۰

رویوران: قطر هیچگاه نمی تواند متحد ایران شود اما می تواند همسایه خوبی باشد

  • ۷۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
قطر,عربستان,شورای همکاری خلیج فارس,جهان عرب,جهان اسلام

یک کارشناس مسائل جهان عرب در خصوص بحران روابط عربستان و قطر گفت سعودی ها خود را متولی و حامی جهان عرب و اسلام می دانند.

زهره نوروزپور

می توان گفت تنش اخیر بین دوحه و ریاض ریشه در نگاه متفاوت آنها به اخوان المسلمین و انقلاب مصر دارد. قطری ها با استفاده از شبکه الجزیره تمام و کمال از اخوان المسلمین که مورد خصومت سعودی ها است ، در قبال ارتش مصر حمایت کردند.
مقامات سعودی به بستن دفاتر الجزیره در کشورهای عرب و فراخواندن سفرای خود از قطر بسنده نکردند و این کشور را به تحریم های جدی تهدید کردند. در این بین انتقادات شدید شیخ یوسف القرضاوی حامی سرسخت اخوان المسلمین از سران آل سعود در خطابه نماز جمعه مسجد عمر، در دوحه مقامات این کشور را بیشتر خشمگین کرد. با تهدیدها و فشارهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی و پادشاهی بحرین سران قطر اعلام کردند که زین پس قرضاوی خطابه و منبر نخواهد داشت اما دفتر این شیخ جنجالی در همان روز ، وعده خطبه دیگر را به هواداران داد. با این همه خشم اعراب فروکش نکرد  تا اینکه سند ریاض در شورای همکاری خلیج فارس روی میز آمد و قطر با دو گزینه مواجه شد یا شرایط سند را بپذیرد یا قطع کامل روابط با همسایگان عرب خورد را که این تهدیدی بود از سوی عربستان سعودی و در اخر اینکه قطر مجبور به امضای سند شد. در این خصوص با کارشناس مسائل جهان عرب حسین رویوران گفتگویی کرده ایم که از نظر می گذرانید.

امضای سند میان دو کشور عربستان و قطر ، اینده سیاسی دوحه را به چه سمتی سوق می دهد؟
اتفاقی که بین عربستان و قطر افتاده است به نوع نگاه این دو کشور به اخوان المسلمین بر می گردد. قطر ب کشور حامی اخوان محسوب می شود در حالی که عربستان سعودی احساس دیگری دارد. سعودی خود را حامی و متولی جهان اسلام می داند. بنا براین هیچ رقیبی را نمی پذیرد. اخوان در بیش از 30 کشور تشکیلات دارد و عربستان تحمل گسترش این تشکیلات و قدرت اخوان را  ندارد.  به عبارت دقیقتر حوادث مصر عربستان را در مقابل قطر قرار داد. درمصر کودتایی صورت گرفت علیه دولتی که اخوانی و منتخب مردم بود، ارتش با حمایت عربستان اخوان المسلمین را از صحنه سیاسی مصر حذف کرد که سر آغاز تنش میان قطر با عربستان شد و رابطه این دو کشور با مشکل مواجه شد.حمایت قطر از اخوانی ها و مقابله با کودتا چیان برای ادامه اعتراض، دوحه را بیشتر مقابل عربستان قرار داد. به همین دلیل اتفاقات مصر در روابط این دو کشور انعکاس پیدا کرد و اصلی ترین مساله بحث حمایت قطر از اخوان است.
دولت مصر در حال حاضر احساس می کند اگر اخوان المسلمین را آزاد بگذارد همان طور که در انتخابات قبلی رای اول را به دست آوردند این بار هم رای اول خواهند بود و اگر آنها به قدرت برسند قطعا از ارتش انتقام خواهند گرفت. دلیل ریشه کن کردن اخوان از مصر هم بر پایه همین فرضیه بود. از همین رو آنها را از صحنه خارج کردند. 

برنامه ارتش مصر برای اخوان المسلمین چیست؟
استراتژی ارتش در حال حاضر برخورد حذفی با اخوان المسلمین است که به طور کامل اخوان از قدرت حذف شود. این گونه ارتش مصر احساس امنیت می کند . با این همه استراژی سیسی، عربستان و قطر را مقابل هم قرار داده است و منجر به امضای سندی شد که قطر حق هیچ گونه دخالتی در امور کشورهای عربی را ندارد و سعودی دیگر بر روی سیاست دوحه نه در شورای همکاری و نه در تعاملات حساب چندانی باز نخواهد کرد.

خصومت عربستان با اخوان المسلمین ریشه در کجا دارد؟
ریشه خصومت عربستان با اخوان به رهبری جهان اسلام بر می گردد. اهل سنت عربستان در چارچوبی سنتی با اتکا به وهابیت سعی می کند این جایگاه را به دست بیاورد. و همین طور اخوان در جایگاه یک تشکل و افکاری که مطرح کرده است سعی می کند این جایگاه را برای خود دست بیاورد.
در دوره جمال عبدالناصر اخوان المسلمین تحت فشار بودند، و سرکوب و روانه زندان می شدند. در آن برهه از زمان خیلی از جماعت اخوان به سعودی پناه بردند و عربستان از آنها در برابر ناصر حمایت کرده بود. حال چگونه شد که  آل سعود از از حمایت این جماعت دست کشیده است و این گونه برخورد می کند؟ در حالی که در گذشته با اینها بر اساس تسامح برخورد می کرد؟ به دلیل تحولاتی که در مصر اتفاق افتاد. اخوان قبل از به قدرت رسیدن، به دولت خلافت اعتقاد داشتند. اما محمد مرسی در مصر چارچوب یک حکومت مدنی بر اصل انتخابات را پایه گذاری کرد نه حکومت خلافتی. اخوان ها به این نتیجه رسیدند که اولا تئوری غلبه، یعنی "حمایت از حاکم" و کسی که بر ساختار سیاسی یک ملت غالب شده است ، که این تئوری از سوی دولت مرسی کنار گذاشته شد. و دوم اینکه حاکم باید منتخب مردم باشد و مرسی منتخب مردم بود. این با تفکر عربستان که معقتد است مردم راهی جز اطاعت از حکام ندارند در تعارض کامل است. لذا گسترش تفکر اخوانی تهدیدی برای نظام و ساختار سیاسی در عربستان است که متکی بر اطاعت بی چون و چرا از حکام است.

عربستان درخصوص فسخ سند از سوی قطر، دوحه را به بستن مرزهای هوایی ، زمینی و نهایتا براندازی نظام تهدید کرده است به نظر شما این تهدیدات تا چه اندازه جدی و قابل اجرا است؟
در عین حال که یکی از عوامل اصلی در تنش بین عربستان و قطر بحث اخوان المسلمین است باید دانست که لزوما تنها عامل نیست.  موضوع اخوان بخشی از این تنش است. زمانی که شیخ تمیم علیه پدرش کودتا کرد، شیخ حمد متحد عربستان بود، و در آن زمان بود که عربستان با قطر با مشکل مواجه شد.
زمانی که شبکه الجزیره در قطر شروع به فعالیت کرد، اساس کار این رسانه فرهنگی بود و همان موقع هم با عربستان در تضاد بود به طوری که تا به امروز این سیاست این شبکه بارها از سوی سعودی محکوم شده است تا حدی که امروز در سند شاهد منع فعالیت های این شبکه هستیم.
مسائلی از این قبیل تراکم مشکلات را  بین این دو کشور پدید آورد و اظهارات قرضاوی جرقه ای بود برای بالا گرفتن این تنش. اکنون صبر عربستان لبریز شده است و احساس می کند در این شرایط راهی جز برخورد با قطر و حفظ امنیت و منافع ملی راهی باقی نمانده است. از سوی دیگر دیپلماسی دوحه هم حاضر به تسلیم در مقابل ریاض نیست.
عمده شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس  مثل بحرین و امارات،متحد عربستان هستند  تلاش قطر در میان این کشورها بر آن است که تشخص خودش را حفظ کند. و چون به دنبال حفظ تشخص است، به همین دلیل دو کشور هیچکدام از سیاستشان چشم پوشی نخواهند کرد و این تضاد همچنان باقی می ماند.
عقیده من این است که قطر سیاست تسلیم را در مقابل عربستان پیش نمی گیرد. به همین دلیل من تصور می کنم که این تضاد همچنان به قوت خود باقی بماند و تهدید های عربستان هم قابل اجرا و عملی نخواهد شد سطح تنش این دوکشور بالاتر از این حد نخواهد رفت.

اقای عطوان تحلیلگر مسائل عرب و سردبیر روزنامه الرای الیوم در یاداشتی گفته است که قطر خودکشی سیاسی کرده است ، اما عقیده شما برعکس این است ، می گویید قطر تسلیم نمی شود.اما امضای سند به معنی تسلیم است.
قطر یک کشور ذره بینی در خلیج فارس است با یک امپراطوری رسانه ای و یک امپراطوری مالی، که از درآمد گاز سعی کرده است جایگاهی در سطح منطقه کسب کند. قطر فاقد آن امکاناتی است که تبدیل به یک قدرت منطقه ای شود. امضای این سند به این معنی است که دوحه عملا از جاه طلبی های منطقه ای چشم پوشی خواهد کرد و دراین زمینه اقای عطوان درست می گویند می توان گفت این یک خودکشی سیاسی است.
چشم پوشی از این جاه طلبی ها که تا قبل از امضای این سند وجود داشت قطر را به حجم طبیعی خود به عنوان یک کشور ذره بینی باز می گرداند اما سوال این است که ایا حاکمان قطر واقعا جاه طلبی در منطقه را کنار خواهند گذاشت یا اینکه همچنان به دنبال آن هستند؟ پاسخ این است که بله هستند، با آمدن پسر به جای پدر،  بخشی از سیاست قطر تعدیل شد اما جاه طلبی به عنوان رکن سیاست خارجی این کشور همچنان به چشم میخورد.

بخشی از تنش این دو کشور آیا به موضع قطر در قبال ایران مربوط می شود؟ دیپلماسی ایران نظرش بر این است که رابطه کشور ما با قطر بهبود یافته است، اساسا بهبودی در کار است؟
قطر به سمت هماهنگی با سیاست ایران نیامده است و همچنان تعارضات بین ایران و این کشور وجود دارد. بزرگترین پایگاه هوایی امریکا در قطر است، قطر یک کشور وابسته است، هیچگاه نمی تواند رابطه اتحاد و ائتلاف با ایران داشته باشد،  اما می تواند یک رابطه همسایگی خوب داشته باشد اما بیش از این ارتقا پیدا  نمی کند.
این کشور سیاست خود را در چارچوب اتحاد و ائتلاف با غرب تعریف کرده است. من تصورم این است که قطر با دادن پایگاه به غرب، شبکه الجزیره و دخالت در بی پی، تونس، سودان و سوریه سعی کرد تبدیل به قدرت منطقه ای شود.
قطر در قبال رابطه با ایران همه این امتیازات را از دست خواهد داد و اینکه این کشور از حالت فعلی بخواهد برگردد به گذشته ممکن است به قیمت فروپاشی نظام قطر تمام شود. قطر ابزارهای زیادی به تناسب این نقش تعریف کرده است. مانند شیخ قرضاوی. دوحه به این روحانی اهل سنت و حامی اخوان پناه داد مسجد و منبر داد و او را مرجع اهل سنت جهان اسلام معرفی کرد و این برای عربستان قابل پذیرش نیست و نمی خواهد شخص قرضاوی حتی مطرح شود. لذا دوحه در قبال رابطه با ایران باید از قطر فعلی چشم پوشی کند.

عربستان به چه دلیل نمی خواهد قرضاوی مطرح شود؟
به دلیل اینکه عربستان مراجع سنی و علمای وهابی خودش را مرجع جهان اسلام می داند . سعودی هیچگاه مرجع قطر را قبول نخواهد کرد. چون عربستان خود را رهبر مسلمانان و جهان عرب می داند و حاضر نیست این رهبری را با کشور دیگری سهیم شود.

آینده امپراطوری الجزیره را چه طور پیش بینی می کنید؟
شبکه الجزیره بی هویت می شود. نمی تواند دیگر مثل سابق نقش ایفا کند. در رابطه با عربستان و جهان عرب نمی تواند اظهار نظر کند و این مسائل برای قطر امکان پذیر نیست. اینجا می توان گفت که واقعا دوحه دست به یک خودکشی سیاسی زده است که معادلات این بازی را در اینده باید دید. 

49261

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.