• ۱۹بازدید

کثرت گرایی غربی، خاستگاه بحران های منطقه ای

کثرت گرایی

تهران - ایرنا - خاورمیانه به دلیل بهره مندی از تنوع قومی و مذهبی بی بدیل خود، کثرت گرایی را در بطن خود می پرورد. به عبارتی، همان پدیده ای که تمدن جهانی وامدار آن است. اما این تنوع و ثمره بلافصل آن در سده های اخیر به عاملی برای ایجاد جنگ و درگیری در منطقه تبدیل شده است.

خاورمیانه مهد ادیانی همچون اسلام، مسیحیت و یهودیت است. این منطقه در طول تاریخ با تکیه بر تنوع ادیان و قوم ها و بهره مندی از کثرت گرایی ناشی از آن به پیشرفت خود ادامه داده است.

جهان نیز به طور مستقیم یا غیر مستقیم، از پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حاصل این روند رشد و پیشرفت سود جسته است.

این کثرت گرایی ذاتی و دیرینه، به عنوان آموزه ای برخاسته از خاورمیانه، حتی برای بسیاری از سیاستگذاران جهان به عنوان منبعی الهام بخش درآمده تا بر اساس آن برای اداره و حفظ جامعه جهانی طرحی دراندازند.

به عبارت دیگر، دنیا بر آن است تا با بهره گیری از کثرت گرایی شرایطی ایجاد کند تا هرکس با هر نژاد، دین و فرهنگی بتواند به حیات خود ادامه دهد، جامعه با او مدارا کند و در عین حال سهم خود را از قدرت داشته باشد.

به عنوان نمونه، می توان به کشورهایی همچون آمریکا، کانادا و انگلستان اشاره کرد که در زمره قدرت های بزرگ جهان غرب هستند. این کشورها نهال کثرت گرایی را از خاورمیانه به عاریت گرفته اند و با تنوع بخشیدن به اقتصاد و جوامع خود آن را آبیاری کرده اند و توانسته اند به نتایج مطلوب خود برسند.

اما مشکل این جا است که تنوع قوم ها، دین ها و فرهنگ ها اگرچه توانسته سبب به بار نشستن کثرت گرایی از نوع غربی آن بشود و رهبران غربی از آن به مثابه الگویی سیاسی استفاده کنند، اما قدرت های جهانی در گذشته و حال همین تنوع و گوناگونی را وسیله ای برای ایجاد بحران در دیگر قسمت های دنیا قرار داده است .

برای مثال با نگاهی نزدیک به خاورمیانه می توان دریافت که پیش از استعمار اروپا اقوام و ادیان گوناگون در این منطقه، یعنی در پهنه ای به وسعت شمال آفریقا تا بخش عظیمی از غرب آسیا، در کنار هم زندگی می کردند، بی آن که لزوما در جنگ و درگیری باشند.

البته این منطقه خالی از اختلاف و درگیری هم نبوده. اما هرچه بوده اکثر نزاع ها بر سر دستیابی به منافع بیشتر بوده است. اما این ناسازگاری ها به جنگ های بزرگ ختم نمی شد تا منطقه و جهان را متاثر از خویش سازد.

به بیان دیگر، اگر چه امروز خاورمیانه را منطقه ای بحران خیز طبقه بندی می کنند، اما تا دیروز اگر هم منطقه شاهد ناآرامی بود، این ناآرامی بالقوه سبب به بار آمدن شرایطی مشابه در نقطه ای دیگر از جهان نمی شد.

اما به مجرد آن که قدرت های بزرگ به اهمیت خاورمیانه به لحاظ وجود منابع سرشار و بهره مندی از موقعیتی ژئوپلتیک پی بردند، رفته، رفته در تلاش برآمدند برای خود در منطقه جای پایی بیابند و به اصطلاح منافع خود را در این منطقه حساس تضمین کنند.

بر کسی پوشیده نیست که بهترین راه برای گستردن سلطه بر یک منطقه، چه در گذشته و چه در زمان حاضر، دامن زدن به ناآرامی های قومی و مذهبی است. این را به عیان می توان در جنگ داخلی خونین سوریه که سه سال از آن می گذرد، به نظاره نشست و این که چه طور غرب با بی تابی هرچه تمام تر برای گستردن سلطه خود در شرق، اقوام و مذاهب مختلف را به جان هم می اندازد.

این راهی است که قدرت های استعماری در سده های گذشته پیموده اند و امروز همپالگی های جدید آن ها پا جای پای آن ها گذاشته اند.

نکته در این جا است که با وجود همه ناسازگاری های پیدا و پنهان میان ملت خاورمیانه، آن چه در این نقطه از جهان سبب پدید آمدن بحران های بزرگ شده، پیوسته عاملی خارجی بوده است.

امروز هم همه تلاش غرب تعیین جهتی تازه برای خاورمیانه است. غرب بر آن است تا این کار را با القای تعریف خود از دموکراسی و آزادی به سرانجام برساند.

آزادی و دموکراسی بهانه هایی کلیشه ای بیش نیستند اما غرب می خواهد با کمک آن ها و ایجاد حکومت های دست نشانده راه دخالت در امور منطقه و سلطه بر ملت ها و منابع آن را بگشاید.

اما این چه سری است که خاورمیانه به عنوان زادگاه اقوام و مذاهب مختلف و برخورداری از یک کثرت گرایی ذاتی، امروز باید نسخه غربی کثرت گرایی را بپذیرد که جز دخالت و سرسپردگی و گسترش سلطه غرب حاصلی ندارد.

گزارش: رضا بهار

2044**1542**
کد N154598

وبگردی