• ۲۶بازدید

فلاحت پیشه:روابط ایران و عربستان تحث تاثیرنخبگان دو کشور است/باید از تنش زدایی استقبال کرد

عربستان,ایران و عربستان,سوریه

دعوت اخیر عربستان سعودی از وزیر خارجه ایران را برخی رسانه های خبری«زلزله دیپلماتیک» عنوان کرده اند.

  محمود عزیزی: سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان دو روز قبل گفت که ریاض برای گفتگو با ایران آماده است و « در هر زمانی از سفر وزیر خارجه ایران به ریاض استقبال می کند.»

 لحن مقام سعودی را حشمت الله فلاحت پیشه استاد روابط بین الملل و عضو سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم مثبت می بیند و می گوید :«دو کشور باید از دیدار های مشترک که منجر به تنش زدایی می شود، استقبال کنند.چون این موضوع به  سود دو کشور و دنیای اسلام است.»

فلاحت پیشه در این گفت وگو به تشریح چرایی تصمیم عربستان و بازگشت به راهبردهای منطقه ای می پردازد.  مشروح گفت وگو با این  عضو سابق کمیسیون امنیت ملی به شرح زیر است:

***

 

  

 دعوت اخیر مقامات عربستان از وزیر خارجه ایران را باید  در چارچوب «احساس نیاز آنها» بعد از شکست سیاست های منطقه شان دانست یا یک عقلانیت دیپلماتیک برای باز ماندن پنجره دیپلماسی در روابط دو کشور؟

 ایران و عربستان بدون اینکه علت تشنج در روابط بین خودشان را ریشه یابی کنند، باید از دیدار های مشترک که منجر به تنش زدایی می شود، استقبال کنند.در این صورت، اصل موضوع به  سود دو کشور و دنیای اسلام است.شرایط کنونی  دنیای اسلام به گونه ای است که بخش عمده کسانی که درحال کشته شدن هستند، مسلمانند و به نظرم کسانی که در ایجاد یک زمینه دیپلماسی در روابط دو کشور کوتاهی کنند، حتما به مسئولیت قانونی و شرعی خود عمل نکردند؛ عربستان در شرایطی از رفتار قبلی خود در قبال ایران عدول می کنند که در طول 10 سال اخیر اشتباهات مکرری را مرتکب شده است. شروع اشتباهات عربستان از سال 204 بود. زمانی که طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا طرح شد، عربستان در این قالب بازی کرد.این طرح به صورت زیرکانه  بحث اختلاف شیعه و سنی را در درون خود مطرح می کرد.جمهوری اسلامی ایران دنباله روی این اختلاف نشد و در سیاست های خود منطقه ای عمل کرد، اما سعودی ها و نهادهای اطلاعاتی این کشور دنباله رو آمریکا شدند واین امر موجب شد شرایطی منفی در روابط دو کشور و دنیای اسلام به وجود آمد.

تحولات اخیر در قبال سوریه نشان داد که اگر موضوع  در قالب شیعه و سنی پیش برود، عملا طرف ها هیچ نتیجه ای نمی گیرند.از طرف دیگر ایران هم با عقلانیتی که در حوزه دیپلماتیک به خرج داد معضل ایران هراسی در فضای بین المللی را از بین  برد و ضربه اساسی به این تلقی زد.در حالی که ماحصل تلاش طرح خاورمیانه بزرگ، رسیدن به این نقطه بود که کشورهای غربی، عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی، در قالب یک طرح صهیونیستی عمل کنند.

 الان که ایران هراسی با یک ضربه جدی مواجه شده است ،غربی ها زودتر ازعربستان به دنبال ارتباط با ایران رفتند. امروز آمریکا برخلاف طرح خاورمیانه بزرگ خود حرکت می کند.در این شرایط عربستان به این نتیجه رسیده است که اگر به روندهای دیپلماتیک نپیوندد، ممکن است در اوضاع  منطقه بخش دیگری از نفوذ خود را هم از دست بدهد.

از این فرصت به وجود آمده سیاست خارجی کشور باید چطور بهره برداری بکند؟

معتقدم تحت هر شرایطی باید از فضای تازه در روابط ایران و عربستان استقبال کرد.روابط ایران و عربستان تا حدود زیادی تحث تاثیر روابط نخبگان بوده است.برخی نخبگان در ایران ارتباطات خاصی در عربستان دارند و این عوامل در شکل گیری  روابط جدید موثر بوده است.به همین دلیل سعودی ها به سمت سیاست تنش زدایی با ایران حرکت کردند.

برخی منابع رسانه ای می گویند فضای  تازه ایجاد شده در روابط دو کشور، به عامل سوم باز می گردد و آن آمریکا است که از بازسازی روابط دو کشور راضی است.همچنان که این تحلیل وجود دارد که آنچه امروز عربستان را به دیپلماسی باز گردانده است نه اهمیت روابط با ایران، بلکه  شکست سیاست های منطقه ای عربستان درسوریه و عراق است. فکر می کنید راهی وجود دارد که این دو کشور، به دور از تاثیر گذاری یک عامل سوم، روابط خود را بهبود دهند؟

 این فرضیه  امروز با قدرت گذشته نیست که بتوان با قدرت درباره آن صحبت کرد.به عبارتی در روابط ایران و عربستان با اختلافهای راهبردی همراه بود.اصولا سعودی ها  نگاه فرامنطقه ای  را دنبال می کنند ودر داخل راهبرد های آمریکایی بازی کردند ،اما ایران راهبرد منطقه ای دارد و فکر می کند کشورهای مسلمان باید در قالب راهبرد های منطقه ای مسائل خود را حل کنند.منتها یک سری از مسائل به این راهبرد عربستان ضربه زد.

چه مسائلی؟

مهمترین  مساله در این خصوص، تصویب طرحی در سنای آمریکا در باره روابط این کشور باعربستان است. این طرح تصویب قانون الزام دولت آمریکا به پایان وابستگی به نفت عربستان و دیگر کشورهای خیلج فارس است.این موضوع در قالب طرح «دیپلماسی عرفی» در کنگره آمریکا تصویب شد تا براساس آن، آمریکا  روابط استراتژیک اقتصادی خود را تعدیل کند.این قانون تصویب شده و و دولت آمریکا ملزم شده است  وابستگی  خود را به نقت خلیج فارس از جمله عربستان کاهش دهد.سعودی ها هم  برای اینکه بازار خود را از دست ندهند، قراردادهایی را با چین بسته اند که رقیب استراتژیک آمریکا در جهان است.علاوه بر آن ، یک موج منفی علیه تروریسمی  شکل گرفته که عربستان متهم اصلی  شکل گیری آن در منطقه خاورمیانه است. نمود این مساله در بندی از توافق های کنفرانس ژنو 2 که درباره سوریه است،شکل گرفته است و در آن  طرفین اعلام کردند که عربستان شهروندان را از سوریه فراخوان کند .عدم بازگشت عربستانی ها وتعیین بعد از ضرب الاجل مجازات زندان از 3 تا 20 سال را دارد.همه شرایط گفته شده عربستان را در تنگنا قرار داده است و اگر در گذشته عربستان با اشاره آمریکا به ایران نزدیگ می شد، الان به  خاطر تنگناهای بین المللی  به سمت راهبردهای منطقه ای حرکت می کند .

 به عنوان سوال پایانی فکر می کنید تغیر نسلی در رهبران عربستان می تواند آنها را به سمت سیاست پایدار در قبال ایران بکشاند؟

رفتار عربستان در قبال ایران، وابسته به حلقه های وصل است. این حلقه های وصل یکی  نفت است.  این عامل تا حد زیادی  در حال تضعیف شدن است. حلقه دوم در این  پازل، موضوع ژاندارمری عربستان در منطقه خاورمیانه است.از 45 سال قبل سعودی ها به دنبال حفظ موقعیت ژاندارمری خود در منطقه هستند، اما تعدیل حضور خاورمیانه ای آمریکا باعث شده است آنها در این امر هم موفق نباشند.در این شرایط ،امکان کار برای آنها کمتر است. ضمن اینکه عربستانی ها به اندازه کافی امتیاز کافی را در موضوع فلسطین به آمریکایی ها و اسرائیلی ها دادند و بیش از این چیزی ندارند که به آمریکایی ها بدهند. لذا منطقه گرایی سرنوشت محتومی که عربستان باید براساس عقلانیت باید به آن برسد.

29/212

وبگردی