/تحلیل-لس‌آنجلس تایمز/

سوریه و خطرات جنگ نیابتی

سیاسی

"اگرچه بسیاری بر این گمانند که جنگ‌های درگرفته در خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل درگیری‌های داخلی بوده و هست، اما نکته جالب توجه این است که نوعی جنگ نیابتی (Proxy War) در این کشورها درگرفته که به واسطه کمک مالی و نظامی کشورهای قدرتمند جهان گسترش یافته و به درگیری‌های طولانی بدل شده است."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دویل مک‌مانوس، تحلیلگر روزنامه لس‌آنجلس تایمز در تحلیلی تحت عنوان "سوریه و خطرات جنگ نیابتی" به بیان نظریات شخصی‌اش پرداخته و می‌نویسد: «نخستین جنگی که من به عنوان یک خبرنگار خارجی ‌آن را پوشش دادم، جنگ داخلی لبنان بود. هنگامی که این جنگ در سال 1975 میلادی آغاز شد، تنها یکسری درگیری و یک جنگ کوچک محدود اما ناخوشایند و دردناک برای کنترل یک کشور کوچک بود.

سپس طرف‌های دیگر از جمله سوریه، عراق، لیبی و اسرائیل نیز درگیر این جنگ شدند. آنها به گروه‌ها و شاخه‌های مورد تایید و حمایتشان پول و اسلحه می‌دادند و یک جنگ داخلی را به یک جنگ نیابتی طولانی و کشنده‌تر تبدیل کردند که در آن قدرت‌های خارجی از طریق نایبان خود با یکدیگر مبارزه کردند.

سرانجام حتی آمریکا نیز به این جنگ نیرو اعزام کرد و به همین دلیل 241 آمریکایی در بمب‌گذاری سال 1983 میلادی بیروت کشته شدند. این جنگ که تقریبا 40 سال پیش ‌آغاز شد، به لطف دیگران که از بخش گسترده‌ای در این کشور به عنوان میدان نبرد برای جنگ نیابتی استفاده می‌کنند، هرگز به طور کامل پایان نیافت.

البته امروز، مبارزات خیابانی و خودروهای بمب‌گذاری شده در لبنان تنها بخش کوچکی از یک جنگ نیابتی منطقه‌ای رو به رشد محسوب می‌شود که از سوریه و عراق تا سواحل خلیج فارس گسترش یافته است. ایران و عربستان سعودی، دو قدرت بزرگ برای نفوذ و سلطه در بخش اعظم خاورمیانه عربی به رقابت با یکدیگر پرداخته‌اند. کشورهای دیگر یا جانب یکی از طرفین را گرفته و یا با نگرانی در تلاشند تا خودشان را از این شرایط دور نگه داشته و از خودشان محافظت کنند. در این بین آمریکا نیز خود را معذب می‌داند.

جنگ نیابتی مساله جدیدی نیست. انگلیس و فرانسه، بزرگترین قدرت‌های زمان خودشان در سال 1776 میلادی از انقلاب آمریکا به عنوان یک جنگ نیابتی استفاده کردند. (بدون پیوستن نیروهای دریایی فرانسه به آمریکا در چساپیک بی، ایالات متحده بعید بود که واشنگتن در یورک‌تاون پیروز شود.) در دهه 1930 میلادی جنگ داخلی اسپانیا به یک جنگ نیابتی میان ‌آدولف هیتلر، رهبر نازی‌ها در جنگ جهانی دوم و جوزف استالین، رهبر حزب کمونیست روسیه تبدیل شد. بخش اعظم جنگ سرد میان آمریکا و اتحادیه شوروی سابق که حدود نیم قرن به طول انجامید، نیز تعدادی جنگ‌ نیابتی و درگیری‌های مسلحانه طولانی‌مدت میان قدرت‌های اتمی بود که جرات مقابله مستقیم و رودررو با یکدیگر را نداشتند.

اما این حقیقت که جنگ‌های نیابتی اکثرا در کشورهای کوچک رخ می‌دهد، باعث نمی‌شود که ‌آنها نسبت به دیگر جنگ‌ها کمتر مخرب باشند. ولی نصر، یکی از مقام‌های سابق دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا که در حال حاضر رئیس بخش مطالعات پیشرفته بین‌المللی در دانشگاه جان هاپکینز است، هشدار می‌دهد که کاملا برعکس، جنگ‌های نیابتی کشورها را متلاشی می‌کند.

هنگامی که قدرت‌های بزرگ یک درگیری محلی را به یک جنگ نیابتی تبدیل می‌کنند، باعث می‌شوند که این اقدام سه تاثیر وحشتناک داشته باشد. ‌آنها با ارسال تسلیحات پیشرفته‌تر، باعث ویرانگرتر شدن این جنگ می‌شوند. آنها برای هر یک از طرفین جنگ این امکان را فراهم می‌کنند تا به طور نامحدود به مبارزات خود ادامه دهند، با این کار اغلب باعث طولانی‌تر شدن جنگ می‌شوند و آنها باعث سرایت تاثیرات این درگیری از جمله بحران آوارگان، سرازیر شدن هر چه بیشتر سلاح و سربازگیری و ‌آموزش شبه‌نظامیان به کشورهای همسایه می‌شوند.

در سال 1979 میلادی هنگامی که آمریکا حمایت از مجاهدین افغان را در یک جنگ نیابتی با اتحادیه شوروی آغاز کرد، این اقدام راهی آسان و قابل دسترس برای عاجز کردن یکی از رقبای جنگ سرد به نظر می‌آمد. اما تاثیرات منفی آن افزایش حضور القاعده و طالبان و تداوم جنگ داخلی افغانستان بود؛ جنگی که هنوز هم ادامه دارد.

این روزها بیشتر خاورمیانه درگیر جنگ داخلی، شبه‌نظامی‌گری و ناآرامی است و تقریبا تمامی این درگیری‌ها بر اثر جدال قدرت میان عربستان سعودی، تحت حکومت مسلمانان سنی و ایران، بزرگترین کشور مسلمان شیعه شدت یافته است.

البته از یک نظر، این تداوم درگیری چند قرنه میان دو فرقه اصلی اسلام است اما از طرفی این مساله یک درگیری بی‌پرده و مستقیم میان دو کشوری است که به دنبال قدرت سلطه و نفوذ در خلیج فارس هستند. این جدال بر سر قدرت به درگیری‌های دیگر کشورها نیز سرایت کرده است.

قیام سال 2011 میلادی در سوریه همزمان با یک شورش داخلی علیه سرکوب آغاز شد اما به سرعت هم به یک جنگ فرقه‌ای میان مخالفان تحت رهبری اهل سنت و حکومت تحت سلطه علوی‌ها و هم به یک جنگ نیابتی ژئوپولیتیکی تبدیل شده است.

دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا درباره تامین کمک نظامی برای شورشیان دچار تردید بود اما عربستان سعودی خطرات منطقه را می‌داند و به صورت نقدی از شورشیان حمایت کرد. مقداری از کمک مالی عربستان سعودی برای حمایت از مبارزان اسلام‌گرا که آمریکا را نگران کرده، به کار رفت و صرف شد.

در نتیجه در حال حاضر به نظر می‌آید که این جنگ احتمالا بیشتر به طول می‌انجامد، غیرنظامیان بیشتری ‌کشته می‌شوند و تاثیرات منفی و سرایتی بیشتری را در کشورهای همسایه نسبت به همیشه به وجود می‌آورد. آمریکا و سازمان ملل امیدوار به برگزاری کنفرانس صلح سوریه در تاریخ 22 ژانویه (دوم بهمن) سال جاری میلادی هستند اما هیچکس انتظار نتیجه فوری از این کنفرانس را ندارد.

مقام‌های ‌آمریکا به دنبال راه‌هایی برای جلوگیری از گسترش این جنگ‌ها و مداخله نظامی مستقیم و محدود هستند که دولت اوباما بارها آن را رد کرده است.

ولی نصر در چند روز گذشته به من گفت: این جنگ به جایی رسیده که انکار آن غیرممکن است. ما نباید خودمان را کنار بکشیم و بگوییم: این‌ها جنگ‌های نیابتی هستند و از کنترل خارج شده‌اند.

درست همانطور که یکی از معاون‌های کاخ سفید در چند روز گذشته گفت: آمریکا لازم نیست تا در وسط هر جنگی نیرو داشته باشد. اما نمی‌تواند گسترش جنگ‌های نیابتی را نیز انکار کند. اوباما اعلام کرده که دوست دارد تا توجه کمتری به خاورمیانه داشته باشد. اما الان زمانش نیست.»

انتهای پیام

کد N61271

وبگردی