• ۱۴بازدید

آیا پوتین به دنبال سایر جماهیر سابق شوروی است؟

محمدرضا نوروزپور

همه پرسی کریمه که منتج به الحاق این شبه جزیره استراتژیک به روسیه شد نگرانی هایی را در خصوص ملحق شدن مناطق دیگری از شوروی سابق به خاک روسیه در میان تحلیلگران برانگیخته است.

وجود اختلافات گسترده مرزی و قلمرویی در میان جمهوری های شوروی سابق، رویکرد جدید ولادیمیر پوتین به جهان، ضعف یا تغییر اولویت های سیات خارجی آمریکا و اشتباهات محاسباتی اتحادیه اروپا می تواند دلایلی باشد که این نگرانی ها را درمیان تحلیل گران تقویت می کند.

هر از چندگاهی اظهارات و موضع گیری هایی از درون روسیه نیز به شدت این نگرانی ها دامن می زند.
شاید تازه ترین این اظهارات را بتوان به موضعگیری جنجال برانگیز ولادیمیر ژیرینوفسکی دبیرکل حزب لیبرال دموکرات روسیه درباره قره باغ و دیگر اراضی شوروی سابق مربوط دانست. جاییکه او با صراحت صحبت از الحاق سایر سرزمین های از دست رفته شوروی سابق به خاک روسیه سخن گفت و مشخصا راه حل قره باغ را ملحق ساختن هر دو کشور ارمنستان و آذربایجان به خاک روسیه دانست.

ترسناک بودن اظهارات این مقام عالی رتبه سیاسی روسیه زمانی بیشتر می شود که او از مناطق دیگری بغیر از آذربایجان و ارمنستان سخن به میان می آورد و از امکان پذیر بودن الحاق همه مناطق شوروی سابق از جمله منطقه ˈدنسترˈ در کشور مولداوی به ترکیب روسیه اشاره کرده و می گوید همه اراضی شوروی سابق از طریق برگزاری رفراندوم و بطور داوطلبانه و بدون آنکه مورد اعمال زور و فریب قرار بگیرند می توانند به ترکیب روسیه بپیوندند.

وی از همه مناطق شوروی سابق خواسته است که به ترکیب روسیه بپیوندند و تاکید کرده است: این به نفع همه خواهد بود. برای همه دموکراسی، رفاه و امنیت را وعده می دهیم. در این صورت همه ما هر سال بهتر از گذشته زندگی خواهیم کرد. زیرا این اراضی متعلق به امپراطوری سابق روسیه و شوروی سابق است و ما 300، 400 و 500 سال با یکدیگر زندگی کرده ایمˈ.

این اظهارات منحصر به ژیرینوفسکی نیست. آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، میخائیل گورباچف نیز اظهارات داغ وآتشینی درباره همه پرسی مردم کریمه بعمل آورده و آن را جبران اشتباه دوران شوروی دانسته بود.

گورباچف، با اشاره به اینکه پیشتر کریمه تحت قوانین اتحاد جماهیر شوروی یا دقیق‌تر قوانین این حزب کمونیست بدون پرسیدن نظر مردم به اوکراین اعطا شده بود گفت: با انجام همه پرسی مردم تصمیم گرفته‌اند تا این اشتباه را تصحیح کنند و حالا به جای آنکه بر این مساله تحریم اعمال کنیم، باید آن را مورد تشویق قرار داده و از آن استقبال کنیم.

در چنین فضایی تحلیل روزنامه الریاض عربستان سعودی مبنی براینکه رئیس جمهور روسیه امیدوار است بخش هایی که از اتحاد جماهیر شوروی سابق جدا شده است دوباره به هم متصل کند، چندان بی ربط به نظر نمی رسد.
اگرچه این گونه تحلیل ها می تواند صرفا بازتاب نگرانی های بیش از اندازه برخی از فعالان و تحلیلگران سیاسی باشد اما در عین حال بازگو کننده احتمالات قابل تاملی نیز هست که البته محصور در چند روزنامه یا منطقه خاصی از دنیا نیست و حتی در داخل روسیه نیز قابل ردگیری است.

از جمله این تمایل که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه امیدوار است بخش هایی که قبلا از اتحاد جماهیر شوروی سابق جدا شده دوباره به هم متصل می کند.

علت اصلی ضعف آمریکاست؟
ضعف آمریکا نیز جایگاه مهمی در ارائه چنین تحلیل هایی دارد. آنها معتقدند روسیه به این ضعف پی برده و گمان می کند با توجه به قدرت اقتصادی و سیاسی که منشعب از انرژی و خلاء قدرت سیاسی قاهر در منطقه است و می توان آن را با قدرت نظامی تکمیل کرد شاید این رویا بعید نباشد که روسیه بتواند جای آمریکا را دست کم در این بخش از جهان بگیرد.

واشنتگن پست نیز در مقاله ای در تحلیل اوضاع سیاسی اوکراین به این نکته اشاره کرده و نوشته بود سیاست های اوباما در خاورمیانه به سمتی پیش می رود که از آن انتقاد می شود و این موضوع فاجعه آمیز زیانهای فراوانی به آمریکا وارد می کند.
با این همه تحلیلگران عرب خصوصا ارودگاه نزدیک به سعودی بیش از دیگران و حتی بیش از منتقدان داخلی اوباما به ضعف سیاست خارجی او اشاره و تاکید می کند که به نظر می رسد تا اندازه زیادی اغراق آمیز باشد.

این موضوع ریشه در نارضایتی شدید آنها از همراه نشدن آمریکا با طرح آنها در حمله نظامی به سوریه و سرنگون کردن بشار اسد دارد. روزنامه الریاض در تحلیلی در این خصوص می نویسد: اوضاع سوریه فروکش کردن هیبت آمریکا را مشخص نکرد، اما آنچه درکریمه رخ داد آزمایش مهمی برای اوباما بود که توانست هیبت آمریکا را بشکند. این در حالی بود که ناتو هشدار داده بود در صورت الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه، پوتین در معرض تحریم های اقتصادی و سیاسی قرار می گیرد اما وی به این هشدارها توجهی نشان نداد و همگی به خوبی مشاهده کردیم که شرایط تغیر کرد بنابراین می توان دریافت نماد قدرت آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوری شد، فروکش کرده است.

از نگاه این تحلیل گران روسیه با نفوذ جدید خود و برجسته شدن وجهه جهانی اش به عنوان قدرت بزرگ هنوز به معادله تساوی با آمریکا و چین تبدیل نشده است اما شاید ابهت و نفوذ خود را دوباره در اروپای شرقی و آسیای میانه بدست آورد زیرا پوتین امیدوار است بخش هایی که قبلا از اتحاد جماهیر شوروی سابق جدا شده است دوباره به هم متصل می کند و این رویا بعید نیست زیرا آمریکا ضعیف تر از گذشته شده است.

همپیمانی احتمالی چین و روسیه
نگرانی دیگری که وجوددارد اتئلاف روسیه و چین برای تشکیل محور جدیدی است که پرونده های آسیا و اروپا را اداره کنند. این نگرانی روزبه روز در حال گسترش است به ویژه اینکه گسترش جغرافیایی روسیه و امکانات متعددش برای هم پیمانی به عنوان دو بازیگر اساسی در جهان برای چین وسوسه انگیز شده است. سیاست آمریکا برای بقا مبتنی بر عقب نشینی از خاورمیانه نیست زیرا دیدگاه هم پیمانان آمریکا متفاوت از این موضوع است آنها بر این باورند که شکسته شدن عصا در چهره دو متخاصم یعنی آمریکا و روسیه نهفته است زیرا همچنان روسیه ابزار فشار علیه اروپای شرقی و غربی را در اختیار دارد و اگر استفاده از سلاح تحریم اقتصادی عنوان نبردهای آینده باشد مقوله جهانی بودن را می توان رد کرد بنابراین شرق و غرب در آینده وارد جنگی آمیخته با سیاست و اقتصاد خواهند شد.

با این همه وجود این نگرانی ها به معنی عملیاتی شدن و محقق شدن آنها نیست چرا که در این سو نیز روسیه با مشکلات عدیده ای از جمله اقتصاد شکننده، اختلافات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در داخل و مقاومت کشورهای هدفی که ممکن است مورد نظر روسیه برای بازپس گرفتن آنها باشد مواجه است. 

 

وبگردی