۰

اظهارات صریح آیت الله گرامی در باره فقهایی که ولایت فقیه را قبول ندارند

  • ۱۵۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
آیت الله محمدعلی گرامی

آیت الله محمدعلی گرامی از شاگردان حضرت امام و از علمای قم در مصاحبه با سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی(تحت مدیریت روح الله حسینیان) مسائلی را در مورد دیدگاه فقهای دوره های مختلف در باره تشکیل حکومت اسلامی بیان کرده است.

به گزارش آفتاب به نقل از 24آنلاین ، آیت الله محمدعلی گرامی از شاگردان حضرت امام و از علمای قم در مصاحبه با سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی(تحت مدیریت روح الله حسینیان) مسائلی را در مورد دیدگاه فقهای دوره های مختلف در باره تشکیل حکومت اسلامی بیان کرده است.
* بعد از قضیه تحریم تنباکو، ناصرالدین شاه نامه ای به میرزا می نویسد و می گوید حالا که ما به حرف شما گوش کردیم و قرار داد را بهم زدیم حالا بیایید مملکت را خودتان اداره کنید. میرزا جواب می دهد که کماکان شما شاه و ما رعیت. اما اگر کار خلافی صورت بگیرد ما هستیم، در واقع حکومت را تهدید می کند اما قصد تحویل گرفتن آن را ندارد. وقتی این ماجرا را آیت الله بروجردی شنیده بود گفته بود که میرزا عقل کرد و حکومت را نپذیرفت چرا که شش ماه طول نمی کشید که آبرویش میرفت. خب ،تشکیل حکومت واقعا مشکل است. من یادم است زمانی بعد از تشکیل جمهوری اسلامی از خود امام شنیدم که میگفت ما هم نمیدانستیم که حکومت اینقدر سخت است. بنظر من گرفتن حکومت و استمرار آن بوسیله امام ره، باید بگویم که چیزی شبیه معجزه است.
 

*مرحوم حاج آقا مرتضی حائری، درعدالت ایشان احدی نمی توانست حرفی بزند وهمه ایشان را قبول دارند و ایشان هم از کسانی بود که بدست گرفتن حکومت را قبول نداشتند و به نظر می آمد حتی به اصل ولایت فقیه هم شبهه داشتند . پس از تشکیل حکومت اسلامی، ایشان از مجلس خبرگان بیرون آمدند. روزی من از ایشان پرسیدم که کلمه ی مذهب حقه شما را ناراحت کرد و بیرون آمدید؟ چون این کلمه قبلا بود و الان نیست حتی بازاری ها هم اعتراض داشتند که چرا این کلمه را برداشتید. من از آقای منتظری هم پرسیدم که شما هم بودید که این کلمه مذهب حقه را برداشتند ایشان گفتند بله مذهب حقه برداشته شد اما مذهب شیعه جایگزین شد. البته از برداشتن کلمه مذهب حقه آقای صافی، آقای حائری و آقای صدوقی و...ناراحت بودند... خلاصه من به آقای حائری گفتم که سر کلمه ی حقه ناراحتید وایشان درجواب گفتند نه درمورد آن مسئله بحث هایی شد اما در مجلس ماندیم .من با ولایت فقیه که اینها مطرح میکنند مشکل دارم، عدالت اینها یعنی این که اگرکسی دو زن داشت ودیگری زن نداشت یکی از زنهای او را به این بدهیم.
*آیت الله گلیایگانی قبل از امام ولایت فقیه را مطرح کرد که درس ایشان را هم نوشتند و شاگرد ایشان آقای صابری همدانی جزوه ی کوچکی که حدود دویست صفحه میشد را منتشر کرده است. آقای مرعشی بیشتر بحثهای عبادی را مطرح میکرد و به این مسائل نرسید. اعلامیه های ایشان در تائید شخص امام خمینی( ره )بود . گاهی هم از حکومت انتقاد میکرد. آقای اراکی امام را تائید میکردند اما ازنظر فقهی ولایت فقیه را قبول نداشت واشکال فقهی داشت. برعکس اعتقادش راجع به نماز جمعه که دلیل قاطع فقهی داشت که حتما باید اقامه شود.
آقای شریعتمداری اعتقادی به این که شاه برود نداشت. ایشان نظرشان این بود که مصلحت نیست حکومت را در دست بگیریم. در زمانی که در تبعید بودیم یکی از دوستان به ایشان گفتند که شما دم از قانون اساسی میزنید در حالی که آقای خمینی با امریکا و اساس مشکل دارد و ایشان ناراحت شدند وگفتند مرا بی دین مخوانید. من اعتقاد به قیامت دارم اما می بینم که اینها حکومت را می گیرند و نمی توانند اداره کنند و آبروی دین میرود. این تعبیر ایشان بود. من نمی خواهم بگویم که ایشان درست می گفت اما نسبت دادن به ایشان که ایشان به کجاها وصل بودند کاردرستی نبود و نزد خدا عوارض دارد. من همان موقع هم که ایشان در منزل تحت نظر بود به وزیر اطلاعات [آقای ری شهری]گفتم بهتر بود می گفتید ایشان پیرمرد است و از حضورش سوءاستفاده می شود نه این که بیاوریدش درتلویزیون استغفار کند.
*مرحوم امام وقتی تبعید شد به عراق برای بازدید منزل آیت الله حکیم رفته بودند . امام در این جلسه شروع می کنند از وضع ایران صحبت کردن و اشاره به این که شما قیام کنید. آقای حکیم می گویند امام حسن(ع) در مقابل معاویه صلح کرد. امام فرمود شما در پانزده خرداد نبودید تا ببینید این ها بعد از دستگیری ما چه کردند. اگرامام حسن (ع) یارو یاور داشت قیام می کرد و بعد آقای حکیم می گوید شما چنین مریدانی داشتید ما نداریم و امام می گویند شما قیام کنید و جلودار باشید من و همه ی مریدان پشت شمائیم . به هرحال نجف موافق نبود حکومت دست ولایت فقیه باشد و مرحوم خویی ازنظر فقهی مشکل داشتند و تک تک روایات را آورده است و آنها را رد کرده است.
*بنظرم نگاه کلی مرحوم علامه طباطبایی به[تشکیل] حکومت بود اگرکسی درالمیزان دقت کند شاید این بدست بیاید ... البته آقای طباطبایی در مورد درگیریها محتاط بود و معتقد بود باید از درگیریهایی که به خون ریزی ختم میشود جلوگیری کرد.
* شاگردان آقای خویی معمولا از نگاه فقهی هنوز هم مساله ولایت فقیه را قبول ندارند. البته آنها ممکن است این روالی که مردم با رای خود حکومت ولایت فقیه را انتخاب کنند مشکلی نداشته باشند اما آنها میگویند ادله ای نداریم که حتما باید یک فقیه حکومت را در دست بگیرد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.