۰

چالش های فراروی سیسی

  • ۱۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مصر

شاید امروز نظامیان برگ برنده هایی در دست داشته باشند اما چه بسا ممکن است همین برگ برنده ها فردا روز نقش اسناد سقوط آنان را در کارزار سیاسی مصر بازی کند.

زهرا رمضانی 

مصر این روزها با نزدیک شدن به انتخابات روزهای پرتب و تابی را تجربه می کند. در داخل مخالفان اخوانی دولت نظامی، همچنان در خیابانها به تظاهرات می پردازند؛ مخالفتهای دانشگاهی با بمب و خون در هم آمیخته شده و مشکلات اقتصادی، بیکاری جوانان و قطع مکرر برق و... همچنان به قوت خود پابرجاست.
از سوی دیگر، حوزۀ سیاست خارجی مصر نیز خالی از تحولات نیست؛ نزدیک شدن هرچه بیشتر مصر به روسیه، بده بستان ها و دیدارهایی که طی ماههای اخیر میان مقامات روسی و مصری صورت گرفته، و در مقابل اعتراض های ایالات متحده که تا حدی فضای تداعی کننده دوران جنگ سرد را موجب شده، روی دیگر سکۀ وضعیت مصر را نشان می دهد.
حال در چنین شرایطی نظامیان ردای نظامی را کنار گذاشته و قدم در آینده مبهم سیاست گذاشته اند. اما سوال اینجاست که نظامیانی که قطعا با علم به وجود چنین مشکلاتی قدم در وادی قدرت نهاده اند، با اتکا و امید به چه ابزار و چه تدابیری نسبت به آینده، این راه را برگزیده اند؟

عرصه داخلی: شاید بتوان مشکلات در عرصه داخلی را به دو دسته اقتصادی و سیاسی تقسیم کرد.
در مسائل سیاسی به نظر می رسد نظامیان حاکم بر مصر تا بدین جای کار توسل به مشت آهنین را راه برون رفت از بحران سیاسی مصر دانسته اند. بنا بر اعلام سازمان عفو بین‌الملل از زمان برکناری مرسی تاکنون دست کم ۱۴۰۰نفر کشته شده‌ و بیش از ۱۶هزار نفر دستگیر شده‌اند. اینها همه علاوه بر حکم اعدام 529 نفر از اعضای اخوان و دادگاه 700 نفر دیگر از اعضای آنست که در هفته آینده برگزار خواهد شد و نشان از آن دارد که توسل به زور در حال حاضر بهترین ابزار شناخته شده است.
در عرصه اقتصادی نیز به نظر می رسد چالشهای اقتصادی که در مصر 2011 دولت مرسی را به زانو در آورد، همچنان وجود دارند، اما تفاوت نظامیون و دولت اخوانی مرسی در برخورد با گرفتاری های اقتصادی چیست؟
به نظر می رسد نظامیان برگ برنده هایی دارند که دولت قبلی از آن غفلت کرد. چیرگی بی رقیب نظامیان بر بنگاههای اقتصادی امری نیست که درحوزه مسائل اقتصادی قابل توجه نباشد. گفته می شود که در سال گذشته درآمد صنایع وابسته به ارتش مصر کمتر از 1 درصد کل تولید ناخالص آن کشور بوده است. تحرکات و فعالیت های روزافزون نظامیان در کانال سوئز و نقش آن در افزایش درآمد نظامیان علاوه بر کمکهای نفتی میلیاردی از کشورهای عرب که از زمان سقوط مرسی تا امروز بالغ بر دوازده میلیارد دلار شده است، برگ برنده ای است که نظامیان روی آن حساب باز کرده اند.

عرصه خارجی:  در مصر همان قدر که این فرضیه وجود دارد که السیسی نتیجه اشتباه مرسی و اعتماد اخوان به اوست در مقابل این نگاه نیز در بعضی محافل به گوش می رسد که السیسی کسی است که نقشه امریکا را در پیش بردن طرح خاورمیانه به هم ریخت و با بر هم زدن برنامه ایالات متحده در خصوص به قدرت رساندن اخوان، جلوی مصیبت بزرگی را گرفت؛ مصیبتی که نتیجه ای جز تجزیه کشورهای منطقه در پی نداشت.
از سوی دیگر آنچه که مشاهده می شود این است که گویا مصر این روزها کشور مسئله سازی در منطقه شده و روابط و مناسبات جدیدی حول آن در حال شکل گیری است.از خروج قطر از شورای همکاری خلیج فارس گرفته تا همکاری های جدید امنیتی مصر با روسیه و بهره گرفتن روسیه از موقعیتی که پس از حوادث اوکراین به دست آورد، همه به نحوی گویای این نکته هستند که علاوه بر کشورهای منطقه، سردمداران جدید مصر نیز بر این امر آگاهی یافته اند که امروز، شرایط و زمینه تبدیل شدن مصر به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه وجود دارد و السیسی نیز علیرغم آنچه که در سخنرانی هایش عنوان می کند، سودای ناصری دیگر شدن برای مصر را در سر می پروراند. (هرچند رسیدن به چنین جایگاهی در وحله اول نیاز به ثبات درونی کشور دارد). لذا در شرایط بین المللی نیز به نظر می رسد نظامیان شرایط را چندان بد نمی بینند.

چشم انداز
در اینکه نظامیان با حضور در عرصه سیاسی مصر در این برهه زمانی ریسک بزرگی کرده اند، شکی وجود ندارد. بعد از انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات پارلمانی در پیش است و اگر قرار بر این باشد که دولت منتخب همین سیاست مشت آهنین را در قبال سایر احزاب نیز ادامه دهد، مصر با چالشی عمیق در عرصه داخلی مواجه خواهد بود؛ چرا که در این صورت یا خفقان شدید بر مصر حاکم خواهد شد یا روزهای پرخون تری را در خیابانهای قاهره و سایر شهرها شاهد خواهیم بود.
در عرصه اقتصادی نیز می توان گفت به همان میزان که تفوق نظامیان بر نظام اقتصادی مصرمی تواند به عنوان نقطه قوت دولت نظامی در سخت ترین برهه تاریخی این کشور محسوب شود اما از سوی دیگر پتانسیل ایجاد فساد اقتصادی دولت می تواند پاشنه آشیل نظامیان نیز محسوب شود. فساد اقتصادی و نابرابری اجتماعی همچنان از پایه های جداناپذیر اعتراض ها و خیزش های مردمی است.
در نهایت آنکه شاید امروزنظامیان برگ برنده هایی در دست داشته باشند اما چه بسا ممکن است همین برگ برنده ها فردا روز نقش اسناد سقوط آنان را در کارزار سیاسی مصر بازی کند.

5252

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.