شیر نفت ما، اختیارش با ما نیست‬

ذوالنور: سپاه با میانجیگیری اشغال سفارت انگلیس را خاتمه داد / احمدی نژاد به اصولگرایی لطمه زد

اصولگرایان,مجتبی ذوالنور,سپاه پاسداران,محمود احمدی‌نژاد,ایران و انگلیس

جناب آقای خاتمی مردم آمریکا را شهید پرور خواند که بعدا بنده به مزاح در یک جلسه گفتم: « بنیاد شهید باید یک شعبه هم در آمریکا بزند.»خوب اگر تحریم ها به ادبیات روسای جمهور ما ربط داشت، چرا در دوره آقای خاتمی تحریم ها لغو نشد؟



محمود عزیزی:


احمدی نژاد و دولت او، حلقه حاشیه دولت دهم، حصر موسوی و کروبی، فتنه 88 و کاسبی فتنه از سوی برخی چهره های سیاسی،سرمنشاء حوادث 22 بهمن قم(حمله به علی لاریجانی) وحاشیه های تسخیر سفارت انگلیس محور های این گفت وگوی مشروح با حجت الاسلام مجتبی ذوالنورجانشین سابق نماینده ولی‌ فقیه در سپاه است.  




ذوالنور در این گفت وگو از نگاهش به دولت احمدی نژاد می گوید و تلاش می کند منصفانه نقاط ضعف و قوت دولت را ببیند. هر چند در برخی از موارد تفاوت دیدگاه های ما با وی بارز است.جانشین سابق نماینده ولی فقیه پیش بینی می کند که احمدی نژاد در نهایت از مشایی جدا می شود. هر چند از عبارت« شاید» برای این پیش بینی استفاده می کند.
حوادث 22 بهمن قم را کار یک عده خود سر می داند و در عین حال از برخی تلاش ها برای متهم کردن بعضی دستگاه ها و نهادها انتقاد می کند. در نهایت هم از اقدامات سپاه در ماجرای تسخیر سفارت انگلیس سخن می گوید. اقدامی که ذوالنور می گوید در آن سپاه برای به تخلیه سفارت از سوی اشغال کنندگان میانجیگیری کرد.


***


 



یک فرض در نگاه برخی تحلیلگران این است که نادیده گرفتن یک طیف فکری در دوران 8 سال آقای احمدی نژاد، منجر به دوری از آن دیدگاه حتی در میان اصولگرایان
 
 و منجر به روی آوردن مردم به روحانی شد.


  در مجموع عملکرد آقای احمدی نژاد در روی کار آمدن آقای روحانی بی تاثیر نبود ولی از سوی دیگر اتفاقاتی در دولت آقای احمدی نژاد افتاد اگر دردولتهای آقای خاتمی و هاشمی  هم انجام می شد،  نتیجه ای جزاین نداشت.به این معنا که اختصاصا عملکرد آقای احمدی نژاد نیست.بلکه تحریم ها هم تاثیر گذار بود. درهیچ دوره ای تحریم ها به این حد نرسیده بود.


ادبیات آقای احمدی نژاد در این تحریم ها تاثیر نداشت؟


نه، اگر ادبیات آقای احمدی نژاد بود که ادبیات آقای خاتمی که خیلی روان بود. ایشان در همان ابتدای ریاست جمهوری اش یک مصاحبه با امانپور انجام داد و در تمجید مردم آمریکا سخنرانی کرد. حتی جناب آقای خاتمی مردم آمریکا را شهید پرور خواند که بعدا بنده به مزاح در یک جلسه گفتم: « بنیاد شهید باید یک شعبه هم در آمریکا بزند.»خوب اگر  تحریم ها به ادبیات روسای جمهور ما ربط داشت، چرا در دوره آقای خاتمی تحریم ها لغو نشد؟


اگر علت تحریمها ایستادگی بر مسائل هسته ای است، ما سه سال در دوران آقای خاتمی غنی سازی را تعلیق کردیم، خوب چرا چیزی لغو نشد؟ بنابراین بحث نه ادبیات آقای احمدی نژاد بود و نه چیز دیگری مانند موضوع هسته ای.


ما کی تحریم شدیم؟ سال 58کی فعالیت صلح آمیز هسته ای مان را شروع کردیم سال 64، چه زمانی لو رفت سال 80. سوال این است که  این همه سال یعنی از سال 58 ما چرا تحریم شدیم. بنابراین طبیعی است که این  تحریم ها به مساله هسته ای شدن ما هم ربط نداشت و این فقط یک بهانه بود.


اما دوران خاتمی با اینکه نفت قیمتش کاهش پیدا کرد، اما در پایان دولت تورم، بیکاری، اشتغال و قیمت اقلام مورد نیاز مردم یک نرخ منطقی داشت.


 مباحث اقتصادی نه در تخصص بنده است و نه در این مختصر میگنجد. اما این شرایط به دلیل عوامل متعددی بود. یکی زیر ساخت های اقتصادی ما است که متکی بودن اقتصاد ما به نفت یکی از آنها است. اگراستقلال اقتصاد کشور از نفت انجام شده بود، ما این مشکلات را نداشتیم. حتی امروز هم شیر نفت ما، اختیارش با ما نیست. دشمنان ما هستند که به دیگران فشار می آورند که نفت ما را نخرند. زندگی ما امروز به این شیر وابسته است.این غلط است.کم و زیاد کردن قیمت نفت موجب می شود اقتصاد ما متزلزل شود. زیر ساخت های اقتصادی ما باید از نفت جدا شود. حتی برخی می گویند دوران مهندس موسوی که جنگ داشتیم، چرا وضع مردم بهتر بود. اولا من عرض می کنم آنهایی که یادشان است می دانند که درآن دوران هم فشار اقتصادی بود. حتی هم فشار اقتصادی از امروز هم بیشتر بود.


آن موقع اگر اعضای یک خانواده 4 نفر بودند باید  8 نفر پیدا می کردند که بروند صف کوپن. امروز کدام خانواده است که برای تفاوت یک جنس بخواهد یک ساعت در صف بایستد؟! امروز معیشت مردم بهتر از زمان جنگ است. نکته دوم اینکه ما یک برش به بودجه می زدیم. نصف  خرج جنگ می شد و نصف دیگر مستقیما و غیر مستقیم خرج هزینه های سیر کردن شکم مردم می شد. آیا ما توسعه خدمات ریلی و جاده ای،توسعه سد و پالایشگاه و پتروشیمی،برق و مخابرات ، الکترونیک و آی تی داشتیم؟


امروز هم  اگر بخواهیم به آن شیوه عمل کنیم و پول نفت را خرج امور رفاهی مردم کنیم، وضع مردم خیلی بهتر خواهد شد. منتها با این کار دیگر نباید به  توسعه و پیشرفت کشور اقدام کنیم.قطعا در دولت جناب آقای خاتمی حجم کارهای عمرانی مثل دولت آقای احمدی نژاد نبود.حجم اعتباراتی که در کشور مسکن مهر،خدمات ریلی و جاده ای و .. مصرف شد، بی سابقه بود. ما این حجم کار را در دولت جناب آقای خاتمی نداشتیم.وانگهی بحران هایی که در این دولت اتفاق افتاد و مهار شد، اگر یکی از آنها در دولت آقای خاتمی اتفاق می افتاد، دولت یقینا فلج می شد.


می شود یک مصداق بفرمائید؟


مثلا صنعت بالا دستی دستی نفت ما را به یک باره تحریم کردند. اگر این اتفاق در دولت آقای خاتمی می افتاد،ما باید تسلیم می شدیم یا تولید نفتمان تعطیل می شد.این اتفاق در زمانی افتاد که بیش از 500 هزارنوع قطعه وارداتی داشتیم.با صنعت قطعه سازی و مهندسی معکوس این مشکل حل شد و نه تنها ما کمبود پیدا نکردیم، تولید نفتمان را افزایش دادیم.


 قطعا شما می دانید ما اگر بخواهیم یک بشکه نفت به تولیدمان اضافه کنیم، باید حداقل 14 هزار دلار سرمایه گذاری کنیم که ظرفیت تولید یک بشکه  اضافه شود. در دوران آقای احمدی نژاد ظرفیت تولید علی رغم تحریم صنایع بالا دستی افزایش پیدا کرد.


مصداق دیگر، ممنوع کردن خرید بنزین بود. آن هم در شرایطی که نزدیک 60 درصد بنزین ما وارداتی بود. اگراین اتفاق در دولتهای گذشته رخ می داد،یا دچار بحران داخلی می شدیم یا باید شرایط را می پذیرفتیم که به ما بنزین بدهند. این هنر دولت آقای احمدی نژاد بود که  با یک تدبیر در پتروشیمی کسری واردات را جبران کردیم. درست است که  این امر باعث شد مشکلاتی برای صنایع پتروشیمی ما به وجود بیاید، ولی به هر حال تسلیم نشدیم و امتیاز ندادیم.


منتقدان دولت احمدی نژاد  درباره کارهای انجام شده در دولتهای نهم و دهم به قیمت نفت و میزان فروش آن اشاره می کنند.در حالی که در دوران خاتمی قیمت نفت کاهش یافت و ما کمبود بودجه مواجه شدیم،ولی زندگی مردم این قدر سخت نشد؟


 من معتقدم ما برای اینکه جانب انصاف را رعایت کنیم، باید قدرت خرید دلار آن روز را با امروز هم باید مقایسه کنیم.این حرف  که چرا باید ریال ما  قدرت خریدش کاهش پیدا کرده را بپذیریم. این فقط خاص کشور ما نیست. بقیه دنیا هم با این مشکل روبرو هستند.  الان شکل گیری جنبش 99 درصدی،  وال استریت و...  نمونه ای از  این وضعیت است که مشخص می کند که مشکلات اقتصادی یک بحران عمومی است و برای کشورهایی که به سمت  توسعه اقتصادی  پیش رفتند، رخ می دهد. لذا تورم جهانی به اقتصاد کشور ما هم ضربه زده  است. ضمن اینکه  ما در شرایط تحریم هم قرار داریم.  من به این مساله تاکید می کنم که ما مدافع اقتصاد دولت آقای احمدی نژاد نیستیم، باید به بحث مشکلات زیر ساخت ها، فشارهای بین الملی، سرگردانی  تیم اقتصادی دولت دهم را هم اضافه کنیم. تیم اقتصادی آقای احمدی نژاد تیم هماهنگی نبود.در برخی موارد ناهماهنگی داشتیم و در عین حال ثبات نداشتیم. و تصمیمات خلق الساعه بود. گاه خروج از برنامه داشتیم. ما نمی توانیم این موارد را نادیده بگیریم.کم عرضگی و ضعف مدیریت را ما نمی توانیم نادیده بگیریم.این موارد را هم باید به تحریم ها اضافه کنیم.


از نگاه شما آقای احمدی نژاد نگاهش به ولایت فقیه چگونه بود؟


 من نمی دانم ایشان نگاهش به ولایت فقیه چگونه بود ولی من رفتار ایشان را  در ماجرای خانه نشینی رفتاریک فرد معتقد به ولایت فقیه نمی دانستم. معتقدم اگر به ولایت فقیه اعتقاد داشت، در ماجرای عزل آقای مصلحی آن رفتار از او رخ نمی داد.


یعنی آقای احمدی نژاد را اصولگرا نمی دانید؟


 اصولگرایی نسبی است و یک دایره وسیع دارد.یک گروه 60 درجه از آن را دارد. یکی 20 درجه و یکی هم 90 درصد. در تقسیم کلی آقای احمدی نژاد، لاریجانی،قالیباف،رضایی، جلیلی  و... اصولگرا هستند، ولی نمرات اینها با هم فرق می کند.تازه این نظر شخص من است. ممکن است من غلط بفهمم.منتها به این امر معتقدم که آقای احمدی نژاد اصولگرایی بود که لطمه ای که به اصولگرایی زد، غیر اصولگرایان نزدند.


چرا به چنین تحلیلی رسیدید؟


 به هر حال بخشی از رویکردی که امروز داریم، محصول عمل جناب آقای احمدی نژاد است. مردم عمل ایشان در طول ریاست جمهوری را به اسم اصولگراها نوشتند. حال آنکه  ایشان نظراتی داشت وایده ها اصولگراها را عمل نکرد و نوعی استبداد رای را در رفتار و تصمیماتش داشت.


به خاطر همین عمل اشتباه ایشان، مردم عمل وی را در جرگه اصولگرایی محسوب کردند و بدبینی نسبت به کلیت اصولگراها به وجود آمد.من اصولگراها را از بسیاری از اشتباهات او پاک می دانم.


گفتید ضربه ای که آقای احمدی نژاد به اصولگرایان زد،  اصلاح طلبان نزدند،فکر می کنید آقای احمدی نژاد به کشور خدمت کرد؟


در این زمینه باید تفکیک کنیم.در برخی از امور  مثل اصل 44 قانون اساسی  و ساماندهی اقتصادی  و حذف یارانه های مستقیم  قطعا ایشان خدمت کرد. چرا دولتهای قبل  به این موضوع نپرداختند؟چون دردسر ساز بود. برای این کار باید آقای احمدی نژاد را ستود که شجاعانه جلو آمد و رهبری اعتماد کرند که سیاست های ذیل اصل 44 را ابلاغ کنند. کشور به ناچار باید این کار را می کرد و اگر چه در مقطع شروع  همین اقدام خودش تورم زا است. کارشناسان اقتصادی خودی و غیر خودی  پیش بینی می کردند  بین 50 تا 70 درصد تورم داشته باشیم. پس نیت خدمت بود.


خدمات بزرگ برجسته ای صورت گرفته است. در دولتهای قبلی آرزو بود که دولتی 40 هزار مسکن بسازد. کارهایی که در این دولت انجام شد، کارهای بزرگی بودو یقینا خدمت شد.البته تبعات هم داشته است و  مردم سختی هم کشیدند. هر کسی طاوس خواهد، جور هندوستان کشد.طبیعتا فشار هم به مردم آمده است ولی این امر ناشی از این نیست که دولت خدمت نکرده است.


سال 90 در قم اظهار نظری داشتید  و گفتید که جریان حاشیه دولت دهم از حجتیه خطرناک تر است. الان کارآن دولت سپری شده است، فکر می کنید هنوز آن خطر وجود دارد؟


این اظهار نظر معنی اش این نبود که  منظورم کل دولت بود. چون من تشبیه ام این بود که اگر ما دولت را به  یک وزنه چند صد کیلویی تشبیه کنیم، جریان انحرافی یک غده  بدخیم چند گرمی است و لذا عرض کردم این جریان ازحجتیه خطرناک تر است نه دولت. امروز هم همین اعتقاد را دارم.


یکی از استدلال های من هم  این بود که حجتیه در پوشش کار فرهنگی کار سیاسی می کند ولی نمی تواند صریح عمل کند. چون در مبانی نظری اش می گوید که حکومت کردن در زمان غیر معصوم همه باطل اند، به ثروت نباید چسبید و...  ولی این تفکر همان خطر حجتیه را دارد با این فرق که اعتقاد به قدرت، ثروت و حکومت دارد. لذا  معتقدم وقتی این تفکر با قدرتی که به ظاهر مجاز است، ترکیب بشود، خطرش از حجتیه بیشتر است.  معتقدم جریان انحرافی نگرفت و آنها نتوانستند جلب اعتماد کنند. من در این گفت وگو نمی خواهم مبانی نظری آنها را ترویج کنم. آقا در بیاناتشان در زمان خانه نشینی آقای احمدی نژادفرمودند:«بعضی ها اعتقادات باطلی دارند ولی چرا برخی مروج آن می شوند؟»


یعنی آقای احمدی نژاد این نگاه را توسعه داد؟


 من چنین حرفی نمی زنم  .


این نگاه که این جریان را باید یک حلقه و حتی یک فرد بدانیم را چقدر قبول دارید؟


به نظرم این اظهار نظر ها مسامحه در تعبیر است.هر چه بود، من معتقدم چون باطن اعتقاداتشان باطل بود، نمی توانستند اعتقاداتشان را شفاف بیان کنند.اگر به مردم می گفتند مردم به حساب  آنها می رسیدند. لذا خودشان نمی توانستند به  مردم بگویند، لذا این جریان نگرفت و من  پیش بینی نمی کنم این جریان در آینده هم نتواند جانی دوباره بگیرد.شخص آقای احمدی نژاد راممکن است من قبول داشته باشم یا نداشته باشم ولی پشت تفکر احمدی نژاد خیانت نیست. حداکثر این است که برداشتشان از اسلام دقیق نیست.


بالاخره اگر آقای احمدی نژاد بعدها  بخواهد به عرصه قدرت برگردد، بعید است آقای مشایی جزو حلقه یاران ایشان نباشد؟


البته آقای مشایی مطالبی به آقای احمدی نژاد گفته بود که شاید که آقای احمدی نژاد از مشایی جدا شود.


چه مسائلی؟


 پیش بینی هایی که آقای مشایی کرده بود، محقق نشد. مثلا ایشان گفته بود تائید صلاحیتم در انتخابات ریاست جمهوری  مخالفت خواهد شد ولی در نهایت تائید می شوم و 30 میلون رای می آورم.برای همین هم بود که آقای احمدی نژاد خودش را برای مشایی به آن صورت در جریان انتخابات 92 هزینه کرد.آن تلاش براساس اعتقادی بود که آقای احمدی نژاد به صحبت های مشایی داشت.اما بعدا که این وعده ها محقق نشد، لذا بر این باورم که این اظهار نظرها اعتقاد آقای احمدی نژاد به مشایی را سست خواهد کرد.آن باورعمیقی که ایشان نسبت به آقای مشایی داشت، شاید باقی نماند.


این پیش بینی شما است؟


  بله. پیش بینی است.


ولی شما یک بار سال 90  در قم آقای احمدی نژاد و مشایی را به  لاله و لادن دو قلو های بهم چسیبیده ایرانی  تشبیه کردید. و بعد هم گفتید که انها قابل تفکیک از هم نیستند.


ببینید! من تفکرات آقای احمدی نژاد را تائید نمی کنم. من در همان جلسه ای که شما گفتید یک تعبیر دیگری هم داشتم و گفتم مشایی اصل نیست.اصل خود آقای احمدی نژاد است.


اما اصولگراها عمده اشکالشان به آقای مشایی بود نه احمدی نژاد؟


من به غیر از این معتقدم.الان هم به همین معتقدم که مشایی آدرس فریب است و اصل خود احمدی نژاد است.


این اعتقادتان براساس اخبار پشت پرده ای است که دارید یا یک تحلیل است؟


 به هر حال منبعش را از بنده نپرسید. من به این باور رسیدم ...


یعنی منبع شما اخبار پشت پرده است؟


احمدی نژاد فکر می کرد که آقای مشایی همان تفکر خودش را دارد  و به همین دلیل معتقدم رگه های این تفکر انحرافی در خود آقای احمدی نژاد است.احمدی نژد مشایی را یار خودش دید. تفاوت نظر من با دیگران این است که  اصل را خود احمدی نژاد می دانم و فرع را مشایی.در حالی که برداشت عامه این است که راه آقای احمدی نژاد درست بود و هر چه  اشتباه بود در مشایی بود.


اگر مردم  و طرفداران آقای احمدی نژاد از شما بخواهند برای این ادعایتان استنادی بیاورید، به آنها چه می گوئید؟


برخی مسائل است که نمی توانم بگویم.


می توانیم این ضبط صوت را خاموش کنیم!



  به این مساله ارتباطی ندارد، گاهی شما به یک اعتقاد می رسید. این ربطی به استناد حرف ندارد.


قاعدتا این اعتقاد براساس یک خبر است؟


 نه  فقط خبر.


براساس یک رخداد واقع شده است؟


 بله، صحنه ها و اتفاقاتی افتاده است که من به این باور رسیدم که آقای احمدی نژاد  اصل است.


بنابراین اگر آقای احمدی نژاد 4 یا 8 سال بعد بخواهد به عرصه ریاست جمهوری وارد شود، فکر می کنید شورای نگهبان ایشان را تائید نکند؟


 آقای احمدی نژاد را؟


 بله.


من نمی توانم از موضع شورای نگهبان نظر بدهم. میزان حال فعلی افراد است. من نمی دانم  4 سال آینده آقای احمدی نژاد چگونه خواهد بود، ولی اینکه من عضوی از اعضای شورای نگبهان بودم و قرار بود در مورد صلاحیت آقای احمدی نژاد نظر بدهم، من نظر منفی می دادم.


آقای احمدی نژاد بعد از دوران ریاست جمهوری اش رفتار منطقی داشته است. برخلاف خاتمی عضویت در مجمع تشخیص را پذیرفت. هر از چند گاهی هم به میان مردم می رود و مردم از او استقبال می کنند.به تعبیری رفتار معقول سیاسی داشته  است.با این شرایط مردم به او اقبال می کنند؟


من به عنوان یک شهروند از رئیس جمهور چه می خواهم. آقای احمدی نژاد  یک محاسنی داشت.پرتحریکی، خستگی ناپذیری، سماجت در رسیدن به اهداف، پر کاری. ما این ویژگی ها را در روسای جمهور دیگر ندیدیم.لذا اینها محاسن ایشان است ولی همه علت رای دادن یا رای ندادن مردم به یک فرد این نیست، کار ایشان اشکالاتی داشت که اگر بیاید به نظر من رای ندارد..


فکر می کنید محاسن ایشان براشکالاتش می چربد؟


 محاسن بر معایب ایشان می چربد، ولی از معایبش نمی توانیم بگذریم.من معتقدم این محاسن خیلی خوب است ولی زمانی فرد به درد رئیس جمهورشدن می خورد که معایب نباشد. نکته دوم  این است که  این انتخاب ها به زمان هم بستگی دارد. یک زمان آقای احمدی نژاد مقابل موسوی است ما معتقدیم باید از او حمایت کرد.این  صورت معایب نسبت به محاسن کمتر است و اگر موسوی می آمد، معایب می چربید.عقل اینجا اقتضا می کند از احمدی نژاد حمایت کنیم.ولی اگر گزینه دیگری باشد که محاسنش بچربد و معایبش هم کمتر باشد، قطعا باید به سمت چهره اصلح رفت.


به اظهارات جنجالی تان درباره مشایی و آقای احمدی نژاد اشاره کردید.در مورد شخص شما گفته می شود این اظهار نظری از شما درباره دولت موجب شد مقام معظم رهبری دریک نشست  این گونه اظهار نظر کردن را «افراطی گری» بخوانند و به شما تذکر بدهند. این مساله را تائید می کنید؟


 اولا هیچگاه مقام مهظم رهبری به عنوان افراطی گری به حقیر تذکری نفرمودند. دوما:بنده در یک نشست خصوصی در قم حاضر شدم. آنجا مسئولان جلسه گفتند که شما پشت پرده جریان انحرافی را توضیح دهید. بعد هم تاکید کردند که این جلسه خصوصی است و ما خبرنگاری را راه ندادیم. بنده 2.5 نیم ساعت در این زمینه صحبت کردم. تعابیر لاله و لادن از ان جلسه بیرون آمد. بنده هم می دانستم فضای عمومی محل این گونه بحث ها نیست. افراد با اطمینانی که به من دادند، این گونه صحبت کردم.ولی وقتی عمومی و رسانه ای شد تلقی خیلی ها این بود که این در فضای عمومی مطرح شده است.


بعد از جلسه چند نفر آمدند سراغ بنده و سوالاتی را مطرح کردند.  مشخص شد خبرنگار هستند! به آنها گفتم این صحبت ها قابل انتشار نیست. آنها هم قول دادند که خبری مخابره نکنند. هنوز به دفترم نرسیده بودم سخنرانی من در آن جلسه روی سایت ها بود! لذا ان عزیزان خیانت در امانت کردند. سوما هم اینکه همه مطالب را منتشر نکردند. و بخش های منتشر شده ، قسمت های ملایم آن سخنرانی بود.  و الا بنده حرفهای تند تر از آن هم داشتم.


 بعد آقای احمدی نژاد همین صحبت های منتشر شده را به صورت های لایت به مقام معظم رهبری تقدیم می کنند. دیدار مسئولان نظام بود. در حیاط بیت مقام معظم رهبری برخی از مسئولان برای دست بوسی آقا قبل از ورود آقا به حسینیه حضور داشتند. ایشان روی نیمکتی نشسته بودند. آقابا صدای بلند  خطاب به بنده فرمودند: «آقای ذالنور! آتش توپخانه تان خیلی شدید است. این قدر شدید به مصلحت نیست.»


بنده به خودم اجازه ندادم عرض کنم که آقا! جلسه خصوصی بوده و کسانی که این خبر را منتشر کردند خیانت در امانت کرده اند. آقای دکتر  لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی همان جا بودند و گفتند ایشان دیگر در سپاه نیستند و آن محذوریت ها را ندارند.


زمانی که بنده از دفتر رهبری خارج شدم و سوار ماشینم شدم و موبایلم را روشن کردم. اولین پیامکی که برای بنده رسید، عنوانش این بود:«تذکر شدید رهبری به ذالنور.» خوب ما می دانیم که ایشان به مسئولان زیادی تذکر های علنی و غیر علنی می دهند. ولی همتی در پخش اینها وجود ندارد.اما بعضی ها  و تعمد و سعی زیادی در بزرگ نمایی تذکر حضرت آقا به اینجانب داشتند.


استنباط شما از این فرمایش چه بود؟


 من اعتقادم این است که ایشان اصل توپخانه را محکوم نکردند. فرمودند این قدر شدید به مصلحت نیست.پس اصل آتیش را زیر سوال نبردند.


از آن زمان به بعد در  اظهار نظر هایتان با ملاحظه صحبت می کنید؟


 قطعا این طور است. چون اطاعت از ولی فقیه را بر خود واجب می دانم.


این روزها درباره رفع حصر  موسوی و کروبی دیدگاه های مختلفی طرح می شود. چهره ای مثل مرحوم عسگراولادی این دو را فریب خورده می دانست. برخی نمایندگان مجلس معتقدند توبه این دو فایده ندارد و باید محاکمه شوند. به نظرتان درباره این دو  فرد چه باید کرد؟


 نقشی که این دو در ایجاد، هدایت ،گسترش، ادامه و اطاله فتنه داشتند، غیر قابل انکار است. تردیدی نیست که ابعاد ضربه و خسارت فتنه بر نظام اسلامی، کشور و مردم در ابعاد داخلی و خارجی، اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بسیار سنگین بود.


 نایده گرفتن قانون، هنجار شکنی، ایجاد میدان عقده گشایی علیه جمهوری اسلامی برای ضد انقلاب و استکبار جهانی  و نیز همراهی آنها با اصحاب فتنه  تنها بخشی از اقدامات و نتیجه اقدام های این دو نفر است.


 با توجه به مراتب فوق و ریخته شدن خودن افراد بی گناه، سران فتنه مستحق محاکمه و مجازات سنگین هستند و نظام هم قادر به محاکمه و مجازات آنها ست.


چقدر با این گزاره که برخی در فضای سیاسی سال 88 «کاسبه فتنه» بودند موافقید؟ و اینکه مصداقش را چه کسانی می دانید؟


 معتقدم بعضی به دلیل عدم ایفای نقش مطلوب و مورد انتظار در  تقابل با فتنه دیگران را با این ادبیات متهم و مورد حمله قرار می دهند. لذا خوب است اگر موردی در ذهن انها وجود دارد به صورت روشن و بیان نوع سودی که از این کاسبی نصیب آنان می شود را معرفی نمایند.


در آستانه انتخابات 92  اخباری منتشر شد که بیان می کرد که رهبری معظم انقلاب نیروهای نظامی را از دخالت در انتخابات منع کردند. این اخبار گمانه درباره دخالت سپاه در دوره های گذشته انتخابات را به صورت غیر مستقیم القا می کرد. فهم شما از فرمان رهبری چه بود؟


 خیر! تلقی اینجانب از فرمایش رهبر معظم انقلاب استمرار بی طرفی سپاه در انتخابات بود که زیر پرچم و علم جریان خاص قرار نگیرد. لکن این امر نافی فهم درست سیاسی، تاکید بر حضور و مشارکت حداکثری و تبین ملاکها و معیارهای منتخبین در طراز انقلاب اسلامی توسط سپاه نبود.


جنابعالی سالها در قم زندگی کردید.سرمنشاء وقایع 22 بهمن قم(بر هم خوردن جلسه سخنرانی لاریجانی) را در چه می بینید؟


این واقعه تشخیص و اقدام نسنجیده و غلط عده ای افراد خود سر بود. ولی بعضی ها تلاش داشتند که دستگاه ها و نهادهایی را به آن متهم نمایند و آن را سازماندهی شده جلوه دهند.


در دوران انتخابات مجلس نهم برای ورود به مجلس در لیست جبهه پایداری قرار گرفتید. چقدر دیدگاه های خودتان را به  این گروه اصولگرا نزدیک می بینید؟


جبهه پایداری اصلا در انتخابات مذکور در قم لیست نداد و موضوع از اساس غیر واقعی است.


نظرتان درباره واقعه تسخیر سفارت انگلیس که بعدا رهبر انقلاب در جلسه با دانشجویان آن را تائید نکردند چیست. برخی می گویند سپاه و بسیج به طور غیر مستقیم دانشجویان را تشویق به این اقدام کرد. چنین اظهار نظر هایی را تائید می کنید؟


 بنده اطلاع دارم که سپاه هیچ گونه دخالتی در تسخیر یا تشویق دانشجویان به تسخیر سفارت نداشت . میانجیگیری و متقاعد کردن سپاه به تخلیه سفارت از سوی اشغال کنندگان ، بسیار موثر بود. اصل  کار نیز که عبارت از ایجاد تجمع اعتراضی و اعلام انزجار از استعمارگری و حیله گری انگلیس باشد، بجا بود. لکن اشغال و استمرار اشغال شاید کار درستی نبود.


/27212

کد N61317

وبگردی