عمق استراتژیک دیپلماسی ایران افزوده شده است

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه,ایران و آمریکا

حشمت الله فلاحت پیشه

اعتقاد من این است که به میزانی که جمهوری اسلامی ایران تقابل های راهبردی خود را در عرصه بین المللی کاهش بدهد و تعدیل کند ، از قدرت بیشتری برای اعمال تفوذ در منطقه برخوردار خواهد بود. از این منظر امضای موافقنامه هسته ای ژنو 3 یک تغییر اساسی در سیاست خارجی ایران به حساب می آید و حد اقل به صورت موقت به یک بهانه ای پایان داد که این بهانه در طول یک دهه اخیر ( مشخصا از سال 2005 میلادی) مانع حضور جدی منطقه ای ایران در قالب دیپلماسی شده بود. من روی این قالب دیپلماسی تاکید دارم چرا که عمق استراتژیک ایران فقط به دیپلماسی  محدود نیست. ایران در عرصه های مختلف دارای عمق استراتژیک است که یکی از این ها موضع دیپلماتیک است. من معتقدم سیاست ایران هراسی که تحت تاثیر تقابل های راهبردی کلان ایران شکل گرفته است تا حد زیادی مانع حضور گسترده دیپلماتیک ایران شده است.

 از زمان امضای توافقنامه ژنو 3 حتی کسانی که این توافقنامه را امضا کردند، مشخصا خود آمریکایی ها، نمی دانستند که این توافقنامه تا این حد موجب تقویت جایگاه راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی رسمی می شود. پس از این است که می بینیم با امضای آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد که رئیس دیپلمات ها امروز دنیاست ایران برای شرکت در ژنو دو دعوت می شود ، هرچند که با مداخله آمریکایی ها و برخی کشورها ایران نمی تواند حضور پیدا کند ، این نشان دهنده این توان ایران است. ایران حلقه مفقوده خیلی از تحولات در منطقه است. در سایر مسایل منطقه نیز ایران می تواند صاحب نقش و تاثیر باشد. علت اصلی این باز می گردد به واقعیتی که امروزه تا حدی نزد تحلیل گران غربی هم مورد توجه قرار می گیرد.

برخلاف تقابلی که در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا بین اسلام شیعی و اسلام سنی صورت گرفت، جمهوری اسلامی ایران، یک کشوری است که ایدئولوژی آن یک ایدئولوژی مذاکره پذیر و تعامل پذیر است. بر اساس همین ایدئولوژی هم استراتژی و چشم انداز 20 ساله را سامان داده است که روح دیپلماتیک این چشم انداز تعامل سازنده با همه کشورها در دنیاست. در اینجا حتی زمانی که از قدرت نظامی ایران صحبت می شود ،تحت عنوان قدرت دفاعی سخن گفته شده است. هیچ کسی نمی تواند در قالب چشم انداز 20 ساله از قدرت تهاجمی صحبت کند. این قدرت ، یک قدرت دفاعی است و از این جهت هم ایران قدرت اول منطقه است. به نظر من ظرفیت های دیپلماتیک اکنون آزاد شده است و به همین دلیل ما می بینیم که یک اقبال گسترده از ناحیه دیپلمات های کشورهای مختلف ، اعم از دیپلمات های غربی و دیپلمات های منطقه ای صورت گرفته است تا از روابط گذشته ایران تنش زدایی بشود و وارد یک فاز تعاملی جدید بشوند.

ضمن اینکه من معتقدم ایرانیان از گذشته یک درس عمده را گرفته اند و آن اینکه حتما در سال های آینده اجازه نخواهند داد  که فرصت های دیپلماتیک شکل گرفته با پاسخ های کذایی مانند گفت و گوی انتقادی و غیره سپری بشود. ایران از این موضوع برای تقویت عمق استراتژیک خود  و حضور موثر در صحنه بین المللی استفاده خواهد کرد. موضوع آخری که می خواهم مد نظر قرار بدهم این است که موضوع سوریه از این نظر مهم است که جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی میانجی گرانه اش بر اساس دو اصل اخلاقی در حقوق بین الملل شکل می گیرد. یکی اصل پایمردی و دیگری اصل مساعی جمیله. بر اساس این دو اصل عملا منافع ملی ایران محوریت حضور دیپلماتیک نیست، بلکه منافع ملت های حوزه بحران است که محوریت دارد. ایران با یک دید بشر دوستانه و مبتنی بر ثبات منطقه ای می تواند در حل بحران های بین المللی حضور داشته باشد.

2929 

 

کد N103577

وبگردی