۰

ریچارد فرای و یارانه نقدی!

  • ۱۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

فائز دین پرست

تعجب نکنید! ریچارد فرای و یارانه نقدی در هر چیزی با هم اشتراک نداشته باشند، در یک چیز با هم مشترکند و آن داستان بی-اعتمادی است. ریچارد فرای ایران¬شناس شهیر امریکایی وصیت می¬کند که پس از مرگش در کنار زاینده رود به خاک سپرده شود. این وصیت او نه تنها مورد تأیید رئیس جمهور پیشین ایران قرار می¬گیرد، بلکه حتی رئیس دولت¬های نهم و دهم یک باب خانه مسکونی تاریخی نیز در اصفهان به وی هدیه می¬دهد. با گذر ایام و برافتادن اقبال محمود احمدی¬نژاد در اواخر صدارت، گزاره¬هایی در برخی رسانه¬ها منتشر می¬شود که فرای جاسوس سیا بوده است. نتیجه اینست که اینک پس از مرگ فرای، برخی افراد و جریانها با دفن او در کنار زاینده رود مخالفت می¬کنند. اعلام مخالفت و البته هم¬پای آن موافقت با یک اقدام اجتماعی حق انکار ناپذیر همه شهروندان است و این نوشتار هم اصلا در صدد انکار این حق مخالفت نیست. ادبیات تهدیدآمیز مخالفان محترم که در رنگ¬پاشی به مقبره آرتور پوپ- ایران¬شناس امریکایی مدفون در کنار زاینده رود و استاد فرای- نیز جلوه کرد و برهان قاطعی به مسؤولان نشان داد، نیز مد نظر نیست. مسأله نگارنده مروری بر کوتاه بر تبعات این مخالفت و هشدار نسبت به نتایج مترتب بر اجابت خواست مخالفان است. در این میان نیز با تبعات این مخالفتهای شداد و غلاظ بر وجهه¬ی مهمان-نوازی ایران و ایرانی در دنیا کاری ندارم. بگذاریم و بگذریم که دریغ ایرانیان از دفن پژوهشگری که عمرش را وقف ایرا¬شناسی کرده بود در گوشه ای از سرزمینشان، می¬تواند به مصداق « آفتاب آمد دلیل آفتاب» دروغ¬های «300» را برای کسانی که ایران را از دریچه¬ی دوربین رسانه¬ها می¬بینند و می¬شناسند، راست بنمایاند. فقط به یک پیام این مخالفت اشاره می¬کنم: نمی¬توان به هزار وعده خوبان امید وفاداری بست؛ پس دم را غنیمت بشمریم و به قول¬های فردا و پس فردا امید نبندیم! درست است که دو رئیس جمهور قول انجام عملی بسیار کوچک را داده اند اما واقع اینست که بر این قولها نباید اعتماد داشت. آنها خیلی هنر می¬کردند شاید و احتمالا حرفشان در دوره خودشان خریدار داشت! تصور بفرمایید؛ در جامعه¬ای که نتوان به قول عالی ترین مقام اجرایی در اموری کم¬هزینه امید بست، چگونه می¬توان شهروندان را در اموری که با معیشتشان سروکار دارد(مثل دریافت یا انصراف از دریافت یارانه و هزینه آن در امر بهداشت و درمان) مجاب کرد که به نظام اجرایی کشور فارغ از افراد و در دراز مدت اعتماد داشته باشند؟ آیا مخالفان محترم دفن فرای در اصفهان می¬دانند که مخافتشان فریاد «مرگ بر اعتماد» است برآورده شدن تقاضای آنها از جانب دولت معنایی جز شلیک دوباره به جسم بی رمق اعتماد اجتماعی در ایران است؟ واقعیت اینست که مخالفان محترم با صدایی بسیار رسا دولت را دعوت می-کنند که به مردم اصفهان-که اکنون در پی مخالفتها نام فرای را شنیده اند- اهالی فرهنگ و نخبگان دانشگاهی رسماً اعلام کند که به من دولت اعتماد نکنید؛ ما اگر وعده¬ای بدهیم به وقتش «می¬توانیم» بهانه¬های لازم را برای خلف وعده پیدا کنیم. نگران نباشید! از این ستون تا آن ستون فرج است. سر بسته می¬گویم که این اعتراف به قابل اعتماد نبودن بین خودمان هم نخواهد ماند و اغیار نیز بر اساس این اعتراف، با ما تعامل خواهند کرد.
استادیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

/2727

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.