القاعده، از سازمان نظامی تا تفکر سیاسی

جهان,القاعده

گروه بین‌الملل- عبدالله آلبوغبیش: نام القاعده این روزها در بسیاری از نقاط در حال درگیری جهان، شنیده می‌شود.

دیدگاه > جهان- گروه بین‌الملل- عبدالله آلبوغبیش:
نام القاعده این روزها در بسیاری از نقاط در حال درگیری جهان، شنیده می‌شود.

درباره ماهیت این گروه و چگونگی فعالیت و سازماندهی‌اش با دکتر احمد بان، پژوهشگر مصری مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک نیل در قاهره گفت‌وگو کرده‌ایم.

القاعده از یک سازمان قوی نظامی به اندیشه و تفکری بدل شده است که گروه‌ها یا مجموعه‌هایی کوچک‌تر از آن الهام می‌گیرند بدون آنکه رابطه‌ای ارگانیک با این سازمان مادر یا همان القاعده مرکزی داشته باشند. به همین‌خاطر اکنون گروه‌های پراکنده‌ای در نقاط مختلف جهان از آفریقا تا آسیا، با نام القاعده فعالیت می‌کنند و مشغول جنگ هستند.

به‌نظر من، القاعده از همان زمان شکل‌گیری به‌دنبال مبارزه با دشمن دور به بهای کنار گذاشتن دشمن نزدیک بود و مشخصا این دشمن دور همان ایالات متحده است و براساس تبلیغات القاعده این کشور دشمن واقعی حکومت‌های عرب و مسلمانان است. اما واقعیت آن است که وارد شدن القاعده و گروه‌های دیگر از طیف اسلامگرا در آنچه جهاد خوانده می‌شود و به‌کار‌گرفتن آنها در خدمت مصالح آمریکاست.

به‌نظر من هم‌پیمانی میان مجموعه‌های با تفکر افراطی اسلامی و نیز هم‌پیمانی القاعده با آمریکا قدیمی‌تر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم و ائتلافی استراتژیک است که عناوین ظاهری آن برخلاف عناوین حقیقی‌اش است. القاعده تاکنون حتی یک گلوله هم به سوی رژیم صهیونیستی شلیک نکرده و حتی با مصالح یهودیان مواجهه و درگیری نداشته‌است.

در مجموع اینکه، هیچ تغییری در استراتژی القاعده روی نداده و هرچند در گفتمان و مواضع خود با ایالات متحده دشمنی دارد یا دست‌کم چنین ادعایی می‌کند اما در حقیقت تنها با مسلمانان درگیر شده و کشورها و ملت‌های مسلمان را هدف می‌گیرد بدون آنکه ایالات متحده یا رژیم صهیونیستی را هدف خود قرار دهد. به‌نظرمن، آغاز کار بدین صورت بود که هر دو طرف یعنی القاعده و آمریکا در این اندیشه بودند که دیگری را در خدمت مصالح و اهداف خود قرار دهند اما در نهایت القاعده و اخوان‌المسلمین آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت به طرح‌های استعماری و مصالح آمریکا به‌کار گرفته شدند.

برخی از این گروه‌ها به لحاظ اداری، سازمانی و فکری با القاعده ارتباط دارند اما این گروه‌ها کمترند. بیشتر گروه‌ها تنها به لحاظ فکری و اندیشه با القاعده در ارتباط هستند و به لحاظ سازمانی ارتباطی ارگانیک میان آنها دیده نمی‌شود.

همانطور که گفتم نفوذی‌هایی در این گروه‌ها وارد شدند و از این رو، به لحاظ مالی برخی افراد و گروه‌ها در کشورهای حاشیه حوزه خلیج‌فارس و برخی افرادی که به تفکرات القاعده باور و ایمان دارند به اضافه مبالغ هنگفت آمریکایی که به‌گونه‌ای بی‌نام و نشان به القاعده سرریز می‌شود، منبع درآمد این گروه است.

این موضوعی است که اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست و با اندکی دقت و تحلیل می‌توان بدان رسید؛ خاصه اینکه نفوذ پیدا کردن به این گروه‌ها چندان دشوار نیست. شاید یک نمونه این موضوع هم نفوذ اخیر آمریکا درون طالبان در پاکستان است که توانست بمب پلاستیکی غیرقابل شناسایی را شناسایی کند و این نشان می‌دهد که آمریکا افرادی را درون القاعده و خصوصا درون القاعده پاکستان دارد و همین امر باعث شده تا آمریکا این بمب را شناسایی کند و به‌دست آورد.