۰

مشروح سخنرانی لاریجانی در مراسم رونمایی از گزارش نقض حقوق بشر آمریکا

  • ۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

دبیر ستاد حقوق بشر در مراسم رونمایی از گزارش نقض حقوق بشر آمریکا، اظهار کرد: بسیج از عناوین جعلی حقوق بشری پرده‌برداری کند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مشروح سخنان محمدجواد لاریجانی بدین شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شکر می‌کنم که در این جمع فرهیخته توفیق شرکت پیدا کردم. بسیج در واقع شجره طیبه‌ای است که در هر دوره‌ای، میوه خوبی دارد و تشکیل این معاونت (بین‌الملل) و این تحرک جدید یکی دیگر از ثمرات این درخت مبارک است و نشان از بزرگی وپختگی تجربه ملت ما دارد که با انقلاب اسلامی شروع شد و آن بنای یک نظام مدنی و سیاسی بر اساس فکر اسلامی بود که بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی است. چرا که تجربه عظیمی در مقابل تجربه های دیگری است که وجود دارد که خود تحمیل کننده و غیرمتسامح با سایر تجربه ها در جهان است.

بحث حقوق بشر نشان می‌دهد که ایران در این زمینه آماده یک تعامل جدی برای پیشبرد نظرات خود است. مطلبی که می خواهم برای شما توضیح دهم در واقع تشریح بستری است که این فعالیت ها می تواند در آن ثمرات چشمگیری داشته باشد و برای آینده تا حدی راه را روشن کند.

هرکس وارد میدان حقوق بشر می‌شود باید فرهیختگی را تمرین کند

بحث من حول دو محور است و یک جمع بندی. در واقع 3 عنصر دارد. اما مقدمه آن این است که حقوق بشر یک عنوانی است که مجموعه وسیعی از ادبیات را در سطح جهانی دارد. ادبیاتی که به حقوق بشر مربوط می شود از لحاظ استاندارد ادبی، کاملا بالاتر از بقیه ادبیاتی است که در سایر حوزه های بین المللی مثلا تجارت جهانی، عدم اشاعه سلاح های شیمیایی و اتمی، پولشویی، مبارزه با فساد، مبارزه با مواد مخدر و ... وجود دارد. در همه این زمینه ها البته مجموعه‌ای از ادبیات وجود دارد اما انچه که در مورد حقوق بشر است بسیار ادبیات راقی و فرهیخته ای است.

لذا لازم است کسانی که وارد این میدان می شوند به ادبیات فرهیخته خوانی و فرهیخته پردازی و فرهیختگی عادت کنند و این تمرین بسیار خوبی است. یعنی بسیج از این به بعد در گزارشات خود در مورد حقوق بشر باید از یک ادبیات دیگری استفاده کند برای اینکه هم ریخت و همسان با این میدان باشد.

حقوق بشر با دو منظور

مطلب اول من در این باره است که حقوق بشر در دو زمینه مهم مطرح است که با هم خیلی فاصله دارند. یکی حقوق بشر به عنوان یک موضوعی است برای بحث های ایدئولوژیک و دیگری حقوق بشر عنوانی است برای یک مجموعه ای از عملیات هدف دار و سازمان دهی شده و بسیار وسیع سیاسی.

در حوزه ایدئولوژیک حقوق بشر مدعی است که یک مجموعه‌ای از نُرم‌های رفتاری در زندگی جمعی باید جهانشمول شود و هدف از این تلاش هم این است که کرامت انسانی حفظ شود.

بحث ایدئولوژیک حقوق بشر

بعد از جنگ جهانی دوم، تقریبا مدارک مربوط به حقوق بشر رسمی شد ولی از حدود 100 سال پیش تاریخچه بحث های این چنینی رواج داشت. یعنی دنبال نُرم های جهانشمول در رفتار جمعی گشتن برای حفاظت از کرامت انسانی. این هدف قشنگی است. منتهی نوع مباحثه در این بخش، فکری و ایدئولوژیک است. وقتی نُرم رفتاری مطرح می شود باید توجیه کنیم چرا این نُرم موجه است؟ چرا باید این گونه عمل کنیم؟ لذا هر جا درباره توجیه فعل وارد بحث می شویم و چرایی ترجیح رفتاری بر رفتار دیگر مورد بحث قرار می گیرد، این را بحث ایدئولوژیک می گویند. این جا میدان جالبی برای کار است. برای نمونه و اینکه مزه این بحث را متوجه شوید من مثالی می زنم. در اسناد سازمان ملل چند سند مهم وجود دارد. اولین سند منشور حقوق بشر است. در منشور حقوق بشر در بندی از آن می خوانیم هر کسی آزاد است دین خود را عوض کند. دین جدیدی را انتخاب کند و ان را تبلیغ کند، بدون اینکه تحت پیگرد و فشار قرار گیرد. این نُرم رفتاری است. اولین ادعا این است که این نُرم رفتاری درست است؟ برای اثبات موجه بودن نُرم رفتاری دو نوع استدلال عرضه شده است.

استدلال سکولاریزم طبیعی

استدلال نوع اول را استدلال سکولاریزم طبیعی می گویند. معنی آن این است که ادیان در ناحق بودن، همه مثل هم هستند یعنی هیچ کدام ریشه درستی ندارند، همه خودبافته و نشانه عقب افتادگی و یا سوء استفاده از مردم دارد. پس هیج کدام نمی توانند بگویند ما چون حقیم خیلی خوبیم. حالا که همه از این جهت بی ربط هستند، پس هیچ کدام حق ندارند بگویند ما فقط باید دین اصلی باشیم؛ بنابراین در رفتار جمعی، دین مثل انتخاب لباس است. یکی لباس قهوه ای یکی هم سیاه می پوشد. در همین حد است وقتی دین در همین حد است هر کسی باید آزاد باشد و هیچ کدام نباید در حوزه زندگی جمعی سیطره داشته باشند. این دوگانه خصوصی و عمومی، یعنی تقسیم فعالیت های انسان و اعمال انسان به حوزه عمومی و حوزه خصوصی هم یک تفکری است که خیلی بکار می رود. حالا اجمالا حوزه خصوصی مثل این است که شما در خانه چگونه لباس می پوشید، حوزه عمومی هم شامل حکومت است. البته مرز حوزه عمومی و خصوص هم مرز روشنی نیست.

در تفکر اسلامی به نظر من چنین مرزی وجود ندارد. مثلا خصوصی ترین حوزه در زندگی بشر مساله علاقه و حبّ است. همین خصوصی ترین موضوع، باید حبّ فی الله و بغض فی الله باشد؛ بنابراین تبدیل می شود به عمومی ترین مساله. لذا این جور نیست که این دو بخش، از هم کاملا جدا باشند. حالا فرض کنیم این اعتقاد به کار بیاید، اما من اعتقاد مبنایی به آن ندارم، اصطلاحش قابل نقد است. پس نوع اول آن مبتنی بر این است که هیچ دینی واقعیت ندارد.

سکولاریزم مصلحتی

نوع دوم استدلال را سکولاریزم مصلحتی می گویند که برخی از دین ها و بخشی از آنها خوبند. منتهی اگر یک دین را حاکم کنیم بقیه دست از دین خود برنمی دارند و دعوا می شود. چون دعوا می شود بهتر است که هیچ دینی حاکم نباشد به شکل مصلحتی ما کلا ادیان را از حوزه عمومی در می آوریم به طور کلی هرکسی باید آزاد باشد دین خود را تبلیغ کند و دین جدیدش هم تحت پیگیرد نباشد. این دو استدلالی است که در این متونی که این سند را تحلیل کردند بحث مهمی بوده است. البته در آن زمان ملت های اسلامی همه خواب بودند و سایر ملل هم در آن شرکت نداشتند، متون حقوق بشری در حالی توسط متفکرین حقوق بشری غربی تهیه شد که بقیه جهان یا در خواب بودند یا در این زمینه میدان حضور نداشتند.

دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی که پایه این نظم مدنی سیاسی کشور ما است و اکنون در آستانه بزرگداشت سالگرد پیروزیش هستیم، یک حادثه تاریخی با دو تا دستاورد بزرگ بود. یکی که از همه مهمتر است این است که در سرزمین جمهوری اسلامی بنای یک نظام مدنی و سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی است آن هم در زمانی که غرب معتقد است و سعی می‌کند به زور اینگونه القاء و حقنه کند که تنها راه درست زیستن، روش آنها است.

انتخاب روش زندگی بر اساس اسلام حق مسلم ما است

ما ملت مسلمان حق داریم که زندگی خود را بر اساس مدل دیگری مثل اسلام بنا کنیم. امروز درگیری که غرب با جمهوری اسلامی در قسمت پایه‌ای دارد مربوط به همین حق است، این حق از حق انرژی اتمی و دسترسی به صنایع هسته‌ای هم مسلم‌تر است. این حق هم البته مراقبت فراوان می‌خواهد و من هرگز معتقد نیستم که به علت اینکه سانتریفیوژهای ما زیاد چرخیدند، چرخ اقتصاد ما کند شد، به عکس است، این یک اشتباه بزرگ استراتژیک است.

در عین حال در امر حقوق بشر این حق مسلم ما است که زندگی خود را بر اساس فکر اسلامی تنسیق کنیم چه در حوزه عمومی و چه در حوزه خصوصی. امروز این حق تحت عنوان جهانشمولی، مورد دعوا است. آنها حق ندارند این کار را بکنند.

مثلا در بحث اسناد حقوق بشر، داریم که هر کسی آزاد است همسر خود را انتخاب کند و بر اساس آن زندگی مشترک خود را تشکیل دهد. غرب می گوید این همسر حتما نباید از جنس مخالف باشد، می تواند همجنس باشد. البته همین غربی ها تا 20 سال پیش کسانی که مبتلا به همجنس بازی می شدند را به عنوان متخلف و بیمار دستگیر می کردند و یا تحت مداوای اجباری قرار می دادند. شاید اسم الن تیورین را شنیده باشید که نابغه معروفی در علم کامپیوتر است. او انحراف جنسی داشت و در همین زمینه هم کشته شد، دو بار آمریکایی ها او را دستگیر کردند. در دهه 60 و 70 به علت همین کار و اسناد سازمان ملل 70 سال است که تنظیم شده است. با این حساب برای 50 سال همجنس بازی در اسناد نبوده است. حالا می گویند چون سبک زندگی ما عوض شده و همجنس بازی را اکنون پذیرفته ایم، شما هم باید همجنس بازی را دوست داشته و این طوری زندگی کنید والا ضد حقوق بشر می شوید.

50 سال با این اسناد بودند و این ادعا را نمی کردند اما ناگهان تفسیرشان از اسناد عوض شد. می گویند تفسیر اسناد هم با ما است. معنای این حرف این است که هیچ کسی در دنیا حق ندارد به غیر از سکولار لیبرال غربی باشد و باید مثل آنها زندگی کنیم. پس این جا یک حق اساسی وجود دارد.

اسلام دین سیاه و سفید وشرقی وغربی نیست

ما با این تقابل ایدئولوژیک میدان بسیار خوبی برای کار داریم. تفکر ما مبتنی بر این است که اسلام اولا یک دین زنده، ثانیا جامع و ثالثا فراگیر است. اسلام دین زنده ای است و مندرس نیست.

اسلام دین جامعی هم در بخش عمومی و هم خصوصی است. هم قرآن به این حکایت دارد و هم احکام دین ما و هم تعالیم اهل بیت علیهم السلام. اسلام دین سیاه و سفید و شرقی و غربی نیست. برای همه عالم است. هدایت برای همه است و با چنین تفکری ما در یک مقابله ایدئولوژیک بسیار قوی هستیم. البته در این میدان ما رشد می کنیم. کرامت انسانی که محور تمام تفکرات حوزه حقوق بشری است حوزه بسیار جالبی برای بحث فکری است. اگر انسان موجودی است که مختصری با مثلا شامپانزه اختلاف دارد و در اینده یک کامپیوتر پیشرفته می تواند تقریب خوبی از انسان باشد، نوع کرامتی که برای انسان می توانیم قائل شویم در بهترین حالت قراردادی است؛ بنابراین معنای کرامت انسانی این است که قبول کنیم انسانها را با کرامت داشته باشیم یعنی تفکر نفع سرجمع است. این در مقابل موضع ما است که خدا می فرماید که کرامت انسان مال من است نه اینکه کرامت را به تو با قرارداد یا هبه داده باشد. ما به شما دادیم و کسی هم نمی تواند آن را از شما بگیرد.

وقتی بحث حقوق بشر می شود یک میدان بسیار خوبی برای رشد داریم که ضروری است در جامعه خود نیز درباره آن بحث کنیم که ما چه نُرم های رفتاری را باید در جامعه از دل اسلام استنباط کنیم و آنها را پیاده کنیم. خود این حقوق شهروندی یک مقوله ای است از زمان آیت الله شاهرودی مطرح شد و یک قانونی هم رفت مجلس و الان هم رئیس جمهوری محترم یک مجموعه ای از مطالب را جمع کردند به اسم منشور که باید تطور قانونی خود را طی کند.

فکر زیربنا این است که ما در جامعه اسلامی خود نُرم رفتاریمان با هم چگونه باشد و این احتیاج به استنباط و استنطاق از اسلام و قرآن دارد. اگر استنباط را کنار بگذاریم و متعصبانه متدین باشیم ، شبیه طالبان می شویم یا اینکه واداده شویم و بگوییم همین که غرب می گوید خوب است. هیچ کدام از اینها منطق مکتب اهل بیت نیست. از ظهور اسلام و از همان زمان پیامبر دو مدرسه مهم در تفکر اسلامی پیدا شد. تفکر اهل بیت و اهل سنت. از همان زمان پیامبر این دو طرز تفکر شروع شد. در تفکر اهل بیت ما باید نُرم های رفتاری را استنباط کنیم . در حوزه ایدئولوژیک، حقوق بشر به عنوان میدان فکری مسائل بسیار جالب ومهم حیاتی داریم و در صحنه جهانی هم ادعای ما خیلی روشن است .این حق مسلم ما است که به عنوان یک مسلمان جامعه اسلامی نُرم های رفتاری خود را در جامعه حاکم کنیم و بر اساس اسلام بنا کنیم این حق مسلم ما است واز آن کوتاه نمی آییم.

حقوق بشر به‌عنوان ابزار سیاسی

مطلب دوم، حقوق بشر به عنوان یک مجموعه عملیات سیاسی است که توسط کلوب غرب برای تغییرنظام های حکومتی و یا حاکمان یا هر دو به کار گرفته می شود و دارای مکانیزم های مختلفی است.

من کلوب غرب که اشاره می کنم برای این است که دقیق تر بیان شود. امروز وضعیت حقوق بشر ما چنین است که آمریکا و مجموعه ای از دول اروپایی و بقیه هم یدک کش آنها، جهانگشایی غربی را با دقت دنبال می کنند. این تز از بعد از جنگ دوم جهانی آغاز شد. منتهی ظهور مارکسیسم، چالش بزرگی برای آنها بود. امپراطوری شوروی داعیه همین جهانگشایی را داشت و امپراطوری شوروی در کمتر از 70 سال بر بیش از نصف جهان حاکم شد، اما از بین رفت. این پدیده، پدیده معنی داری است اگر غربی ها به آن توجه کنند که چرا رفت.

سقوط شوروی به غرب روحیه جدیدی داد که حالا جهانگشایی غربی را کامل کنیم. یعنی دنیا توسط یک کلوبی اداره شود که در راس آن امریکا باشد. کشورهای اروپایی که اقتصاد قوی دارند، رده دوم کشورهای جهان دوم و رده سوم و همین طور به ترتیب که این تحرکات یک موتور صهیونی هم دارد که اگر کل این کلوب را اسمش را بگذاریم غرب صهیونی، خیلی اشتباه نکرده ایم.

لذا نباید اشتباه کنیم، حقوق بشر در این زمینه پرچم یک جهانگشایی است. برای طبقه تحصیل کرده و دانشگاهی و فرهیخته و دوستان اصحاب رسانه خیلی مهم است که شما این الفاظ را پرده برداری کنید. امروز فکر نکنیم که با وجود این شبکه ها، دسترسی ما به اطلاعات بهتر شده است. این طور نیست. من با تکنولوژی جدید نه تنها دشمنی ندارم بلکه از افتخارات من این است که 20 سال پیش از طریق مرکز پژوهش های بنیادین اینترنت را وارد این کشور کردیم. اصلا مردم آن را نمی شناختند و ما 6 هزار نفر را تعلیم دادیم و این جا لازم است به نقش مقام معظم رهبری در این خصوص اشاره کنم.

در آن زمان که ما می خواستیم اینترنت را وارد ایران کنیم، وزیر محترم وقت، مدعی بود که اینترنت چیز جدیدی نیست و همان فکس است. من گزارشی 30 صفحه ای به رهبری در مورد اینترنت نوشتم که این یک تکنولوژی بسیار جالبی است و برای کارهای علمی مفید است منتهی ما این مشکلات را داریم. تقریبا دو هفته بعد من به همراه وزیر وقت فراخوانده شدیم. ایشان فرمودند من گزارش را خواندم حاشیه این گزارش 3 تا مطلب نوشته بودند:

نخست نوشته بودند این تکنولوژی بسیار جالب است. روی آن سرمایه گذاری شود و دستوراتی مربوط به این کار داده بودند.

نکته دوم نوشته بودند این حوزه برای جوانان بسیار جاذب است و این میدان را برای جوانان باز کنید.

سوم اینکه از همین الان به فکر آلودگی های این صنعت باشید که مثل سایر صنایع نباشد که وقتی آلودگی آن همه جا را گرفت به فکر بیافتیم.

به نظر من برای یک عالم دینی که در دانشگاه های اروپایی درس نخوانده یک گزارش 30 صفحه ای توانست روح قضیه را به دست آورد به نظر من خیلی جالب است . شاید هیچ رهبری در دنیا حتی در کشورهای پیشرفته نبود که اهمیت ای تکنولوژی را در آن زمان اینقدر دقیق تشخیص دهند.

به موضوع اصلی برگردم که همان تصور نادرست از اینترنت است و اینکه آنچه در آن می بینیم لزوما اطلاعات درست نیست. دسترسی به اطلاعات درست در دنیای معاصر امروز به مراتب سخت تر از گذشته است، چون ان چیزی که ما به آن دست می یابیم اطلاع نما است. امروز روی هرحادثه ای ده ها پرده به اسم اطلاعات وجود دارد. به راحتی سرچ می کنید اما واقعیت را به شما نشان نمی دهند.

ژان بودریار که سه سال پیش فوت کرد یک کتابی دارد به اسم شفافیت شیطان که خیلی معرف است. زمان حمله اول آمریکا به خلیج فارس که به بهانه اشغال کویت توسط عراق صورت گرفت، بودریار سه مقاله نوشت با این عنوان که جنگی که هرگز اتفاق نیفتاد. در آن موقع سی ان ان تنها شبکه تلویزیونی بود که اخبار جنگ را به وسیله کریستین امانپور از روی یک ناو جنگی پخش می کرد. ایشان می گفت آیا من می توانم حقایق را خودم کشف کنم؟ بودریار نشان داد تقریبا غیر ممکن بود که اصلا جنگی اتفاق افتاده یا نه؟

سه کلید واژه متداول در ادبیات حقوق بشری

لذا حقوق بشر پوششی برای مجموعه پیچیده و عظیمی ازعملیات سیاسی علیه برخی کشورها است. در این بین سه تا عنوان و کلید واژه وجود دارد که در ادبیات حقوق بشری بسیار پرتداول است و عبارتند از آزادی، دموکراسی و برابری.

آزادی که غرب برای ما تعریف کرده است

البته در انقلاب فرانسه هم شبیه همین ها بود. مجموعه عظیمی از تحرکات حقوق بشری این سه تا عنوان کلید واژه است. آزادی از لحاظ صوری و تبلیغاتی عنوان جالبی است بخش ایدئولوژیک آن است. انسان تحت فشار نیست و می تواند راحت فکر کند و چیزهای دیگر. این احساس شیرینی است .منتهی در عالم ایدئولوژیک هر احساس شیرینی موجه نیست .آزادی برای ما و برای آنها چگونه است؟ آزادی در مورد کشور ما یعنی هر کسی بتواند بر علیه نظام و اسلام تبلیغات خود را بیان کند و تحت پیگرد قرار نگیرد و حتی عملیات خود را انجام دهد. آزادی در مورد ما یعنی ایجاد فضایی برای حرکت های براندازانه، لذا کسی را به خاطر اینکه از اسلام دفاع کرده و تحت پیگرد قرار گرفته از آن ناراحت نیستند، اما اگر کسی به خاطر تبلیغ علیه اسلام تخت پیگرد قرار گیرد جیغ بالا می رود.

اگر کسی در حسینیه ای کشته شود، این اشکالی ندارد اما اگر به اسم تجمع غیرقانونی با آنها مخالفت شود این البته خیلی مسئله مهمی است. آزادی از نگاه آنها باز کردن فضا برای کسانی است که می خواهند یک نظام مدنی سیاسی را ساقط کنند و نظامی را که آمریکایی ها می خواهند جای آن بگذارند. خیلی صریح و روشن معنای آزادی در حقوق بشر ما این است. اما وقتی به خود آنها اعمال می شود آزادی خوب است، مگر آنکه با امنیت آنها در تعارض باشد. این شعار آمریکایی است. بعد از انفجارهای نیویورک تحولاتی در آمریکا پیدا شد که بی سابقه بود. شما اینها را با قبل مقایسه کنید. قبل از آن فردی را در ایستگاه پلیس تا 24 ساعت نگه می داشتند، الان بدون مجوز قضایی مجاز شده اند تا هر موقع که خواستند نگه دارند.

فردی را می توانند بدون اینکه تشخیص بدهند یا محرز شود، محاکمه کنند. اگر حس کنند فردی عنصری خطرناک برای امنیت آمریکا است به راحتی زندانی و یا حتی حذفش می کنند. یعنی امنیت، اهم موضوعات است. به اسم امنیت تا هر حدی خواستند وارد زندگی خصوصی افراد می شوند. حفظ امنیت شوخی نیست برای آنها. جایی است که اگر ژاک شیراک فکر کند روسری زنان در خیابانها و مدارس خطرناک است می توانند با آن مقابله کنند. او آمد در تلویزیون وگ فت اساس نظام ما بر اساس لائیسیته است و این برای ما از هر چیزی مهم تر است و ما همه موظف هستیم آن را حفظ کنیم. روسری، خودش مساله نیست اما از تفکری حمایت می کند که امنیت لائیسیته را تهدید می کند، بنابراین این برای ما یک خطر ملی است و باید جلوی آن را بگیریم. غربی ها بدانند ما برای حقمان 100 برابر از این بیشتر خواهیم ایستاد. باید آزادی را درست بفهمیم. عناوین حقوق بشری برچسب عملیات سیاسی است.

دموکراسی برای ما یعنی کف خیابان، برای غربی ها یعنی پای صندوق رأی!

دموکراسی وقتی به ما می رسد یعنی کف خیابان. دموکراسی یعنی وقتی خیابان ها شلوغ شد همان ها مهم هستند ولی به خود آنها که رسید یعنی هر حرفی دارید فقط باید پای صندوق رأی بزنید. در جریان وال استریت حدود 29 نفر کشته شدند. قاطعانه گفتند هرکس اعتراض دارد فقط باید از طریق رأی گیری در انتخابات آن را بیان کند. همه هم در خیابان بیایند مهم نیست، فقط رای. دموکراسی جایی است که آراء مردم از مسیر انتخابات و با رای قانونی مشخص می شود اما برای ما کف خیابان ها است. آمریکا این همه انتخابات در ایران را نادیده می گیرد. ایران ستاره درخشان دموکراسی در منطقه خاورمیانه است. در هیچ کشوری مثل ایران اینگونه انتخابات با مکانیزم های دقیق وجود ندارد. اما در جریان فتنه 88 که گروهی ریختند در خیابان با آن فضاحت ها ، خرد ودرشت آنها بدون هیچ ابایی آمدند از این شورش های خیابانی دفاع کردند. پس خوب بفهمید دموکراسی یعنی چه؟ به قول صحبت حضرت آقا فرمودند هر کسی درباره حقوق بشر بگوید آمریکایی ها، بهشان نمی اید این حرف را بزنند.

تمام دوستان آمریکا در منطقه را ببینید. کدامیک دموکراسی دارند؟ عربستان سعودی کشورهای جنوبی منطقه خلیج فارس ویا رژیم صهیونیستی؟ اینها دموکراسی دارند؟ پس دموکراسی در متون حقوق بشری درباره ما یعنی شورش های خیابانی خیلی خوب است .باید پرده برداری کنیم از این اصطلاحات. بزرگترین دموکراسی خاورمیانه امروز متهم به غیر دموکراتیک بودن است، چرا چون شورش های خیابانی را اجازه نمی دهد.

مساوات غربی یعنی مسیری برای دامن زدن به تعصبات قومی و مذهبی

موضوع بعدی مساوات است. می گویند همه برابرند. گزارش حقوق بشر برای ما تهیه کرده‌اند در آن آمده که ما زندانیان را بر اساس قومیت و دین تقسیم بندی کرده و زندانی کرده ایم . بله ما زندانی داریم. اعدامی داریم. اما این ها هیچ کدام به خاطر قومیت و مذهب زندانی یا اعدامی نیستند. اما این آقا گفته از این زندانی ها چقدر سنی هستند، شیعه چقدر است و بلوچ چقدر است و ... این یک گزارش نژادپرستانه است. در سیستم حقوقی، ما نگاه نمی کنیم کسی که آدم کشته و یا بر علیه منافع مملکت عمل کرده یا کار تروریستی کرده این شیعه است یا سنی؟ تقسیم جرم و گزارش مجرمانه بر اساس قومیت، یک عمل نژادپرستانه است. این یک اقدام منکوب از نظر بین المللی است. پس مساواتی که تعبیر می شود، یعنی دامن زدن به تعصبات قومی و تکه و پاره کردن وحدت ملی ما. اما برای خودشان متفاوت است.

در دوره مک کارتی در آمریکا، هر کسی را به احتمال اینکه گرایش مارکسیستی دارد زندان می کردند. حتی آدمی مثل هربرت مارکوزه دانشمند معروف را بیرون کردند. این مساوات است؟ وقتی صحبت از مساوات قومی و جنسی می کنیم این خود یک جریان نژادپرستانه است. این برچسبی است برای آن تحرک سیاسی. عناوین حقوق بشری یک بحث مبنایی دارد. برچسبی از یک مجموعه وسیع عملیاتی است که برای تحمیل تفکر سکولار لیبرال بر سایر ملت ها است ودر ان تحمیل از هیچ فشاری ابا ندارند.

اگر فرصت بود نقطه چین مسیری که غرب در حال طی کردن آن است تا به تدریج، بحث حقوق بشر را به عنوان مکانیزم تحریم های جدید علیه ایران جایگزین یا مقوم تحریم های اتمی کند، برایتان به تفسیر بحث می کردم.

امروز کسانی را که در گزارش ها علیه ما تحت عنوان مدافعین حقوق بشر مطرح می کنند، تمام آنها آلوده به تحرکات تروریستی هستند. اسم خود را مدافعان حقوق بشر گذاشته اند. اصلا چنین عنوانی در هیچ یک از اسناد سازمان ملل سابقه ندارد. می خواهند با تکرار این عنوان به آن رسمیت می دهند.

لذا وقتی اسم مدافعین حقوق بشر را شنیدید بدانید بحث راجع به یک اقدام تروریستی، خرابکارانه یا ضد نظام است. مدافع حقوق بشر یک عنوان جعلی است و هیچ پایه اسنادی در سازمان ملل ندارد. کار بزرگی که در ان تحرک زیبای بسیح قابل انجام است این است که از این موضوع پرده برداری کند. اوراق کنید این اصطلاحات را. بگذارید همه بفهمند که آزادی ، دموکراسی و مساواتی که غرب درباره ما می گوید یعنی چه؟

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.