۰

ماجرای زیارت کربلای نیروهای اطلاعاتی ایران در روزهای جنگ تحمیلی

  • ۲۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مجله روایت و خاطره,دفاع مقدس

همشهری آنلاین: روز جمعه بعد از ظهر ۱۵ مهر ۱۳۶۲ پس از تهیه برگه عبور به وسیله یکی از دوستان از عماره به مقصد بغداد و زیارت عتبات مقدسه با یک ماشین تاکسی به همراه یک سرباز به نام ستار حرکت کردیم.

دفاع > دفاع مقدس- همشهری آنلاین:
روز جمعه بعد از ظهر ۱۵ مهر ۱۳۶۲ پس از تهیه برگه عبور به وسیله یکی از دوستان از عماره به مقصد بغداد و زیارت عتبات مقدسه با یک ماشین تاکسی به همراه یک سرباز به نام ستار حرکت کردیم.

ستارگان درخشان اطلاعات و شناسایی سرداران شهید سید ناصر سید نور و عبدالمحمد سالمی کسانی هستند که در دوران دفاع مقدس کربلای امام حسین (ع) را در عراق زیارت کردند.

خدایا خالصانه ترین سلام ما را به حضرت فاطمه الزهرا علیها السلام برسان. سلام بر بزرگ بانوی اسلام. سلام بر فاتحان فتح المبین . مادر عزیز با دلی شکسته به پیشگاه تو روی می آورم و به تو توسل می‌جویم. تو را به سر بریده امام حسین(ع) و به مشقت‌های زینب علیهم‌‌السلام قسمت می‌دهم که در پیشگاه خداوند ما را شفاعت کنی. مادر عزیز، دیروز ما چون تندبادی از میان ما گذشت و امروز در مزارش به عزا نشسته‌ایم.

این جملات سراسر شور و اشتیاق نگاشته‌های سردار عرب تباریست که شجاعت‌ها و درایت‌هایش مثال زدنی و شورانگیز است. به سال 1340 هجری شمسی در خانواده‌ای از سلسله سادات که به سخاوت و بزرگواری شهره بودند، نوگلی شگفت و روستای فنیخی دهکده ای کوچک از توابع شهر بستان شاهد تولد کودکی بود که سردار دلاور شد. در سرزمین سربلند خوزستان دلاوری سرافراز اما گمنام نامش را ناصر نهادند.

"سید ناصر سید نور" دوران پاک کودکی را در میان عشایر غیور عرب و در زادگاهش گذراند و در دامان خانواده‌ای عاشق اهل بیت رشد یافت او برای آموختن علم و ادامه تحصیل راهی اهواز شد و ضمن تحصیل جهت امرار معاش تابستان‌ها به کار می‌پرداخت تا یار و یاور خانواده باشد. زندگی در فضای آلوده دوران ستم شاهی اورا بر آن داشت تا به عنوان عضوی از جامعه به درد آمده ایران تکلیف انسانی و دینی خود را با حضور در فعالیت‌های سیاسی و مذهبی به انجام برساند. با حضور پررنگ در فعالیت‌های سیاسی مسجد جزایری اهواز و راهی شدن به اقصی نقاط کشور و دلجویی از ساکنین مناطق محروم کشور در قالب کمیته‌های متشکل از جوانان پاک باخته این مرز و بوم به انجام این مهم نایل شد. در سال 1358 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران درآمد و به محض زبان کشیدن آتش تهاجم یعنی همچون دیگر برادرانش در مرزهای خوزستان به دفاع از کیان اسلام پرداخت و به اتفاق برادرش سید فرج سید نور در شبیخون‌ها و عملیات‌های مختلفی شرکت کرد.

سید ناصر سید نور در گلواژه‌های خود بال گشودن برادرش را چنین نگاشته و توصیف کرده است:

آن گاه که در خون خود غلطیدی و صدای ناله‌ات در بیابان خشک درهم پیچید و آنگاه که فرشتگان تو را در آغوش گرفتند و از تو استقبال کردند و تو را از انسان‌های غرق در ظلمت و گمراهی نجات دادند من در گوشه‌ای حسرت زیبایی و عروج تو را می‌خورم.

هنگامی که روح پرفتوحت اوج گرفت و از چشمان کم سویم محو شدی و برگرفتاری خویش گریستم و آنگاه که به خود آمدم خود را در منجلاب تباهی یافتم دست‌هایم را به سوی کسی که تو را خواند دراز کردم و از او درخواست نجات خود را خواستم. امید است به حق دوستیمان پذیرا باشیم. سردار شهید سید ناصر سید نور در عملیات‌های مختلف جانبازی‌ها کرده‌ام اوج درخشش او در شناسایی و کسب سری ترین اطلاعات دشمن بعثی بود او به قرارگاه پر رمز و راز "نصرت" پیوسته بود. قرارگاهی که عشایر عرب و بختیاری به بچه های مسجد خوزستان اصلی ترین عناصر تشکیل دهنده آن بودند.و فرماندهی اش را سرداران پرآوازه اسلام سرلشکر شهید حاج علی هاشمی و سردار شهید حمید رمضانی بر عهده داشتند سردار شهید سید ناصر سید نور در خلال عملیات والفجر مقدماتی و ضرورت انجام شناسایی برون مرزی به همراه سردار دیگر از دلاوران عرب خوزستانی شهید عبدالمحمد سالمی یار دیرین باوفایش به خاک دشمن نفوذ و هجرت دیگری را آغاز نمود و به مصداق ( انما المومنون الذین اجرو و جاهدو باموالهم و انفسهم) عمل نمود وی از بدو جان خود دریغ نمی ورزید و در میان شدیدترن تدابیر امنیتی دشمن بعثی و در اوج جنگ به شهرهای مختلف عراق از جمله بصره بغداد العماره سامرا نجف کاظمین کوت ناصریه دیوانیه کربلا و سایر شهرهای عراق جهت شناسایی وضعیت دشمن عزیمت نمود و موفق به زیارت عتبات عالیات از جمله حرم مطهر امام علی(ع)، امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع)، امام موسی کاظم(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام حسن عسگری(ع) و مقام غیبت امام زمان(عج) شد. گزارش‌ها و اطلاعات دقیق شهیدان سید ناصر سید نور و عبدالمحمد سالمی مبنای بسیاری از تصمیم گیری‌ها و طراحی عملیات های مختلف گردید گزارش هایی که برای بدست آوردنش باید جان را در طبقه اخلاص می گذاشت.

قسمتی از گزارشات شهید سید ناصر سید نور را که در مهر ماه سال 1362 نگاشته شده است مرور می‌شود:

تسنیم

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.