۰
فجر 92، حماسه وحدت و امید

خودمحوری و استبداد، عامل سقوط رژیم پهلوی

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
سقوط پهلوی,فجر 92

تهران-ایرنا- در میان عوامل و علت هایی که از دیدگاه صاحبنظران و نویسندگان موجب سقوط رژیم پهلوی دوم و پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن 1357 خورشیدی شد، ضعف شخصیتی محمد رضا شاه و خودمحوری و استبداد وی به ویژه سرکوب رسانه ها، علت و عامل تعیین کننده قلمداد شده است.

خودمحوری یا استبداد در لغت آن است که افراد و دولتمردان در کاری که شایسته ی شورا و مشورت است به رای خویش اکتفا کنند و در اصطلاح سیاسی «تصرف کردن یک تن یا جمعی است در امور و حقوق مردم بدون پاسخگویی و ترس از بازخواست» (ا).

بر مبنای این تعریف، تاریخ معاصر ایران به درستی گواهی و نشان می دهد که شخص محمد رضا شاه و دولتمردان او خود را مکلف نمی دانستند طبق شریعت، مشورت، قانون یا اراده ملت رفتار کنند زیرا خویش را نماینده ی همه و «فعال مایشاء» به حساب می آوردند، برای اداره ی امور به مشورت با اهلش نمی نشستند زیرا خود را پاسخ همه ی پرسش ها می شمردند.

شاه و دولتمردان او، برای پیشبرد مقاصد و منویاتشان، کوشیدند به همه ی ابزارها و منابع قدرت (منابع خشونت آمیز و غیرخشونت آمیز) چنگ اندازند و اجازه ندادند دیگران به ویژه روزنامه نگاران و اصحاب رسانه، ناظر و داور اقدام ها و عملکردشان باشند زیرا خود را شایسته ترین داور می شناختند.

آنان بسیار مشتاق بودند همه از آن ها و برنامه هایشان ستایش کنند. نه تنها حقوق و آزادی های اساسی و سیاسی افراد را زیر پا گذاشتند بلکه تلاش کردند منتقدان و مخالفانشان را به شیوه های مختلف اعم از تطمیع، تهدید و خشونت منزوی کنند(2). استبداد پهلوی دوم و تمرکز قدرت در دستان او، باعث تضعیف جامعه مدنی و مانع مشارکت سیاسی مردم شد.

یکی از تجلی های مشارکت سیاسی مردم، احزاب سیاسی و رسانه های آن ها هستند که به گفته ی موریس دو ورژه «ترجمان نیروهای اجتماعی اند» (3) و به صلاح دولت ها است که آن ها را بپذبرند؛ چرا که در جهان جدید، تنظیم زندگی اجتماعی و اقتصادی نیازمند احزاب دارای هدف و خط مشی های مشخص و رقابت بین آن ها است تا خواست ها (مطالبات) و نارضایتی ها بیان شود و نتایج منفی تمرکز قدرت و اراده ی اقتدارآمیز و دیوانسالارانه، خنثی گردد و مشارکت عملی شهروندان در تعیین سرنوشت و چگونگی زندگی شان امکان پذیر شود (4).

اما در رژیم پهلوی، مفهوم حقیقی مشارکت سیاسی و تجلی عینی و بیرونی آن یعنی احزاب گوناگون، تحقق نیافت و رسانه ها، گروه ها و قشرهای مختلف جامعه احساس نکردند که آزادانه شریک نظام سیاسی آن جامعه اند. از این رو، دولت را از خود و حافظ خویش و دارایی و امنیت شان نداستند و به همین دلیل با اهداف، سیاست ها و خط مشی های آن مخالفت کردند. این امر، رژیم را با بحران های پنجگانه سیاسی از جمله بحران مشروعیت، بحران مشارکت، بحران هویت، بحران نفوذ و بحران توزیع رو برو کرد.

استبداد و خودمحوری رژیم پهلوی و نادیده گرفتن بیشتر اصول و مواد مندرج در قانون اساسی که بخش های مهم آن حاصل قانون اساسی نهضت و انقلاب بزرگ مشروطیت بود، موجب تشدید بحران های سیاسی پیش گفته ، شد. هم چنین از آن جا که پهلوی دوم امکان بیان عقاید و فرصت مشارکت به همه ی گروه ها و قشرها نداد به تدریج حس احترام به قانون در آنان زایل شد و از انحصارطلبی رژیم خشمگین شدند و روزی مانند چنین روزی، این خشم به شورش و عصیان علیه نظام سیاسی شاه مبدل شد.

خودمحوری و استبداد رژیم پهلوی خود را در سرکوب منتقدان و رسانه ها، به عنوان یک نمونه و مصداق، نشان داده است به گونه یی که پلیس و سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) نظارتی سخت و حتی تسلط گونه بر مطبوعات و رادیو و تلویزیون داشتند و این تسلط به خودسانسوری، سانسور و گاه توقیف منجر می شد.

در رژیم پهلوی از آن جا که رسانه ها ی جمعی ایران، وابسته به دربار و دچار تنگنا و فشار و سانسور و خودسانسوری و توقیف شدند، اختناق و بحران بر کشور حاکم شد. برای نمونه دولت «اسدالله علم» در بیست ماه حکومت اش هر جنبشی را سرکوب و هر صدای منتقد و مخالفی را در سینه خفه کرد و هر روزنامه و مجله ی حق گو را توقیف نمود (5) به طوری که مطبوعات و رادیو و تلویزیون به طور کامل، حکومتی شدند و به عنوان یک بازوی امنیتی و رکنی از ارکان حکومت – نه بعنوان ابزار خود بیانی جامعه ی مدنی- عمل می کردند و کمتر دیده شده که رسانه های آن دوره زبان گویای مردم باشند. محتوای رسانه ها نیز به گونه یی بود که گویا قلم را از «ساواک» دریافت کرده و برای آن می نوشتند.

همچنین در زمان نخست وزیری ˈامیر عباس هویداˈ پس از آن که مطبوعات در مرداد و اسفند ماه 1356 خورشیدی به او و شاه نامه نوشتند، آنان به جای پذیرش انتقاد و اصلاح رفتار و سیاست های خویش، برآشفتند و بر روزنامه نگاران خشم گرفتند و به طور آشکار (علنی)، مطبوعات را «مرکز ضد رژیم» خواندند.

پس از آن، فشار بر خبرنگاران، عکاسان و روزنامه نویسان افزونی گرفت و عده دیگری به جمع ممنوع القلم ها اضافه شدند. ماموران ساواک، فشار بر رسانه ها را چنان شدت دادند که گفته اند «گروهی از روزنامه نگاران برای رعایت احتیاط از خوابیدن در خانه های خود اجتناب می کردند» (6).

*نتیجه گیری

همان گونه که اشاره شد به دلیل خودمحوری و استبداد محمدرضا پهلوی و اصحاب او ، به ویژه در رویارویی با رسانه ها و سرکوب اهل قلم و منتقدان، حالت یا وضعیت نامطلوبی برای رژیم سلطنتی و دولتمردانش به وجود آمد که در نتیجه ی آن، ثبات و توازن آن نظام سیاسی بر هم خورد و اقتدار و ساختار آن نظام بشدت تضعیف شد.

به دنبال آن، مبارزه ی ملی و اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی تشدید و کم کم گسترده شد و در نهایت در چنین روزی یعنی بیست و دوم بهمن 1357 خورشیدی به پیروزی رسید و به تاسیس نظام جمهوری اسلامی انجامید.

این نظام، از آن جا که ملاحظه ی چهار اصل، استقلال، آزادی، جمهوریت و منافع ملی، اسلامیت و آموزه های دینی، داشته و دارد، توانسته است در رویارویی با کودتای نظامی، جنگ تحمیلی، ترورهای کور، دخالت خارجی، توطئه های بیگانگان و عملیات مخفی و مسلحانه مانند رخداد طبس، درگیری های قومی و تجزیه طلبانه و ... خود را مقاوم نشان دهد.

در سی و پنجمین بهار پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی، رسالت و مسوولیت مهم همه ی دوستداران انقلاب بخصوص رسانه ها به عنوان کانال های انتقال پیام، پرهیز از افراط و تفریط ، حفظ و رعایت اصل بی طرفی، ایفای نقش اصلاحی خود یعنی ارتقای فرهنگ سیاسی، افزایش حضور و مشارکت عمومی، ایجاد وفاق، نشاط و امید در جامعه، افزایش سطح آگاهی در میان شهروندان، تقویت حس مسوولیت پذیری افراد، نقد و پاسخگو کردن مقام ها و دولتمردان، شفاف ساختن روابط میان جامعه مدنی و حاکمیت با اطلاع رسانی دقیق و به موقع، است.

** پژوهش**1459**م.ج

پی نوشت ها:

1. کواکبی ، عبدالرحمان، طبیعت استبداد، ترجمه عبدالحسین میرزای قاجار، قم، نشر تبلیغات اسلامی، 1363، ص 43

2. الهام گرفته از : گالبرایت، جان کنت، کالبدشکافی قدرت، ترجمه احمد شهسا، تهران، نشر آذر، 1366، ص ص 119-109

3. دوورژه ، موریس، اصول علم سیاست، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات فرانکلین، 1349، ص 148

4. باتامور، فام ، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه منوچهر صنوبری کاشانی، تهران، انتشارات کیهان، 1361، ص 74

5. مجله کلک، ویژه نامه مطبوعات ایران، شماره 84، اسفند 1375، ص 217

6. قاسمی، فرید، پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران، شماره 1، سال اول، 1376، ص ص 234-233

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.