۱

انتخابات هند و وروابطش با چین

  • ۱۱۸بازدید
  • ۱ رای
  • ۱ دیدگاه
هند چین انتخابات

برای هند به عنوان یک کشور دموکراتیک که در بحبوحه‌ی انتخابات است عجیب است که این هفته ششمین «گفتگوی استراتژیکش» را با چین برگزار کرد. گفتگوها در پکن میان دیپلمات‌های ارشد دو کشور نشان می‌دهد وزارت‌های خارجه چه قدر مشتاق هستند که روند آشتی طولانی و کندی را که حدود سه دهه پیگیری می‌کرده‌اند را حفظ کنند. آن‌ها همچنان تلاش می‌کنند تا زخمی را که از جنگ مرزی کوتاه ولی خونین سال 1962، در روابطشان به جای مانده است التیام ببخشند.

به گزارش آفتاب به نقل از 55 آنلاین، به نقل از اکونومیست، همچنین عجیب است که سخنگوی چین گفته است که طرف هندی مذاکرات بیان کرده است که نتیجه‌ی انتخابات در سیاست‌های چینیِ هند تغییری ایجاد نمی‌کند. کسی که بیش‌ترین بخت را برای نخست وزیری هند دارد نارندرا مودی از حزب مخالف بهاراتیا جاناتا یا BJP است. اگر کارکنان دولت او را مجبور به قدم گذاشتن در مسیر پیشینیانش از حزب کنگره می‌کردند، احتمالا وی خرسند نمیبود.
     همچون شینزو آبه در ژاپن یا ولادمیر پوتین در روسیه، آقای مودی برای رأی دهندگان تا حدی به عنوان یک وطن‌پرست که زیر بار هیچ بی‌احترامی به جایگاه کشورش نمی‌رود جذابیت دارد. بنابرین وقتی که جریان رقابت وی را در ماه فوریه به ایالت شمال شرقیِ ارانچال پرادش، جایی که چین بر سر آن ادعای حاکمیت دارد، کشاند، آقای مودی به صراحت به اجتماع‌کنندگان گفت: «به این خاک سوگند می‌خورم که از این کشور محافظت می‌کنم».
     از آن‌جایی که چین این روزها به گونه‌ای ستیزه‌جویانه درباره‌ی ادعاهای ارضی‌اش جسور است، چشم‌انداز حل و فصل این منازعه‌ی بلندمدت به دست دولت تحت هدایت آقای مودی به نظر دست‌نیافتی می‌آید. ولی در حقیقت آقای مودی ممکن است که در موقعیت بهتری نسبت به دولت فعلی برای رسیدن به یک توافق باشد.
     به درستی Kanti Bajpai از دانشکده‌ی لی کوآن یو در سنگاپور اشاره می‌کند، آقای مودی، از جهاتی در وضعیت بهتری با چین قرار دارد تا با آمریکا. در سال 2005 به خاطر اتهام دست داشتن وی در شورش‌های سال 2002 در گوجارات به او ویزای آمریکا داده نشد. او دو بار در چین، مشغول جذب سرمایه‌گذاری چینی‌ها برای گوجارات بوده است.
     او دو برتری نسبت به نخست وزیر در تصدی، مانموهان سینگ در ارتباط با چین دارد. یک، شهرت او به عنوان یک مدافع سرسخت حقوق هندیان است در مقایسه با آقای سینگ که توسط مخالفانش به عنوان یک فرد ضعیف ملایم‌رفتار به سخره گرفته می‌شود.
     دوم این که حزب آقای مودی، بهاراتیا جاناتا، BJP، دلیل کم‌تری برای لطمه خوردن به خاطر تحقیری که هند در سال 1962 متحمل شد دارد. در آن زمان حزب کنگره در دولت بود و نخست وزیر جواهر لعل نهرو، پدرِ پدربزرگِ راهول گاندی، مقام تشریفاتی کنگره در این مبارزه انتخاباتی بود.
     حتی BJP پیگیر بود که از این تاریخچه در مبارزه‌ی انتخابی نفع ببرد. در ماه مارس یک نویسنده‌ی استرالیایی، نویل ماکسول، بخش بزرگی از «کتاب های گزارش هندرسون» را، که به صورت یک بازجویی داخلی درباره‌ی اداره‌ی جنگِ هند، محوله توسط دولت هند و نام‌گذاری شده به افتخار یکی از همکاران نویسنده‌اش بود، در اینترنت منتشر کرد.
     آقای ماکسول، جنگ را برای تایمز لندن پوشش داد و در 1970 تاریخچه تجدید نظر شده‌ی آن را با نام «جنگِ با چینِ هند»، که بخشی از آن بر اساس همین گزارش روشنِ امروزی است، منتشر کرد. کتاب به گونه‌ای متقاعدکننده پنداشتِ همگان در هند و غربیان را که این، جنگی تهاجمی و بی‌علتِ از جانب چین بوده است به چالش کشاند و بیان کرد که بیش‌تر خطا از طرف سیاست هند بوده است.
     گزارش همچنان به عنوان فوق سری طبقه‌بندی شده است و هنوز دولت از فشای آن سر باز می‌زند. ولی یکی از همکاران BJPیِ آقای مودی، Arun Jaitley، درخواست انتشارش را کرده است. او پرسید که آیا به این علت که جنگ «اشتباه بزرگ نهرویی» بوده است همچنان محرمانه است. به نظر می‌رسد که این گزارش آقای نهرو و بنابراین به طور ضمنی حزبش را که همچنان آن را به سوی انتخابات اخیر رهبری می‌کند منفی جلوه می‌دهد. خود BJP از انتشار گزارش هنگامی که اخیراً در سال 2004 در قدرت بود امتناع کرد، شاید به این علت که گزارش زیاد شخص آقای نهرو را همان قدر که فرماندهی عالی ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی، کوتاه‌بین، فریب خورده و بی‌کفایت جلوه داده شده‌اند، مقصر نمی‌داند. همچنین به چیزهایی که از روایت‌های رسمی وقایع باقی مانده است آسیب می‌زند: که آتش جنگ توسط چین پرخاشگر شعله‌ور شد و در مقابل تمام تلاش آرمان گرایان و نهرو خائن که چیزی را بیش‌تر از یکپارچگی میان هند و «برادران» چینی نمی‌خواست، به زور و نامشروع غصب اراضی کرد.
     در حقیقت، قبل از 1962، برادرى با آشوب تبت در سال 1959 مورد آزمایش قرار گرفت و مهمان‌نوازی هند، دالایی لاما و 80000 تبتی دیگر که از میهن گریخته بودند را در بر گرفت. همچنین هند متوجه شده بود که دو سال قبل چین جاده‌ای به اقصای چین، جایی که هند ادعا می‌کرد که جزئی از لداخ منقطه‌ی کشمیرش است، ساخته است.
     کنترل آن جاده‌ی مهم استراتژیک که مناقط مزری تبت و زینجیانگ را به هم مرتبط می‌کند، همیشه یکی از اهداف مهم جنگ چین به نظر می‌رسد. و کتاب هندرسون بیان کرد که نزاع بخشی به سبب سیاست جسورانه‌ی بد به کار گرفته شده‌ی هند برای استقرار پادگان‌هایی کوچک در طول مرزهای مورد منازعه در اقصای چین، که منطقه‌ای به اندازه‌ی سویس بود و در بخش شرقی که محدوده‌ای سه برابر بزرگ‌تر بود—که امروزه ارانچال پرادش گفته می‌شود— که مورد بحث است، برانگیخته شد.
     چین نیروهای هندی را در هر دو مکان شکست داد. ولی با رساندن منظورش، پس از یک ماه ناگهان اعلام آتش‌بس و عقب‌نشینی کرد و وضعیت را به وضعیت موجود قبل از جنگ باز گرداند. پس از آن زمان گهگاهی توسط درگیری و تاخت و تازهایی مورد تهدید قرار می‌گیرد که آخرین آن‌ها در آوریل 2013 رخ داد که نیروهای چینی به طور کامل به منطقه‌ی تحت حاکمیت هند، لداخ، تجاوز کردند. ولی از 1998، وقتی که دو کشور توافق به بهبود روابط در سایر زمینه‌ها کردند، دو کشور به سختی و با سرعت کم به سمت یک راه حل در حرکتند.
     دو طرف در حال تلاش برای تعیین مرزِ عملی، با طول بیش از 3000 کیلومتر هستند. چین هیچ‌گاه «خط مک من» را که هند به عنوان مرز در بخش شرقی از معاهده‌ی امضا شده میان اسکاتلند به نمایندگی از حکومت بریتانیا بر هند و تبتِ مستقل، به دست آورده است، به رسمیت نشناخته است. هر دو طرف به «بسته توافقی» که می‌تواند صورت بگیرد آگاهند: در اصل دو طرف صرفاً چیزی را نگه خواهند داشت که دارند.
     دو مانع بزرگ بر سر راه وجود دارد. یک این که چین دیگر از آن چه که دارد قانع به نظر نمی‌رسد. از 14 قسمت مرز که توافقنامه به صورت مبهم بیان کرده، به نظر می‌آید که یکی بسیار حائز اهمیت است: پیرامون تاوانگ در ارانچال پرادش. این همان جایی بود که جنگ 1962 شروع شد. همچین این جا محل رهبانگاه مهم تبتی است. با مواجهه با بی ثباتی در تبت پس از مرگ دالایی لامای (14امین) کنونی ، به نظر می‌آید که اکنون چین مصمم بر الحاق تاوانگ، محل تولد دالایی لامای ششم است و ادعای مرکزیت بودایی تبتی می‌کند.
     مانع دوم دشواری سیاسی‌ای است که دو کشور در مجاب کردن افکار عمومیِ به آن بزرگی، اگر فرض شود که پذیرش‌های ارضی تحقق بیابد، با آن مواجه خواهند شد. رهبر چین شی جین پینگ، ممکن است با انجام چنین کاری احساس خطر نکند. ولی برای هند این به منزله‌ی زیر پا گذاشتن تصمیم پارلمان که بعد از شکست 1962 تصویب شد «هند هر اینچ از خاکش را که به چین داده پس خواهد گرفت»، است.
     هیچ کس از هند انتظار ندارد که تهاجمی به اقصای چین انجام دهد. ولی دست کشیدن اخیر از دعوی هند چیزی نیست که هیچ نخست وزیر هندی بتواند درباره‌ی آن فکر کند، مگر این که کاملاً مطمئن باشد که هیچ کس او را مورد انتقاد و اتهام به ضعف، نداشتن میهن دوستی و طرفداری از چین قرار نمی‌دهد. ممکن است که نارندرا مودی برای این کار مناسب باشد اما رسیدن به یک توافق رسمی با چین احتمالاً یک راه طولانی دارد که جزو آخرین اولویت‌های او خواهد بود.

نظر شما چیست؟

تاکنون ۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟


عالی

۲ سال پیش   |   zoheirgharazi   |     |  
۰