدی از غرب است و هم آرامش و ثبات داخلی و احساس اطمینان و اعتماد به شرایط متحول سیاسی اجتماعی که از مهم ترین عناصر تصمیم گیری برای ریسک سرمایه گذاری اعم از داخلی یا جذب سرمایه خارجی است که فقط در پرتو این وفاق و همدلی سیاسی- اجتماعی قابل حصول است. این امر نیازمند اتخاذ سیاست جدیدی توسط دولت و حکومت یعنی کمک دو قوه دیگر به قوه مجریه است که قبلااز آن در مقاله هایی با عناوین راهبرد نگاه به درون یا شاه کلید یاد کرده ام.
منبع: روزنامه اعتماد

کد N288266

وبگردی