همه عواقب تردیدهای یک رئیس جمهور

شبه جزیره کریمه,باراک اوباما,اوکراین

برای اوباما زمان بسیار محدود است نه صرفا به دلیل شرایط حاکم بر پرونده هسته ای ایران و نه حتی به دلیل بحران سوریه بلکه بیشتر به این دلیل در کنار همه این مشکلات ، اینک مرکز ثقل سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده یعنی اروپا از سوی روسیه به چالشی استراتژیک و حساس کشیده شده است . فراتر از دوران جنگ سرد و هنگامه توسعه طلبی جماهیری شوروی سابق.

مشکل بتوان به درکی عیقی از سیاست خارجی اوباما دست یافت.این به نگاه شخصی او باز میگردد ، یا به کثرت مسائل و مشکلات جهانی پیش روی کاخ سفید ؟ معلوم نیست .فعلا آنچه مشاهده میشودیا ناشی از بی تصمیمی عامدانه است یا ندانم کاری وبلاتکلیفی زیرکانه!.قضاوت با شما.
گرچه ماههاست آقای اوباما مورد حملات شدید و بی امان تندروهای داخلی قرار دارد، اما حملات بی سابقه و تا حدی توهین آمیز اخیر علیه وی خصوصا پس از وقایع اوکراین به خودی خود نشان میدهد میان بسیاری از سیاستمداران ایالات متحده حالتی از بی تابی فعال علیه کاخ سفید در حال شکل گیری ست.به جز سخنان حیرت آورهفته قبل دونالد رامسفلد که همه را شوکه کرد اظهارات بی سابقه اخیر خانم رایس دربلاتکلیف خواندن سیاست خارجی کاخ سفید، به وضوح آشکار میکند آینده برای اوباما به سمت محدودیت ها و الزاماتی پیش میرود که تاکنون از آنها گریزان بوده است. البته امیدوارم اینگونه نباشد، اما نکته آنجاست رویکرد روز افزون چنین انتقادات گزنده ای تنها محدود به ایالات متحده نیست وبخش زیادی ازاین نقد های تند از سوی متحدان واشنگتن ابراز میشود.انتقاداتی که پاسخگویی و توضیح در باره آنها دستکم در یک مورد اوباما را به ریاض و ملاقات با شاه عبدالله نسبتا بیمار کشاند. شاه عبدلله قانع شدیا نه؟ مشخص نیست، اما حتی بی تفاوت ترین متحدان واشنگتن در تحلیل نهائی اکنون از خودسوال میکنند"آقای پرزیدنت بالاخره میخواهی چه کار کنی؟". شاید بد بینانه باشد اما این یعنی عنصر زمان علیه تنهاترین رئیس جمهورآمریکا کم کم وارد عمل میشود. اما تا زمان یافتن پاسخ که فکر میکنم نباید خیلی دور باشد همه مجبورند با چراغ مه شکن در جاده ای تاریک و بر اساس نقشه راه آقای رئیس جمهوری حرکت کنند که البته میتواند به این معنا هم باشد فعلا به او اعتماد بی تابانه اما شکننده ای وجود دارد. پس میتوان تا حدی هم خوش بین بود.شاید این تنها برگ برنده و شانس آقای اوباما باشد. شخصا به عنوان یک ایده تا حدودی با آن موافقم. این یک شانس است آنهم در کشوری که سیاستمدارانش به بی صبری معروفند.اما آقای اوباما برای اثبات درست بودن مسیر چقدر زمان را در خدمت خود دارد؟.زمان بسیار محدود است نه صرفا به دلیل شرایط حاکم بر پرونده هسته ای ایران، آن ظاهرا در مسیراصلی  و درست خود قرار گرفته است و نه حتی به دلیل بحران سوریه که شکافی عمیق میان امریکا و متحدان عربش را موجب شد اما اوباما ترجیح داد از گزینه نظامی استفاده نکند، بلکه بیشتر به این دلیل در کنار همه این مشکلات که البته کنگره و مخالفان حرفه ای جمهوریخواه، نگاه امیدوارانه ای به آنها ندارند، اینک مرکز ثقل سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده یعنی اروپا از سوی روسیه عملا و علنا به چالشی بی سابقه و استراتژیک کشیده شده است . تهدیدی نه صرفا تئوریک، بلکه فراتر از استانداردهای دوران جنگ سرد و توسعه طلبی های جماهیری شوروی سابق. رئیس جمهور برای تکمیل پازل بد شانسی هایش این را کم داشت ،پوتین آنرا اهداء کرد. به هر حال منتقدان داخلی و خارجی ،آقای اوباما را مسئول سوء استفاده کرملین از شرایط به قول آنها ضعیف شده آمریکا در صحنه بین المللی میدانند.شاید این برداشت قدری تند وغیر منصفانه باشد، اما خب متقابلا میخواهند بدانند او بالاخره میخواهد چه کند؟ اوکراین و امنیت اروپا نه پرونده ایران است ونه جنگ سوریه. از دید آنها نحوه برخورد کاخ سفید با بحران اوکراین تعیین کننده تکلیف روسیه دستکم در قبال اروپا ست و این تعیین تکلیف به صورت خودکار مشخص کننده خطوط استراتژی راهبردی جهانی ایالات متحده در آینده نه چندان دور.

ماهیت پنهان رفتار روسیه(اکنون در قبال اوکراین) نه موضوعی محدود و امروزی که چالشی بلند مدت ،پایدار و مناقشه انگیز برای آینده سیاست خارجی آمریکا ست و هندسه ای جدید از مناسبات نوین را ترسیم خواهد کرد. همان نکاتی که آقای گیتس قبلا و خانم رایس 2 روز پیش با آن اشاره داشتند.بله درست متوجه شدید، زمان به نفع اوباما جلو نمیرود.matinmos@gmail.com

کد N199988