۰

فراز و فرودهای مناسبات تهران-ریاض

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و عربستان,عربستان

جاوید قربان اوغلی

روابط ایران و عربستان از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 با افت و خیزهای فراوانی روبرو بود. از جمله آن می توان به حمایت عربستان از صدام حسین متجاوز در جنگ هشت ساله و کشتار حجاج کشورمان اشاره کرد. پس از روی کارآمدن آقای هاشمی چرخشی اساسی در سیاست ما در قبال عربستان رخ داد و ایران با چشم پوشی از اقدامات عربستان در حمایت از رژیم عراق، دست دوستی به سمت این کشور دراز کرد و از تمام مسائلی که با عربستان داشتیم، گذشت. حاصل این رویکرد روابط خوبی بود که ما توانستیم با دولت عربستان برقرار کنیم. این مسئله تا دوران دولت اصلاحات ادامه داشت .اوج روابط ایران و عربستان در این دوره بود به گونه ای که دو کشور توانستند سند همکاری امنیتی که یکی از اسناد مهم در اعتماد متقابل دو کشور بود کنند. متاسفانه از زمان روی کار آمدن دولت نهم روابط ایران و عربستان به دلایلی که ذکر آن ها زمان زیادی می طلبد و در این فرصت نمی گنجد دچار چالش جدی شد. البته نباید صرفا مسئله دولت نهم را به عنوان تنها عامل تعیین کننده در ایجاد تنش در روابط دو طرف دانست. عوامل منطقه ای و جهانی هم در این مسئله دخالت داشتند. عواملی مانند وضعیت عراق بعد از سرنگونی صدام، پیروزی بزرگ حزب الله لبنان در مقابل رژیم متجاوز صهیونیستی در جنگ 33 روزه و نقش برجسته ایران در دستیابی به این پیروزی و....تحول در کشورهای عربی .

در مسئله سوریه نیز سیاست های عربستان سعودی بطور کاملا مشخصی در مخالفت با اسد و حمایت همه جانبه از مخالفان بود  در حالی که ایران کاملا از رژیم اسد حمایت می کرد .تصور ریاض این بود که غرب و آمریکا مصمم به سرنگونی اسد هستند   ولی در نهایت دیدیم که آمریکایی ها بعد از توافق برای خلع سلاح شیمیایی سوریه  کوتاه آمدند و به نوعی به راه حل دیپلماتیک روی آوردند و این مسئله عصبانیت عربستان را به همراه داشت.

مضاف بر این ها مسئله هسته ای ایران نیز بر خلاف انتظار ریاض بگون دیگری رقم خورد و ایران توانست پس از انتخابات 24 خرداد 92 این پرونده را به مسیر دیپلماتیک خود برگرداند ، اقدامی که باعث شد که عربستان سعودی بار دیگر با ناکامی روبرو شده و دست خود را خالی ببیند.

مواردی که بر شمرده شد جملگی از نقاط برتری دیپلماتیک ایران بر عربستان بود که روابط دو کشور را با چالشی جدی روبرو کرده است. در یک ارزیابی واقع بینامه باید اذعان کرد ،در دولت های نهم و دهم می توانستیم با یک مدیریت صحیح دیپلماتیک از حجم این تنش ها بکاهیم و روابط دوکشور را مدیریت بکنیم که متاسفانه نه تنها مدیریت نشد بلکه سیاستهای به اصطلاح تهاجمی دولت گذشته ، بر عمق اختلافات دو کشور افزود بگونه ایکه سفرهای مکرر احمدی نژاد نیز بدلیل عدم برخورداری از یک پشتوانه نیرومند دیپلماتیک بیشتر به سفرهایی نمایشی تبدیل شد که تاثیری در ترمیم زخم های روابط دو کشور نداشت.

دولت آقای روحانی اکنون وارث چنین روابطی است  که می توان گفت که حتی نسبت به زمان جنگ هم تیره تر و خصمانه تر بود. ما شاهد کلمات و  عباراتی از طرف مقامات سعودی مانند وزیر خارجه و بندر بن سلطان که مسئول امنیت خارجی عربستان است، بودیم که در شان عربستان و روابط دو کشور نبود.  به هرحال آقای روحانی چنین روابطی را تحویل گرفته است. خوشبختانه به دلیل رویکرد دولت جدید در سیاست خارجی ، ریاض به طور محتاطانه ای به روی کار آمدن دولت جدید و تغییر روابط با عربستان روی خوش نشان داده و به صورت کاملا محتاطانه ای از تغییرات در ایران استقبال کردند. از نظر کارشناسی طبیعی است عربستان سعودی به دلیل شکست هایی که در عرصه منطقه ای خورده است نسبت به ایران بدبین و نگران باشد ولی ما چه باید بکنیم؟

به نظر من ایران حتی برای لحظه ای نباید در بهبود روابط خود با ریاض تردید بخود راه دهد. قبلا گفته ام و تکرار می کنم گام دوم تعامل دولت تدبیر و امید بعد از مسئله هسته ای باید بر بهبود روابط با منطقه و علی الخصوص عربستان متمرکز گردد. دشواری طی این راه مهم نیست ، آنچه که مهم است اراده محکم برای گذار از موانع و دشمنان متعددی است که خواهان این تحول در روابط تهران و ریاض نیستند.

یکی از موارد مهم در روابط ایران و عربستان ، نگرانی ریاض از بهبود روابط ایران با آمریکاست.اعراب میانه رو و محافظه کار به شدت نسبت به عادی شدن روابط ایران و آمریکا خائف هستند و آن را اقدامی علیه خود می دانند .ایران باید بصورت کاملا شفافی بر عزم خود در اولویت  روابط منطقه ای خود  کشورهای دیگر را مطمئن نماید. اینکار نیازمند تحرک وسیع و هوشمند دیپلماتیک است.

 سفر ماه آینده  اوباما به عربستان در شرایطی انجام خواهد شد که اعراب ها به شدت  نگران روابط ایران و آمریکا هستند. عربستان سعودی از هرگونه نزدیکی میان روابط ایران و آمریکا را که نماد آن حل مسئله هسته ای است ، نگران هستند. آن ها گمان می کنند که حل دیپلماتیک  مسئله هسته ای ، بهبود روابط ایران با غرب  و آمریکا را در پی خواهد داشت .

تصور من این است که هدف اصلی سفر اوباما بیشتر در جهت ترمیم روابط زخم خورده آمریکا با عربستان سعودی برخواهد آمد. دلایل خود را برای رسیدن به توافق در چهارچوب 5+1 به عربستان سعودی بیان خواهد کرد. همچنین درباره مسائل منطقه ای مانند عراق و لبنان و سوریه با ریاض رایزنی خواهد کرد.  آمریکا با این اهداف به عربستان سفر می کند.عربستان به عنوان یک کشور محافظه کار عرب همواره از جمله متحدان آمریکا بوده است و این مربوط به دموکرات ها و جمهوریخواهان نیست. از نظر واشنگتن ، عربستان به عنوان یکی از مهمترین  لنگرگاه های ثبات در منطقه خاورمیانه و  بزرگترین تامین کننده انرژی در منطقه ، همواره مورد توجه آمریکایی ها بوده است. نکته دیگری که در مذاکرات آمریکایی ها و عربستانی وجود دارد مسئله افراط گری مذهبی است که یکی از پشتیابان اصلی آن عربستان سعودی است. در سوریه ، عراق، لبنان و در سایر کشورهای خاورمیانه منبع تامین نیروی انسانی و یا تامین مالی و مدیریتی همه اقدامات انتحاری و تروریستی سازمان یافته است. این نگرانی اوباما نسبت به افراط گرایی مذهبی از موضوعاتی است که در مذاکرات آقای اوباما با عربستان سعودی خواهد بود .

به شخصه بعید می دانم ، سفر آتی اوباما تاثیری در بدتر شدن روابط ایران و عربستان بگذارد.سیاست کنونی آمریکا در جهت حل بحران هایی مانند برقرای امنیت در عراق ، اطمینان از آینده افغانستان ، برون رفت آبرومندانه از بحران سوریه ، و مهار افراط گری مذهبی و  مدیریت هوشمندانه و دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران است. تامین موضوعاتی که اشاره شد نمی تواند از طریق افزایش تنش در روابط دو بازیگر اصلی یعنی تهران و ریاض بدست آید.

2929

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.