۰

دومینوی تروریسم در خاورمیانه

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
دومینو,تروریسم

تهران - ایرنا - قدرت های غربی به رهبری آمریکا، خاورمیانه را آماج حمله نظامی خود قرار دادند تا از این رهگذر به شیوه ای زنجیروار همچون فرو افتادن مهره های دومینو، حکومت های منطقه ای را زیر سلطه خود بکشند و حضور خود را در این منطقه سرشار از منابع تضمین کنند.

نظریه دومینو را ˈدوایت آیزنهاورˈرییس جمهوری پیشین آمریکادر گرماگرم جنگ سرد سال های دهه 1950 میلادی برای توصیف گسترش کمونیسم بر سر زبان ها انداخت.

آیزنهاور می گفت: ˈگسترش کمونیسم مثل بازی دومینو می ماند؛ مهره اول که بیفتد با اطمینان می توانی شاهد افتادن سریع مهره آخر هم باشی.ˈ

او معتقد بود که فروپاشی یک حکومت می تواند تاثیر بسزایی در سرنوشت دیگر کشورهای منطقه داشته باشد.

نظریه دومینو در سال 2003 میلادی و به هنگام حمله نیروهای غربی به سرکردگی آمریکا به عراق تعریف تازه ای پیدا کرد. به عبارت دیگر، متفکران غربی ˈنظریه دومینوی دموکراتیکˈ یا ˈنظریه دومینوی وارونهˈ را مطرح کردند.

بر اساس این نظریه تازه، غرب اندیشید که با ایجاد دموکراسی غربی در یک کشور می توان شاهد گسترش دموکراسی در کشورهای دیگر به شیوه ای زنجیروار بود.

با این همه، نظریه دومینوی دموکراتیک که غرب با اثبات آن در اندیشه ایجاد زنجیره ای از دموکراسی های غربی است، در خاورمیانه به هزیمت نشسته است. چرا که برای مثال مداخله نظامی غرب در عراق که به نام دموکراسی صورت گرفت، نتوانست سبب شود موجی از دموکراسی خواهی منظور نظر غرب در منطقه به راه بیفتد و هیچ کشوری تحت تاثیر این به اصطلاح اثر دومینوی دموکراتیک سقوط نکرد.

اما هنگامی که مردم تونس در سال 2011 در برابر استبداد بن علی به پا خاستند و موج بیداری اسلامی منطقه را در بر گرفت و پای این خیزش مردمی ابتدا به مصر و آن گاه به لیبی رسید، صاحب نظران غربی به این نتیجه رسیدند که بازی دومینو دوباره شروع شده است.

حتی در غرب برخی گفتند که این به اصطلاح بهار عربی و بازی دومینویی که شروع شده می تواند به سراسر خاورمیانه و حتی ورای آن سرایت کند و حکومت های غرب ستیز را به زیر کشد.

به بیان دیگر، دو رقیب اصلی آمریکا، یعنی روسیه و چین، هم در این بازی دومینو گرفتار خواهند شد و به دموکراسی غربی تن خواهند سپرد.

ˈجان مک کینˈ سناتور جمهوری خواه آمریکایی در بحبوحه ناآرامی های لیبی در برنامه ˈنیوز نایتˈ بی. بی. سی. که به تاریخچه حکومت معمر قذافی اختصاص داشت، در این باره گفت: ˈاین بهار، تنها بهار عربی نیست.ˈ

مک کین در پاسخ به پرسش مجری برنامه که پرسید: یعنی این بهار، بهار روسیه هم هست، گفت: ˈبه نظر من این امر خیلی امکان دارد که ببینیم مخالفان حکومت های غیر دموکراتیک همچون روسیه و چین هم امیدوار باشند.ˈ

او در ادامه گفت: ˈالبته قیام مردم به نظر من مسلحانه نخواهد بود، اما بی تردید ما شاهد اعتراض در بسیاری از کشورها خواهیم بود.ˈ

بعد از سقوط قذافی، مک کین که بر سر تصاحب کرسی ریاست جمهوری با باراک اوباما رقابت کرده بود، به روزنامه اسراییلی ˈهاآرتصˈ گفت: ˈحالا بعد از حمله به لیبی احتمال حمله به سوریه وجود دارد.ˈ

اما غرب و آمریکا هیچ گاه فرصت پیدا نکردند به سوریه حمله کنند و این به اصطلاح نظریه دومینوی دموکراتیک هم در توضیح تحولات منطقه خاورمیانه و بیداری اسلامی در برابر نظام های استبدادی ره به جایی نبرد.

در عوض، آن چه که به واقع اتفاق افتاد این بود که مداخله نظامی غرب به منطقه به رهبری آمریکا شکل دیگری از تاثیر دومینویی بر جای نهاد. به عبارتی یک دومینوی تروریستی که در افق جهانی قد علم کرد.

عجیب این جاست که غرب به اصطلاح برای خشکاندن ریشه تروریسم خاورمیانه را آماج حمله خود قرار داد. اما بعد از مداخله نظامی نیروهای غرب و آمریکا، دنیا شاهد ظهور و قدرت گرفتن گروه های تروریستی در منطقه بود که یکی پس از دیگری سر برآوردند.

به بیان دیگر، حادثه تروریستی 9 سپتامبر سال 2011 میلادی، نه تنها موجب شد پای سربازان غربی به رهبری آمریکا به افغانستان باز شود، بلکه سبب شد القاعده جان تازه ای بگیرد و گروه های تروریستی چون طالبان نیز پا بگیرند.

نبرد طولانی نیروهای غربی با طالبان و القاعده در افغانستان هم ثمری جز این نداشت که تروریسم قدرت بگیرد و این بار پاکستان پناهگاه تروریست ها شود.

در سال 2003 میلادی حمله غرب به سرکردگی آمریکا به عراق برای سرنگون کردن حکومت صدام، نیز نه تنها سرآغازی برای شروع یک بازی دومینوی به اصطلاح دموکراتیک نشد، بلکه کاری کرد که القاعده نیروهای خود را به این کشور ویران شده بفرستد تا در برابر اشغالگری نیروهای خارجی بایستند و احتمالا در عراق برای خود جای پایی پیدا کنند.

نتیجه آن شد که بسیاری از گروه های وابسته به القاعده سربرآوردند تا بیش از پیش بر رنج و درد ملت عراق بیفزایند و طعم تلخ ویرانی و کشتار به جای مانده از تهاجم غرب را دوچندان کنند.

امروز هم سه سال پس از حمام خونی که تروریست ها و حامیان آن ها در کشور سوریه به پا کرده اند، شاهد ظهور و قدرت گرفتن نسخه های تازه ای از تروریسم هستیم که این بار به سوریه به مثابه محلی برای تحقق آمال و آرزوهای خود می نگرند.

نکته این جاست، که اگر گروه هایی همچون القاعده از آغاز بر این اساس شکل گرفتند که در برابر اشغالگری نیروهای خارجی در منطقه بایستند، امروز این گروه تروریستی و گروه های وابسته ای همچون ˈجبهه النصرهˈ و ˈحکومت اسلامی عراق و شامˈ، در اندیشه ایجاد کشوری برای خود هستند تا قرائت نادرست و بسیار افراطی خود را از اسلام سرلوحه حکومتی تازه قرار دهند.

ظهور و قدرت گرفتن گروه های تکفیری نقطه اوج یک ذهنیت تروریستی است که به تمامی در افراطی گری غوطه می خورد. تکفیری ها نیز درست همچون همپالگی های دیگر تروریست خود در اندیشه ایجاد ˈامارت اسلامیˈ اند تا قرائت انحرافی خود از اسلام را اشاعه دهند.

این است که می بینیم آن چه به واقع در خاورمیانه تاثیری دومینویی ایجاد کرده، تروریسم است، یعنی همان چیزی که سیاست خارجه آمریکا آن را به کار گرفته و با استفاده از تنوع قومی و مذهبی منطقه به آن دامن می زند.

تروریسم تا وقتی بد است که پای امنیت کشورهای غربی در میان باشد. اما همین تروریسم مادامی که بتوان ازآن برای سلطه گری در منطقه استفاده کرد، ابزاری بس موثر است.

امروز که آمریکا به فراتر از خاورمیانه، به عبارتی، به منطقه آسیای جنوب شرقی می اندیشد تا قدرت اقتصادی چین را مهار کند، هیچ کس بهتر از گروه های تروریستی نمی توانند با ایجاد آشوب و هرج و مرج زمینه ای را فراهم آورند تا خاورمیانه هیچ گاه نتواند در برابر غرب قد علم کند.

متحدان منطقه ای آمریکا هم به نیابت از کاخ سفید با پشتیبانی از تروریست ها وضعیتی را ایجاد کرده اند که منطقه از ثباتی پایدار برخوردار نشود. این گونه، واشنگتن همیشه خواهد توانست با مدیریت بحران هایی که خود باعث آن ها است، قوانین بازی را تعیین کند.

گزارش از: رضا بهار

2044**1542**

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.