سایت الف: وکیل الدوله هایی که در برابر دولت احمدی نژاد ساکت یا مدافع بودند،امروز مچ گیر شده اند

سایت الف در یادداشتی نوشت:

معدود نمایندگانی هستند که در دوران هشت ساله دولت های نهم و دهم، وظیفه نظارت بر قوه مجریه را بطور مطلق فراموش و تعطیل و بلکه آنرا یک اصل غیر ضرور و اهانت به دولت کریمه عدالت گستر دانسته و معرفی می نمودند. نمونه بارز این امر، موضع رئیس اسبق دیوان محاسبات در قبال دولتیان بود، حضرتشان تا آن حد به تعطیلی نظارت بر دولت معتقد بودند که با استناد به گفتار یک مسلمان سوری، رئیس دولت را در زمره اولیاء و انبیاء معرفی می نمودند و در نتیجه، دولتش را مصون و مبرای از هر خطا و حتی اشتباهی می دانستند. با ارتقاء ایشان و گرفتن دستمزد حمایت های مجنون وار خود از دولت عدالت گستر، گروه اندکی که بعدها وکیل الدوله بودن را هم افتخاری برای خود می دانستند، ظهور و بروز نمودند. این طیف کوچک از که معمولا" صدای بلندی هم داشته و دارند، ضمن اینکه کمترین انتقاد و حساب کشی از دولت قبل را بر نمی تابیدند، که بر خطاها و تخلفات آشکار دولتیان نیز با گردن فراز و سیته فراخ، ماله می کشیدند. اینان که برخی از نخبگان را در قضیه فتنه با چوب ساکتین می نواختند، در جریان بلاهائی که خودکامگی رئیس دولت سابق بر سر کشور آورد نه تنها جزو ساکت ترین ساکتان بودند که با تفاسیر عجیب و غریب، به توجیه و حتی حمایت از آن روش و منش هم اهتمام داشتند.

همگان یادشان هست که در اتفاقاتی نظیر در رأس ندانستن مجلس، تمرد از قوانین و حتی ادعای قبول نداشتن برخی قوانین، عدم اعتناء به تفسیر مجلس محترم و یا شورای محترم نگهبان از قوانین عادی و مفاد قانون اساسی، عدم اجرای مصوبات، بی اعتنائی به جایگاه نظارتی مجلس، هجمه به جایگاه رفیع رهبری نظام و تمرد از احکام حکومتی و همه تخلفات ریز و درشت جناب دکتر احمدی نژاد، این گروه اندک یا جزو ساکتین بودند و یا حامیان رفتار ایشان، که با انصافترین شان به توجیه و وصله و پینه زدن خطاها و جفاها مشغول بودند.

برای همین تعداد اندک، از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، به یکباره ورق برگشت، امروز برای این گروه، اصل و وظیفه نظارتی مجلس نان و آب دارد. برای مچ گیری و یافتن روزنه ای هر چند کوچک که بتوان نیشتری به گرده قوه مجریه فرو نمود، شبانه روز به واکاوی و از بر کردن بند بند شئون نظارتی مجلس و به کار بستن آن مشغولند. آنچنان در این مسیر گوی سبقت را از هم می ربایند که حتی فرصت مشورت و تقسیم تخصصی وظایف بین یکدیگر را هم پیدا نمی کنند. به یکباره فردی که فرق بین M.P.T ، N.P.T و M.P۳ را نمی داند، برای سازمان هسته ائی و مناقشات آن رهنمود تخصصی می دهد و راهبرد تعیین می کند. در مباحث مذاکرات ایران با گروه موصوف به ۱+۵ چنان حساسیتی از خود نشان می دهند که حتی به تعیین راهبرد و استراتژی ابلاغی رهبری گرانقدر انقلاب نیز اعتناء نمی کنند. در تاختن به دولت و خاصه وزارت خارجه و تیم مذاکره کننده تا آنجا پیش می روند که حتی تأیید و تحسین های ولی امر مسلمین نیز جلودارشان نیست. جالب آنکه این رفتار خود را هم عین ولایت پذیری و ولایتمداری می نامند و به دیگران نیز توصیه می کنند که در ولایت پذیری، راه خود را با شاقول اینان تنظیم و تصحیح کنند وگرنه به بی راهه میروند.

برای ما عوام الناس که ولایتمداری یعنی اینکه هرچه را ولی امرمان تأیید نمود، بی چون و چرا حامی باشیم و عمل کنیم تا مادامی که کلام دیگری از ولی مان بشنویم. ان قلت و چرا و اما و زیرا آوردن روی کلام صریح رهبری را حرام می دانیم. در مسئله مذاکرات جاری و تیم مذاکره کننده هم آخرین رهنمودی که از ولی مان شنیده ایم، تأیید راه و روش مذاکرات و تحسین و تأیید تیم ایرانی، آنهم به تصریح و وضوح بوده است. مانده ائیم آن عده معدودی که تسلیت می گویند، از جام زهر سخن میرانند، مطبوعاتشان را سیاه پوش می کنند و وا اسلاما سر می دهند، از کدام رهبر و ولایت، پیروی می کنند؟ در مسیر تخریب دولت تا بدانجا از جاده عدالت و انصاف خارج می شوند که حتی اوهام و آرزوهای خود را تعبیر به واقعیت می نمایند، بعنوان مثال از نگارش و ارسال نامه ائی توسط جناب دکتر صالحی به محضر ولایت امر و در مخالفت با تصمیمات گروه مذاکره کننده خبر می دهند و یا اینکه در سخنرانی هایشان می گویند، رهبری عزیز هم از روند مذاکرات راضی نبوده و در جلسه سران سه قوه با ایشان نیز به رئیس دولت تذکر داده اند، کانه یا روح آقایان در این جلسه حاضر بوده و یا اینکه محرمی در جلسه مذکور حاضر بوده و از محتوای آن خبر آورده است.

البته هر چند بعید است، آنانی که در برابر دهن کجی رئیس دولت محبوبشان نسبت به ولایت امر، خود را به تجاهل زده بودند و خم به ابرو نمی آوردند، جاده ولایت شان به ولایت سیدعلی برسد ولی باز هم دلمان نمی آید باور کنیم. چرا که خیمه ولایت را بسیار وسیعتر از ظرف بصیرت خود می دانیم و می شناسیم. امید آن داریم که این قبیل افراد، فریب عناوین خواص و نخبه بودن خود را نخورند زیرا اگر این عناوین نجات دهنده بودند که باید اکنون نام و یاد امثال منتظری ها در اوج می بود.

1717

کد N126464

وبگردی