۰

جمهوری اسلامی : مردم تفاوت نقد منصفانه با انتقام گیری غیر منصفانه را درک می کنند

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته است:

"مسئولان و مردم به هم اعتماد کنند. انتقادها منصفانه باشد. دولت چند ماهی بیشتر نیست که سرکار آمده و باید فرصت داد که کارها را با قدرت پیش ببرند... هم منتقدان با دولت با شرح صدر برخورد کنند، هم دولت با منتقدان. همه به هم احترام بگذارند و ملاحظه هم را بکنند. دشمنان در داخل کشور نیز عواملی دارند. نگذارید عوامل دشمن از نقاط ضعف استفاده و خللی ایجاد کنند..." 

جملات فوق، بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب است که در دیدار دیروز با جمعی از فرماندهان، مسئولان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی که به مناسبت سالروز بیعت تاریخی همافران و افسران نیروی هوایی با امام خمینی در 19 بهمن ماه سال 1357 به ملاقات ایشان رفته بودند، ایراد گردید.این سخنان علاوه بر آنکه رهنمودهای دقیق به دولتمردان و فعالان سیاسی کشور است، نشان دهنده آینده‌نگری رهبر انقلاب نیز می‌باشد.
همه باید بپذیریم که برای افراد و گروه‌های ناکام در انتخابات 24 خرداد حق انتقاد از دولت محفوظ است. هر چند در مدت کوتاهی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، آنها ساکت نبوده‌اند ولی به نظر می‌رسد تحت پوشش انتقاد، اکنون درحال برخورد غیرمنصفانه با دولت هستند.
اتفاقات چند روز اخیر در فضای سیاسی جامعه موید همین مطلب است و آشکارا نشان می‌دهد که جریان مخالف دولت توانسته پس از ماهها گرفتاری در شوک شکست انتخاباتی اکنون تعادل خود را باز یابد و حملات خود علیه دولت را به نظم و ترتیب بکشاند. هجمه گسترده علیه مذاکرات ژنو، اهانت مستقیم به رئیس دولت و دروغگو خواندن رئیس‌جمهور، بهره‌برداری سیاسی از نارسائی‌ها در نحوه توزیع سبد کالا و برخی اقدامات دیگر از جمله نمونه‌های این سازماندهی هستند.
تردیدی وجود ندارد که مخالفت با دولت و انتقاد از برنامه‌های آن تا زمانی که تبدیل به انتقام‌گیری نشود حق مخالفان است و هیچکس نباید بر آنان خرده بگیرد که چرا با دولت و برنامه‌های آن مخالفت می‌کنند. اما باید دید اقدامات اخیر واقعاً در قالب انتقاد می‌گنجد یا نوعی انتقام گیری سیاسی از دولت است؟
برای رسیدن به پاسخ این سؤال، توجه به چند نکته ضروری است. اول اینکه برای سنجیدن درستی و نادرستی یک عمل باید معیار و محکی داشته باشیم. در نظام جمهوری اسلامی ایران که برگرفته از آرمان‌های بنیانگذار این نظام برمبنای دین مبین اسلام و تعالیم اهل بیت علیهم السلام است، قانون اساسی تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی و همچنین نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام را برعهده رهبری نظام گذاشته است. اکنون کسانی که به بهانه انتقاد از مذاکرات ژنو، دولت را تحت فشار گذاشته و با انواع و اقسام هجمه‌های تبلیغاتی می‌نوازند و حتی پا را فراتر گذاشته و به صورت توهین آمیزی دولت و رئیس آن را دروغگو خطاب می‌کنند، باید پاسخ این سؤال را بدهند که چرا درحالی که رهبری نظام صراحتاً از مذاکرات ژنو و نمایندگان شرکت کننده از سوی دولت در این مذاکرات حمایت کردند و آنها را فرزندان انقلابی ملت خواندند، آنها سیل انتقاداتشان به این مذاکرات را متوقف نمی‌کنند؟ بنابر این شایسته است این افراد که در شعار همواره خود را ولایت‌مدار می‌پندارند در عمل نیز به رهبری تأسی نمایند و در عین حال این نکته را نیز در نظر بگیرند که مردم توان تفکیک میان گفتار و عمل صادقانه با کینه توزی عامدانه را دارند و این توانایی را بارها در صحنه‌های حساس سیاسی به نمایش گذاشته‌اند.
نکته دیگری که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، میزان شجاعت افراد در بازگشت ار راه اشتباه پیموده شده و یا حتی‌المقدور تلاش برای اصلاح آن است. در ماجرای توزیع سبد کالا توسط دولت یازدهم که انتقادات زیادی بر آن وارد شد و البته بسیاری از این انتقادات نیز درست بود، رئیس‌جمهور روحانی این شجاعت را داشت که رودرروی مردم بنشیند و بابت زحماتی که از قبل قصور مسئولان در نحوه توزیع سبد کالا برای مردم بوجود آمده عذرخواهی کند و اعلام نماید که وی و همکارانش تلاش می‌کنند معایب این طرح را اصلاح نمایند. آیا افراد شناخته شده‌ای که این طرح را بهانه حمله به دولت یازدهم قرار دادند، خود شجاعت این را داشتند که بابت حمایت‌هایشان از دولتی که 8 سال برخلاف موازین قانونی عمل کرد عذرخواهی کنند؟ آیا این افراد به واسطه آن حمایت هایشان شریک آسیب‌هایی که بر اثر ناکارآمدی دولتمردان سابق به مملکت رسید نیستند؟ چرا در آن سال‌ها تلاشی برای اصلاح امور نکردند و یا لااقل بابت مشارکت در کارهای غیرعقلانی دولت‌های نهم و دهم از ملت عذرخواهی نکردند و هنوز هم حاضر به عذرخواهی نیستند؟ همانگونه که حمایت از دولت یازدهم به منزله تأیید همه کارهای این دولت نیست و قطعاً بر این دولت و دولتمردان آن نیز انتقاداتی وارد است، منتقدین به دولت اگر ‌از موضع انصاف سخن بگویند، لااقل باید قدرالسهمی نیز برای عملکرد خود درباره مقامات دولت سابق قائل باشند تا ادعایشان قابل قبول‌تر به نظر آید.
واقعیت اینست که انتقادهای غیرمنصفانه امروز مخالفان با عملکرد دیروزشان همخوانی ندارد و نیازی به اشاره نیست که جمعی از این منتقدین که امروزه خود را موظف می‌دانند درباره هر چیزی اظهارنظر نمایند، در طول 8 سال گذشته با کوبیدن بر طبل خشونت، درصدد تحمیل عقیده خود به دیگران بودند و در عین حال در مقابل آن همه خودکامگی و آسیب رسانی به کشور دم بر نمی‌آوردند.
اکنون آگاهی و شناخت مردم از این افراد و گروه‌ها به حدی افزایش یافته است که تفاوت میان انتقاد صادقانه و منصفانه را از انتقام گیری غیرمنصفانه درک می‌کنند و اینگونه رویکردها نه می‌تواند مردم را به اشتباه بیاندازد و نه کمکی به این گروه‌ها برای خروج از انزوا خواهد کرد. طبعاً تنها عایدی این رویکرد مشکلاتی است که می‌تواند گریبانگیر کشور گردد. البته در این میان طبیعی است که دولتمردان هم باید به انتقادهای منصفانه پاسخی در خور و توأم با متانت بدهند و خود به گروه‌های ماجراجو که هدفی جز رسیدن به مقاصد خاص سیاسی ندارند، کمک ننمایند.

2323

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.