۰
/گزارش/

جنگ فرهنگی اوکراین

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

"هر کسی که حوادث اوکراین در ماه‌های اخیر را دنبال کرده باشد، بدون شک از رفتار عجیب رهبران سیاسی این کشور متعجب شده است. این اقدامات و رفتارهای عجیب هم از سوی دولت بوده و هم اپوزیسیونی که به دنبال تضعیف حاکمیت دولت است."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نیکولای پترو در تحلیلی برای پایگاه اینترنتی "نشنال اینترست" به بررسی راهکارهای ایجاد اتحاد بین اوکراینی‌ها و پایان دادن به بحران سیاسی این کشور پرداخته و می‌نویسد: « دولت اوکراین با بی‌قیدی کامل مذاکرات با اتحادیه اروپا را در آستانه به ثمر نشستن رها کرده و بلافاصله به طور غیرمنتظره‌ای به عقد یک قرارداد اقتصادی با روسیه مبادرت ورزید.

این برای بسیاری از اوکراینی‌ها عجیب بود. در حالی که چیز دیگری را انتظار داشتند، به سرعت بر عکس آن به وقوع پیوست و اینگونه بود که اولین تظاهرات ضد دولتی در تاریخ 21 نوابر 2013 در کی‌یف برگزار شد.

اما به پایان دسامبر که نزدیک شدیم، موضوع ادغام در اتحادیه اروپا دیگر بی‌اهمیت شده بود. جمعیت تظاهرکنندگان در کی‌یف دیگر به یک اعتراض اکتفا نمی‌کردند بلکه در پی انقلاب ملی بودند. انقلابی که ملی‌گراهای افراطی که همیشه با ادغام در اتحادیه اروپا مخالف بوده‌اند آن را هدایت می‌کنند. این مخالفت به این دلیل است که از نظر آنها این اقدام ملی‌گرایی اوکراین را کم‌رنگ کرده و این کشور را به یک "زندان سیاسی جهانی" تبدیل می‌کند و در نهایت در پایان ژانویه سال جاری میلادی، خواسته همه جناح‌های اپوزیسیون سیاسی مشخص شد و آن تشکیل دولتی جدید به جای بازسازی موسسات سیاسی‌ای بود که در این کشور وجود دارد.

آرسنی یاتسنیوک، یکی از رهبران مخالفان نیز پیشنهاد ابقا در سمت نخست‌وزیری را رد کرده و خطاب به ویکتور یانوکوویچ گفت: ما چیزی را که آغاز کرده‌ایم به پایان خواهیم رساند. مردم تصمیم می‌گیرند که چه کسی رهبر آنها باشد نه تو. چنین رفتاری در فضای سیاسی غرب یک خودکشی محسوب می‌شود اما در فرهنگ سیاسی اوکراین، قابل توجه است.

این امر به این دلیل است که در اوکراین از نظام سیاسی، به عنوان عرصه‌ای برای برخورد و درگیری‌های عمیق و عمده استفاده می‌شود. بحران روز هر چه که باشد، از سیاست زبانی گرفته تا همکاری با اروپا یا اوراسیا و عضویت در ناتو، همیشه دو دیدگاه مختلف در قبال آن وجود دارد. این فرهنگ سیاسی از قرن نوزدهم تاکنون در جریان بوده است.

یکی از این دیدگاه‌ها در مناطق وولین، گالیسیا و پودولیابه درغرب اوکراین به وفور وجود دارد. این مناطق که سابقه روابطی پرتنش و طولانی با لهستان دارند، تحت تاثیر آن قرار گرفته و هویت مذهبی و فرهنگی جدیدی به خود گرفته‌اند. یکی از جوانب این میراث فرهنگی این است که این مناطق به دنبال ایجاد شخصیتی فرهنگی برای اوکراین هستند که نه تنها با فرهنگ روسیه اختلاف دارد بلکه کاملا برخلاف آن است.

اما یک هویت کاملا متفاوت بر شرق و جنوب اوکراین حاکم است. این ناحیه از نظر تاریخی با نام‌های اسلابا ژانشینا، دونباس و نوواراسیا نامیده می‌شوند. مردم این ناحیه با نوعی هویت فرهنگی که مبتنی به رابطه دوستانه و گرم با روسیه است،‌ موافقند. تمرکز این دو بخش اوکراین بر روسی یا عدم روسی بودن فرهنگشان، موجب شکست آنها در ایجاد اتحاد ملی و همکاری شده است و هر چند که زبان تنها موضوع مورد اختلاف نیست، اما به درگیری‌ها و نگرانی‌های آنها دامن می‌زند.

ساکنان غرب اوکراین به درستی درخصوص فرهنگ اوکراینی خود و اینکه ممکن است غالب نباشد، نگرانند.

تعداد اوکراینی‌هایی که در این کشور به زبان روسی تکلم می‌کنند، تقریبا دو برابر بیشتر از کسانی است که به زبان اوکراینی تکلم می‌کنند. تنها در یکی از 10 شهر بزرگ اوکراین به نام "الویو" زبان اوکراینی بیشتر تکلم می‌شود. زبان روسی با اختلاف زیاد، زبان منتخب اکثریت برای آموزش، تجارت و فعالیت‌های سرگرمی است. یک بررسی که در سال 2012 صورت گرفت نشان داد که 60 درصد از روزنامه‌ها،‌ 83 درصد از نشریات و 87 درصد از کتاب‌ها در اوکراین به زبان روسی منتشر شده و 72 درصد از برنامه‌های تلویزیونی نیز با زبان روسی پخش می‌شوند. از نظر ساکنان غرب اوکراین، مشکل بزرگتر این است که این فرهنگ "روس‌ زده" در اینترنت اوکراین نیز به تدریج تقویت می‌شود. طبق بررسی‌ها 80.1 درصد از سایت‌های اینترنتی به زبان روسی، 10.1 درصد به انگلیسی و تنها 9.5 درصد به زبان اوکراینی فعالیت می‌کنند.

از تلاش‌های دولت اوکراین برای گسترش زبان این کشور نیز،‌ اغلب به عنوان "روس هراسی" تعبیر شده و باعث نگرانی ساکنان در شرق و جنوب این کشور می‌شود. چنین نگرانی‌ای باعث واکنش شدید به انقلاب نارنجی 2004 و قدرت گرفتن حزب "مناطق" یانوکوویچ شد که اعلام کرد هر کسی می‌تواند با زبان مادری‌اش تکلم کند. از آن پس، هر طرف به جای حمایت از دولت، آن را ناکارآمد خواندند.

اما بدون شک هویت فرهنگی تنها چیزی نیست که باعث عدم رضایت عمومی شده است. حمایت واضح دولت از کی‌یفی‌های طبقه متوسط جامعه که با فساد و رابطه گرایی در میان خویشاوندان خود همراه بود نیز از دلایل مهم ادامه اعتراضات است. اما این موضوع، نقش هویت فرهنگی را کم‌رنگ نمی‌کند. نتیجه نهایی چنین مشکلاتی، قدرت گرفتن نیروهای ملی‌گرای غیردموکراتیک است که علی‌رغم تعداد کم، اکنون کنترل خیابان‌های کی‌یف را در دست گرفته و اعمال خشونت می‌کنند.

این گروه‌ها اکنون تحت عنوان "بخش راست" فعالیت کرده و رهبر آنها سوسیالیسم، دموکراسی لیبرال، آتئیسم (کفرگرایی) و جهانشهرگرایی را رد می‌کند. آنها ایجاد یک نظام مشورتی ملی را که به جای احزاب سیاسی، ترتیباتی ملی برای به رسمیت شناختن ایده اوکراین ملی بیاندیشد را ترجیح می‌دهند. خواسته آنها در درگیری‌ها، یک "انقلاب ملی" است و تهدید کرده‌اند که در غیر این صورت یک مبارزه چریکی درازمدت در پی خواهد بود.

اکنون غرب چگونه باید این شرایط پیچیده سیاسی و فرهنگی را در اوکراین هدایت کند؟ در حال حاضر غرب از اپوزیسیون سیاسی یا به طور دقیقتر، میانه‌روترین شاخه آن به رهبری ویتالی کلیچکو حمایت می‌کند. آنها امیدوارند که کلیچکو معترضان میانه‌رو را به عدم حمایت از اعمال خشونت‌بار ملی‌گراها برای سرنگونی دولت، ترغیب کند، هر چند که وی تاکنون در این مسیر ناکام بوده است.

خوشبینانه‌ترین تفسیر از هدف غرب این است که با حمایت از یک طرف درگیر، امیدوار باشد تا افراطی‌ها تضعیف شده و کلیچکو توان لازم را برای ایجاد دولتی از اتحاد ملی به دست آورد. در این صورت است که آمریکا و اتحادیه اروپا به اجرای یک طرح مارشال (طرح بازیابی اروپا توسط آمریکا پس از جنگ جهانی دوم) در قبال اوکراین روی خواهند آورد.

مشکل اصلی این روش این است که اپوزیسیون سیاسی اوکراین همچنان دولت را اصلی‌ترین دشمن خود می‌دانند و حاضر نیستند برای کنترل خشونت‌های ملی‌گراها با دولت همراه شوند. کلیچکو هم اظهار کرده است که تحت هیچ شرایطی حاضر به همکاری با یانوکوویچ نیست. او هم مانند دیگر رهبران اپوزیسیون سیاسی پارلمان اوکراین، ملِی‌گراها را وسیله‌ای ناخواسته ولی ضروری برای به دست گرفتن قدرت می‌داند.

بهترین راهکار این است که به جای تلاش برای برنده کردن یک نفر در اوضاع بحرانی اوکراین، راهبرد حمایت از روند مصالحه در پیش گرفته شود.

اگر شرایط عادی بود،‌ پارلمان با استفاده از قانون اساسی چنین روندی را صورت می‌داد اما در شرایطی که اپوزیسیون در کار پارلمان خدشه ایجاد کرده و حتی مشروعیت قانون اساسی را نیز زیرسوال می‌برد، بهتر است که برای طرح یک جدول زمانی و ایجاد ترتیباتی جدید، یک مجمع فوق‌العاده تشکیل شود. این مجمع می‌تواند یک زمسکی سوبور (شورای سرزمین) باشد که در تاریخ اوکراین و روسیه نیز شناخته شده است. هیات‌های حاضر در این مجمع باید برای اشخاص عمومی و نمایندگان هر ناحیه اوکراین احترام قائل باشند.

چنین رویه صلحی اگر با حمایت غیرمشروط بین‌المللی، فارغ از نتیجه آن همراه باشد به موفقیت بیشتری دست پیدا خواهد کرد. اگر روسیه و اتحادیه اروپا به طور مشترک چنین رویه‌ای را در پیش گیرند، نمی‌توان آن را به راحتی رد کرد.

اما حتی در صورت حل بحران سیاسی کنونی، هراس از ادامه شکاف فرهنگی در هویت اوکراین ادامه خواهد داشت. این مشکل نیز باید حل شود. تا وقتی که ساکنان غرب اوکراین برتری زبان و فرهنگ روسی در کشورشان را به جای مصالحه، به عنوان تسلیم، تفسیر می‌کنند،‌ این مشکل در فضای اجتماعی و سیاسی اوکراین وجود خواهد داشت. اما این اوکراینی‌ها باید به این نکته هم توجه کنند که هموطنان شرق‌نشین آنها از حذف زبان و فرهنگ روسی از کشورشان هراس دارند. راه حلی که برای چنین شرایطی مناسب به نظر می‌رسد و در کشورهایی همچون اسپانیا، بلژیک و کانادا نیز مثمر ثمربوده است، پذیرش هویت‌هایی چندگانه فرهنگی است که تحت هویت یک ملت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

این به معنای دست برداشتن از 20 سال استفاده از زبان اوکراینی در مدارس و رسانه‌های اوکراین است که غرب‌نشینان آن را دفاع از فرهنگ خود تفسیر می‌کنند و در مقابل آن نیز ساکنان جنوب و شرق اوکراین از هر سیاستمدای که به ‌آنها تعهد دهد که برای تکلم به زبان روسی آزاد خواهند بود، حمایت می‌کنند.

یک راه دیگر نیز این است که فرهنگ دو زبانی بودن را از سطح ناحیه‌ای، به سطح ملی گسترش دهند که به اتحاد ملی نیز کمک خواهد کرد. مساوی انگاشتن هر دو زبان، حق ساکنان شرق و جنوب اوکراین را برای حفظ هویت فرهنگی خود، محترم خواهد شمرد.

اوکراین می‌تواند در این زمینه از کانادا الگوبرداری کند. زبان‌های محلی به طور نامتقارن در این کشور پخش شده‌اند. زبان رسمی بیشتر استان‌های کانادا انگلیسی است اما آنها خدماتی را نیز به زبان فرانسوی ارائه می‌دهند. همچنین استان کبک که زبان رسمی آن فرانسوی است، خدماتی را به زبان انگلیسی نیز ارائه می‌دهد. تنها دو استان در کانادا به طور رسمی دو زبانه هستند با این حال دو زبانه بودن رسمی در کشور، تساوی دسترسی مردم به خدمات مهم فدرالی را تضمین کرده و اتحاد ملی را نیز حفظ می‌کند. اما هیچ یک از این راهکارها،‌ بحران سیاسی کنونی اوکراین را به سرعت حل نخواهد کرد. باید بدانیم وقتی که یک مشکل از فرهنگ نشات گرفته باشد، هیچ راه حل فوری سیاسی برای آن وجود ندارد. تا هنگامی که موضوع هویت ملی به گونه‌ای که مورد قبول هر دو طرف مخالف در اوکراین باشد، حل و فصل نشود، چنین بحران‌های سیاسی، وجود خواهد داشت. به دلیل شرایط تاریخی، اوکراین مدرن نه کاملا غربی است و نه کاملا شرقی. اما احتمالا بهترین نوع از هر دو فرهنگ را در خود جای داده است.

ممکن است بحران فعلی اوکراین باعث افزایش شکاف فرهنگی بین اروپا و روسیه شود و یا اینکه در نهایت زخم‌های خود را التیام بخشیده و به این جدایی‌ها پایان دهد.»

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.