تهران نباید خود را به باد افراطیون بسپارد

مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1

اظهارات تحریک آمیز "جان کری" وزیر امور‌خارجه امریکا در اجلاس داووس در باره ایران اگرچه نیازمند پاسخ قاطع تهران بود و هست، ولی در مواجهه با چنین رخدادی که در آینده نیز کم نخواهد بود، چه باید کرد؟ آیا بازگشت به نقطه صفر عاقلانه است؟ آیا باید به باد گرایش‌های افراطی تن داد و یا تدبیر این است که با درک لایه‌های پیدا و پنهان رخدادها، از فرصت کم‌بدیل کنونی برای موقعیت ایده‌آل بهره برد؟


اظهارات تحریک آمیز "جان کری" وزیر امور‌خارجه امریکا در اجلاس داووس در باره ایران اگرچه نیازمند پاسخ قاطع تهران بود و هست، ولی در مواجهه با چنین رخدادی که در آینده نیز کم نخواهد بود، چه باید کرد؟
آیا چنین اظهاراتی به مفهوم واگرد واشنگتن در رویکردی است که در قبال مساله هسته‌ای ایران اتخاذ کرده؟ آیا دولت اوباما تسلیم لابی‌های افراطی اسرائیلی، سنا و کنگره شده؟ و سرانجام اینکه واشنگتن قرار است به نقطه صفر مناقشات خود با تهران بازگردد؟
شروع مذاکرات نتیجه بخش ایران و گروه 5+1 ناشی از تشخیص سیاسی و استراتژیک همه طرف‌های گفت و گو کننده بود. گزارش ها از دستاورد این گفت‌و‌گو ها چنان امید بخش بوده است که نه تنها سازمان ملل متحد بلکه هریک از اعضای مذاکره کننده نیز تلقی امیدوارکننده‌ای از فرایند تعاملات ابراز کرده اند. پس ایراد کجاست؟ و چرا هراز گاهی مقام‌های امریکایی اظهاراتی می کنند که خلاف عمل آنان است؟
برای درک رفتار واشنگتن باید توجه خود را به سه سطح تحلیلی ازاین رفتار معطوف کرد: نخست؛ فارغ از آنچه امریکاییان در برخی بزنگاه‌ها بیان می‌کنند‏‏ توافقی میان ایران و گروه 5+1 به عنوان نمایندگان جامعه بین المللی صورت گرفته که در حال انجام است. به عبارت دیگر اظهاراتی مانند آنچه جان کری بیان می‌کند فرع بر اصلی است که به عنوان واقعیت جریان دارد.
دوم؛ بدیهی است هریک از اعضای مذاکره کنندگان ممکن است تعریف خود را از توافقات انجام شده بیان کنند. این موضوع می‌تواند ربط زیادی به اصل آنچه به عنوان متن توافق مورد پذیرش قرار گرفته، امضا شده و در حال اجراست نداشته باشد.
سوم؛ رئیس جمهور روحانی به صراحت و در منظر جهانی، درک و برداشت ایران را از توافق ژنو در باره موضوع هسته‌ای اعلام کرده است: صلح آمیز، بدون عقب نشینی و تعاملگرایانه.
چهارم؛ فاصله خصمانه ایران و امریکا در بیش از سه دهه گذشته دیواری از بی اعتمادی متقابل را بالا برده است که زود خواهد بود مذاکراتی مانند ژنو قادر باشد ادبیات متقابل را به سرعت تغییر دهد.
پنجم؛ مذاکرات ژنو دارای دستور کار روشن و برپایه برون رفت از بن بست در دستیابی به راه‌حلی است که در چارچوب مسایل بین المللی تعریف شده و شامل همه اختلافات ایران و امریکا نیست. بنابراین توافقنامه ژنو اگر بسترساز حل برخی اختلافات ایران و امریکا باشد ولی نمی تواند به معنای آشتی میان ایران و امریکا باشد. از این‌رو استقبال جامعه جهانی از رویکرد ایران و گرایش قدرت های اقتصادی برای سرمایه گذاری در این کشور نزد امریکائیان به مثابه شکاف در شاکله تحریم هایی است که قرار بود تهران را در برابر مخالفانش مستهلک کند.
استقبال کم نظیر از رئیس جمهوری ایران در اجلاس داووس و اعلام آمادگی سرمایه‌گذاران روس، آلمانی و ایتالیایی؛ حتی سرمایه‌گذاران امریکایی برای ورود به بازار پر تنوع ایران، سبب نگرانی مقام‌های واشنگتن است. ترجیح مخالفان، ایرانی زخمی و عصبی است. ترمیم مشکلات اقتصادی موقعیتی است که ایران را به جایگاه شایسته آن در منطقه و جامعه جهانی بازمی‌گرداند. مخالفان ایران، نگران همین هستند.
اما تهران چه باید بکند؟ آیا بازگشت به نقطه صفر عاقلانه است؟ آیا باید به باد گرایش‌های افراطی تن داد و یا تدبیر این است که با درک لایه‌های پیدا و پنهان رخدادها، از فرصت کم‌بدیل کنونی برای موقعیت ایده‌آل بهره برد؟
تهران نباید خود را به باد افراطیون بسپارد.

کد N87399

وبگردی