۰

آرایش سیاسی اصولگرایان دو سال مانده به انتخابات مجلس دهم/اصولگرایان به ائتلاف بزرگ فکر می کنند؟

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
جبهه پیروان خط امام و رهبری,جبهه پایداری,اصولگرایان

«انسجام» گویی واژه غریبی برای راست‌گرایان سیاست ایران شده است، از همان زمانی که برخی فرزندان اصولگرا جهتی مخالف مسیر حرکتی پدران خود را برگزیدند و با داعیه اصولگراتر بودن راه خود را از بزرگان و ریش سفیدان این جریان جدا کردند تا اینگونه نطفه «انشقاق» و «اختلاف» در اردوگاه اصولگرایی شکل گیرد.

فاطمه استیری: سال 84 بود و تب و تاب و التهاب انتخابات ریاست جمهوری و شیخی که آن روزها از فرماندهان سیاسی اصولگرایان بود و رقیب اصلاح‌طلبان.

ناطق نوری که خود زمانی گوی رقابت را به کاندیدای اصلاح طلبان واگذار کرده بود در تلاش بود تا با عَلَم کردن شورای هماهنگی  نیروهای انقلاب، بزرگ و کوچک اصولگرا را زیر یک چتر واحد جمع کند تا بعد از فتح کرسی‌های شورای شهر دوم و پارلمان هفتم، صندلی پاستور را نیز در اختیار یک اصولگرا قرار دهند و به یکه تازی 8 ساله اصلاح طلبان در سیاست ایران پایان دهند.

رگه‌های اختلاف اما از همان زمان نمایان شد و برخی نوآمدگان اصولگرا تن به گزینه اجماعی شورا ندادند و با جمع شدن گرد محمود احمدی‌نژاد عملا انشقاق و چنددستگی در اردوگاه اصولگرایان را کلید زدند. کاندیدایی که با تکیه بر حمایت و آراء بدنه اصولگرایی بالا آمد ولی مدت زمانی بعد پشت به اصولگرایان کرد و نه تنها خود را اصولگرا ندانست که وامدار بودنش به این جریان را نیز انکار کرد.

چنددستگی اصولگرایان اما در انتخابات‌های بعدی بیش از گذشته رخ نمایاند و روز به روز برادران اصولگرا را از هم دورتر و بزرگان و ریش سفیدان را دلخورتر و گلایه‌مندتر کرد. تا آنجا که اصلاح طلبان که در 8 سال گذشته به گوشه ای خزیده بودند از درون شکاف‌های ایجاد شده بین اصولگرایان بالا و بالاتر آمدند تا در نهایت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شوراهای شهر چهارم مجالی دیگربار برای حضور آنها در سیاست بعد از سال ها انزوا شود.

گویی آنکه همین روزهایی که حال اصلاح طلبان از روی کار آمدن حسن روحانی کاندیدای مورد تاییدشان در انتخابات خوش است، اصولگرایان در تب و تاب انشقاقی هستند که زنگ خطر را برای آنها به صدا درآورده است.

شاید از همین روست که در دو سال مانده به انتخابات اسفند 94«وحدت» باردیگر کلیدواژه و مطلع سخنان آنها شده است و در تلاشند با بازکردن چتری دیگر از همگرایی کرسی های سبز بهارستان را در انتخابات آتی در ید اکثریتی خود حفظ کنند و در این میان چشم امیدشان به آرای مردمی است که به نامزدهای اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دادند.

اینگونه است که نبی حبیبی دبیر کل موتلفه آرایشی سیاسی برای انتخابات مجلس آینده را « مفید» می خواند، آقا تهرانی دبیرکل جبهه پایداری از قصد این گروه برای «ائتلاف» با دیگر اصولگرایان می گوید، باهنر دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری از «برخی کارهای فکری و تئوری» این جریان برای انتخابات مجلس آینده می گوید. حسینیان چهره ارشد جبهه پایداری هم تاکید می کند که انسجام اصولگرایان برای انتخابات مجلس آینده بیش از گذشته است.

اما در کنار این اظهارات مثبت رگه‌های اختلافات همچنان قابل مشاهده است. در همین راستا پربی​​​راه نیست مروری گذرا داشته باشیم بر حال و روز جریانات اصولگرا بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و در فاصله باقیمانده تا انتخابات مجلس دهم.

هنرِ  باهنر گره از کار جبهه پیروان باز خواهد کرد؟
هنرِ مرد لابی‌‌گر پارلمان هنوز گره از کارش در ریاست جبهه پیروان باز نکرده است. بانفوذترین تشکل سیاسی جریان راست سنتی بعد از پیرمرد میانجی‌گر اصولگرایان در سکوت ناخواسته فرو رفته و برخلاف قبل که میدان‌دار اصلی تحرکات اصولگرایان بود، جز اظهارنظرهای پراکنده و گاه و بیگاه از سوی اعضای منتسب به این جبهه تحرک خاصی مشهود نیست.

چه آنکه گویی محمدرضا باهنر در فقدان حبیب الله عسگراولادی ، در ایفای نقش بزرگتری برای 17 تشکل اصولگرا که روزگاری در دوران دبیرکلی عسگراولادی همصدا و همراه یکدیگر بودند و نفوذ گسترده در بین راست گرایان اصولگرا داشتند خود را تنها می بینید.

تلاش باهنر برای کارکرد حزبی دادن به قدیمی‌ترین تشکل اصولگرا، از جمله اقدام‌های وی برای نشان دادن جایگاه جبهه پیروان است اما علی رغم این اقدام‌های تئوریک که برای انتخابات مجلس دهم آغاز شده است، مرد پرنفوذ مجلس همچون مرحوم عسگراولادی از جامعیت در میان اصولگرایان برخوردار نیست.مشکلی که می‌تواند وزنه جبهه پایداری و تاثیرگذاری‌اش در تعیین لیست‌های انتخاباتی را کاهش دهد.

کار برای باهنر آنجا دشوارتر می شود که آیت الله مهدوی کنی به عنوان دبیر کل مهمترین تشکل روحانی که همسو با جبهه پیروان حرکت‌ می‌کرده است هم بر مدار سکوت طی روزگار می‌کنند و بعد از انتخابات ریاست جمهوری جز چند اظهارنظر معدود که درونمایه آن هم انتقاد از تندروی‌ها و تک‌رویی‌های برخی تشکل‌ها و شخصیت‌های اصولگرا بوده ، چندان وارد مباحث انتخاباتی اصولگرایان نشده‌اند.

سکوتی که اخیرا از سوی محسن کوهکن نایب رییس جبهه پیروان رمزگشایی شد و سکوت پدر معنوی اصولگرایان را نشانی از دلخوری او دانست. گویی این روزها که حبیب الله سیاست ایران دیگر در بین اصولگرایان نیست، آیت الله کنی نیز خود را در عرصه میانجی گری برخی اصولگرایان عصیان‌گر تنها دیده و سکوت را اختیار کرده است.

این درحالیست که به عقیده عقلای اصولگرا شخصیت کاریزماتیک آیت الله مهدوی کنی می‌تواند محور وحدت اصولگرایان قرار گیرد. دعوت‌خواهی که با اتفاقات رخ داده در چند انتخابات اخیر شاید اینبار سخت‌تر از سوی پیرمرد اصولگرا مورد اجابت قرار گیرد.

نوآمدگان اصولگرا همچنان در مدار تک‌روی!
داعیه‌داری افراط گرایانه نوآمدگان اصولگرا حکایت روزهای نه چندان دور و امروز اصولگرایان شده است. روزهایی که نوآمدگانی از جنس پایداری و ایثارگرایان و رهپویان تمام قد در مقابل ریش سفیدان از اصولگراتر بودن سخن می گویند و ابایی ندارند که آشکارا سنت شکن وحدت بزرگان باشند. بزرگانی که تا دیروز مدارا و نصیحت می‌ کردند و امروز به سکوت روی آورده‌اند.  داعیه‌داران اما همچنان در مسیر اختلافی‌شان حرکت می‌کنند و تبدیل به معضل جدی در ارد.گاه اصولگرا شده‌اند. 

پایداری های سنت شکن!
در آستانه انتخابات مجلس نهم بود که بزرگان و ریش سفیدانی چون آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی به عنوان بزرگان روحانیت تهران و قم از یک سو و میانجی‌گرانی چون حبیب الله عسگراولادی، علی لاریجانی، محمدرضا باهنر، علی اکبر ولایتی و ... گرد هم نشستند تا با تدوین استراتژی جدیدی برای وحدت بین اصولگرایان، بزرگ و کوچک این جریان حداکثری را زیر یک چتر قرار دهند تا موفقیت‌های پیشین در انتخابات مجالس هفتم و هشتم را تکرار کنند.

تحرکات این بزرگان اما به سرعت با سیگنال‌های مخالفی از سوی طیفی از نزدیکان رییس جمهور سابق که در مجلس هشتم نام «فراکسیون انقلاب» را بر خود نهاده بودند روبرو شد. این طیف از اصولگرایان با بلند کردن پرچم استقلال‌خواهی رسما خط خود را از دیگر تشکل‌های اصولگرا جدا کردند و با جمع شدن دور آیت‌الله مصباح یزدی نام«جبهه پایداری» را بر خود نهادند تا استارت سربرآوردن جبهه‌هایی دیگر در آستانه انتخابات مجلس نهم را بزنند.

در این میان گرچه آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی بارها و بارها خواستار انسجام بین تشکل‌های اصولگرا شدند و تا پای تن دادن به برخی خواسته های این گروه از اصولگرایان رفتند اما هرچه بزرگان بر مشی مدارا رفتند، پایداری‌ها عصیان‌گرتر شدند و در نهایت نیز لیستی مستقل از کاندیداها را در تهران و دیگر استان های کشور اعلام کردند.

پایداری‌ها دو سال بعد در انتخابات ریاست جمهوری باز هم پرچم استقلال خواهی شان را بلند کردند. آنها با معرفی کاندیدایی مستقل بنا به اظهارات برخی چون آیت الله یزدی از عوامل مهم ناکامی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم شدند.

پایداری‌ها که رییس‌جمهور محبوب‌شان دیگر بر روی کار نیست، در ابتدا تلاش چراغ خاموشی را برای نزدیک شدن به راست گرایان سنتی آغاز کردند و حسینیان از لیدرهای این جریان از ضرورت نزدیک شدن اصولگرایان بهم سخن گفت. اما گویی دلخوری سنتی‌ها از نوآمدگان آنقدر است که از آنها برای حضور در جلسات هم اندیشی اصولگرایان هم دعوت نشد.

از این روست که به نظر می رسد پایداری ها که خطر حذف شدن از دایره سیاست ایران را بر سرشان حس می‌کنند، اولین گام برای ماندگاری را در ثبت قانونی کردن جبهه شان در وزارت کشور دیده‌اند. آنگونه که مرتضی آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری چند روز گذشته اعلام کرد که این تشکل سیاسی در پی ثبت مجوز است. اقدامی که می تواند وجه رسمی و قانونی به فعالیت‌های این طیف در دوران جدید بدهد.

در سویی دیگر به نظر می‌رسد این جبهه که طی سال‌های اخیر زیر چتر حمایت ایدئولوژیک آیت الله مصباح خود را مصون نگه داشته است، تلاش دارد برای مقابله با انتقاداتی که به رویه این جبهه از سوی اصولگرایان وارد می شود، با گنجاندن چهره های روحانی شناخته شده دیگر کشور در دایره شورای فقاهتی خود اینگونه تحرکات سیاسی خود را مشروعیت ببخشد. شائبه‌ای که چندی پیش و در پی دیدار اعضای این جبهه با آیت الله جنتی در مورد دبیرکل شورای نگهبان هم مطرح شد اما صحت آن تاکنون تایید نشده است.

29220

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.