۰

تأملی بر دكان دو نبشي به نام «دلواپسیم»

  • ۲۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
همایش دلواپسیم

همايش دلواپسيم كه توسط برخي فعالان سياسي و رسانه‌اي اصولگرا انجام شد، با واكنش‌هاي متعددي در روزهاي گذشته مواجه بوده است.

بهار نیوز ـ محمدتقی جهانبخش: همايش دلواپسيم كه توسط برخي فعالان سياسي و رسانه‌اي اصولگرا انجام شد، با واكنش‌هاي متعددي در روزهاي گذشته مواجه بوده است. عده‌اي ـ با دلايل خود ـ به حمايت و گروهي به مخالفت با اين همايش، محتوا يا برگزاركنندگان آن پرداخته و گاه مسير افراط يا تفريط را در اين وادي پر لغزش پيموده‌اند.

در بيان صورت‌مسئله بايد داستان را از پيش از انتخابات 24 خرداد 92 شروع كرد. در جريان تبليغات انتخاباتي و بيان آراء و برنامه‌هاي انتخاباتي نامزدهاي محترم پيرامون مسائل كشور، يكي از حوزه‌هايي كه به دلايل مختلف طي ساليان گذشته اهميت بالايي يافته، موضوع سياست خارجي‌ـ‌ به‌طور عام‌ـ و مسئله انرژي هسته‌اي ـ‌به‌طور خاص‌ـ بود.

در جريان تبليغات «سيمايي»، يك جريان سياسي كه طي اين سال‌ها خود را به‌عنوان نماد «مقاومت» در عرصه سياست خارجي «برساخته» بود، استمرار اين مسير را وعده مي‌داد. در سوي ديگر نامزد بعداً پيروز انتخابات قرار داشت كه سخن از تعامل سازنده، واقع‌بينانه و مبتني بر عزت، حكمت و مصلحت ملي با جامعه جهاني سر مي‌داد و معتقد بود كه علاوه بر سانتريفيوژ، چرخ زندگي مردم هم بايد بچرخد.

از قضا اين شعارها مقبول مردم افتاد و صاحبان انقلاب، روحاني را بر سرير ناآرام قدرت نشاندند. ايشان نيز با نظرداشت وعده‌هاي انتخاباتي، در چينش وزرا شخصيتي را براي سكان‌داري وزارت امور خارجه برگزيد كه در ميان اهالي سياست خارجي، فردي انصافاً بي‌نظير است. مدتي بعد نيز پيگيري پرونده هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت خارجه سپرده شد.

مجموعه عوامل دخيل در مسئله هسته‌اي ـ پس از انتخابات ـ تدبير را در تعامل سازنده با هدف حل اين مسئله ديد و بدين ترتيب مذاكرات پيرامون مناقشه هسته‌اي با طرف 1+5 جدي‌تر شد. در گام نخست توافق اوليه‌اي تحت عنوان «برنامه اقدام مشترك» حاصل شد كه بر اساس آن طرفين مي‌بايست اقداماتي را انجام و در يك فرآيند شش‌ماهه‌ي قابل تمديد، مذاكرات را براي رسيدن به راه‌حل نهايي اين مسئله ادامه دهند.

در اين ميان عده‌اي كه ـ‌در خوش‌بينانه‌ترين صورت‌ـ راه چاره مسئله هسته‌اي را در استمرار مسير گذشته مي‌ديدند، پيش و بيش از آن، پس از توافق با 1+5، انتقاداتي را عليه گروه مذاكره‌كننده هسته‌اي و توافق حاصله مطرح نمودند. آخرين اقدام سياسي اين گروه، برگزاري همايشي تحت عنوان «دلواپسيم» بود كه با واكنش‌هاي متفاوتي مواجه شده است. اين نوشتار بر آن است تا ضمن توصيف جوانب امر، نكاتي را بر حاشيه اين همايش بنگارد؛ باشد كه مورد توجه حاميان و منتقدان اتفاقاتي ازاين‌دست قرار گيرد.

1- نقد و نقادي منصفانه در هر حوزه‌اي، قاعدتاً برخاسته از دلواپسي و دل‌نگراني براي حفظ اصول، چارچوب‌ها و روش‌هاي آن حوزه است. نقادي اما در سپهر سياست مي‌تواند مطامع و منافع ديگري نيز دنبال كند و از آن جمله منافع، تخريب رقيب سياسي و جريان حاكم است كه ساحت نقادي منصفانه‌ي متوجه به دغدغه‌هاي سياسي و منافع ملي را به سطح بهانه‌جويي‌هاي معطوف به منافع جرياني و حزبي تقليل مي‌دهد. بنابراين اگر نقد منصفانه، ره‌آورد دلواپسيِ دلواپسان اين روزهاست، «دلواپسي» امري تحسين‌شده و قابل‌ستايش است و اگر شقِّ دوم آن مدنظر است، اخلاقاً و منطقاً قابل‌پذيرش نيست.

2- براي دلواپسي در معناي نخست كه منجر به نقد منصفانه در رفتار سياسي مي‌شود، مي‌توان بنيان‌هايي در آموزه‌هاي ديني و سياسي برخاسته از شريعت يافت كه به گمان نگارنده، امربه‌معروف و نهي از منكر در اين حوزه قابل ارزيابي است. اين آموزه ديني در ساحت سياست مي‌تواند در قالب مفهوم «نقد منصفانه و معطوف به دغدغه» تجلي يابد كه به اين معنا نيز فارغ از تحليل‌ها و استدلالات منتقدين، امري نيكو و پسنديده است. بنابراين دلواپسي و نقادي در معناي نخست آن مورد تأكيد عقل، دين، آموزه‌هاي ديني و منطق مواجهه با مخالفان سياسي است.

از اين‌روست كه در آموزه‌هاي ديني، كلام بزرگان، بيانات رهبري و تأكيدات رييس‌جمهور محترم، به‌ دفعات بر نقد سازنده و مشفقانه تأكيد شده است و ازاين‌روست كه دولت و حاميان آن مي‌بايست آستانه تحمل سياسي و توان نقدپذيري خود را ارتقاء بخشيده و از مجموعه رسانه‌هاي در دسترس جهت گفتگو با منتقدين، پاسخگويي به ابهامات و كاهش نگراني‌هاي احتمالي به وجود آمده كه متأسفانه با رفتارهاي خارج از قاعده برخي ـ‌در لباس انتقاد از دولت‌ـ در سطح جامعه و افكار عمومي پمپاژ مي‌شود، استفاده نموده، و به ترويج فضاي گفتگو و انتقاد در كشور و بازتوليد ارزش‌هاي اخلاقي اين حوزه ـ كه در ساليان گذشته آسيب جدي ديده است ـ كمك نمايد.

بديهي است انتقادات صورت گرفته در اين حوزه الزاماً سازنده نبوده و بر عملكرد دولت وارد نيست اما به‌هرحال از دولت جديد انتظار مي‌رود كه به اعطاي آزادي‌هاي مدني، سياسي و اجتماعي به منتقدان و حتي اندك مخالفان بهانه‌جو و نيز گسترش فضاي گفتگو و مداراي سياسي بيش‌ازپيش اهتمام داشته باشد.

3- نكته ديگري كه مي‌بايست مورد مداقه قرار گيرد، «چيستي» و «چرايي» دلواپسي است. در اين باب نخستين سؤال اين است كه فارغ از كيستي دلواپسان، به‌راستي چرا عده‌اي امروز اين‌قدر دلواپس‌اند؟ و اين دلواپسي‌ها براي چيست؟ مگر در جمهوري اسلامي چه اتفاقي افتاده كه اين‌قدر دل‌هاي عده‌اي نگران شده؟ آيا اين نگراني واقعي است يا «برساخته» رسانه‌اي دلواپسان؟
در همايش برگزارشده، از موضوعات مختلفي سخن به ميان آمده كه توافقنامه ژنو و مسئله هسته‌اي در آن جز در مواردي به حاشيه رفته و در آن موارد نيز به‌كلي گويي اكتفا شده است.

به‌بيان‌ديگر بايد گفت كه همايش «دلواپسيم» نه آن‌طور كه گفته‌شده، «گردهمايي بزرگ منتقدين توافق ضعيف» كه تجمع سياسي مخالفان دولت امروز و كارگزاران و حاميان دولت گذشته بوده است. همان‌طور كه گفته شد در باب چيستي و چرايي دلواپسي دلواپسان اين روزها، نكات چندان قابل‌توجه و مستدلي را نمي‌توان در فحواي اين همايش يافت. به‌راستي اگر اين دلواپسان، دلواپس‌اند، آيا راه بهتر، مؤثرتر و كم‌هزينه‌تري براي ابراز دلواپسي خود نداشته و ندارند؟

به گمان نگارنده، برگزاري نشست‌هاي دانشگاهي، پرداختن اصولي، علمي و مبنايي به توافقنامه، نقد مستدل اين توافق، بيان ايرادات و ارائه پيشنهادات و راهكارهاست كه مي‌تواند راهگشاي مذاكرات آينده باشد. واقعاً اين سؤال مطرح است كه اگر دلواپسان به‌راستي دلواپس بودند، چرا چنان نكردند و چرا چنين كردند؟ آيا اگر اساتيد مبرز علوم سياسي، روابط بين‌الملل و حقوق بين‌الملل به دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشي دعوت مي‌شدند و به بحث و تبادل‌نظر منطقي فارغ از منافع سياسي جرياني و گروهي پرداخته مي‌شد، نيكوتر نبود؟

آيا اگر گروهي از منتقدان متخصص توافق ژنو، به‌طور فردي يا جمعي انتقادات كارشناسانه، منصفانه و مستدلي را در نشريات يا ساير رسانه‌هاي جمعي مطرح مي‌كردند و حاميان توافق نيز به‌طور فردي يا جمعي آن استدلال‌ها را مي‌پذيرفتند يا به آن پاسخ مي‌دادند، شايسته‌تر و مفيدتر نبود؟ و نمي‌شد از دل اين مباحث كارشناسانه راهكارهايي به دولت‌مردان ارائه كرد؟

4- نگارنده اين سطور مدعي بي‌نقص بودن توافق صورت گرفته يا مخالف با نقد رفتارهاي سياسي حاكمان نيست. آنچه مورد بحث در اين نوشته است، چرايي و چگونگي مواجهه با رخدادهاي سياسي است. به نظر مي‌رسد فارغ از همه ملاحظات، نقادي روشمند، مداراجويانه و غير خصمانه است كه مي‌تواند موجب بهبود تصميمات و نتايج حاصل از آن باشد و دلواپسي‌ها را كاهش دهد نه برگزاري تجمعات سياسي كه در آن منافع ملي به مسلخ مطامع سياسي و گروهي برده مي‌شود.

5- يكي از دلايلي كه پذيرفتن نيت خيرخواهانه را از دلواپسان امروز دشوارتر مي‌كند، رفتارهاي سؤال‌برانگيز گذشته ايشان است. به‌راستي اگر اين برادران دلواپس انقلاب و منافع ملي هستند و لازمه ابراز آن را برگزاري همايش و تجمع مي‌دانند، آن زمان كه نرخ بيكاري بالا مي‌رفت، تورم افزايش و رشد اقتصادي كاهش مي‌يافت، نرخ ارز چند برابر مي‌شد، ارزش پول ملي در حال سقوط بود، عده‌اي سوداي دوستي با مردم اسرائيل را در سر مي‌پروراندند و ده‌ها رخداد ديگر به وقوع مي‌پيوست، چرا دلواپس نشدند؟ چرا تجمع و همايش به راه نينداختند؟ چرا يادداشت‌هاي رسانه‌اي منتشر نكردند؟ دلايلي ازاين‌دست است كه پذيرفتن ادعاي دلواپسي براي آرمان‌هاي انقلاب را از جانب دلواپسان امروز دشوار و ناممكن مي‌كند.

با تمام اين اوصاف بايد گفت كه دلواپسي ـ في حد ذاته ـ امري پسنديده است و اعتماد به كارگزاران كارآزموده و امتحان پس داده نظام پسنديده‌تر. دلواپسي اگر آن‌طور كه بيان شد به‌قصد سازندگي و بهبود امور باشد، لازم و بلكه ضروري است و اگر به‌قصد تخريب و تخطئه باشد، به همان ميزان مضر و مخرب. به هر صورت شايسته است كه دولت محترم ضمن بهره‌برداري از انتقادات سازنده، فضاي گفتگو و تعامل ميان بازيگران سياسي را بيش از گذشته فراهم نمايد.

به نظر مي‌رسد كه بايد در شرايط فعلي به تدبير رهبري معظم انقلاب، درايت رييس‌جمهور محترم و تجربه، توان و تعهد مذاكره‌كنندگان هسته‌اي به‌ويژه آقاي دكتر ظريف اعتماد كرد. فراموش نكنيم كه ايشان يكي از ديپلمات‌هاي برجسته كشور است كه تلفيقي از تجربه‌ي كار ديپلماتيك و دانش روابط و حقوق بين‌الملل را در چنته دارد و به اين اعتبار يكي از برجسته‌ترين ديپلمات ـ دانشوران دنياست.

توانايي هاي ايشان و ساير مذاكره‌كنندگان ايراني به ياري خدا تا به امروز به‌طرف مقابل تحميل‌شده است. اميد نگارنده آن است كه همه جريانات سياسي ضمن درك شرايط خطير فعلي، ظرفيت‌هاي سياسي و اجتماعي خويش را براي تحقق آرمان‌هاي نظام و انقلاب و عبور از اين مناقشه ديرپا به ميدان آورده و جستجوي منافع گروهي را به هنگام مناسب‌تري موكول نمايند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.