۰

تحلیل مرکز پژوهش های مجلس از کمک مالی عربستان به ارتش لبنان

  • ۲۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مجلس

تهران - ایرنا - مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: هدف عربستان از کمک سه میلیارد دلاری به ارتش لبنان تاثیرگذاری بر روند تحولات سوریه، تضعیف حزب الله لبنان، نفوذ در لبنان و مقابله با جمهوری اسلامی ایران است.

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی با تحلیل کمک سه میلیارد دلاری عربستان به ارتش لبنان، آورده است: لبنان به دلیل ماهیت و ساختار قومی ـ مذهبی خود، محل رقابت های منطقه ای و بین المللی کشورهای مختلف است.

این کشور کوچک با توجه به موقعیت جغرافیایی خود ـ همسایگی با فلسطین اشغالی و سوریه ـ یکی از کانون های مهم و ملتهب سیاسی در منطقه به شمار می رود.

لبنان که بیش از 6 ماه است از نبود دولت رنج می برد و به دلیل اختلافات شدید سیاسی میان جریان های موسوم به 14 و 8 مارس همچنان تحت نظر «دولت پیشبرد امور» به نخست وزیری نجیب میقاتی است، شاهد درگیری ها، ترورها، انفجارها و زدوخوردهای قومی ـ مذهبی در سراسر خاک خود است.

ورود لبنان به بحران سوریه ـ با باز شدن مرزهای این کشور برای کمک به گروه های مسلح ـ و همچنین حضور بیش از 800 هزار آواره سوری، آن را با چالش های عمده ای مواجه کرده است.

در این میان انتشار اخباری در مورد کمک سه میلیارد دلاری عربستان به لبنان، باعث بروز اختلاف نظر جدی میان لبنانی ها شده و جایگاه اول را در مباحث سیاسی این کشور به خود اختصاص داده است.



** نگاهی به ارتش لبنان

ارتش لبنان، یک نیروی ملی، فراجناحی و حزبی است که از آن به عنوان وزنه تعادل لبنان یاد می شود.

این ارتش که تنها در نیروی زمینی خلاصه می شود و توان هوایی آن به چند بالگرد و توان دریایی آن نیز شامل چند قایق کوچک دریایی برای گشت زنی ساحلی است، فاقد توان پدافندی بوده و سنگین ترین سلاحی که در این زمینه در اختیار دارد، توپ ضدهوایی « 23 م » است.

از نظر تجهیزات، ارتش لبنان صرفاً در حد یک نیروی پلیس مجهز است تا یک ارتش حرفه ای. لبنان پس از دو دوره جنگ داخلی در دهه های 1970 و 1990 قرن گذشته، تلاش بسیاری کرد تا توان نظامی خود را بازسازی کند، اما سه عامل مهم مانع از این امر شد:

1. مخالفت رژیم صهیونیستی،

2. رقابت برخی گروه های داخلی،

3. حضور نظامی سوریه در لبنان تا سال 2005.

این سه عامل باعث شد تا هیچ کشوری به دلیل مخالفت رژیم صهیونیستی حاضر به فروش سلاح به لبنان نشود، نیروهای داخلی به دلیل رقابت و به خصوص رابطه ای که با این رژیم و برخی طرف های منطقه ای داشتند تقویت ارتش را مانع قدرت طلبی خود می دانستند، بنابراین برای ارتش دردسرهای بسیاری مانند ماجرای اردوگاه نهرالبارد در سال 2007 به وجود آوردند. حضور ارتش سوریه در لبنان نیز این کشور را از تمایل به داشتن یک نیروی نظامی قدرتمند بی نیاز کرده بود. ارتش سوریه خود را موظف به حمایت از لبنان می دانست، برای مثال در تجاوز سال 1982 ارتش رژیم اسرائیل، به دفاع از لبنان پرداخت.

بزرگ ترین مشکلات ارتش لبنان در طول دو دهه گذشته را می توان به شکل ذیل مورد اشاره قرار داد:

الف) تسلیحات اندک، قدیمی و ضعیف،

ب) ضعف آموزش،

ج) درگیری با گروه های مسلح سلفی و تکفیری،

د) ضعف در توان مخابراتی و پشتیبانی اطلاعاتی،

هـ) بهره برداری برخی جریان های سیاسی از آن،

و) تلاش برای رودررو قرار دادن ارتش با مقاومت اسلامی،

ز) ایفای نقش پلیس در بحران های داخلی این کشور.

این مشکلات متعدد، دست به دست هم داده تا فرماندهان ارتش لبنان تلاش بی وقفه ای را جهت سامان دادن به ساختار نظامی کشور خود آغاز کنند. سنگ اندازی رژیم اسرائیل در فروش سلاح به ارتش لبنان پس از جنگ 33 روزه در سال 1385 اندکی کاهش یافت، زیرا این رژیم دریافت که در برابر نیروی نظامی ورزیده حزب ا... هیچ کاری نمی تواند از پیش ببرد و تا زمانی که ارتش ضعیف باشد، به زعم خود، حزب ا... این توجیه را دارد تا برای مقابله با تجاوزات این رژیم به تقویت خود بپردازد.



** رابطه حزب الله و ارتش لبنان

در لبنان تعبیری در مورد رابطه ارتش و مقاومت اسلامی این کشور وجود دارد که «چاقو هیچ وقت دسته خودش را نمی برد» و مراد از این مسئله، رابطه بسیار خوب و حسنه افسران ارتش و افسران مقاومت است. با تأکید بر این موضوع که ارتش لبنان در طول چند دهه گذشته موفق به دریافت تسلیحات پیشرفته و حتی آموزش مناسب نیروهای خود نشده، (اما حزب الله به این موفقیت دست یافته است) به نوعی میان دو طرف تقسیم کار نانوشته ای صورت گرفته است. این تقسیم کار را می توان در چند مورد خلاصه کرد:

1. حزب الله وظیفه مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی را برعهده دارد.

2. ارتش وظیفه دارد به عنوان یک نیروی ملی در برابر چالش های داخلی به خصوص گروه های مسلح تکفیری وارد عمل شود.

3. حزب الله و ارتش در واحد اطلاعات خود همکاری را به صورت مشترک ادامه می دهند، هر شبکه جاسوسی که توسط حزب الله کشف شود، با همکاری واحد اطلاعات ارتش پیگیری می شود و واحد اطلاعات مقاومت نیز در جریان کشفیات ارتش قرار می گیرد.

4. مقاومت اسلامی با توجه به دامنه آموزش و امکانات خود به خصوص در حوزه پهپادی و مخابراتی به ارتش لبنان کمک بسیاری می کند.

5. حزب الله تلاش می کند تا برخی از کمبودهای ارتش را از طریق روابط خاص منطقه ای خود تأمین کند برای مثال در جنگ نهرالبارد در سال 2007 حزب الله از دولت سوریه خواست تا لوله های توپ 135 م و همچنین مهمات این توپ را در اختیار ارتش لبنان قرار دهد.

این نوع همکاری باعث شده تا در همه تحولات روی داده در لبنان، حزب الله و ارتش با یکدیگر همکاری کنند. اوج این همکاری را می توان در تحولات ماه می سال 2008 ملاحظه کرد که در آن مقاومت اسلامی لبنان پس از پایان دادن به حضور مسلحانه جریان های وابسته به گروه 14 مارس، همه اماکن و تسلیحات آنها را به ارتش تحویل داد و ارتش نیز علیرغم تلاش فؤاد سنیوره نخست وزیر وقت دخالت مستقیم در روند درگیری ها نکرد.

در طول سه سال اخیر که درگیری ها در سوریه افزایش یافته است، همکاری واحد اطلاعات حزب الله با ارتش برای کشف و خنثی سازی عملیات های تروریستی ارتقای چشمگیری داشته است تا جایی که تاکنون چندین خودروی بمب گذاری شده در مناطق مختلف بیروت و شمال این کشور کشف و خنثی شده است.

همچنین ارتش لبنان با همکاری حزب الله در مناطق مرزی با سوریه که خطر ورود گروه های مسلح از آنجا می رود، مستقر شد تا نسبت به انسداد مرزها اقدام کند و این برخلاف تمایل جریان های سیاسی وابسته به عربستان بود.



** اهداف کمک مالی عربستان به ارتش لبنان

عربستان سعودی از طریق ارایه کمک های اقتصادی، مالی و نظامی به ارتش لبنان اهداف گوناگونی را پیگیری می کند. این کشور عموماً تلاش دارد تا با استفاده از ثروت هنگفت نفتی خود، متحدانی در مناطق مختلف جهان به خصوص خاورمیانه تدارک ببیند و از این رو به سادگی می توان ردپای دلارهای سعودی را در مناطق بحران زده مشاهده کرد.

اما آنچه به عنوان اهداف نهایی ریاض از کمک سه میلیارد دلاری به ارتش لبنان قابل ذکر است، در این موارد خلاصه می شود:

الف) تضعیف حزب الله لبنان: همان گونه که اشاره شد، حزب الله به واسطه توان نظامی خود در طول سال های گذشته نقش مهمی در خنثی کردن طرح های ریاض برای کنترل بر لبنان داشته است. سرکوب شورش مسلحانه سال 2008 جریان 14 مارس که با هدایت مستقیم عربستان صورت گرفت و آشکار شدن توانایی نظامی مقاومت در نبردهای سوریه، باعث نگرانی آل سعود، تل آویو و واشنگتن شد.

درخواست عبدالله بن عبدالعزیز از میشل سلیمان در دیدار ماه نوامبر برای فراخواندن ارتش جهت مقابله با حزب الله و ممانعت از حضور رزمندگان آن برای جنگ با جریان های تکفیری مورد حمایت ریاض در سوریه، یکی از مهمترین دلایل کمک این کشور به ارتش لبنان می باشد.

ب) به دست آوردن جایگاه و حوزه نفوذ در لبنان: با توجه به محبوبیت ارتش لبنان میان مردم این کشور و فراجناحی بودن آن، عربستان تلاش می کند با کمک به این نیروی نظامی ملی، خود را به عنوان حامی آن معرفی کرده و با این رویکرد، به کسب موقعیت و جایگاه در لبنان اقدام کند.

ریاض به دلیل حمایت از گروه های تکفیری در لبنان که دست به انفجارهای خونین می زنند محبوبیت چندانی میان لبنانی ها ندارد و جریان 14 مارس نیز تنها به واسطه رقابت سیاسی و برای دریافت حمایت سیاسی و کمک مالی، ارتباط خود با ریاض را حفظ کرده است.

ج) تغییر در رویکرد منطقه ای عربستان: ریاض در حال تغییر استراتژی خود در منطقه خاورمیانه و تبدیل شدن به یک بازیگر مستقل است. این تغییر نقش، نیاز به حضور بی پرده و فعال در عرصه های مختلف دارد. لبنان در افق تعریف شده در سیاست خارجی عربستان وضعیت بسیار خاص و حساسی دارد و ورود به آن نیازمند سرمایه گذاری بیشتر بر نهادهای ملی است.

د) مقابله با جمهوری اسلامی ایران: در سفر سال 1387 میشل سلیمان به تهران، ایران اعلام آمادگی کرد که ارتش لبنان را با تسلیحات ساخت خود تجهیز کند. سلیمان حتی دیداری نیز از نمایشگاه دستاوردهای نظامی کشور داشت، این مساله باعث دخالت آمریکا و کمک یک میلیارد دلاری واشنگتن به بیروت در قالب حمایت های لجستیک از ارتش شد. در حال حاضر نیز عربستان تلاش دارد در همین حوزه، با پیشنهاد ایران مقابله کرده و در جنگ تبلیغاتی صورت گرفته، خود را حامی ارتش لبنان قلمداد کند.

هـ) تأثیرگذاری بر روند تحولات سوریه: عربستان پس از قطر مأمور پیگیری پرونده سوریه و کمک به جریان های مسلح در این کشور به منظور براندازی حکومت آن شد. ناکامی ریاض در این مأموریت، باعث شده تا متحدان این کشور در لبنان به شدت احساس خطر کنند زیرا با پیروزی ارتش سوریه بر گروه های مسلح، دمشق به جایگاه پیشین خود برای تأثیرگذاری بر تحولات لبنان بازخواهد گشت، بنابراین ریاض برای تقویت روحیه جریان 14 مارس باید چنین کمک هنگفتی را به ارتش لبنان صورت دهد.

و) نشان دادن پیوند تنگاتنگ میان ریاض و پاریس: براساس توافق صورت گرفته، فرانسه طرف تأمین کننده نیازهای ارتش لبنان خواهد بود. این اقدام علاوه بر آنکه نوعی دهن کجی به آمریکا به خاطر مواضعش در سوریه است، باعث خواهد شد تا فرانسه علاوه بر آنکه به بهره اقتصادی قابل ملاحظه ای برسد، ارتش لبنان را از نظر ساختاری به خود وابسته کند و در نهایت با توجه به معامله هنگفت 20 میلیارد یورویی با عربستان برای فروش تجهیزات نظامی شامل زیردریایی، رزم ناو، بالگرد و سیستم های الکترونیک، به همکاری های عمیق با این کشور ادامه دهد.



** نتیجه گیری

با توجه به موارد مطرح شده در بالا، به نظر نمی رسد که ریاض از بذل و بخشش سه میلیارد دلاری به ارتش لبنان، نیت خیر داشته باشد. همان گونه که گفته شد، ریاض و پاریس به دنبال اهداف و منافع تعریف شده خود در لبنان بوده و ارتش به دلیل ماهیت خود مهمترین آوردگاه طرفین برای نفوذ در ساختار سیاسی لبنان به شمار می رود.

نوع کمک هایی هم که قرار است به ارتش لبنان شود، کمک های رزمی نیست و بیشتر در محدوده کمک های زیربنایی و لجستیک صورت می گیرد تا نگرانی های احتمالی تل آویو نیز مرتفع شود.

مخالفت با کمک عربستان سعودی به ارتش لبنان از طرف هر یک از جریان های این کشور ممکن نیست و هرگونه مخالفت، توسط جریان های رقیب به عنوان مخالفت با قدرت گرفتن ارتش تفسیر خواهد شد.

از آنجایی که جریان 14 مارس و شخص سعدالحریری رییس حزب المستقبل طراح چنین سناریویی محسوب می شود، هدف اصلی و غایی آن، تحت فشار قرار دادن جریان 8 مارس و به خصوص حزب الله و سلاح مقاومت است.

در این مورد باید به سخنان، مواضع و دیدگاه های هر یک از دو طرف اصلی سیاسی در لبنان اشاره کرد. در حالی که سران حزب الله هنوز موضع رسمی در این مورد اتخاذ نکرده اند، برخی از اعضای 14 مارس که از این سکوت و احتمالاً رضایت حزب الله از تقویت بنیه ارتش عصبانی هستند، به بیان دیدگاه های خود پرداخته و مدعی شده اند که حزب الله از تقویت ارتش واهمه دارد.

مقاومت اسلامی لبنان به همان دلایلی که گفته شد، از تقویت بنیه ارتش نگران نخواهد بود، اما با توجه به مأموریت ارتش که در طول یک دهه گذشته مبارزه با جریان های تکفیری وابسته به وهابیت عربستان بوده است، این نگرانی برای ریاض باقی خواهد ماند که آیا در صورت چنین هزینه هنگفتی، ارتش لبنان با آن وجهه ملی خود به تبعیت از آل سعود و مبارزه با سلاح مقاومت اقدام خواهد کرد یا خیر؟ این در حالی است که نوع تسلیحاتی که در اختیار مقاومت اسلامی است، در این معامله هنگفت در اختیار ارتش قرار نخواهد گرفت.

سیام**2025 ** 1418

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.