۰

داستان هایی از اتفاقات عجیب در جام های جهانی / مرز باریک سیاست، طبیعت، خشم و فوتبال

  •   ۵۷بازدید
  •   ۰ رای
  •   ۰ دیدگاه

حالا به یک قدمی جام جهانی 2014 نزدیک شده ایم. کمتر از سه ماه دیگر، تمام جهان چشم می دوزد به ورزشگاه های برزیل تا شاهد رقص ساق های هنرمندانه بهترین فوتبالیست های جهان باشد آن هم در خاک برزیل.

کاوه علی اسماعیلی: جام جهانی فوتبال بدون تردید بزرگ ترین رویداد ورزشی بعد از المپیک در تمام دنیاست که البته هیجانات ناشی از آن، قطعا بیش از المپیک است. حالا و در فاصله باقی مانده تا شروع رقابت های جام جهانی 2014 برزیل، به سراغ این رویداد تاریخی رفتیم تا یکسری اتفاقات تلخ و عجیب در حاشیه آن را با هم مرور کنیم. اتفاقاتی که دنیا را تحت تاثیر خود قرار داد و باعث افزایش توجه مردم به فوتبال شد.

اعدام الکس به خاطر جاسوسی

فرانسه در اولین دوره جام جهانی فوتبال (1930) کاپیتانی داشت به نام الکس ویلاپلان. بازیکنی که در خط هافبک بازی می کرد. در آن جام جهانی که در کشور اروگوئه برگزار می شد، فرانسه عالی کار کرد اما نتوانست به قهرمانی برسد. الکس ویلاپلان به همراه یارانش به وطن برمی گردند. چند سال بعد (1939) آتش جنگ جهانی دوم برافروخته شد. آلمان و فرانسه نیز به جنگ یکدیگر رفتند و خرابی های بی شماری در اروپا پدید آمد. در سال های آخر جنگ، خبر عجیبی به دست رسانه های فرانسوی افتاد؛ ویلاپلان سال ها برای آلمانی ها جاسوسی می کرد و اطلاعات کشورش فرانسه را به آنها می فروخت! این خبر باعث شد اولین کاپیتان تاریخ فرانسه در جام های جهانی به دار اعدام آویخته شود. حکم دادگاه، به سرعت اجرا شد تا دیگر هیچ کس هوس جاسوسی به سرش نزند، حتی فوتبالیست ها.

پابرهنه ها به بهشت نرسیدند

در جام جهانی 1950، کشور هند به عنوان اولین کشور آسیایی به جام جهانی رسید. مردم استعمارزده هند به قدری از این اتفاق خوشحال و شادمان بودند که سر از پا نمی شناختند و ماه ها جشن و سرور به پا کردند. قرار بود جام جهانی 1950 در کشور برزیل انجام شود و هندوها به برزیل سفر کنند اما پس از برآورد هزینه، مسئولان ورزش کشور هند از اعزام بازیکنان فوتبال این کشور به برزیل منصرف شدند چرا که عملا پولی در بساط نبود. بازیکنان هند نه پولی برای خرید بلیت سفر به برزیل داشتند و نه حتی برای خرید کفش و پیراهن ورزشی. این حادثه تلخ، کشورشان را به ورطه غم و اندوه فرو برد.

آبروی یک کشور فدای سیاست

جام جهانی 1978 سیاسی ترین جام جهانی تاریخ تا امروز بوده است. تصویر مضحکی که دومینگو پرون رئیس جمهور وقت آرژانتین (این کشور میزبان آن جام جهانی بود) از خود در ذهن مردم ترسیم کرد، هرگز پاک نخواهد شد. در آن دوره، تیم ها باید در دو مرحله گروهی به میدان می رفتند. آرژانتین برای رسیدن به فینال، نیاز داشت تا حداقل 6 گل به پرو بزند و از گروه خود صعود کند اما همه می دانستند این تیم قدرت چنین کاری نداشت. پرون و سیاستمداران دیگر وارد عمل شدند. آنها باب مذاکره با سیاستمداران پرو را گشودند و در قبال تجهیز ناوگان هوایی پرو، از آنها خواستند در جام جهانی و بازی رو در رو، 6 گل از آرژانتین دریافت کنند. همین اتفاق هم افتاد و آرژانتینی ها با زدن 6 گل به فینال رسیدند. پرون با این پلیتیک مفتضحانه توانست به دو هدفش برسد، اول اینکه یک موفقیت بزرگ ورزشی برای کشورش به دست آورد و در وهله دوم توانست به افتخار قهرمانی آرژانتین در فینال، مخالفانش را سرکوب کرده و دموکراسی را در این کشور تعطیل کند.

انهدام مافیای کامورا

همیشه این طور نبوده که فوتبال بازنده مقابل سیاست باشد. در دوره بعدی یعنی جام جهانی 1982 ایتالیا، اتفاق هیجان انگیزی رخ داد. وقتی ایتالیایی ها توانستند به عنوان میزبان، قهرمان شوند، مردم به خیابان ها ریخته و به رقص و پایکوبی مشغول شدند. شادی عمومی تمام کشور را در بر گرفت و هیچ کس نمی توانست نسبت به این قهرمانی بی تفاوت باشد. مردم هیجان زده، در حین جشن به سمت مقر شاخه خطرناکی از مافیای ایتالیا به نام کامورا حرکت کردند. اتحاد بی نظیر مردم سبب انهدام بزرگ ترین مافیای کشور ایتالیا شد و شهر ناپل دوباره به دست مردم عادی افتاد. این بار سیاست بود که بازی را به فوتبال و شادی های فوتبال باخت تا مافیا نابود شود.

کلمبیا در ماتم

قرار بود جام جهانی 1986 در کشور کلمبیا برگزار شود. مسئولان فدراسیون فوتبال کلمبیا برای گرفتن میزبانی این دوره از بازی ها، تلاش زیادی کردند و همه چیز مهیا شده بود که ناگهان زلزله مهیبی، کلمبیا را لرزاند. شدت تخریب این زمین لرزه به حدی بود که به اماکن ورزشی نیز آسیب جدی وارد کرد.  اولین اتفاق پس از زمین لرزه، انصراف کشورهای مختلف از سفر به کلمبیا بود. هیچ کس دلش راضی نمی شد به این کشور سفر کند زیرا کلمبیا حالا دیگر تحت تاثیر قهر طبیعت شده بود و امکان داشت در زمان برگزاری جام جهانی، اتفاقات تلخ دیگری نیز رخ دهد. به همین خاطر مکزیک میزبان این دوره شد.

دست خدا و قتل عام دل فالکند

در همان جام جهانی مکزیک، ستاره ای در آسمان فوتبال درخشید به نام دیگو مارادونا از کشور آرژانتین. به شکل معجزه آوری، دو کشور آرژانتین و انگلیس که در جنگ نظامی بر سر جزیره فالکلند بودند، در این دوره به هم رسیدند. مارادونا در این دیدار سخت توانست دو گل بسیار زیبا به ثمر برساند. یکبار روی یک توپ ارسالی به هوا بلند شد و با دستش توپ را درون دروازه انگلیسی ها قرار داد و گل دیگرش را زیبا تر زد، او از میانه زمین توپ را برداشت، چندین بازیکن انگلیس را دریبل زد و در حالی که تکنیک و نبوغ ذاتی اش را به رخ دشمن کشور آرژانتین می کشید و با آبروی انگلیسی ها در زمین چمن بازی می کرد، توپ را به تور دروازه این کشور استعمارگر گره زد. بعد از بازی، مارادونا اعتراف کرد که توپ را با دست وارد دروازه کرده و گفت: این دست خدا بود که انتقام خون 650 نظامی آرژانتینی که در جنگ فالکلند کشته شده بودند را از انگلیسی ها گرفت.

برزیل و زلزله رودبار

ایرانی ها از جام جهانی 1990 یک خاطره بسیار تلخ دارند. در بازی دوم این جام بین برزیل - اسکاتلند بود که یک خبر تکان دهنده، تمام کشور را در غم و ماتم فرو برد. در ساعت 30 دقیقه بامداد روز 31 خردادماه 1369 بود که خبر رسید رودبار، منجیل و لوشان از توابع استان گیلان به همراه 700 روستای اطراف، دچار زمین لرزه ای به قدرت 4/7 ریشتر شده اند. زمین لرزه ای که بیش از 35 هزار کشته و 60هزار مجروح در پی داشت و در زمره 10 زلزله بزرگ قرن اخیر قرار گرفت. مردم خسته از کار روزانه که در خواب فرو رفته بودند، اسیر چنگال قدرتمند زمین شده و مرگ را تجربه کردند. چند ماه بعد تعدادی از نجات یافتگان از زلزله در مصاحبه هایی اعتراف کردند به این خاطر که مشغول تماشای فوتبال برزیل - اسکاتلند بودند، موفق به نجات جان خود شدند وگرنه آنها نیز در خواب باید از مرگ کام می گرفتند. در جام جهانی 1990، بازیکنان و مربیان زیادی برای ایرانی ها پیام تسلیت فرستادند.

قتل با 12 گلوله

یکی از حذف شدگان جام جهانی 1994 آمریکا، کلمبیا بود. کلمبیا با حساب 2 بریک از آمریکا باخت در حالی که زننده گل دوم آمریکا کسی نبود جز آندرس اسکوبار مدافع کلمبیا. وقتی آنها به مدلین برگشتند، فرد خشمگینی که در یک قماربازی در کلمبیا به خاطر گل به خودی اسکوبار، تمام زندگیش را باخته بود با اسلحه به دیدار این بازیکن رفت و 12 گلوله وارد بدن اسکوبار کرد تا یکی از غم انگیزترین اتفاقات جام های جهانی در کشور کلمبیا و به خاطر یک گل به خودی رقم بخورد.

کلاه شانس پلیس

در جام جهانی 1998 یک اتفاق خارق العاده رخ داد و تیم ملی کرواسی با هدایت میروسلاو بلاژویچ توانست تا مرحله نیمه نهایی صعود کند. بلاژ که بعدها سرمربی تیم ملی ایران شد، همیشه یک کلاه پلیس را همراه خود داشت و آن را روی نیمکت روی سرش می گذاشت. سرمربی تیم ملی کرواسی برای خبرنگاران تعریف کرد که قبل از سفر به فرانسه برای حضور در جام جهانی 1998، دوست پلیسی داشته که این کلاه را به او هدیه داد اما این پلیس در درگیری با آشوبگران و در یک نزاع خیابانی کشته شد. کلاه پلیس برای تیم ملی کرواسی شانس به همراه داشت و آنها توانستند تا نیمه نهایی پیش بروند و اگر بدشانسی نمی آوردند، حتما فینالیست می شدند.

 

 

 

 

251 41

 

 

  مطلب جالبی بود؟

شما اولین نفری هستید که می خواهید به این مطلب رای دهید. رای شما به یک مطلب جالب باعث می شود آن مطلب بیشتر دیده شود و دیگران نیز از آن استفاده کنند.
با رای به یک مطلب امتیاز و انرژی شما در سیستم افزایش پیدا می کند.

  نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.