۰

گزینه‌های روسیه درباره اوکراین

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدرضا نوروزپور,اوکراین

سقوط دولت یانوکوویچ به فاصله چند ساعت پس از اینکه با مخالفان به توافق رسیده بود، یکی از نقاط مبهم در تحولات اخیر این کشور است.

در پاسخ به این سوال می توان اینگونه استدلال کرد که مخالفان در خلال مذاکره با دولت یانوکوویچ به خالی بودن دست او و جدی نبودن عزم روس ها و ارتش در حمایت از او پی برده اند و لذا بلافاصله بعد از توافق انجام شده، با استناد به این اطلاعات تصمیم گرفته اند کار او را یکسره کنند.

برخی دیگر از تحلیلگران براین باورند که رهبران مخالف دولت متوجه شده اند که یانوکوویچ عزم و اراده جدی در اجرایی کردن توافق ندارد و صرفا برای ریختن آبی بر آتش به صورت نمایشی آن را پذیرفته و از سوی دیگر چون مخالفان حاضر در میدان استقلال امضاء کنندگان توافق از سوی نمایندگان خود را هو کرده بودند آنها تصمیم خود را عوض کرده و حامیان خود را به سمت تسخیر کاخ ریاست جمهوری فرمان داده و هدایت کرده اند.

گزینه دیگری هم می تواند مطرح باشد و اینکه ممکن است مسکو با توجه به ارزیابی های دقیق سیاسی و اقتصادی و تحلیلی که از آینده اوکراین دارد تصمیم به عقب نشینی تاکتیکی و واگذاری میدان به رقیب غربگرا گرفته باشد.

چند عامل سبب می شود این گزینه جدی تر به نظر برسد:
1- روس ها به هیچ وجه خواستار تجزیه اوکراین نیستند. نفع آنها در همگرایی اوکراین یکپارچه با روسیه است. اما در عین حال کرملین علاقه ای به فرسایشی شدن موضوعات ندارند. تجربه تجزیه گرجستان موید این ادعاست. از سوی دیگر تا این لحظه سوریه به اندازه کافی فرسایشی و طاقت فرسا شده است. از این رو مسکو ممکن است برای اینکه بتواند تمرکز خود را بر روی موضوعات دیگر از جمله سوریه و آسیای مرکزی از دست ندهد و از فرسایشی شدن موضوع اوکراین جلوگیری کند به تجزیه این کشور به قسمی که حداکثر منافع روسیه را تامین کند تن در دهد.

2- در این صورت بخش شرقی اوکراین که شامل نیمی از کی یف تا آخرین نقطه ساحلی دریای سیاه که همگی ارتدوکس مذهب و متمایل به روسیه هستند با استناد به تحولات خشونت بار رخ داده در این کشور و به بهانه اینکه غرب گراها دولت دموکراتیک و منتخب مردم را با شگردهای انقلاب رنگی به زیر کشیده و کودتا کرده اند، به پایتختی خارکوف اعلام موجودیت می کند و راه خود را از بخش غربی سوا خواهد کرد، از قضا بستر لازم برای این جدایی را رسانه ها و سیاستمداران آمریکا فراهم کرده اند.

3- اتحادیه اروپا به هیچ وجه خواستار این اتفاق نیست. اتحادیه اروپا هم اکنون نیز به نظر از آنچه رخ داده چندان خشنود نیست. اروپا صرفا تغییراتی را در راستای ارتقاء سطح دموکراسی و هماهنگی های بیشتر اوکراین در بخش تجاری مطالبه می کرد. تجزیه اوکراین برای اتحادیه اروپا می تواند یک کابوس باشد چرا که به خوبی از وضعیت بحران اقتصادی این کشور با خبر است و این تجزیه مشکلات این اتحادیه با کشورهای کمتر توسعه یافته دیگر اروپای شرقی را صد چندان می کند. در عوض آمریکایی ها از این موضوع به شدت استقبال خواهند کرد چرا که تجزیه اوکراین هم روسیه را متضرر کرده و هم بر مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اتحادیه اروپا می افزاید.

4- در صورتیکه اوکراین تجزیه یا تقسیم شود روس ها کمتر از اتحادیه اروپا متضرر خواهند شد چرا که عملا بیشتر منابع گازی و شاید مهم تر از آن تسلط بر همه یا بخش عمده دریای سیاه که یکی از دلایل اهمیت این کشور برای روسیه است در اختیار مسکو باقی خواهد ماند و بخش غربی بحران زده و کمتر برخوردار از منابع زیرزمینی و دریایی در اختیار اتحادیه اروپا قرار خواهد گرفت و آنگاه معضلات این بخش در کنار معضلات دیگر کشورهای این حوزه از جمله رومانی، مولداوی و لهستان که همگی در شرایط بسیار بد اقتصادی و نرخ بالای بیکاری به سر می برند می تواند کمر اتحادیه اروپا را خم کرده و آنها را از آنچه انجام داده اند پشیمان گرداند.

5- رضایت دادن روسیه به تجزیه اوکراین گرچه موجب خشنودی آمریکا خواهد شد اما وخامت اوضاع را برای غربگراها و خصوصا اتحادیه اروپا آشکار خواهد کرد و این احتمال زیاد خواهد بود که رهبران مخالف با فشار اتحادیه اروپا با اینکه در ظاهر پیروز شده و توانسته اند دولت را به زیر بکشند برای جلوگیری از تجزیه کشور و سقوط در چاه ورشکستگی بار دیگر مجبور به نشستن پشت میز مذاکره شوند و این بار شاید همان امتیازاتی که یانوکوویچ به آنها داده بود را نیز بدست نیاورند.

6- ممکن است روس ها محاسبات دیگری را مد نظر قرار داده باشند که انگیزه جا خالی دادن آنها در تحولات روز جمعه محسوب شود. یکی از این محاسبات وضعیت آشفته اقتصادی اوکراین و نگاه به تجربه قبلی در زمان انقلاب نارنجی است. کرملین به خوبی از وضعیت آشفته اقتصادی اوکراین مطلع است. ذخایر ارزی این کشور از 35 میلیارد دلار به 17 میلیارد دلار کاهش یافته است. در چنین شرایطی اتحادیه اروپا صرفا قول داده بود اگر این کشور توافق تجاری با این اتحادیه را امضا کند در مدت پنج سال، سالانه 160 میلیون دلار به این کشور کمک کند که عملا بغیر از محدودیت های تجاری فراوانی که برای اوکراین فراهم می کرد رقم قابل توجهی نصیب آن نمی شد. برعکس روس ها قول داده بودند 17 میلیارد دلار به کی یف کمک کنند که بلافاصله 3 میلیارد دلار آن را نیز به این کشور تحویل دادند. در شرایط بوجود آمده روس ها محاسبه گرانه به این نتیجه رسیده اند که یک اوکراین ورشکسته را به غربی ها تحویل دهند. در این صورت مجبور نیستند 14 میلیارد دلار دیگر از تعهدشان به این کشور را بپردازند و دوم اینکه تجربه همکاری آنها با دولت تیموشنکو که در جریان انقلاب نارنجی روی کار آمد به آنها نشان داده است که اگر مدتی هم غربگراها روی کار بیایند، آسمان به زمین نخواهد آمد. مضاف براینکه یا اتحادیه اروپا مجبور می شود برای جلوگیری از ورشکستگی کامل اوکراین پول خرج کند و روس ها با چند سال صبر، مجددا دوستان خود را در شرایطی احتمالا بهتر از حالا به قدرت باز خواهند گرداند یا اینکه مسکو با استفاده از ابزارهای نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود در اوکراین شرایط را حادتر از وضعیت کنونی کرده و به مردم اوکراین خواهد فهماند که نفع آنها در بازگشت به شرق است.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.