تاثیر ضعف نهادهای مدنی بر بحران سوریه

سیاسی

در مقاله قبلی تحت عنوان سوریه از نگاهی دیگر نوشتم که " بحران وارداتی سوریه که ضمن تحمیل یک جنگ فرسایشی نیابتی به حکومت و مردم آن، زمینه هر گونه رشد نیروهای سیاسی داخلی برای کسب حقوق انسانی خود در برابر دولت و حکومت را نیز از بین برده است. در آن مقاله تاکید کردم که حمایت ایران از سوریه برای بالا بردن میزان صلح، ثبات و امنیت و جلوگیری از بهم زدن توازن استراتزیک منطقه به نفع رژیم صهیونیستی توسط آمریکا ست و این به معنای تائید کامل سیاستهای دولت سوریه نباید باشد. و اضافه کردم که یکی از از اشتباهات عمده دولت و حکومت سوریه، ضعیف نگاه داشتن سازمانها و نهادهای مدنی است که سه خطر عمده در بر داشته: 1- عدم تداوم مبارزه سیاسی و تبدیل آن به مبارزه مسلحانه و قهر آمیز، 2- گسترش سریع خشونت و 3- فراهم کردن زمینه برای حضور و فعالیت عناصر خارجی برای مداخله در سرنوشت مردم و کشور. "

 
اشتباه فوق سبب شده تا دولت‌های خارجی در راس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی با اهداف و نیات گوناگونی وارد صحنه سوریه شوند و دول همپیمانشان در منطقه نظیر سعودی، ترکیه و قطر با سرازیر کردن پول، تسلیحات و جنگجوی وارداتی برای اسقاط نظام حاکم بر سوریه به ابعاد این بحران دامن بزنند.
در سوریه قبل از این تحولات هیچ جمعیت یا گروه سیاسی توانمندی که بتواند حکومت را به چالش بکشاند بجز اخوان المسلمین وجود نداشت. این سازمان نیز تا حدی مانند اخوان المسلمین در سایر کشورها هر زمانیکه دولت مرکزی را در ضعف ببینند، ابائی از درگیری با آن نداشته است. لذا بدلیل حکومت اقلیت علوی بر اکثریت سنی همواره اخوانیها که سابقه درگیری با حزب کمونیست سوریه را نیز در کارنامه خود داشتند یکی از چالشهای حکومت سوریه و مخصوصا" با قدرت گیری حزب بعث در سوریه از سال 1963 بوده اند. آنان بر خلاف اخوان المسلین اردن که بیشتر روحیه ائی مسالمت جو دارند در سابقه خود روش ستیزه‌جویی و اقدامات مسلحانه داشتند که در سال 1979 باعث قتل عام تعدادی افسر ارتش علوی در حلب شدند. ولی بعد از درگیری و کشتار حماء در زمان حافظ اسد در سال 1982 که هر دو طرف مقصر بودند دیگر به دنبال تغییر نظام سیاسی از طریق مبارزه‌ قهرآمیز نبود و به همان وضعیت سالهای 1970 که حافظ اسد به حکومت رسید تا 1976 که بین حکومت سوریه و اخوان المسلمین متارکه بر قرار بود برگشتند.
لذا بجز اخوان المسلمین که یک انسجام تشکیلاتی نسبی داشت که بعد از واقعه مذکور نیز تا حدی لطمه خورده بود گروههای دیگر مخالف حکومت اگر هم وجود داشتند بصورت انفرادی و همراه عدم انسجام تشکیلاتی بودند. از مهمترین خصوصیات جامعه سوری در آن شرایط ، حاکمیت بلامنازع نیروهای امنیتی در صحنه اجتماعی، نیروهای حزبی (بعثی) در صحنه سیاسی و مناسبات رانتی طبقه متوسط شهری در صحنه اقتصادی با تعامل با دو نیروی دیگر (امنیتی و بعثی) که عموما" نیز از علویها تشکیل شده اند بود. این اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه با فقدان هویت یکسان یا همگنی در لایه‌های اجتماعی تشکیل دهنده‌ی جامعه سوریه، تنوع قومیتها و اهداف کشورهای خارجی برای بهره برداری علیه حکومت سوریه، شرایط شکننده ائی را بر آن حکومت تحمیل میکرد ولی هیچگاه این عوامل به درستی تجزیه، تحلیل و آسیب شناسی نشده است. حزب بعث که شاکله حکومت در سوریه را ساخته است و اخوان المسلمین که نیروی اصلی داخلی مخالف حکومت است در هر چیزی اختلاف داشته باشند در اینکه هیچکدام نیروی دموکراسی خواه نیستند با هم اشتراک نظر دارند.
صحنه حکومت و سیاست سوریه پر از تنوع و همراه اختلافات داخلی و خارجی است که نه تنها حل نشده بلکه اراده و انگیزه ائی از سوی حکومت و نیروهای خارجی دخیل در این بحران برای حل آن هم نیست. دولت در گیر جنگ داخلی با تروریسم وارداتی است، سازمانهای مدنی شکل و قوام نیافته، فضای عمومی سیاسی- اجتماعی کشور تحت تاثیر جنگ، کشتار و تروریسم، احزاب و سازمانهای اجتماعی شکست خورده و اراده نیروهای خارجی و کشورهای دخیل انتقام گیری و به زمین زدن حکومت سوریه است. و این نیروی فرای از نیروهای داخلی مخالف و یا اخوان المسلمین است. نیروی وارداتی است که صبغه سلفیگری دارد که با تفکرات القاعده ائی و تکفیری حتی اخوانیها نیز توان تحمل عقاید آنان را ندارند. آمریکائیها نیز دیر متوجه شده اند که چه ضرری در صحنه سوریه کرده اند.
لذا رنجی که سوریه میبرد از تنوع در اقوام و بافت جمعیتی نیست، بلکه از جهت داخلی عدم وجود طبقه مدرن متوسط شهری و از جهت خارجی تنوع در راهبرد و اهداف کشورهای دخیل در بحران سوریه، عدم وحدت و تنوع در اهداف مخالفین سیاسی، گروههای مسلح و جنگجوی خارجی مهاجر و تنوع در مبارزین وارداتی سلفی است که باعث ایجاد تنوع در نگاه و شکل دهی به اینده سوریه میگردد. این امر ناشی از اثرات ضعیف نگه داشتن سازمانهای مدنی بر تشدید بحران سوریه میشود که بدون بررسی زمینه ها و عوامل موثر در آن نمیتوان به ارائه راه حلی جامع برای جلوگیری از ادامه کشتار و جنگ و خونریزی در این کشور رسید. شاید هم اصلا" اراده ائی در قدرتهای خارجی وجود ندارد که به این وضع خاتمه داده شود تا با خونریزی بیشتر گسل و شکاف مردم و حکومت بیشتر و درمان این وضع سختر شود.

کد N133619

وبگردی