۰

سفر به کابل، زادگاه نوروز!

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدرضا نوروزپور,نوروز,افغانستان

پنجمین جشن جهانی نوروز روز پنجشنبه هفتم فروردین 1393، مصادف با 27 مارس 2014 به میزبانی افغانستان در کابل برگزار شد.

حسن روحانی رییس جمهوری کشورمان به همراه وزیر امور خارجه و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سرپرست نهاد ریاست جمهوری و برخی دیگر از مقامات نهاد در این مراسم شرکت کردند.

مواردی در این سفر نصفه روزه به نظرم مهم و جالب رسیده است که تقدیم می شود:


- اتومبیل هایی که برای حمل کاروان ایرانی تا محل برگزاری مراسم و بازگرداندن آنها به خدمت گرفته شده بود تویوتاهایی بود که به صورت کاملا حرفه ای برای حرکت در مناطق نا امنی چون افغانستان تهیه و تجهیز شده بود. این اتومبیل ها تقریبا فقط یک شیشه در مقابل راننده دارند که جنس آنها بسیار سخت و مقاوم در برابر گلوله است البته انفجارهای شدید قطعا مقاومت آنها را که هیچ مقاومت کل ماشین را درهم می شکند. شیشه های بغل تقریبا وجود ندارد و بجای آن یک دریچه بسیار کوچک شیشه ای مانند گیشه های سیمنا وجود دارد که فقط یک دست می تواند از آن داخل یا خارج شود. از داخل اتومبیل نیز این امکان وجود دارد که این دریچه شیشه ای را که حکم پنجره را دارد با استفاده از یک در آهنی کوچک که روی ریل به چپ و راست کشیده می شود باز و بسته کرد.

- مبادی ورودی و خروجی فرودگاه و ارگ ریاست جمهوری مملو از موانع ایذایی، گیت های ایست و بازرسی و موانع بزرگ بتونی ( نیوجرسی) به صورت زیگزاگ نسب شده بود.

- در سراسر مسیر فرودگاه تا ارگ ریاست جمهوری ماموران امنیتی افغان و ماموران پلیس راهنمایی و رانندگی مراقب هرگونه تحرک مشکوک بودند. نحوه ایستادن ماموران امنیتی مسلح به این صورت بود که در هر ده متر یک نفر رو به پیاده رو و یک نفر رو به خیابان ایستاده بود. شکل و شمایل و نحوه اسلحه دست گرفتن همه نیروهای امنیتی مسلح مانند آمریکایی ها و سربازان ناتو بود اما در کل مسیر هیچ نظامی امریکایی یا نظامی ناتو دیده نمی شد.

- استقبال شایان توجهی از رییس جمهوری کشورمان توسط حامد کرزی و دولت افغانستان بعمل آمد.

- رییس جمهوری در این سفر با همتایان خود در افغانستان، پاکستان و تاجیکستان در قالب دیدارهای دوجانبه با رییس جمهوری افغانستان، سه جانبه با حضور رؤسای جمهوری ایران، افغانستان و تاجیکستان و چهارجانبه با حضور هر چهار رییس جمهوری حاضر در مراسم؛ دیدار و گفتگو کرد.

- لحن رییس جمهوری در دیدار چهار جانبه که همتای پاکستانی او ممنون حسین در آن حضور داشت با توجه به گروگان گرفته شدن  مرزداران جمهوری اسلامی ایران توسط گروهک تروریستی جیش العدل، آمیخته ای از هشدار، گلایه و اتمام حجت بود. طرف پاکستانی نیز از آنچه گاه و بیگاه در مرزهای غربی کشورش با ایران رخ می دهد ابرازتاسف کرد و تروریست ها را دشمنان مشترک ایران و پاکستان نامید.

- همگرایی بیشتر کشورهای حوزه نوروز، توسعه همکاری های فنی مهندسی و فرهنگی-هنری، توسعه شبکه ریلی از تهران تا چین، مبارزه با کشت خشخاش و ترانزیت مواد مخدر، مدیریت آب و مبارزه گسترده با تروریسم، افراطی گری و خشونت از جمله موضوعات اصلی بحث و گفتگو در این دیدارها بود.

- مراسم اصلی پنجمین جشن جهانی نوروز پس از دیدارهای مذکور، رأس ساعت دوازده و سی دقیقه در یکی از سالن های ارگ ریاست جمهوری برگزار شد. یک ارکستر موسیقی متشکل از خوانندگان و نوازندگان زن و مرد به صورت زنده سرود ملی افغانستان را اجرا کرد. این گروه موسیقی که به نظر می رسد در سالهای گذشته روی آن خیلی کار شده دو قطعه موسیقی زنده دیگر نیز در خلال مراسم اجرا کرد که خصوصا قطعه پایانی آنها که اجرای آهنگ معروف ملا ممدجان بود با شکوه و قابل توجه بود و با استقبال گسترده حضار مواجه شد.

- سخنرانی حامد کرزی در مراسم رسمی پنجمین جشن جهانی نوروز در نوع خود قابل توجه بود. او مقدم مهمانان و همتایان خود را به کابل گرامی داشت اما از حضور رییس جمهوری کشورمان بیش از سایرین استقبال کرد. کرزی نوروز را رسما به نام افغان ها سند زد و در جمله خیر مقدم خود گفت: مقدم شما را به کابل، زادگاه نوروز گرامی می دارم.

- رییس جمهوری افغانستان بعد از آن در سالن برگزاری جشن نوروز تقریبا همه مفاخر فارسی زبان را به عنوان افتخارات افغانستان به رخ حاضران کشید و سنایی، مولوی، بوعلی، خواجه عبدالله انصاری و ... را یک به یک نام برد و البته از خواجه شیراز هم که حتی در افغانستان با دیوان او فال می گیرند یاد کرد و البته در انتها گفت همه این نام آوران مفاخر جهان و مفاخر حوزه تمدنی نوروز و زبان فارسی هستند.

- حضار که از هشت کشور حوزه نوروز دعوت شده و در مراسم حضور داشتند گاه و بیگاه در حین سخنرانی سخنرانان کف می زدند اما ابراز احساسات آنها در حین سخنرانی روحانی بسیار چشمگیر و قابل توجه بود.

- در سالن مجاور برگزاری مراسم نوروز میزهایی مملو از تنقلات متنوع ازجمله مغزهای پسته، گردو، فندق، بادام زمینی و انواع خشکبار از جمله برگه های هلو، زرد آلو، توت خشک، کشمش، مویز و .. به همراه شرینی ها و فالوده های محلی و نوشیدنی های متنوع برای پذیرایی از مهمانان در نظر گرفته شده بود. سمنو، نوعی کاچی و انواع دیگری از پختنی هایی که نتوانستم نام یک یک آنها را بپرسم نیز بر سر میز حاضر بود که بعد از پایان مراسم جشن نوروز به طرفه العینی مورد استفاده مهمانان قرار گرفت.

- فرهنگ پر کردن جیب ها از تنقلات و بردن آنچه که دیگر وقت و توان مصرف آن در مجلس نیست، گویا رسمی رایج در حوزه تمدنی نوروز است، که ایرانی ها هم البته در آن ید طولایی دارند.

- کارمندان دستگاه های امنیتی و دولتی افغانستان با توجه به اینکه مدت زمان زیادی از عمر دولت کرزی باقی نمانده با شدت و حدت زیادی مسئولیت خود را انجام می دادند. حال آنکه متاسفانه این روحیه در میان ما ایرانی ها کمتر دیده می شود و متاسفانه هرچقدر که به آخرین روزهای یک دولت نزدیک می شود به قول گفتنی اوضاع تق و لق شده و مسئولیت پذیری ها و پاسخگویی ها به همان میزان کمرنگ می شود.

- سخنرانی، نحوه استقبال و پذیرایی کرزی به هیچ وجه شبیه رؤسای جمهوری نبود که آخرین روزهای درقدرت بودن را تجربه می کنند. این جمله شبیه جمله بالایی است اما نکته این تکرار در همین است که یاد آور شوم رفتار و کردار زیردستان بازتاب رفتار و کردار بالادستان است تایید دیگری بر گفتار معروف الناس علی دین ملوکهم است که نشان می دهد ملوک هرگونه و به هرشکلی که عمل و رفتار کنند زیر دستان نیز همان رنگ و بو را می گیرند و چقدر درست است که می گویند گفتار و رفتار و کردار شهروندان و زیر دستان، بازتاب رفتار و گفتار و حرکات امرا و ملوک و بزرگان آن قوم است.

- برخورد عمده مسئولان تشریفات و امنیت افغانستان از زمان ورود به فرودگاه تا رفتن به ارگ ریاست جمهوری و بازگشت به فرودگاه آمیزه ای از عصبانیت، احترام، صمیمیت و ترس و احتیاط بود. از یک سو سعی می کردند خود را مهربان، مودب، منظم و مامور به انجام وظیفه نشان دهند اما در عین حال به سرعت عصبانی شده و معلوم می شد که به شدت زیر بار فشار روانی ناشی از نا امنی و خطر حملات انتحاری بودند.

-- چند نفر از مقامات دفتر رییس جمهوری افغانستان مشخصا دچار نخوت و تکبر محسوسی بودند. با این همه برخورد همین افراد با هیئت های دیگر از جمله هیئت پاکستانی نشان می داد که همیشه جای شکرگزاری باقی است. در مجموع رفتار آنها با هیئت ایرانی نسبت به سایر هیئت ها بسیار محترمانه تر بود.

- معدودی از کارمندان و مقامات امنیتی و تشریفات دفتر رییس جمهوری افغانستان مدام غرولند می کردند که ایرانی ها خیلی باد و بروت دارند و فکر می کنند ارباب دنیا هستند. یکی از آنها که بی دلیل اصرار داشت فیلمبردار و عکاس ما وارد دیدار دو جانبه نشود و من اصرار داشتم که هرجور هست آنها را داخل کنم می گفت بخدا از دست شما ایرانی ها دیوانه شده ایم از بس که کشیدیم. گفتم چطور سی و پنج سال است که در ایران مهمان هستید ما شکایت نکردیم. مگر چه کرده ایم که شما را دیوانه کرده ایم. گفت: هرچه می کشیم تقاص همان است که مهمان شما بوده ایم. نمی دانم دردش چه بود اما گویا دلش خیلی از ایرانی ها پر بود. البته نهایتا حرف من برو شد چون همکار او به اصرار من رفت داخل و در برگشت تایید کرد که از گروه ایرانی فیلمبردار و عکاس مقرر شده داخل نشده است و او به ناچار عکاس و فیلمبردار ما را رخصت داد که داخل شوند.

- یکی از افغان ها را که به شدت سعی می کرد خود را خشن، جدی و مجری پروتکل ها نشان دهد با یک نوروز خوبی داشته باشید خلع سلاح کردم به گونه ای که همه چیز را فراموش کرد، یخش باز شد و با لبخندی بزرگ متقابلا نوروز را به من تبریک گفت و ناگهان احساس کردم الان است که مرا در آغوش بگیرد. در آنجا فهمیدم که بسیاری از آنها فقط فیگور تشریفاتی و پروتکلی رفتار کردن را گرفته اند و به اندک خوش و بشی کنه قلبشان را که همان صمیمیت با ایرانی ها است به نمایش می گذارند.

- با چند نفر از کارکنان دفتر رییس جمهوری افغانستان و سایرین که گفتگو می کردم از اینکه نام من نوروزپور بود به وجد آمده بودند. یکی از آنها گفت با این حساب نام شما را هیچگاه فراموش نخواهم کرد چون علاوه بر اسمت که مرا به یاد نوروز می اندازد چهره ات هم شبیه نواز شریف نخست وزیر پاکستان است که البته من اصلا خوشم نیامد.

- پذیرایی ناهار واقعا شاهکار بود. اعتراف می کنم که تصور سرو چنین غذای لذیذی از سوی افغان ها را نداشتم. غذای اصلی چیزی شبیه به مرصع پلو بود و دو سه جور خورش و سالادهایی در مایه همان سالاد شیرازی خودمان و البته به میزان کافی و زیاد. یک نوع نرگسی هم درست کرده بودند که به جای تخم مرغ ترکیبی از اسفناج پخته سرخ شده با گوشت گوسفند بود. در کنار قوطی های کوکا و پپسی و ماء الشعیر رایج نوشیدنی های سنتی مانند دوغ و چند نوع شربت هم بود که من حدس زدم شربت زعفران و سکنجبین باشد.

- در فضای باز ارگ ریاست جمهوری یا قصر دلگشا که انواع درخت های بزرگ و کهنسال از جمله سرو، صنوبر و کاج خودنمایی می کردند اقوام مختلفی از هشت کشور حوزه نوروز حضور داشتند که هریک مشغول هنر نمایی و نمایش میراث فرهنگی خود بودند. برخی از اقوام ساز می زدند و برخی جاجیم و گلیم می بافتند و برخی دیگرهنرهای دیگر و صنایع دستی خود را به نمایش گذاشته بودند. نزدیک ظهر و پس از برگزاری جشن اصلی که با سخنرانی حامد کرزی، رییس جمهوری کشورمان، امامعلی رحمان رییس جمهوری تاجیکستان و ممنون حسین رییس جمهوری پاکستان و نماینده ویژه بان کی مون برگزار شد همه اقوام حاضر در صحن حیاط ارگ ریاست جمهوری اقدام به توزیع غذای سنتی و بومی کشور خود در میان حاضرین کردند. شنیدم که از ایران جوجه کباب به حضار داده می شد و برای من این سوال پیش آمد که آیا جوجه کباب واقعا غذای بومی و سنتی ایرانی است و مثلا چه ویژگی خاصی در جوجه کباب وجود دارد جز راحتی طبخ و توزیع آن؟

- فضای شهر کابل به شدت امنیتی و در عین حال انتخاباتی بود. هرچقدر به روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان نزدیک می شویم کابل روزهای خونین تری را به خود می بیند. تنها چند روز پیش از برگزاری جشن نوروز در کابل چندین انفجار و حمله انتحاری در این شهر به ثبت رسید که در یکی از آنها دو خبرنگار فرانس پرس کشته شدند. افزایش حملات انتحاری و تروریستی در روزهای گذشته و احتمال افزایش آنها تا روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان باعث شده بود عمده ماموران و کارمندان امنیتی و تشریفات ریاست جمهوری افغانستان به شدت تحت فشار روانی قرار بگیرند و از همین جهت برای کسانی که این شرایط را درک می کردند ترش رویی و پرخاشگری گاه و بیگاه آنها قابل درک می نمود.

- نوع تبلیغات انتخاباتی در کابل شباهت زیادی به نوع تبلیغات انتخاباتی در ایران دارد. در و دیوار شهر مملو از پوستر های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بود که قرار است یکی از آنها روز شانزدهم فروردین جاری برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری به جای حامد کرزی انتخاب می شود.
- کابل هنوز شهری جنگ زده با خانه ها و مغازه هایی قدیمی، ساده و بسیار محقر است. گاه و بیگاه ساختمان های بلند و نو سازی دیده می شدند که عمدتا یا تکمیل نشده یا آثار حمله به آنها توسط طالبان دیده می شد. با این همه به دلیل نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری، استندهای بزرگ تبلیغاتی متعلق به شهرهای مدرن را می شد در گوشه و کنار شهر دید که با قواره و ساختار قدیمی شهر هیچ سنخیتی نداشت.

- تقریبا از هرکسی که پرسیدم فکر می کند چه کسی رییس جمهوری بعدی افغانستان می شود؟ عبدالله عبدالله را نام برد. با این همه زلمای رسول، تبلیغات پررنگ تری در سطح شهر داشت. چند افغان به من گفتند از اینکه زلمای رسول یک زن را (حبیبه سرابی) بعنوان یکی از شرکای انتخاباتی و معاونان آتی خود در صورت پیروزی، انتخاب کرده خشنود نیستند. این نشان می دهد به همان اندازه که این اقدام رسول می تواند نوگرایان و جوانان و زنان را به سمت او جذب کند به همان اندازه یا حتی بیشتر خشم مخالفان سنتی او را که همچنان نگاهی قدیمی به موقعیت زن در جامعه افغان دارند، نسبت به خود برانگیخته است. البته این موافقت و مخالفت صرفا در میان افغان هایی است که قرار است و امید می رود که در انتخابات شرکت کنند وگرنه طالبان و بخش قابل توجهی از پشتون ها که اصولا انتخابات را قبول ندارند و در آن شرکت نخواهند کرد.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.