• ۱۳بازدید

ایران هراسی، پیروی از ناکامی ها و کامیابی های سیاست خارجی

ایران هراسی

تهران- ایرنا- فرایند ایران هراسی از جمله مهمترین دست افزارهای چنگ اندازی به سیمای بین المللی جمهوری اسلامی ایران به ویژه در دوره اوج گیری اختلاف های هسته ای تهران و کشورهای غربی بوده است.

یکی از مهمترین پدیده هایی که در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی نمود یافت، فرایند ایران هراسی (Iranophobia) بود که از سوی دشمنان خارجی در بازه های زمانی گوناگون با هدف خدشه دار کردن سیمای جهانی ایران و بسیج افکار عمومی ضد جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شد.

البته این فرایند پیش از سال 1357 نیز از سوی برخی دولت های منطقه که از گسترش قدرت نظامی ایران هراسان بودند، کاربرد می یافت و بر آن تاکید می شد، اما به باور بسیاری از ناظران نقطه فرازین ایران هراسی در یک دهه گذشته و در اوج کشمکش های تهران و غرب بر سر پرونده هسته ای به ثبت رسید.

از این دیدگاه، فراز و فرودهای ایران هراسی در سال های گذشته پیوندی مستقیم با وضعیت روابط خارجی ایران داشته و هرگاه تعاملات ایران با دولت های خارجی و بطور ویژه کشورهای غربی به سمت تنش متمایل شده، فرایند ایران هراسی شتاب و بروز بیشتری یافته است.

**ایران هراسی و نمود های آن

از دید شماری از تحلیلگران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی یا همان سفارت آمریکا در آبان ماه 1358 ، نقطه عطفی در فرایند ایران هراسی بود.

آمریکایی ها که تا پیش از این رخداد، همچنان امیدوار بودند با پیشبرد گفت و گوها با مقام های اجرایی وقت، از تبدیل ایران به یک دولت ناهمسو جلوگیری کنند، پس از تسخیر لانه جاسوسی به جمع بندی تازه ای رسیدند.

در این جمع بندی گزینه های هماوردی با دولت انقلابی روی میز مقام های کاخ سفید قرار گرفت تا با اعمال فشار بیشینه بر تهران، جمهوری اسلامی ایران را از مواضع و سیاست های تجدیدنظرطلبانه عقب بنشانند.

بدین ترتیب «پروپاگاندا» (تبلیغات سیاسی) ضد ایرانی برای سیاه نمایی چهره دولت تهران به یکی از دستورهای مهم کار بنگاه های تبلیغاتی و رسانه ای و نیز محافل سیاسی برخی کشورهای غربی و نیز دولت های منطقه تبدیل شد.

آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز ارتش حکومت بعثی عراق به مرزهای کشورمان، از دید برخی تحلیلگران رخدادی بود که بر بستر تهدیدانگاری ایران برای ملت های منطقه به وقوع پیوست. در این ارتباط، «صدام حسین» دیکتاتور وقت عراق به عنوان رهبر خودخوانده ملت های عربی، برآن شد تا با پشتیبانی قدرت های جهانی تومار دولت نوظهور انقلابی و تجدید نظرطلب تهران را در هم پیچد.

همان گونه که پیشتر گفته شد، تلاش ایران برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای از جمله مهمترین بهانه های گسترش ایران هراسی بوده است.

در این پیوند، تصاویر رونمایی «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی، از یک بمب نقاشی شده برای تعیین خطوط قرمز پیش روی ایران در تولید سلاح هسته ای که از سخنرانی مهرماه سال 91 او در سازمان ملل منتشر شد، در ذهن بسیاری از ناظران به عنوان نمود فرایند اغراق آمیز ایران هراسی نقش بسته است.

در کنار تهدیدانگاری ایران به عنوان کشور بر هم زننده نظم منطقه ای و نیز صلح و ثبات جهانی، در دهه های گذشته دست افزارهایی چون اتهام های حقوق بشری و پشتیبانی از دهشت افکنی (تروریسم) نیز بارها در فرایند ایران هراسی به کار رفته است.

و اما در بیان مصداق های این فرایند می توان به ساخته های پرشمار دستگاه های رسانه ای و تبلیغاتی، موضع گیری های پی در پی مقام های سیاسی و دیگر کنش های تخریبگرانه در برابر چهره و منزلت منطقه ای و جهانی ایران اشاره کرد.

در روزهای نخستین اسفندماه 1391، در شرایطی که کمتر کارشناس یا بیننده سینمایی گمان می کرد فیلم «آرگو» بتواند بین برندگان جایزه سینمایی «اسکار» جایی پیدا کند، در تصمیمی سیاسی، جایزه یاد شده به این ساخته ضد ایرانی داده شد تا در دوره پر تنش روابط تهران و غرب بر سر فعالیت های (صلح آمیز) هسته ای ایران، پدیده ایران هراسی نمودی آشکار یابد.

از جمله دیگر ساخته های پرهیاهوی دستگاه های تبلیغاتی کشورهای غربی می توان به فیلم «300» اشاره کرد که نسخه دوم آن نیز به تازگی روی پرده نقره ای سینما به تصویر درآمده است؛ فیلمی که تصویری دیگرگون از تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی را به نمایش گذاشته و انتقادهای کارشناسان بی طرف را برانگیخته است.

«بدون دخترم هرگز» (تولید سال 1369 هالیوود)، «سنگسار ثریا میم» (تولید سال 1387 هالیوود)، پویانمایی (انیمیشن) «پرسپولیس» (تولید 1386 فرانسه) و ... نام دیگر آثار سینمایی است که در جهت تحقق اهداف ایران هراسانه در سال های گذشته ساخته شده است.

افزون بر این فیلم های ضد ایرانی، می توان به بازی های پرشمار رایانه ای و همچنین مجموعه های تلویزیونی «سرزمین مادری» (Homeland)، «حیوانات سیاسی» (Political Animals)، «آشوب» (CHAOS) و «یگان» (Unit) اشاره کرد که در یک دهه گذشته و بویژه در بازه زمانی کشمکش های هسته ای تهران و غرب با دست آویز قرار دادن همین موضوع، در آمریکا و کشورهای غربی ساخته و پخش شد.

یک کاوش ساده در موتور جست و جوی گوگل با کلید واژه انگلیسی «تهدید ایران» (iran threat) نزدیک به 351 میلیون نتیجه در برخواهد داشت که بیشتر این نتیجه ها معطوف به تهدید نمایی ایران برای منطقه و جهان است.

در این ارتباط خبر غیر واقعی و ایران هراسانه خبرگزاری «رویترز» در مورد آموزش هزاران زن نینجا (رزمی کار) در ایران برای آدم کشی، نمونه صدها خبر و اطلاعات جهت داری است که روزانه برای تخریب چهره کشورمان در فضای سایبری پراکنده می شود.

در هفته های گذشته حتی تابعیت ایرانی 2 مسافر پرواز بی بازگشت خطوط هوایی مالزی نیز دست آویز گمانه پراکنی هایی شد که می توان آن را در چارچوب رویکردهای ایران هراسانه مورد بررسی قرار داد.

**زمینه های تهدید انگاری ایران

بسیاری از کارشناسان در تحلیل زمینه های ایران هراسی به مولفه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، جغرافیایی، ایدئولوژیک و اقتصادی تاکید دارند.

از دید این کارشناسان، ایران به عنوان یک کشور پهناور، پر جمعیت و دارای مزایای پرشمار راهبردی، سیاسی و اقتصادی در جغرافیای ویژه خود کشوری است که از موقعیت بی نظیری برای تبدیل به یک هژمونی (قدرت برتر) منطقه ای برخوردار است.

همین موضوع خود به خود سبب شده تا بسیاری از کشورهای پیرامونی در سال های گذشته با تهدید انگاری ایران، از هیچ تلاشی برای جلوگیری از تبدیل این کشور به قدرت برتر منطقه ای فروگذار نکنند. این در حالی است که ایران در طول تاریخ معاصر خود هیچگاه در نقش یک دولت مهاجم و تجاوز گر ظاهر نشده است.

در کنار این مولفه های ساختاری که حتی در سال های پیش از انقلاب بر رویکردهای ایران هراسانه برخی دولت های پیرامونی بویژه کشورهای عرب پیرامون خلیج فارس دامن می زد، باید به ویژگی های ایدئولوژیک دولت انقلابی ایران اشاره کرد که با گسترش انگاره هایی چون صدور انقلاب و تشیع محوری، در میزان تهدیدانگاری ایران بی تاثیر نبود.

در ادامه، برخی گروه ها و نخبگان سیاسی کشورهای همسایه همچون جمهوری آذربایجان نیز با انگیزه هایی چون مشروعیت و هویت سازی به زمره بازیگران فرایند ایران هراسی پیوستند.

و اما گسترش فرایند تهدید انگاری از سوی کشورهای غربی در وهله نخست با هدف جلوگیری این کشورها از تبدیل قدرت منطقه ای چون ایران به یک دولت ناهمسو در دستور کار قرار گرفت.

افزون بر این، به باور اندیشمندانی چون «امانوئل والراشتاین»، انقلاب اسلامی ایران در چارچوب یک چالش فرهنگی برای لیبرال دموکراسی غربی نمودار شد و از این منظر هماوردی با این چالش با ابزارهایی چون ایران هراسی اهمیت یافت.

انگیزه های اقتصادی از جمله دلایل مهمی است که تحلیلگران برای بیان زمینه های ایران هراسی بر آن تاکید دارند. به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در ششم شهریورماه 1391، ارزش فروش سلاح های آمریکایی به کشورهای عربی پیرامون خلیج فارس در سال 2011 میلادی در نتیجه فرایند ایران هراسی نسبت به سال پیش از آن رشدی سه برابری داشته است و از 4/21 به 3/66 میلیارد دلار رسید.

میزان کمک های نظامی-اقتصادی دریافتی رژیم صهیونیستی از متحدان غربی خود بویژه آمریکایی ها نیز به دلیل گسترش ایران هراسی در سال های گذشته رشد چشمگیری داشته است.

همچنین در سال های پیشین تهدیدانگاری ایران به عنوان بهانه و ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر جنایات و اقدام های ضد بشری صهیونیست ها از سوی رسانه ها و بنگاه های سیاسی- تبلیغاتی وابسته به صهیونیسم بین الملل کاربرد یافته است.

در این پیوند، برخی کارشناسان به انگیزه ها و زمینه هایی چون شانه خالی کردن برخی کشورهای منطقه از مسوولیت هماوردی با رژیم اشغالگر قدس و تحقق آرمان های اصیل عربی- اسلامی در این زمینه و جایگزینی ایران ستیزی به جای اسراییل ستیزی اشاره کرده اند.

**جمع بندی

آنچه مشخص است اینکه ایران هراسی نه به عنوان یک توهم یا انگاره ذهنی بلکه به شکل یک واقعیت عینی و جریان پردامنه و پرحجم هدایت شده از سوی محافل سیاسی و بنگاه های تبلیغاتی برای به زانو در آوردن این کشور قابل بررسی است.

در این پیوند، بسیاری از کارشناسان به رابطه مستقیم کارکردهای دستگاه دیپلماتیک کشور برای تنش زدایی در روابط بین المللی و فراز و فرودهای فرایند ایران هراسی اشاره دارند.

به گفته «حسن قشقاوی» معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزیر امور خارجه، در جمع خبرنگاران در نوزدهم اسفندماه سال گذشته، عملکرد دستگاه سیاست خارجی در ماه های پس از روی کارآمدن دولت تازه، کاهش چشمگیر ایران هراسی را به دنبال داشته است.

گفته های قشقاوی به نتایج نظرسنجی تازه موسسه «گالوپ» اشاره دارد که در نخستین روز اسفندماه سال گذشته منتشر شد. بر پایه نتایج این نظرسنجی، 16 درصد از آمریکایی ها در آغاز سال 2014، ایران را نخستین دشمن آمریکا قلمداد کرده اند. این در حالی است که این رقم در سال 2012میلادی، 32 درصد بوده و ایران در این سال به باور آمریکایی ها بالاتر از چین و کره شمالی در جایگاه دشمن درجه اول آمریکا قرار داشته است.

همچنین کارکردهای تنش زدایانه دستگاه سیاست خارجی با پیامدهایی چون افزایش رفت و آمدهای دیپلماتیک و تعاملات فرهنگی ایران با کشورهای دیگر، به شکلی ملموس زمینه ساز کاهش سطح تهدیدانگاری کشورمان در ماه های گذشته بوده و سبب زدوده شدن بخشی از تبلیغات ایران هراسانه سال های گذشته شده است.

در این پیوند، کارشناسان افزون بر بایسته های پیشبرد تنش زدایی از سوی دستگاه سیاست خارجی، به اهمیت کاربرد دیپلماسی عمومی، گسترش فعالیت های فرهنگی فرامرزی و تقویت گردشگری نیز برای نمایندن چهره حقیقی ایران و هماوردی با فرایند هدایت شده ایران هراسی تاکید کرده اند.

از محمد کاظمی - گروه تحقیق و تفسیر خبر

تحقیق**9279**1358
کد N212104

وبگردی