۰

از رنج مردم تا سیاست عریان و بی رحم در سوریه

  • ۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

رنجی دائمی و سیاهی باورنکردنی بر سر مردم سوریه سایه افکنده است. اینکه سازمان ملل برای حل این بحران چه خواهد کرد؟ با توجه به نقش آمریکا و روسیه به نظر من هیچ!اما این رنج و مصیبت آوارگان را چه باید کرد ؟که لای چرخ دنده های سیاست استخوان خرد میکنند. تهران برای این آوارگان چه کاری خواهد کرد؟ سکوت؟

بنا بود درمذاکرات ژنو 2 شاهد چه اتفاقی خوشایندی باشیم که اینهمه امیدواری نسبت به آن ابراز میشود؟ اسد برای مخالفانش از بازارحمیدیه دمشق سوغات دست مریزاد فرستاده ؟ یا مخالفانش جامی پر ازشیر و عسل به پاس تشکرو قدر دانی به نمایندگان اسد هدیه داده اند؟
فعلا که ورای مذاکرات ظاهرا صلح و باطنا دوئل اطریشی ، هر دو طرف فضا را مناسب دیده و با بهره گیری از تریبون ها و رسانه های آزاد، آداب دیپلماتیک را رها و سخت ترین اتهامات را نسبت یکدیگر روا و متن کیفر خواست علیه هم تنظیم میکنند.در این میان ظاهرا آنچه فراموش شده چهره غرق به خون وجسم آواره میلیونها شهروند عادی و بیگناه سوری ست که در سرمای دهشتناک بیابانهای منتهی به مرزهای لبنان، ترکیه ، اردن و عراق با فقر،گرسنگی،نبود بهداشت و از همه بدتر تحقیرو خفت، روزگاری بد را سپری میکنند. این به جز شرایط سایر مردم گرفتار در شهر هاست که به جز مصائبی که گروه های تندرو،جنایتکار و تروریست مانند جبهه النصره و القاعده بر سر آنان میآورند ، مجبورند عوارض توپ و تانک شلیک شده ارتش را هم تحمل کنند.
بیش از 4روز است مذاکرات موسوم به ژنو 2 با شرکت نمایندگان بشار اسد و مخالفان وی آغاز شده بدون آنکه حداقل چشم اندازی از حصول یک توافق اولیه و تضمینی در برابر جامعه جهانی قراردهند.تازه با این همه بدبینی گفته شده امروز قرار است در باره نحوه دوئل اسد با مخالفانش بحث شود. یعنی که هیچ!!
در این میان به 2 نکته متفاوت باید توجه داشت:
اول، به نحوه ی نگاه دفرمه شده و تفسیر اشتباه سازمان ملل از موضوع باز میگردد که به وضوح این دفرمگی در بیانات آقای اخضرابراهیمی خصوصا در مصاحبه شب گذ شته وی مشهود بود . سازمان ملل تا آنجا که به شرح وظیفه یک تدارکاتچی سیاسی مربوط میشود،کار خود را درست انجام داده اما به عنوان یک میانجی و فصل الخطاب باید گفت به دلیل نوع کششی که این بحران برای طرف های ذینفع خود ایجاد کرده درتحلیل نهایی ،از سازمان ملل و شخص آقای ابراهیمی کار چندانی ساخته نیست. ممکن است نوع برخورد عجیبی که با ایران در موضوع نشست ژنو 2شد به اندازه کافی دلیلی برای اثبات این نظریه نباشد،(صرف نظر از اینکه اساسا تهران با وجود معارضانی بی منطق و خشن از یک سو و نمایندگان مصلوب الاختیار اسد از سوی دیگر  در ژنو چه کاری میتوانست انجام دهد؟) اما اگر این بحث را در کنار این گفته دقیق یک دیپلمات ارشد سازمان ملل و نزدیک به مذاکرات که " سازمان ملل و نماینده ویژه دبیر کل باید دو کشور ایالات متحده وروسیه را برای تحقق یک  فرآیند تکلیف ساز،چه برای اسد و چه نیروهای مخالف وی، متقاعد کند نه عوامل درجه 2بازی" قرارداده شود، آنگاه درک دقیق تری از صورت مسئله در برابر همه قرار خواهد گرفت.آنچه موجب شده بازی بیش از حد مجاز 90دقیقه ادامه پیدا کند نه قدرت ذاتی دو طرف که معادلات فرا منطقه ای و کنشی متقابل نیروهای ذینفع در ماجراست. این همان نکته بسیار مهمی بود که از همان روز اول آقای کوفی عنان به آن وقوف یافت ،نتوانست با آن کنار بیاید ، بلافاصله استعفا وجای خود را به آقای ابراهیمی داد.
اما نکته دوم به نقش ایران در سوریه باز میگردد که ظاهرا پشتیبانی از آقای اسد به آشکار ترین نماد آن تبدیل شده است. بحث چرائی این حمایت و اینکه چرا سایر عوامل حق دارند از مخالفان حمایت کنند اما تهران محق به حمایت از دمشق نیست،موضوعی ست که باید جداگانه به آن پرداخت و فعلا مترصد تایید یا عدم تایید این سیاست ومنش منطقه ای ایران نیستم.لابد دستگاه دیپلماسی خود بهتر میداند دارد چه کار میکند! اما از سوی دیگر معتقدم بی تفاوتی آشکار تهران نسبت به میلیونها آواره سوری نکته ایست که ثمرات منفی آن دیر یا زود دامن ایران را خواهد گرفت.
چشم اندازآتی محنت و رنج شرم آورمیلیون ها آواره سوری از 2 حال خارج نیست. یا آوارگی آنها سال های سال ادامه پیدا خواهد کرد مانند آوارگان فلسطینی، یا روزی به خانه و کاشانه خود باز خواهند گشت.در هر 2صورت نوع نگاه آنان به ایران خیلی به مشروعیت آنچه که امروز سیاست ایرانی حمایت از دمشق توصیف شده ربطی پیدا نمیکند و آوارگان مسائل و محنت های بی مانند و درد آور خودرااز زاویه ضروریات سیاسی دیگران نگاه نکرده و منطق توده ای خود را دارند.اخلاقا هم نمیتوان آنها را از تفسیری شخصی و ماندگار وقایع در ذهنشان باز داشت. تصور نمیکنم اگر تهران مترصد ارسال کمک های انسان دوستانه به آوارگان سوری بود دولت هائی مانند لبنان، ترکیه ،اردن هاشمی و یا عراق مانع میشدند. اما بی تفاوتی آشکار به این آوارگان که میتوانندبه یکی ازپر مخاطره آمیز ترین خطرات بالقوه تبدیل شوند یک خطای راهبردی ست. به هر حال قرار نیست وضع برای آنها همیشه یکسان بماند .تهران برای آنروز چه فکری کرده است؟ آیا تحمل پذیرش میلیونها سرخورده و مخالف درمنطقه شامات را دارد؟

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.