۰

راه رفتن بر لبه تیز شمشیر بی اعتمادی

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات ژنو 2,مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,آژانس بین المللی انرژی اتمی

با هفته نامه پنجره مصاحبه ای انجام دادم که پس از انجام اصلاحات لازم ، به یک یاداشت شفاهی مفصل تبدیل شد. این مصاحبه در شماره 184 این نشریه منتشر شد. بدلیل اهمیت موضوع های مطرح شده در اینجا بازنشر دادم .

روز 30 دی ماه، موعد اجرایی شدن مفاد توافق ژنو میان ایران و گروه کشورهای 1 + 5 بود. مرحله مقدماتی توافقنامه  ژنو از زمان توافق  تا موعد اجرایی شدن ، کش و قوس های فراوانی را تجربه کرد. اما  بالاخره با تعلیق بخشی از فعالیت های هسته ای ایران و برخی از تحریم های طرف غربی بصورت هم زمان ، اجرای مرحله اول آغاز شد.

 اجرای  موفقیت آمیز بخشی از توافق هسته ای  ژنو ، بازتاب های فراوانی در رسانه های داخلی و خارجی به همراه داشت و مخالفان و موافقان این توافق، بار دیگر به اظهارنظر در این باره پرداختند. حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل بین المللی در یادداشتی اختصاصی برای هفته نامه پنجره، به بررسی ابعاد مختلف توافق ژنو پرداخته است.

 

توافق ژنو و مخالفان

آنهایی که مدعی هستند تیم مذاکره کننده هسته ای باید رفتارش را عوض کند، همان­هایی هستند که کار مذاکره را شش سال طول دادند و به هیچ­جایی هم نتوانستند برسانند. بالاخره در هر توافق­نامه و هر پیمانی ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد، به عنوان مثال، پیمان "NPT" (ان پی تی) که اساس تمام فعالیت­های هسته­ای ایران و جهان  بر آن است، و این هم که ما می­گوییم انرژی هسته­ای حق مسلم ماست، براساس بند چهارم همین پیمان است، مشکلات بسیاری دارد که در گزارش اجلاس بازنگری سال 1995 و اجلاس سال 2010 مشخص شده است. اما باید با این دید نگاه و تحلیل کرد که این یک گام نخست و آغازین است برای ایجاد اعتمادسازی بین دو طرف قرارداد و در حقیقت یک معامله پایاپای صورت گرفته است. در این توافق مقدماتی  شاهد هستیم تعهداتی که ایران به طرف مقابل مذاکره داده است، بیشتر جنبه­های نظارتی، کنترلی و محدودسازی دارند و آن مواردی را که بدست آورده­ایم، مهم ترینش ادامه حق غنی­سازی اورانیوم است که حداقل در طی شش ماه آینده، بدون اعمال تحریم و تهدیدهای جدید خواهد بود.

معتقدم اگر روندی را که توافق­نامه طی کرده، درست تحلیل کنیم، نه باید بدبین باشیم و نه خوش­بین. خوش­بینی ما را مبتلا به ورطه خوش­خیالی  می­کشاند . در مقابل بدبینی هم ما را به افراط در مخالف خوانی می اندازد  که در نتیجه آن  نمی توانیم هیچ چیزی را درست تحلیل کنیم  اما اگر واقع­بین باشیم و امر به وقوع پیوسته را آنگونه که هست، تحلیل کنیم، در آن صورت بهتر می­توانیم قضاوت کنیم که روند کنونی به نفع منافع ملی ایران است و یا به ضرر منافع ملی ایران بوده است یانه  .

متأسفانه افراد و صاحبنظرانی که اشکالاتی را به توافق ژنو مطرح می­کنند که کمتر بر جنبه های عینی موضوع منطبق است از جمله آنها می گویند که این قرارداد همانند قرارداد ترکمانچای است. اما همین افراد  هیچ وقت اظهار نظری در رابطه با معاملات یک­طرفه ایران با چین و هند نکردند. آنها این گونه معاملات یکطرفه را که  در اثر تحریم­ها بر ما تحمیل ­شد. در نظر نمی گیرند.   به نظر من این افراد بدون توجه به مقدورات ایران در شرایط  کنونی ، ایرادهایی را مطرح می­کنند که فقط بر مطالبات گسترده ایران تاکید دارد.

 اینکه اگر در متن توافق  به جنبه هایی که ایران می خواست به صراحت اشاره می شد خیلی خوب بود، اما در عالم واقع قدرت های زور گو نمی خواهند به صراحت تائید کنند که غنی سازی اورانیوم بخش جدایی ناپذیر از چرخه سوخت هسته ای و حق مسلم همه کشورهایی است که پیمان ان پی تی را پذیرفتند و مقررات پادمان هسته ای آژانس را رعایت می کنند.

  اگر آنها این حق را برای ایران  می پذیرفتند در واقع یک رویه حقوقی بین المللی برای همه کشورها ایجاد می شد. درست است که آنها چنین اعتبار نامحدودی را به ایران ندادند اما پذیرفتند که با وجود شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و 12 قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای که از ایران می خواهد غنی سازی اورانیوم را متوقف کند ، ایران همچنان به غنی سازی خود در سطح پنج درصد ادامه دهد.

از نگاه کسانی که این قطعنامه ها را کاغذ پاره می دانستند این موضوع ارزشی ندارد اما از نگاه اکثریت مردم ایران این دستاورد بزرگی است که قدرتهای خارجی را به تمکین در برابر خواست مردم ایران وادار کرده است .

مردمی که دهسال صبورانه مقاومت کردند و شهید دادند و برنامه صلح آمیز هسته ای خود را تحت رهبری ایت الله خامنه ای  پیش بردند. این موفقیت حاصل تلاش همه کسانی است که در ده سال گذشته زحمت کشیدند و خون دلها خوردند .

از نگاه ایران حق غنی سازی بر طبق پیمان ان پی تی حق همه کشورها و از جمله ایران است. حالا چه آنها بپذیرند چه نپذیرند . منتهی در این توافق اعمال حق بدون تحریم و تهدید پس از اجرای دستور کار مشترک هسته ای در  ژنو بسیار اهمیت دارد. دوستان منتقد این وجه موضوع را نادیده می گیرند و تنها بر نقاط ضعف موجود در سند که واقعی هم هست ، تاکید دارند. جالب انکه هیچ راهکار عملی هم ارائه نمی دهند که چگونه می توان به مطالبات برحق خود برسیم و در همان حال تحریم ها  لغو شوند و روند موفقیت های هسته ای  با همان سرعت  تداوم یابد. 


چرایی رفتار متناقض غربی ها

رفتار متناقض طرف مقابل مذاکرات هم ناشی از فشار صهیونیست­ها است. این در حالی است که معدود افرادی در داخل کشور ساده­ انگاری می­کنند و می­گویند همه آنها با هم هماهنگ هستند که گران­فروشی کنند و امتیازات بیشتری را از ایران بگیرند. این تحلیلگران  به این واقعیت توجه ندارند که سیاست نرمش قهرمانانه در عمل شکاف بزرگی را بین آمریکا و متحدانش ایجاد کرد. کسانی علاقه من هستند این شکاف را نبینند که مدتها با اتخاذ سیاست های تند در عمل دشمنان ایران را با هم متحد کردند. بله می شود  این گونه تحلیل کنیم که انها با هم تقسیم کار کردند و نمایش اختلاف برای کسب امتیاز بیشتر می دهند. این ساده سازی یک مساله مهم و پیچیده است . ولی واقعیت­ها  چیز دیگر را به ما نشان می دهد. باید اذعان کرد  اختلاف نظر عمیقی بین هیئت حاکمه آمریکا و لابی صهیونیست­ها وجود دارد. صهیونیست­ها با همه امکاناتی که در اختیار دارند، در تلاش بودند تا مانع از این توافق بشوند و نتوانستند و الآن هم با همه امکاناتشان در صدد هستند که جلوی اجرای این توافق­نامه را بگیرند. و بحول قوه الهی نخواهندتوانست.

 وقتی ما چشممان را بر روی اختلاف های کاخ سفید و کنگره ببندیم و اختلاف جدی بین کاخ سفید و تل آویو و ریاض را نبینیم . از اختلاف فرانسه و انگلیس و آلمان به عنوان تاکنتیک یاد کنیم  صرفا می خواهیم حرف قبلی خود را ثابت کنیم که نمی شود به غرب اطمینان کرد .

بله نمی شود. اما در روابط بین کشورها به چه کسی می شود اعتماد کرد؟ در سیاست بین الملل و روابط بین الملل ، کشورها فقط به مردم خود اعتماد دارند و بر اساس مصالح و منافع اکثریت مردم خود تصمیم می گیرند. بنابراین القای این شبه به افکار عمومی مردم  که غربی ها  ما را بازی می دهند  و تلاش دارند سر مردم ایران را کلاه بگذارند. تنها به نفع  تبلیغات کاخ سفید و تل آویو است. ضمن آنکه دیپلمات های حرفه ای خودمان را دست کم می گیریم . البته توجه دادن به این واقعیت که باید در برابر سیاست های فریبکارانه غربی ها هوشیار بود و با بصیرت رفتارکرد یک موضوع اساسی است که نباید نادیده گرفته شود. اما نباید آن را با ایجاد تردید و دودلی بین مردم و مسئولان همراه کرد.


محرمانه بودن؛ اصل حاکم بر مذاکرات

یکی از اصولی که بر همه مذاکرات  دیپلماتیک حاکم است اصل محرمانه بودن متن مذاکرات است در جهان هیچ مذاکره­ای را نمی­توانیم بیابیم که بصورت علنی و عمومی برگزار شود. محرمانه بودن به معنای مخفی کاری و پنهانکاری برای اجرای توطئه نیست . یک دیپلمات باید کارهایش را پنهانی به پیش ببرد و 90 درصد کارش پنهانی و 10 درصد باقی مانده هم صرف تعارفاتی می­شود که بصورت علنی در سطح رسانه ها نشان می دهند.

 در عرف دیپلماتیک زمانی متن مذاکرات را علنی می کنند که نمی­خواهند  مذاکرات به نتیجه برسد. یک دیپلمات به آنچه می­گوید عمل نمی­کند بلکه به آنچه نمی­گوید عمل می­کند. پس ضرورت کار دیپلماتیک، غیر علنی بودن و محرمانه بودن متن مذاکرات  است . اما هیچگاه نتایج مذاکرات پنهان نمی ماند اولا نتایج مذاکرات در اختیار مقام های ذی ربط قرار داده می شود تا تصمیم گیری کنند و ثانیا آن بخش از نتایج مذاکرات که انتشارش ضرری بر ای روند مذاکرات نداشته باشد، منتشر می شود . در نتیجه  به اطلاع مردم هم می رسد .

 البته متن قرار داد نهایی ژنو که برنامه جامع همکاری ها خواهد بود  باید در مجلس شورای اسلامی تصویب بشود و بدون تصویب مجلس شورای اسلامی، جنبه قانونی نخواهد داشت.

بنابراین کسانی این شبهات را مطرح می کنند که یا از بدیهات کار دیپلماتیک بی اطلاع هستند . یا انکه در باره صلاحیت دیپلمات های مذاکره کننده  تردید هایی دارند. چرا که همین افراد بدلیل  اعتمادشان به تیم مذاکره کننده قبلی،  در باره  محرمانه بودن متن  نُه دور مذاکراتی که تیم قبلی  با کشورهای پنج به علاوه یک داشت ، پرسش یا تردیدی را مطرح نمی کردند.

 واقع امر ان است که ما باید این موضوع را ملی ببینیم و همانگونه که رهبری مطرح کردند  به دیپلمات­هایمان اعتماد داشته و باید مطمئن باشیم که افراد خائنی نیستند و براساس منافع ملی مذاکره می­کنند.

این موضوعاتی که آقای جان کری و اوباما  در مصاحبه ها و سخنرانی های خود مطرح کردند اکثرا یک سری حرف­های تبلیغاتی است که برای متقاعد کردن افکار عمومی مردم آمریکا مطرح می شود . زیرا  برای آنها هم این پرسش مطرح است که این همه تبلیغات علیه ایران مطرح می شد چه اتفاقی افتاد که با ایران مصالحه کردید؟

باید گفت حرفهای اوباما و جان کری را به دقت ترجمه و رصد کرد اما نباید معیاری برای قضاوت ما در باره صحت اظهارات مسئولین مذاکره کننده خودمان باشد . حرفهای اوباما و کری بیشتر تبلیغات  رسانه­ای است و نباید فکر کنیم آنچه در رسانه می­گویند، واقعیت­هاست.

مانطور که مسئولین ما هر آنچه که در رسانه می­گویند الزاما  در مذاکرات مطرح نمی­کنند. روش کار همه دیپلمات­ها همین است و اگر این کار را انجام ندهند اصلاً دیپلمات نیستند. 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.