۰

آیا رئیس‌جمهور باید «ناگفتنی‌ها» را هم مي‌گفت؟

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حسن روحانی

این دولت، مخالفین قدرتمندی دارد که اجرای سیاست‌هاي درست اقتصادی، حتی «اقتصاد مقاومتی»، مطلوب آنها نیست. آنها مي‌خواهند «اقتصاد مقاومتی تحریمی» را در کشور پیاده بکنند، نه «اقتصاد پایدار و مقاوم علمی».

بهار نیوز: معمولاً نطق‌ها یا مصاحبه‌هاي سیاسی ِسیاستمداران واجد دو بخش هستند: «گفتنی‌ها» و «ناگفتنی‌ها». گاهی،«ناگفتنی‌ ها» بسیار مهم تر و موثرتر از «گفتنی‌ها» هستند اما زمان خاص و مناسب خود را دارند. «ناگفتنی‌ها» پس از مطرح شدن در سطح جامعه، مي‌توانند امواج سیاسی گسترده‌اي را موجب گردند. این امواج حتی ممکن است از کنترل، نظارت و هدایت شخص سیاستمدار و تیم کاری او خارج شوند و بسان شمشیر دولبه‌اي عمل بکنند.

پس از گفتگوی دکتر حسن روحانی در شبکه‌ي یک تلویزیون، سوال مهمی از سوی برخی فعالین سیاسی، روزنامه نگاران و اعضاء گروه‌هاي اصلاح طلب حامی دولت در رسانه‌هاي مکتوب و مجازی مختلف مطرح شد که؛"آیا رئیس جمهور باید «ناگفتنی‌ها» را هم مي‌گفت؟" به ناگفته‌هاي مصاحبه‌ي مزبور، همچون فیلم کذایی «من روحانی هستم»، رسانه‌هایی خارجی نیز بسیار پرداخته اند؛ که البته آنها زاویه‌ي دید و نگاه تفرقه افکنانه‌ي خاص خود را دارند؛ ولی به طور قطع و یقین، «دغدغه‌هاي گروه‌هاي اصلاح طلب» از جنس دیگری است. از جنس محبت مادر و دایه!

جریان‌هاي حامی دولت تدبیر و امید که تاکید دارند،"ای کاش رئیس جمهور محترم به مسائل سیاست داخلی هم، مشروح تر مي‌پرداختند"، نگران گسست ارتباط و پیوستگی دولت با بدنه‌ي اجتماعی حامی خود هستند. آنها باور دارند که در سایه‌ي کارشکنی‌هاي افراطیون، بخشی از مطالبات حامیان دولت تدبیر و امید، در حوزه‌هاي سیاسی – اجتماعی و فرهنگی هنوز برآورده نشده است، حقوق شهروندی همچنان در مرحله‌ي تدوین پیش نویس باقیمانده، محدودیت‌هاي سیاسی به طور کامل برداشته نشده، زندانیان سیاسی آزاد نشده و...!

واقعیت آن است که بخش عمده‌ي «پایگاه اجتماعی» و «سازمان رای» دولت تدبیر و امید، به قشر متوسط و نخبه‌اي تعلق دارد که استمرار ارتباط سیاسی پایدار با این اقشار، برای کارزارهای سیاسی آتی، چون انتخابات مجلس شورای اسلامی، بسیار حیاتی است. شاید دغدغه‌هاي سیاسی آنها، بر دغدغه‌هاي اقتصادی بچربد؛ ولی آیا، در حال حاضر «اولویت اول»دولتمردان تدبیر و امید نیز موضوعات سیاسی داخلی است؟

اصلاً در شرایط بسیار بحرانی اقتصادی کنونی که با اجرای "صادقانه "ی مرحله‌ي دوم قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، بدتر هم شده و نارضایتی اقشار آسیب پذیرجامعه – حتی موقتی و گذرا هم باشد – افزایش یافته است؛ دامن زدن به مطالبات سیاسی بخش هایی از جامعه که برآورده شدن آن مطالبات ِبرحق، در کوتاه مدت و میان مدت به دست قوه‌ي مجریه ممکن نبوده و مخالفین قدرتمندی در دو قوه‌ي دیگر دارد؛ درست مي‌باشد؟

چاره‌اي جز اذعان به این حقیقت تلخ نیست که "اکنون زمان پرداختِ جدی به ناگفتنی‌ها نیست" و رئیس‌جمهور محترم نیز با تلاش بسیار زیاد توانست از پرداختن به آنها پرهیز نماید. فشار کلمات را که دردمندانه گلوی رئیس جمهور را مي‌فشردند؛ مي‌شد به آسانی دید؛ ولی آن لحظات، قطعاً زمان مناسبی برای طرح ناگفته‌هاي نبودند که در نهایت ایشان از آن ناگفتنی‌ها، با ذکر این جمله‌ي کوتاه که «من قول‌ها و وعده هایی را که داده ام، فراموش نکرده ام» گذشتند!

اما، چرا زمان مناسب نبود و دلیل این پرهیز سیاسی چیست؟
بخشی از ناگفته‌ها را سخنگوی دولت، فردای روز مصاحبه‌ي تلویزیونی رئیس جمهور گفت اما مخالفین دولت تدبیر و امید که مشی دشمنانه، سهم‌خواهانه و تقابلی را با دولت تدبیر و امید اتخاذ کرده‌اند؛ به دنبال «دوئل سیاسی» هستند. آیا درست است که رئیس جمهور، وارد یک «قمار پاکبازانه» با گروهی کم تعداد شود که چیزی برای باختن ندارند؟ احساسات بسیاری از همکاران روزنامه‌نگار قابل درک است؛ ولی شرایط فوق‌العاده سخت سیاسی دولتی را که وارث ویرانه‌هاي اقتصادی کشور شده است را نیز، در نظر  بياوريم.
دولتی که موفق‌ترین و با تدبیرترین عملکردش در حوزه‌ي دیپلماسی هسته‌ای، کشور را از انزوای سیاسی خارج کرده و منابع ملی را از هدر رفت خائنانه، نجات داده است؛ گرفتار دشمنی‌ها و مخالفت‌هاي سیاسی غیرکارشناسانه قرار گرفته و ارزشمندترین ثروت عمومی یعنی «منافع ملی»اش در مسلخ منافع فردی و جناحی قربانی شده، آیا درست که وارد «تله و دام سیاسی» مخالفین جان برکف خود گردد؟
به طور حتم مي‌دانیم، دولتی که قدرت مانور محدود، معین و مشخصی در حوزه‌ي سیاست داخلی و خارجی دارد، چرا از ابتدا «شعار تدبیر» سرداده و «کلید» را به عنوان نماد خود معرفی کرده است؟ در این دو کلمه‌ي «کلید» و «تدبیر» باید بسیار تامل کرد. بخشی از فرایند تدبیر در این دولت، به سیاست‌هاي غیر علنی و چانه زنی‌هاي پشت پرده بر می‌گردد.

عرصه‌هاي ممنوعه‌اي که قوه‌ي مجریه حق ورود آشکار به آنها را ندارد، و هر نوع ورودعلنی در این عرصه ها، مي‌تواند جریان مقاومت سازمان یافته‌ي رسمی را فعال سازد و تمام راه حل‌هاي احتمالی را قفل کند. زیرا بعضاً، شعار التزام به اصل تفکیک قوا زمانی سرداده مي‌شود و حدود و مرزها برجسته تر مي‌شوند که قوه‌اي مي‌خواهد از نظارت‌هاي مصرح در قانون اساسی سرپیچی بکند.

دوستان باید عنایت داشته باشند که این دولت، مخالفین قدرتمندی دارد که اجرای سیاست‌هاي درست اقتصادی، حتی «اقتصاد مقاومتی»، مطلوب آنها نیست. آنها مي‌خواهند «اقتصاد مقاومتی تحریمی» را در کشور پیاده بکنند، نه «اقتصاد پایدار و مقاوم علمی». همین جریان‌هاي قدرتمند سیاسی- اقتصادی، دنبال حاشیه سازی برای دولت هستند و مي‌خواهند وقت و امکانات دولت را مشغول موضوعاتی با اولویت کمتر بکنند. اکنون اولویت اساسی کشور، حل مشکلات اقتصادی است.

مشکلات اقتصادی کشور با اجرای مرحله‌ي دوم قانون هدفمندسازی یارانه ها، بد شده و تا شش ماه نخست سال جاری، بدتر هم خواهد شد. هر قدر هم دولت تلاش بکند، شاهد «تورم انتظاری» بالایی خواهیم بود که ریشه در سیاست‌هاي غلط اقتصادی گذشته دارد. دولت تدبیر و امید توسط 19 میلیون رای متعلق به پایگاه اجتماعی خود پیروز شده است، ولی اکنون متعلق به 78 میلیون نفر ایرانی است که عمده ترین خواست آنها حل معضلات تورم، بیکاری، رشد اقتصادی منفی، بی ثباتی قیمت‌ها، فساد اقتصادی و اداری، تبعیض و فامیل سالاری و... هستند.

مشکلات زیست محیطی، در 5 سال آتی بخش عمده‌اي از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص خواهد داد. جمعیت کشور به سرعت پیر مي‌شود و حتی درصورت ثابت ماندن نرخ رشد جمعیت کشور، نیازهای سلامتی جامعه به تخت بستری، خدمات سرپایی، دارو و تجهیزات پزشکی و خدمات توانبخشی و مراقبت‌هاي سالمندی در حال افزایش تصاعدی است. بیمه‌هاي درمانی کشور بر اساس استانداردهای علم «اقتصادِ درمان» همه ورشکسته هستند.

در صورت عدم حل معضل رشد اقتصادی منفی و تداوم روند بیکاری و ورشکسته شدن کارخانه‌هاي صنعتی،سازمان تامین اجتماعی هم ورشکسته خواهد شد، هر چند که اکنون نیز خرجش بیشتر از دخلش است. به علت خشک شدن دریاچه‌ي ارومیه، کم آبی رودهای کارون و زاینده رود و تغییرات اکوسیستمی در کشور، صنعت کشاورزی نیز در معرض تهدید است. تحریم‌ها، بازارهای صادرات کالاهای ایرانی را از بین برده اند و عملا فضای کسب و کار ما محدودتر شده اند...

با این بحران‌هاي فرساینده‌ي اقتصادی و تورمی که افسار گسیخته در حال افزایش است و ریشه در سیاست‌هاي مخربانه‌ي اقتصادی گذشته دارد و تحمیل هزینه‌ي سنگین پرداخت یارانه‌ي نقدی به خزانه‌ي دولتی که مهمترین منبع درآمدش – صنعت نفت و گاز- با مشکلات زیرساختی، تولید، تحریم و کاهش صادرات مواجه است؛ اولویت اصلی هر دولتی که دغدغه‌ي حفظ و بقاء اقتصاد کشور را دارد، باید «حل مشکلات اقتصادی» باشد و لاغیر.

جنبش اجتماعی حامیان دولت باید دغدغه‌هاي سیاسی خود را حفظ و برآورده شدن آنها را ازدولت تدبیر و امید بخواهد؛ ولی در حال حاضر بهتر است که اولویت را به حل معضلات اقتصادی کشور بدهند. این دولت 19 میلیون رای آورده است. باید در انتخابات مجلس شورای اسلامی، جمع آراء نمایندگان حامی اعتدال و اصلاحات، به بیش از 25 میلیون رای برسد.

بپذیریم که در صورت حل معضلات اقتصادی، سازمان آراء جریان اصلاحات و اعتدال که از دکتر حسن روحانی حمایت مي‌کنند، گسترده‌تر خواهد شد و فرصت و فضا برای توسعه‌ي سیاسی جامعه نیز فراهم‌تر خواهد شد؛ اما اکنون ما در دوره‌اي به سر مي‌بریم که باید بار دیگر از«ابتداء» شروع بکنیم.

جامعه‌ي توسعه یافته نیازهای اقتصادی توسعه یافته تری دارد. به شکاف هایی که در اثر پیشرفت‌هاي اقتصادی دوره‌ي اصلاحات، در جامعه ایجاد شد؛ مجدداً نگاه کنید. اکنون زمان پر کردن شکاف‌هاي اقتصادی جامعه است تا بار دیگر شاهد «رشد علف هرز پوپولیسم» در این شکاف‌ها نباشیم. پس هنوز زمان ِبیان «ناگفته ها» نرسیده است اما اکنون، «گفته‌هاي اقتصادی امید بخش»، برای آرامش جامعه ضروری‌تر از هر گفته‌اي هستند.

دکتر هوشنگ عطاپور

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.