زلمی رسول نامزد ریاست جمهوری افغانستان: ناگزیر به امضای پیمان نامه امنیتی با امریکا هستیم

افغانستان

دیپلماسی ایرانی نوشت:

گفتگوی دیپلماسی ایرانی با دکتر زلمی رسول نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان :
سارا معصومی:

بیش از 13 سال از حضور نیروهای خارجی در افغانستان و 12 سال از ریاست جمهوری حامد کرزی می گذرد با اینهمه هنوز این کشور با بحران امنیتی دست و پنجه نرم می کند. ریشه های این بحران از نظر شما به عنوان کاندید انتخابات ریاست جمهوری چیست: توانمندی طالبان ؟ حمایت نیروهای خارجی از طالبان و یا ضعف دولت در تامین امنیت؟

ابتدا باید تاکید کنم که شکل بحران امنیتی در افغانستان تغییر کرده است. 13 سال پیش، پس از حمله نیروهای امریکایی و ناتو به افغانستان و خروج طالبان از حاکمیت ، تا اندازه ای در سال های 2002 و 2003 ما با برقراری امنیت نسبی روبه رو بودیم. این رویه تا دو سال پس از حمله ادامه داشت تا زمانی که طالبان با تجدید قوا در پاکستان و سازمان دهی مجدد به افغانستان بازگشتند. با بازگشت طالبان ، بحران امنیتی در مناطقی که به شکل کامل در اختیار طالبان قرار داشت به چشم دیده می شد و در حقیقت ما شاهد جنگ در برابر یک قدرت بودیم. در حال حاضر تامین امنیت اکثریت نقاط در افغانستان در اختیار دولت این کشور است. اما بحران امنیتی امروز ریشه در حملات چریکی ، عملیات های انتحاری ، بمب گذاری های هدفمند و ترور افراد دارد .

در پاسخ به سوال شما در خصوص ریشه های این بحران باید به چند موضوع اشاره کنم. نخست آنکه روزگاری بود که ما به دوستان خود تذکر می دادیم که مرکز این ناآرامی ها و ناامنی ها در پاکستان است و اطلاعات دقیقی در اختیار ما دال بر جمع آوری ، تعلیم و تربیت و تجهیز نیروهای طالبان در پاکستان در اختیار ما بود. هدف ما از این اطلاع رسانی به متحدان مان این بود که انها با اعمال فشار بر دولت پاکستان، مانع از انتقال نیروهای طالبان به افغانستان و دمیدن بیشتر در آتش ناامنی ها در کشورمان شوند. در آن زمان ، متحدان ما با رد اطلاعاتی که در اختیار داشتیم پاکستان را دوست خود و متحد خویش در مبارزه با تروریسم خواندند. این غفلت همگانی از یارگیری های طالبان در پاکستان ،به نفع این گروه تمام شد. البته قوای امنیتی ما هم در آن بازده زمانی در مناطق فوق بسیار ضعیف بود و ما قادر به مهار این جریان به تنهایی نبودیم.

در ده سال گذشته که 150 تا 150 هزار سرباز خارجی در افغانستان حضور داشتند و رابطه ایران با امریکا هم مناسب نبود ما شاهد تاثیر منفی حضور نیروهای امریکایی در افغانستان بر امنیت ایران نبوده ایم
دومین دلیل در این مساله ریشه دارد که درست زمانی که ما نیاز به احیای قوای امنیتی خود پس از فروپاشی طالبان داشتیم ، جنگ در عراق آغاز شد و توجه ناتو و امریکا به سمت عراق معطوف شد. بدین ترتیب افغانستان در درجه دوم اولویت قرار گرفت. در این بازده زمانی ما از کمک هایی که برای ساختن ارتش ، نیروهای امنیتی و قوای خود به آن نیاز داشتیم ،محروم ماندیم. جنگ عراق در حقیقت زمان لازم برای احیا را به طالبان و طرفداران آنها بخشید. سومین مساله این است که هنوز هم طالبان مورد حمایت بخش هایی از حاکمیت در پاکستان قرار می گیرند. در شرایطی که کمک های لجستیک و پناهگاه های امن در داخل خاک پاکستان برای طالبان وجود نداشت ، افغانستان می توانست به راه حلی برای مهار فعالیت های طالبان در این سال ها دست پیدا کند.

بنابراین ناامنی در افغانستان تنها در مسائل داخلی ریشه ندارد. این ناامنی در افغانستان وجود دارد اما منشا آن و حمایت اصلی از آن در خارج از افغانستان صورت می گیرد.

با توجه به اشاره شما به حمایت هایی که از طالبان در پاکستان صورت می گیرد منشا این حمایت ها را در ارتش پاکستان می دانید یا دولت و یا شاخه اطلاعاتی دیگری وجود دارد که قابل مهار توسط ارتش و دولت نیست؟ چرا دولت افغانستان در این 12 سال به تفاهمی با دولت پاکستان برای مهار طالبان نرسیده است ؟

البته اوضاع در پاکستان هم به نسبت 10 سال پیش ، تفاوت های کرده است. 10 سال پیش طالبان کاملا در اختیار پاکستان بوده و توسط ارتش و اطلاعات این کشور حمایت می شدند. این مساله امری پوشیده بر هیچ کس نیست و همگان از آن اطلاع دارند. همین جا باید تاکید کنم که اگر حادثه 11 سپتامبر سال 2001 در ایالات متحده رخ نداده بود ، پاکستان تقریبا افغانستان را اشغال کرده بود. احمدشاه مسعود که اخرین جبهه مقاومت در افغانستان را در اختیار داشت در تاریخ نهم سپتامبر شهید شد و بنابراین ان مقاومت حداقلی هم از بین رفتنی بود و پاکستان به راحتی در استانه احاطه بر افغانستان بود.

پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 و حضور قدرت های بین المللی در افغانستان و شکست طالبان باز هم پاکستان دست از حمایت از این گروه برنداشت و به دنبال فرصت مناسبی برای احیای طالبان در افغانستان بود. پس از شکست اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان بود که پاکستان به چشم عمق استراتژیک خود به افغانستان نگاه کرده و به دنبال اشغال و یا اعمال نفوذ شدید بر این کشور بود. با اینهمه انچه که در تمام این سالها ما به دوستان پاکستانی خود هم یاداوری می کردیم این بود که طرفداری از طالبان و تروریسم نمی تواند جریانی یکطرفه باشد و یک روز فرا می رسد که همین جریان ، بلای جان خود پاکستان هم خواهد شد. این در حالی بود که پاکستان گمان می کرد که با مجهز کردن طالبان و گسیل دادن انها به داخل افغانستان از هرگونه دردسری از جانب این گروه در امان خواهد بود.

امروز شرایط امنیتی پاکستان با امکانات ، ارتش و قدرتی که در اختیار دارد تفاوت های فاحشی کرده و به شکل نسبی باید تاکید کنم که شرایط امنیتی در پاکستان از افغانستان نابسامان تر است . ما شاهد انفجارها و کشتارهای روزانه در شهرهای متفاوت پاکستان از کراچی و پیشاور تا اسلام آباد هستیم. امروز نیروهایی که پاکستان خود تربیت کرده بود به تیر به خودی تبدیل شده اند. امید ما این است که با روی کار امدن دولت جدید، وضعیت در پاکستان هم تغییر کند.

 

آینده جهان در آسیا رقم خواهد خورد و همگان می دانند که تمدن امریکا و اروپا در حال نزول است. قدرت های جدید مانند چین ، ایران ، کشورهای حاشیه خلیج ( فارس ) همگی سیر صعودی خود را طی می کنند
به گمان من حکومت نواز شریف به خوبی شرایط جدید پاکستان از مناظر اقتصادی ، اجتماعی و امنیتی را درک می کند. الویت نخست نواز شریف بهبود اوضاع اقتصادی در پاکستان است و بهبود اوضاع امنیتی پیش نیاز ارتقای اقتصادی این کشور است . از سوی دیگر اوضاع امنیتی هم در پاکستان زمانی بهبود می یابد که اوضاع امنیتی در افغانستان ارتقا پیدا کرده باشد. امروز پیوستگی میان امنیت افغانستان و پاکستان بوجود امده است که ده سال پیش وجود نداشت . با این اوصاف ما امیدوار هستیم که پاکستان نه به خاطر افغانستان که به دلیل تامین امنیت خود به این نتیجه منطقی رسیده باشد که همکاری صادقانه با افغانستان برای مقابله مشترک با تروریسم ضروری است.

در حال حاضر تفاهم شکل گرفته میان طالبان پاکستان و افغانستان ، بیش از آنکه افغانستان را تهدید کند زنگ ها را برای پاکستان به صدا در آورده است جرا که از نظر قومی هر دو به یک قوم تعلق دارند. در حال حاضر پاکستان به دنبال برگزاری جلسات صلح با طالبان این کشور است و ما امیدواریم که اسلام اباد آنها را به پای میز مذاکره نشستن با دولت کابل هم راضی کند چرا که صلح به شکل یکطرفه ممکن نیست.

عملکرد طالبان را می توانیم نمونه بارزی از افراط گرایی در منطقه بدانیم. به نظر شما مطالبه واقعی طالبان چیست؟ آیا این گروه نماینده یک قوم و یا تفکر در افغانستان هستند و یا گروهی بی سرزمین هستند که می تواند امروز در افغانستان و فردا در کشوری چون سوریه مطالبه های خود را دنبال کند؟

افغانستان امروز یک شبه بوجود نیامده است. کشوری ست با قدمت چندهزار ساله و تازه مسلمان هم نیست. اسلام جاری در افغانستان همواره با میانه روی و اعتدال همراه بوده است. این بدان معنا است که فرهنگ اسلامی مردم در افغانستان طرفدار اسلام معتدل است.از سوی دیگر، کمترین میزان اختلاف میان مذاهب در منطقه در افغانستان است. به عنوان مثال اختلاف میان شیعه و سنی در افغانستان همواره به نسبت سایر کشورهای منطقه بسیار ناچیز بوده است. فرهنگ تفکر تشدد اسلامی زاده جنگی است که با اتجاد جماهیر شوروی سابق داشتیم. قدرت های غربی که در این جنگ پشت سر نیروهای جهادی افغانستان بودند گمان می کردند که تنها تعبیری افراط گونه از اسلام می تواند به جدال با کمونیست بپردازد. در همان زمان هم بیشترین کمک ها از سوی غرب به گروه های جهادی افراط گرا در افغانستان شد و نه شاخه های معتدل تر از جهادیون. بر اساس تئوری کمربند سبز برژینسکی، در مقابل کمونیست باید تعبیری افراط گونه از اسلام را روی کار آورد.

در نهایت اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان شکست خورد اما پدیده ای که ساخته و پرداخته دست غرب بود همچنان به قوت خود باقی ماند. این پدیده البته تفییر شکل داده و نسل جدیدی که در مدارس تندروها در پاکستان اموزش دیده بودند به طرز تفکری که مخالف اسلام میانه رو بود، پیوستند. پاکستان هم پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق از این مساله به عنوان یک ابزار در خدمت خود استفاده کرد تا بتواند قدرت خود را در افغانستان متمرکزتر از پیش کند. در نهایت طالبان با این ادعا که افغانستان را از یک جنگ داخلی نجات خواهند داد به روی کار امده و مورد استقبال مردم قرار گرفتند. اما پس از روی کار امدن طالبان، این گروه به هیچ کدام از وعده هایی که داده بودند جامه عمل نپوشاندند.

مشکلی که امروز جهان اسلام با آن دست و پنجه نرم می کند این است که روحانیونی که در مدارس مروج افراط درس خوانده اند در راس برخی امور قرار گرفته اند. این طیف هسته اصلی اسلام را که بر مبنای میانه روی و صلح است به افراط تبدیل کرده اند. نتیجه این تفکر هم تنها در افغانستان به چشم دیده نمی شود بلکه در سوریه و عراق هم شاهد رواج این تندروی ها هستیم. برای مقابله با این تفکر تنها افغانستان نیست که باید دست به کار شود بلکه به همکاری کشورهای اسلامی نیاز است تا ابتدا اسلام نجات پیدا کند. کلید اصلی مبارزه با این روند هم در همکاری صادقانه میان افغانستان و پاکستان است.

در صورت پیروزی در انتخابات نخستین دغدغه شما که تبدیل به نخستین اولویت هم در عرصه سیاست داخلی خواهد شد، چیست؟

اصلی ترین مطالبه مردم افغانستان در حال حاضر به دو مساله بنیادی محدود می شود: مقابله با فساد اداری که در حال حاضر به اوج خود رسیده است و دیگری هم حکومت داری سالم تر است. حکومت داری که در آن حکومت خادم مردم باشد و عدالت اجتماعی که بر اساس آن مردم به حقوق خود دست یابند. امنیت هم یکی دیگر از دغدغه های مردم است که به دلایلی که در بالا گفتم مساله ای نیست که در بازده زمانی کوتاه مدت قابل تامین باشد. اما مقابله با فساد اداری ، حکومت داری سالم تر و عدالت اجتماعی و اشتغال زایی از اصلی ترین مطالبه هایی است که باید به آنها پرداخته شود. پیش از این در تاریخ افغانستان 7 تا 8 میلیون کودک به مدرسه نمی رفتند اما امروز ما همین رقم کودک را داریم که در حال اموزش هستند و 30 تا 35 درصد از این تعداد را دختران تشکیل می دهند. در حال حاضر ما شاهد فارغ التحصیلی سالانه هزاران نفر از دانشجویان از دانشگاه های مختلف افغانستان هستیم و همین مساله بحران اشتغال زایی را بوجود می آورد. مساله اینجاست که حکومت نمی تواند به تنهایی در این خصوص وارد عمل شود و به سرمایه گذاری های خصوصی نیاز دارد.

سوال اینجاست که ما چگونه می توانیم این سرمایه گذاری های خصوصی را در افغانستان راه اندازی و حمایت کنیم؟ ما باید قوانین خود را به شکلی تغییر دهیم که راه برای سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در افغانستان باز شود و در نتیجه بتوانیم در کوتاه مدت به اشتغال زایی برای جوانان بپردازیم . دومین مساله این است که ما باید پروژه های کلان زیربنایی خود را آغاز کنیم. پروژه هایی مانند سد سازی ، احداث خطوط راه اهن و مسیرهای ترانزیت. این پروژه ها می توانند در بازه زمانی متوسط تولید اشتغال کرده و به نوعی در دراز مدت هم زیربناهای افغانستان را بسازند. افغانستان هم از نظر زراعتی و هم از منظر معادن طبیعی بسیار غنی است و نقطه اتصال میان آسیای مرکزی و جنوبی هم به حساب می آید. ارزوی من این است که افغانستان اندک اندک مستقل شده و ده سال دیگر ما برای امرار امور خود به کمک های خارجی محتاج نباشیم. ما باید با استقلال در بخش های زراعتی اقدام به صادرات کالاهای خوراکی خود کنیم و همزمان در حوزه های تامین انرژی و استخراج از معادن هم به خودکفایی برسیم.

شما در زمره طرفداران امضای پیمان امنیتی با امریکا هستید. چالش ها و فرصت های امضای این پیمان نامه برای افغانستان چه خواهد بود؟

اصلی ترین مساله مدنظر در خصوص این پرونده این است که چه تعداد نیروی خارجی در افغانستان پس از امضای این پیمان نامه باقی خواهد ماند؟ در ده سال گذشته 150 هزار نیروی امریکایی در افغانستان بوده است. در صورت امضای این پیمان نامه ، حداکثر نیروهای باقی مانده در افغانستان حدود 8 تا 10 هزار نفر خواهد بود. این رقم بسیار ناچیز است. دومین مساله این است که کمک هایی که به افغانستان می شود چه از نظر کمک های امنیتی و چه از نقطه نظر کمک های اقتصادی وابسته به امضای این پیمان نامه امنیتی مشترک است. در حال حاضر بیشترین کمک دهنده به افغانستان ، ایالات متحده است. ما در کنفرانس شیکاگو از ناتو و ایساف تعهد گرفتیم که به مدت 10 سال این نهادها ، 1 تا 2 میلیارد دلار سالانه برای تامین و تجهیز ارتش و پلیس افغانستان هزینه کنند. اگر این پیمان نامه امنیتی امضا نشود چه کسی این رقم را سالانه در اختیار افغانستان قرار خواهد داد؟

ما باید با این مساله به شکل منطقی برخورد کنیم. حقیقت این است که هیچ کشوری تمایل به حضور نیروهای خارجی در خاک خود ندارد اما ما در حال حاضر با محدودیت هایی روبه رو هستیم که امضای این پیمان نامه را ناگزیر می کند. نگاهی به متن این پیمان نامه نشان می دهد که ما هم تضمین هایی را از امریکایی ها گرفته ایم. تضمین هایی که در آن به حق حاکمیت افغانستان ، آزادی این کشور، عدم وجود زندان ها با زندانبانی امریکا ، عدم صدور مجوز برای حمله امریکایی ها به منازل مردم صریحا اعتراف شده است. از این پس 80 درصد از مسئولیت های امریکا در افغانستان به تجهیز و تربیت ارتش افغانستان محدود خواهد شد. در صورت عدم امضای این پیمان نامه و قطع کمک های ناتو و امریکا به افغانستان ، ارتش و پلیس ما نه از تجهیزات کافی برخوردار خواهند بود و نه از تعلیم های ضروری. در این صورت طالبان برنده میدان خواهد شد.

پیش از این عرض کردم که ما در ده سال آینده باید زیربناهای اقتصادی خود را احیا کنیم و این روند هم بر اساس کمک های مالی توکیو با رقم 16 میلیارد دلار در 8 سال آینده است که ممکن خواهد بود. مساله اینجاست که کشورهای کمک کننده به ما به امریکا بسیار نزدیک هستند و در شرایطی که پیمان نامه امنیتی با امریکا امضا نشود ، این کشورها هم پای خود را بیرون خواهند کشید. عدم ادامه این کمک ها از سوی متحدان و یا نزدیکان به امریکا می تواند به سقوط اقتصادی ما منجر شود. آیا کشورهایی خارج از این گردونه هستند که بتوانند 30 میلیارد دلار در اختیار ما قرار دهند؟ به نظر من که پاسخ به این پرسش منفی است .

آنچه که هنگام تدوین متن پیمان نامه همکاری امنیتی مشترک بسیار بر ان تاکید شده و در نهایت هم مدنظر قرار گرفت این بود که حضور نیروهای امنیتی بیگانه در خاک افغانستان نباید تهدیدی برای همسایگان و قدرت های منطقه ای باشد. در ده سال گذشته که 150 تا 150 هزار سرباز خارجی در افغانستان حضور داشتند و رابطه ایران با امریکا هم مناسب نبود ما شاهد تاثیر منفی حضور نیروهای امریکایی در افغانستان بر امنیت ایران نبوده ایم. افغانستان در یک دهه گذشته نزدیک ترین روابط را با جمهوری اسلامی ایران داشته است. زمانی که در ایران، پهلوی در راس قدرت بود و در افغانستان هم رژیم سلطنتی زمام امور را در دست داشت یک سفر رسمی میان مقام های دو کشور بیشتر صورت نگرفت. تنها یک بار شاه ایران زمانی که رابطه میان اسلام اباد و کابل بسیار متشنج بود به افغانستان سفر کرد و نقش میانجی را میان دو کشور باز کرد. یک بار هم شاه سابق افغانستان در مسیر بازگشت از اروپا به کابل در میانه راه سفری کوتاه به تهران داشت. اما در یک دهه گذشته به طور متوسط ماهانه یک مقام ایرانی به افغانستان سفر می کند و یا یکی از مقام های افغان به تهران می آیند. با وجود حضور 150 هزار سرباز بیگانه در افغانستان ، کابل در حوزه سیاست خارجی بسیار مستقل عمل کرده است.

البته سخنان حامد کرزی در خصوص این پیمان نامه هم از منطق قابل توجهی برخوردار است. امریکایی ها به دنبال این هستند که با امضای این قرارداد جنگ افغانستان را پایان یافته اعلام کرده و به برقراری صلح در این کشور می اندیشند. مردم افغانستان هم خواهان ادامه این جنگ در یک دهه آتی نیستند.

اولویت شما در حوزه سیاست خارجی چه مسائلی را شامل می شود؟ آیا منطقه گرایی بخشی از استراتژی های شما در حوزه دیپلماسی خواهد بود؟

بله. من به دنبال برقراری بهترین رابطه با همسایگان هستم. این ارتباط به نفع افغانستان است. ما با جمهوری اسلامی ایران رابطه بسیار نزدیک داشته و از مشکلات مرزی با تهران هم خبری نیست. مسائلی نظیر مهاجران افغان حاضر در ایران هم قابل حل است و ما امیدواریم که با بهبود اوضاع اقتصادی در افغانستان ، شرایط بازگشت مهاجران هم فراهم شود. البته ما از دولت ایران خواسته ایم که به حقوق مهاجران ما هم احترام بگذارد و در این خصوص هماهنگی ها لازم هم صورت گرفته است. در حال حاضر رابطه سیاسی میان تهران و کابل در بالاترین حد خود است و ما به دنبال این هستیم که دو کشور رابطه اقتصادی مناسبی هم با یکدیگر پیدا کنند. حقیقت این است که آینده جهان در آسیا رقم خواهد خورد و همگان می دانند که تمدن امریکا و اروپا در حال نزول است. قدرت های جدید مانند چین ، ایران ، کشورهای حاشیه خلیج ( فارس ) همگی سیر صعودی خود را طی می کنند. اصلی ترین چالش ما در حوزه سیاست خارجی ، ایجاد رابطه صادقانه با پاکستان است و حقیقت هم این است که کابل تمام تلاش خود را در این راستا کرده است. رابطه افغانستان با کشورهای شمالی هم بسیار خوب است.

هند چه جایگاهی در دولت شما خواهد داشت؟

رابطه ما در حال حاضر هم با دهلی نو بسیار خوب است و این استراتژی ادامه هم خواهد داشت.

رقابت سنتی میان هند و پاکستان در آینده نمی تواند به چالشی برای افغانستان تبدیل شود ؟

افغانستان کشوری آزاد است که می تواند نوع رابطه با کشورهای مدنظرش را به شکل مستقل تعیین کند اما ما هم به دولت هند و هم به دولت اسلام آباد اطمینان داده ایم که رابطه ما با یک کشور به ضرر کشور دیگر تمام نخواهد شد. پاکستان هم در حال حاضر رابطه خود را با هند دارد اما این مساله را هم باید در نظر داشت که هندوستان در زمره کشورهای کمک کننده مالی به افغانستان نیست اما در بسیاری از پروژه های زیربنایی به افغانستان کمک کرده است. هند برنامه ای برای سرمایه گذاری کلان در معادن افغانستان دارد و قرار است با کمک هند خطوط راه اهنی ایجاد شود که ما را به چابهار ایران برساند و بر این اساس چابهار می تواند بندر صادراتی و وارداتی کلان برای افغانستان شود.

عربستان کشوری اسلامی است با اکثریت مسلمان. با اینهمه در 13 سال گذشته به ان اندازه که کشورهای اروپایی به افغانستان کمک مالی کرده اند ما شاهد چنین کمک هایی از سوی کشورهای عربی- اسلامی نبوده ایم. شما سابقه حضور در وزارتخارجه افغانستان را هم در کارنامه خود دارید. نگاه کشورهای عربی بخصوص عربستان به افغانستان به چه شکل است ؟

در دوران حکمرانی طالبان ، کشورهای عربستان و امارات این حاکمیت را به رسمیت شناخته بودند. ارزوی شخصی من این است که در صورت راهیابی به ارگ ریاست جمهوری ، رابطه افغانستان با کشورهای اسلامی را توسعه بیشتری ببخشم. سرمایه گذاری کشورهای اسلامی در افغانستان به خیر این کشور است .

آیا میان سفرهای متعدد مقام های عربستان به پاکستان و آینده رابطه کابل - ریاض ارتباطی می بینید؟

در این خصوص باید بگویم که نواز شریف رابطه بسیار نزدیکی با عربستان سعودی دارد. من گمان نمی کنم که این سفرها ارتباطی به افغانستان داشته باشد و یا تاثیری بر ما بگذارد . همانطور که افغانستان در سیاست خارجی خود به دنبال ایجاد توازن است در خصوص رابطه با کشورهای اسلامی هم به دنبال چنین مساله ای هستیم.

رابطه کابل و ریاض در سطح عالی است یا متوسط ؟

می توانم بگویم که رابطه ما خوب است.

آیا احتمال دارد که بنا بر ضرورت و نیاز سیاسی افغانستان حاضر به ائتلاف سیاسی با یکی از کاندیداهای مطرح شوید ؟

( با خنده ) من با پیوستن یک کاندید به خود موافق هستم. اما جدا از شوخی مساله اینجاست که در این انتخابات هر کاندیدی که پیروز میدان شود باید از حضور دیگر کاندیداها در دولت خود استقبال کند. نمی توان یک قومیت و یا یک جریان سیاسی را در افغانستان امروز، دور از قدرت نگاه داشت. در افغانستان احزاب سیاسی وجود ندارد و اشخاص هستند که باید با یکدیگر ائتلاف کنند. من در کابینه مدنظر خود ، نماینده ای از تمام قومیت ها را گنجانده ام. به عنوان مثال معاون اول من احمد ضیا مسعود برادر شاه احمد شاه مسعود است و معاون دوم هم خانم حبیبه سرابی از قوم هزاره. اما در خصوص ائتلاف با یکی از کاندیداها باید بگویم که میان هیچ کدام از کاندیداها در خصوص آینده افغانستان اختلاف نظر اساسی و کلانی وجود ندارد.

4949

کد N200486

وبگردی