قنادباشی: سند ریاض، پایان ماه عسل آنکارا-دوحه است/ مدل اقتصاد بادکنکی مالزی درباره قدرت قطر تکرار شد

اخوان المسلمین,قطر,جهان عرب,عربستان,خاورمیانه

یک کارشناس مسائل جهان عرب می گوید پذیرش سند ریاض، به ماه عسل آنکارا و دوحه پایان می دهد.

زهره نوروزپور:  قطر در هفته های گذشته  مناسبات تنش آلودی با همسایگان عرب خود داشته است، کشور کوچکی که در چند سال اخیر کوشیده بود به بازیگر مهمی در منطقه و جهان تبدیل شود اکنون در اثر فشارهای عربستان سعودی و دو متحد اصلی اش امارات متحده عربی و بحرین تا حدودی از جاه طلبی های گذشته خود دست کشیده و ناچار به پذیرش پیمان ریاض شد. این  پیمان جنجالی  تنها گریبان قطر را نخواهد گرفت بلکه اینده سیاسی جماعت اخوان المسلمین در سرتاسر خاورمیانه و فرا خاورمیانه و همچنین متحد سرسخت خود آنکارا را هم که یکی دیگر از حامیان اخوان المسلمین در منطقه است خواهد گرفت، این تنش ممکن است به سایر کشورهای دیگری که به نحوی با اخوان المسلمین در ارتباط هستند نیز سرایت کند. و سرنوشت این گروه اسلامی و حامیان آن را در هاله ای از ابهام فرو برد. 

در این خصوص با جعفر قناد باشی کارشناس مسائل جهان عرب گفت گویی کرده ایم که از نظر می گذرانید:

 

 

با توجه به توافق قطر - ریاض  در خصوص دست برداشتن این کشور از حمایت اخوان المسلمین، آینده سیاسی این گروه اسلامی چه خواهد شد؟
حمایت های قطر از اخوان المسلمین هیچگاه مهم نبوده است. ماهیت حکومت قطر هیچگاه شناخته شده نبوده است. به خصوص که امیر کنونی و قبلی قطر هردو از تحصیل کردگان دانشگده نظامی انگلیس هستند. لذا ماهیت و هم سویی انها با امریکایی ها و انگلیسی ها بارها و بارها به اثبات رسیده است. لذا از دست دادن این حامی ممکن است در کوتاه مدت لطمه ای به اخوان محسوب شود ولیکن در دراز مدت کمک می کند که اخوان به طور مستقل کار کند وبهترین وجه آن این است که اطلاعات  گروهای اخوانی در اختیار دشمن قرار نمی گیرد.

متاسفانه قطری ها ضمن حمایت از اخوان، اطلاعات این گروه  اسلامی را  به دست می آوردن و در اختیار لندن و واشنگتن قرار می دادند. لذا این حمایت از دست رفته در کوتاه مدت ضرباتی اقتصادی و سیاسی به اخوان المسلمین وارد می کند و نوعی تقویت دولت مصر را به همراه خواهد داشت. همچنین ضربه ای است به شاخه های اخوان در دیگر کشورها چون قطر از همه شاخه ها حمایت می کرد چه شاخه هایی که در ترکیه هستند و چه شاخه های فلسطینی مثل حماس و به مراتب شاخه های اخوانی که در شمال افریقا هستند، مثل تونس، لیبی و مجموع این حمایت ها، حمایت اقتصادی بود. حذف این حمایت ها و حمایت های رسانه ای که همواره حامی تبلیغاتی موثر بود ، ضربات کوتاه مدتی به اخوان محسوب می شود.

این مقوله سبب می شود که گروه های اخوانی در کوتاه مدت و میان مدت بدون اتکا به دولت های عربی قطر اقدام کنند. کما اینکه در فلسطین، همین مساله اتفاق افتاد که پیروزی حاصل شد. قبل از این اگر به تاریخ فلسطین برگردیم می بینم که گروه عرفات و گروه فتح به نوعی به دلارهای نفتی کشورهای عربی متکی بودند اما زمانی که حمایت ها پایان یافت انتفاضه آغاز شد. انتفاضه یعنی حرکت ملت فلسطین بدون اتکا به دلارهای نفتی.

 در واقع الان برای اخوان تکرار تاریخ فلسطین اتفاق افتاده است. طبیعتا کسانی این بار از اخوان حمایت می کنند که از دل مردم بیرون آمده اند نه سلاطین خلیج فارس. مردم به دنبال از بین رفتن اخوان نیستند، لذا از این به بعد بهتر و مطمئن تر در جهت تقویت اخوان گام برمی دارند و  از آنها حمایت می کنند .

آینده سیاسی قطر را چه طور ارزیابی می کنید؟
متاسفانه تصمیم قطر تصمیم مقامات این کشور نیست، تصمیم واشنگتن و لندن است. انچه که اتفاق افتاده است ما باید در مناسبات میان واشنگتن و لندن جستجو کنیم. لندن از قطر حمایت می کرد، همانطور که گفتم سران قطر چه امیر فعلی و چه امیر قبلی در دانشگاه نظامی انگلیس که یکی از پنهان ترین دانشگاه های جهان هست تربیت و دست آموز شده اند.

لذا امضای این سند وجهه دروغینی که قطر پیدا کرده بود در حمایت از گروه های اسلامی از میان برد و در واقع آن چهره ویژه ای که قطر طی 15 سال گذشته داشت جای خودش را به جایگاه اصلی داد. قطر به جایگاه واقعی خود باز می گردد چرا که  آن قدرت و جایگاهی که این کشور  در جهان عرب حاصل کرده بود  از طریق  سفارش ها و توصیه های لندن بود.  در واقع اتفاقی که در قطر افتاد، شبیه اقتصاد بادکنکی مالزی است. یعنی اگر ما بررسی کنیم که چه اتفاقی در آینده سیاسی، فرهنگی و رسانه ای این کشور خواهد افتاد ، درست مانند وضعیتی است که در مالزی از نظر اقتصادی افتاد.

اگر یک دهه پیش کشور مالزی را بررسی کنیم در خواهیم یافت که یک سرمایه دار صهیونیستی که در این کشور سرمایه گذاری کرده بود به یکباره سرمایه گذاری خود را لغو کرد و سرمایه خود را از مالزی خارج کرد . رشد بادکنکی اقتصادی مالزی پایان یافت . مالزی کشوری بود که به سرعت  تبدیل شد به بازیگر اقتصادی در افریقا و به همان سرعتی که رشد کرده بود به همان سرعت افول کرد و تبدیل شد به یک بازیگر معمولی. در قطر هم دقیقا همین اتفاق افتاده است چون قدرت و استراتژی دوحه درحمایت از اخوان و رهبران این جماعت، برون مرزی و رسانه ایی بود،  یک مساله داخلی نبود. به مجرد تغییر تصمیم لندن و آن هم در مناسبات سیاسی با واشنگتن این چهره بادکنکی و توانایی های  فرهنگی و رسانه ای به یک باره ازمیان رفت و قطر را به یک بازیگر معمولی تبدیل کرد.

 اما مساله مهم این است که مجموع این اقدامات یعنی انچه که قطر را ناگزیر کرده است دست از حمایت اخوان بکشد در چارچوب یک اقدام انفعالی از جانب کشورهای عربستان، امارات و بحرین است. چرا که انها با این وسیله اعتراف می کنند که جایگاه اسلام گرایی در کشورهایشان به اندازه ای قوی است که ناگزیرند  یکی از شرکایشان را در خلیج فارس مجبور کنند که سیاست خود را در قبال اسلام گراها تغییر دهد. یعنی اعتراف می کنند که آنها آسیب پذیر شده اند.

سالهای سال است که قطر در شبکه الجزیره همین سیاست ها و حمایت از اخوان  را دنبال می کند. حداقل طی سه سال گذشته اخوان را در مصر و ترکیه حمایت کرده است. اما چرا امروز عربستان، امارات و بحرین چنین اقدامی را صورت دادند؟ چون در یک مرحله آسیب پذیری قرار گرفته اند و این نکته بسیار مثبتی است که برای مردم قطر هم نوید بخش است. مردم قطر می فهمند که چهره این دولت توخالی بوده است و قدرت خود را از دست داده است ، در واقع مردم مسلمان قطر باید بدانند که سلاطین خلیج فارس در حال حاضربه آسیب پذیرترین زمان ممکن خود رسیده اند و پایه ها حکومت آنها به شدت متزلزل شده است.

اخوان ها در زمان جمال عبدالناصر مورد تفقد ملک عبدالله بودند، زمانی که اخوان ها به دستور عبدالناصر سرکوب می شدند اعضای این جماعت به عربستان پناه بردند چه شد که الان مورد خصومت سعودی ها قرار گرفته اند؟
 به دلیل اینکه در آن زمان سعودی ها مقابل جمال عبدالناصر بودند و با حمایت از اخوان المسلمین خواهان این بودند که عبدالناصر ضعیف شو و. به عنوان یک حکومت جدید و یک ساختار سیاسی جدید قدرت نگیرد. سعی می کردند از اخوان به عنوان مخالف ناصر حمایت کنند. حمایت از اخوان به معنی حمایت واقعی نبود بلکه به معنی سوءاستفاده از آنها  برای تضعیف رقیب دیگر بود.

در حال حاضر خیلی شرایط فرق کرده است آن زمان جریان ناسیونالیسم عرب قوی بود الان اسلام گرایی قوی است. ناسیونالیسم عربی هرگز توانمندی تغییرات را نداشت چرا که مبتنی بر قومیت بود  و مبتنی بر قومیت حرکت می کرد. آنچه که اتفاق افتاده است این است که اسلام گرایی یک توانمندی دارد به دلیل وجود بستر امواج گرایش اسلامی به دیگر کشورها و بسیار از ناسیونالیسم وارداتی از غرب قوی تر است. ناسیونالیسم هرچه که باشد در جهان عرب و در جهان اسلام، یک گرایش وارداتی است، اما اسلام ، اندیشه ای درونی است درواقع مراجعه به اسلام بازگشت به خویشتن خویش است و ناسیونالیسم هرگز این معنی را نمی دهد .

لذا انچه که الان اتفاق افتاده است ترس از اسلام گرایی اس و در واقع ضربه پذیری و اسیب پذیری دولت های عربی را نشان می دهد و انها واقعا نگران هستند.

آیا این نگرانی ها در سند مورد پذیرش میان دوحه و ریاض هم مشهود است؟
در بند، بند این توافق مشهود است. شما به بندهای این سند نگاه کنید. می گوید مانع ورود و پناه دادن به مخالفین ما به کشور خودتان شوید . دومین بند می گوید از اخوان حمایت نکنید. سومین بند، شبکه الجزیره را در خدمت اخوان قرار ندهید.  بند بند این سند اعتراف می کند که در حال حاضر یک نگرانی بسیار شدیدی نسبت به گرایش های اسلامی است، که البته خوشبختانه در اخوان خلاصه نمی شود. گرایش های اسلامی متعددی است که تشکیلاتی ترین گروه در حال حاضر اخوان المسلمین است.

 متاسفانه این گروه،  تحت حمایت دروغین قطر وارد یک سناریوی انگلیسی شدند و اسرارشان را در معرض خطر قرار دادند. آنها تحت این حمایت، اخوان را فریب دادند و تله ای که اخوان در آن افتاد باعث لو رفتن اطلاعات بسیار مهمی درباره آنها شد.

از سوی دیگر بندهای قطعنامه شامل بند های مخفی هم می شود که از قطر اطلاعات اخوان را تحویل بگیرند. اینکه چه کسانی در کشورهای عربی اسلام گرا هستند ، چه نقشه ای و چه فعالیتی دارند که برای اخوان این بعد به شدت خطرناک است و از این ناحیه ممکن است ضربه مهلکی بخورد. 

این سند تقریبا قطر را منزوی کرده است به نظر شما ممکن است که دوحه از دور بازی اعراب حذف شود؟
قطر چون یک کشور نفتی و ثروتمند است، و اینکه حکومت دوحه به دست انگلیس کنترل می شود . هرگز از معادلات حذف نمی شود اما نقش این کشور را در این بازی تغییر خواهند داد.

تهدید عربستان برای براندازی نظام دوحه مبنی بر فسخ این قرارداد از سوی قطر تا چه اندازه جدی است؟
اینها بلوف است و تحلیل هایی  است از جنس تحلیل آقای عطوان سردبیر روزنامه الرای الیوم. این تحلیل ها درست نیست. اینها در واقع سرپوشی است برای اینکه ما به واقعیت ها پی نبریم. متاسفانه انچه که هست، هر تصمیمی که در ریاض و دوحه گرفته شود سفارت های امریکا و انگلیس در ان نقش دارن. و این تغییر نقش در واقع تصمیمی است که از لندن در چارچوب مناسبات خود با آمریکا گرفته شده است. چرا که همین چند روز پیش در پارلمان انگلیس بحث بر سر فعالیت اخوانی ها در انگلیس بود و آقای کامرون در حال بررسی سیاست هایی در قبال فعالیت اخوان المسلمین در لندن است که این فعالیت را محدود کند یا نکند ، که این بحث ها منجر شد که از قطر بخواهند که چنین کاری انجام دهد.

هرگزتهدیدات عربستان جدی نیست. چرا که قطر یک مهره انگلیسی امریکایی است و  آنها سعی کردند با روبه رو قرار دادن این مهره ها و ایجاد رقابت بین ریاض و دوحه از آنها بهره برداری کنند. هرکز به نفع انگلیس  نیست که قطر را حذف کند چون نمی توانند رقابتی که لازم است ایجاد کنند و منافع خود را در منطقه حفظ کنند.

آیا مناسبات دوحه و انکارا نیز تحت تاثیر این توافق قرار خواهد گرفت؟
انکارا وقتی وارد عرصه سوریه شد قطر به تنهایی 11 میلیارد دلار در اختیار اقای اردوغان قرار داد. در واقع منافع ملی ترکیه نبود که وارد جنگ با سوریه شود و سال های سال اثرات و واکنش های آن در این کشور باقی بماند . اقای اردوغان حزب عدالت و توسعه ایشان یک شاخه اخوانی و ترکی محسوب می شود و زمانی که حمایت قطر لغو شود حمایت از ترکیه هم لغو می شود. طبیعتا حزب عدالت و توسعه در پیشبرد تبلیغات انتخاباتی کاهش پیدا می کند. اقای اردوغان در چند ماه گذشته هم ضعیف تر عمل کرده است. سندی که در حال حاضر به نام ریاض و دوحه نوشته شده مدتی است که رسانه ای شده است از خیلی وقت قبل ان اجرایی شده بود و الان به صورت جدی تر اجرا می شود.

مدتی هست که حمایت های قطر از ترکیه کاهش پیدا کرده مدتی است. فعالیت رسانه الجزیره کاهش پیدا کرده است . لذا در واقع حزب عدالت و توسعه  دوران شکوفایی و بهارش را از دست می دهد وبه ورطه خزان می رود و باید به مردم ترکیه متکی شود. . طبیعتا روابط قطر و انکارا در حد معمولی باقی خواهد ماند، قطع نخواهد شد. چرا که شاخه اخوانی هستند اما حالت دوران ماه عسل گذشته میشه گفت به اتمام رسیده و پایان یافته است.

برخی منابع خبری مدعی شده اند که قطر عربستان را تهدید به جنگ کرده است، آیا کشور کوچکی مثل قطر این توانایی را دارد؟
این صحت ندارد. شیوخ عرب مولفه قدرتی که چنین حرفی را  بزنند در اختیار ندارند. قویترین مولفه قدرت آنها در اختیار غرب است.  تصمیمات نفتی آنها در اختیار کمپانی های بزرگ اروپایی است. آنها هیچ کاری نمی توانند بدون اجازه غرب انجام دهند و هیچ مولفه قدرتی ندارند، چون ارتش مستقلی ندارند .ارتش های آنها همه تحت نظر مستشارهای امریکایی و انگلیسی است.

قدرت مالی و حتی دلار های نفتی همه در بانک های غربی است. لذا هیچگاه قدرت چنین  اظهار نظر ها و تهدیدهایی را ندارند  که طبیعتا باید مبنتنی بر قدرت باشد. کشوری می تواند عربستان را تهدید کند که قدرت مولفه داشته باشد، عربستان یک مهره آمریکایی انگلیسی است، امارات و بحرین، متحد عربستان هستند وهمین طور بحرین بزرگترین پایگاه امریکا را در منطقه دارد،  قطر با طول و عرض جغرافیایی کم و نبود اهرم قدرت نمی تواندچنین تهدید مضحکی کند و به عقیده من این دست اخبار کذب است. 

در همین ایام شاهد بودیم که سیاست شبکه الجزیره تغییر کرد و با نادیده گرفتن بحران مصر بار دیگر بر پوشش اخبار سوریه متمرکز شد، به نظر شما این واکنشی انفعالی نسبت به اقدامات ریاض نیست؟
مردم مصر و بسیاری از طرفداران اخوان در حال حاضر منتظرند که الجزیره مثل گذشته در برابر کودتا از آنها حمایت کند. آنها از عربستان بسیار نفرت دارند  و هر نوع همکاری قطر با عربستان را منفی قلمداد می کنند. اما انچه که هست عربستان، بحرین ، امارات و کویت از کودتا گران نظامی حمایت کردند. آنها در واقع فضایی را آماده می کنند که انتخابات مصر به نفع سیسی رقم بخورد. به این خاطر الجزیره مزاحمت هایش را کاهش داده است  تا اینکه در مصر یک دوره تاریک دیکتاتوری دیگر اغاز شود. اما چرا سوریه را مجددا مورد توجه قرار داده اند؟ به این دلیل است که سوریه در مسیر مقاومت قراردارد و سمبل حرکت های ضد آمریکایی ، ضد صهیونیستی و انگلیسی است،  سمبل همکاری با ایران است ،سمبل همکاری با همه انقلاب های ضد سلاطین است. لذا طبیعی است که انها سیاست رسانه ای را در مصر متوقف کنند، در حال حاضر در سوریه گروه های طرفدار قطر تضعیف شده اند و گروه های طرفدار عربستان قدرتمند و فعالتر.

حذف بندر و معرفی ولیعهد جدید تا چه اندازه در این معادلات نقش داشته اند؟
دلیل برکناری بندربن سلطان از صحنه سیاسی در واقع به دلیل مشکلاتی بود که در صحنه عمل درباره سوریه و به خصوص روسیه پدید آمد. بعد از انفجارهای تروریستی در روسیه که زیر سر بندر بن سلطان بود، روس ها هم در سازمان ملل نام عربستان را در لیست حامیان تروریسم قرار دهند. اتفاقات سوریه، از جمله کشتار بی گناهان ، حمله شیمیایی، آدم خواری و غیره همه اینها به نام عربستان سعودی ثبت شد. عربستان در واقع با حذف بندر سلطان اعتراف کرد که به اصطلاح نگران این اتهامات است و سعی می کند وجهه بین الملی خود را با حذف بندر و قربانی کردن وی بار دیگر به دست آورد .

آیا بندربن سلطان در معادلات قطر و عربستان هم نقشی داشت؟ 
بندر نقش چندانی نداشت،  بندر تضاد بین قطر و عربستان را تقویت کرد. مقداری تندروی کرد، در واقع می شود گفت انچه که در مورد حذف بندر صورت گرفت در واقع اقدامی همسو در حمایت از قطر است و در واقع الان یک نوع عقب نشینی از قطر بود نه همسویی و همکاری با قطر.

یکی از دلایل حذف بندر سلطان به داخل حکومت عربستان و درگیری شاهزادگان برای بحث جانشینی باز می گردد که این مساله هم باز به آمریکا و انگلیس مربوط می شود به دلیل اینکه پادشاه اینده را آنها تعیین می کنند. با توجه به اطلاعاتی که از خانواده شاهی دارند احساس کردند بندر مزاحم است ،هم برای وجهه عربستان هم برای ترتیبات سیاست خارجی عربستان ، برنامه هایی که در نظر دارند در آینده ای نه چندان دور در منطقه اجرا کنند.

وضعیت سیاسی قطر چه تاثیری روی تحولات منطقه خواهد گذاشت؟
طبیعتا شرایط تازه ای را به وجود می آورد. یک تفاهم همکاری که شورای همکاری خلیج فارس به آن نیاز داشت. اما این تفاهم در واقع تفاهم اظطراری برای جلوگیری از خطر خیزیش های مردمی است. از این جهت به ظاهر آرامش ایجاد می کند. اما از درون این قضایا در می یابیم که اعترافی است به شرایط وانسفای منطقه. در واقع  این دو تجربه خیلی مهم است .تجربه تکرار آنچه بر اقتصاد مالزی رفت در خلیج فارس و تکرار موفقیت سیاسی در فلسطین، گروه های فلسطین ازمنطقه کمک نگرفتند و مستقل شدند و این هم برای اخوان اتفاق خواهد افتاد. ما باید منتظر حرکت های مردمی باشیم که به هیچ کشور و حکومتی متکی نیستند و گرایش های اسلامی که حالا در چارچوب اخوان و غیر اخوان به اتکای خودشان حکومت های به بن بست رسیده را مورد خطر قرار خواهند داد.

26149

 

 

 

 

کد N253158