گزارش آنتی وار از همزیستی انگلی اسرائیل با آمریکا

آمریکا,ایران,رژیم صهیونیستی

تهران-ایرنا- پایگاه خبری آمریکاییˈآنتی وارˈ رابطه رژیم صهیونیستی و آمریکا را به رابطه انگلی توصیف و ازآن به عنوان عامل اصلی مشکلات سیاست خارجی این کشور طی 25 سال گذشته یاد کرد.

به گزارش روزدوشنبه ایرنا، دراین گزارش به قلم ˈجاستین ریموندوˈ نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی آمده است: اعلام خبر توافق اولیه گروه1+5 با ایران در مورد موضوع هسته ای این کشور زمینه را برای اجرای شش ماهه توافق مذکور آماده کرد.

هرچند پیش بینی پایان این مرحله دشوار است اما به قطعیت می توان گفت که شکست در اجرای توافق مذکور نباید جزو گزینه های مربوط به آینده این روند باشد چرا که در این صورت جنگ تقریبا ناگزیر خواهد بود.

نویسنده افزود: شکست مذاکرات به تندروهای ایران که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته این کشور شکست خوردند، جانی تازه خواهد داد و احتمال به دست آمدن فرصتی دوباره برای واشنگتن را تا آینده های دور به تعویق خواهد انداخت.

وی همچنین معتقد است: علاوه بر این، چنین نتیجه ای به معنای پیروزی بزرگ برای ˈحزب جنگˈ در آمریکا و متحد قدرتمند آن یعنی لابی اسرائیل در تلاش های دیرینه اش برای تغییر محورفعالیت های نظامی آمریکا ازعراق و افغانستان به سوی ایران خواهد بود و بدین ترتیب موفق خواهند شد که سلطه آمریکا را به کانون خاورمیانه منتقل کنند.

به طور خلاصه یکی از تبعات سیاسی داخل چنین شکستی مساوی خواهد بود با ایجاد شرایط لازم برای مواجهه نظامی که پیامدهای آن تنها برای ایران نخواهد بود بلکه دامان غرب را نیز خواهد گرفت.

وی می افزاید: به لحاظ اقتصادی نتیجه این شرایط افزایش وحشتناک قیمت نفت و وارد شدن شوک به اقتصاد شکننده جهان و ایجاد هرج و مرج در آمریکا و اروپای غربی خواهد بود و به لحاظ سیاسی، شکست مذاکرات ژنو موجب قدرتمندتر شدن جناح هایی در ایران و آمریکا خواهد شد که مصمم هستند مانع هرگونه حرکت به سوی آشتی شوند.

طبق نظر نویسنده، آن چه در شش ماه آتی رخ خواهد داد آینده قدرت آمریکا را طی شصت سال آینده تعیین خواهد کرد. آیا این کشور به سوی افول امپراتوری پیش خواهد رفت و یا آن که مسیر تازه ای را انتخاب خواهد کرد؟

ریموندو می افزاید: احتمال شکل گیری توافق نهایی اندک است و این را می توان بر اساس محاسباتی که با توجه به تاریخچه روابط ایران- آمریکا از زمان حادثه گروگانگیری در سال 1979(1357) شکل گرفته است، پیش بینی کرد.

از آن زمان تا کنون هیچ گونه روابط دیپلماتیک رسمی میان دو کشور برقرار نشده و گفتمان مذکور همچنان الگوی آشنای محکوم کردن، انکار و دلسردی از مذاکرات منطقی را ادامه داده است و هرگاه عادت به مواجهه ایجاد شود به سختی می توان آن را تغییر داد.

به اعتقاد وی، علاوه بر این، لابی قدرتمند در واشنگتن با نفوذ فراوانی که در کمربند وقف شده برای از میان بردن احتمال دستیابی به راه حلی صلح آمیز برای این ˈبحران ساختگیˈ دارد را نیز نباید نادیده گرفت.

وی می نویسد: به این دلیل ˈبحرانˈ مذکور را تقلبی و جعلی می نامم زیرا جامعه اطلاعاتی ما در برآورد اطلاعات ملی خود به این نتیجه رسیده است که ˈبه احتمال بسیار زیادˈ ایران برنامه هسته ای- تسلیحاتی خود را درسال 2003 متوقف کرده و تا کنون آن را از سر نگرفته است.

تلاش های سراسیمه حزب جنگ در آمریکا به خاطر آن است که این حزب بر آوردهای اسرائیل درباره پیشرفت برنامه هسته ای تهران را جایگزین نسخه آمریکایی آن کرده است. آیا آن ها به سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) خودشان اعتماد ندارند؟ البته که نه. در عوض به حرف اسرائیلی ها درهمه زمینه ها اعتماد دارند، به شرطی که آیپک (کمیته روابط عمومی آمریکا– اسرائیل) و کمیته های سیاسی وابسته به آن ها نیز مرتب اظهارات آن ها را تائید کنند.

مانع اصلی که بر سر راه توافق صلح با ایران وجود ، قدرت لابی در آمریکاست که به یک دولت خارجی وفادار و وابسته است و منافعش در این مورد به شدت با منافع آمریکا مغایرت دارد. این لابی نه تنها در کنگره بلکه در رسانه ها و عملا در همه بخش های مهم که افکار عمومی آمریکا را شکل می دهند از جمله جوامع دانشگاهی، اعمال نفوذ می کنند.

هر چند قوانینی در آمریکا وجود دارد که این گونه فعالیت ها را که به نمایندگی از دولت های خارجی انجام می شود کنترل می کند، اما پارتیزان های اسرائیلی که هیچ الزامی به ثبت نام به عنوان یک عامل خارجی ندارند از این قاعده مستثنی هستند و لذا هیچ گونه محدودیتی را نمی توان برای فعالیت های آن ها ایجاد کرد.

این تنها بخشی ازهزینه ای است که آمریکا در ازای امپراتوری اش می پردازد و در یک کشور معمولی، هیچ گونه لابی گر خارجی اجازه نخواهد داشت تا این حد نفوذی که اسرائیلی ها در واشنگتن دارند برای خود دست و پا کنند. اما یک امپراتوری کشوری معمولی نیست و قطعا آمریکا که مدعی استیلای جهانی است، فاصله زیادی تا معیارهای یک کشور نرمال دارد.

وی می نویسد: تجسم کنیم برای یک موجود انگل چسبیدن به حیوانات بزرگ تر، سواری گرفتن و پیوند خوردن با زندگی آن ها و آمال قابلیت تحرک بیشتر را در سر پروراندن و نقاب موجود قدرتمندتری را به چهره گذاشتن کاملا عادی است. با این حال، مشکل زمانی بروز می کند که این همزیستی، سلامت و امنیت میزبان را به خطر بیاندازد و این دقیقا همان چیزی است که درمورد روابط ویژه آمریکا – اسرائیل رخ داده است.

این نویسنده آمریکایی نوشت: درست مانند دیگر مشکلاتمان در حوزه سیاست خارجی، این مشکل نیز میراث به جا مانده از دوره جنگ سرد است، زمانی که اسرائیل و آمریکا در مقابل شوروی سابق و هم پیمانانش در جهان عرب جبهه گرفتند.هر چند با فروپاشی شوروی سابق و خاتمه جنگ سرد رابطه آمریکا با اسرائیل هم باید تغییر می کرد، اما تغییر نکرد. دلیلش هم نفوذ فراگیری بود که لابی اسرائیل در آمریکا داشت و باعث شد کمک های آمریکا به آن ادامه یابد و روز به روز واشنگتن را بیشتر از گذشته به آغوش خفه کننده تل آویو بکشد.

زمینه اکنون برای نبردی سیاسی و عظیم درآمریکا میان لابی اسرائیل و رئیس جمهوری این کشور فراهم شده است و اگر مایلید بدانید مشکل سیاست خارجی آمریکا طی 25 سال گذشته چه بوده است، باید احتمال پیروزی دومی (رئیس جمهوری آمریکا) را در نظر تجسم کنید. چرا که رئیس جمهوری در آمریکا آنقدرها هم قدرتمند نیست.

باانتشار اخبار مربوط به پیشرفت های توافق، حزب جنگ در آمریکا نیروهایش را در کنگره به صف کرد و طرح ˈقانون ایران عاری از سلاح هسته ای 2013ˈ را ارائه داد. این قانون علاوه برمورد حمله قرار دادن مذاکرات ژنو، با اصرار بر خط مشی ˈغنی سازی صفرˈ از آمریکا می خواهد اختیار تصمیم گیری را به تل آویو بدهد تا نتانیاهو هرگاه که خواست تهدید خود را در زمینه حمله یکجانبه به ایران عملی سازد.

نویسنده با طرح این سوال کهˈآیا تا کنون در تاریخ جهان اتفاق افتاده است که کشوری اختیار مهم ترین بخش حاکمیت خود -یعنی توانمندی آغاز جنگ- را به یک پایتخت خارجی واگذار کند؟ˈ ادامه می دهد: همه مثال هایی که یک دانشجوی تاریخ می تواند در این زمینه بیاورد، بی تردید کشورهای ضعیف تحت الحمایه ای هستند که تحت سلطه امپراتوری ها قرار داشتند. حال تصور کنید ما درباره آمریکایی صحبت می کنیم که به لحاظ نظامی قدرتمند ترین دولت روی زمین است، اما خود را در مقابل قطعه کوچکی از زمین که حتی وجودش را مدیون دست و دلبازی ماست، خوار و ضعیف می کند، آن هم خفتی که پیامدهای خونبار و هولناک به همراه دارد.

هرکس که به طرح ˈشومر- منندزˈ رای دهد مانند جاناتان پولاردˈ(جاسوس اسرائیل در آمریکا) به کشورش خیانت کرده است. چرا که آن ها به خاطر آن چه منافع اسرائیل می دانند، امنیت ملی آمریکا را تضعیف می کنند. درجهان منطق این افراد و همراهی هایشان را باید تحت تحریم های قانونی قرار داد. دو حمله پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) را به دفاتر مرکزی آیپک در واشنگتن را به خاطر دارید؟ اگر حمله سومی به این ساختمان ها صورت بگیرد، بی تردید این مکان ها از خرابکاران و عوامل خارجی که در این مکان لانه کرده اند پاکسازی خواهد شد. هرچند متاسفانه سابقه دولت آمریکا احتمال هر گونه حرکت اینچنینی را کمرنگ می سازد.

بعید نیست حزب جنگ در تلاش برای تضعیف توافق ژنو و برافروختن آتش جنگ با ایران، نوعیˈحادثهˈ به سبک خلیج ˈتونکینˈ مهندسی کند و نباید فراموش کرد که لابی اسرائیل نه تنها حامیان دو آتشه اسرائیل در آمریکا بلکه خود حکومت تل آویو نیز که از ابزارها و روش های تبانی برای ایجاد حادثه ای اینچنینی برخوردارند- خواه در خاک ایران، منطقه خلیج فارس و یا داخل خاک آمریکا- را نیز در بر می گیرد.

احتمال خطر هیچگاه به این اندازه بالا نبوده است و در فضای جنجال های کنونی بر سر افشاگری های ˈادوارد اسنودنˈ درگیری با ایران می تواند استدلال های مربوط به ضرورت وجود سرک کشیدن به حریم خصوصی افراد را تقویت کند، تحت این بهانه که ما اکنون در جنگ به سر می بریم و باید ایرانی ها را به دقت زیر نظر داشته باشیم و اگر حزب جنگ در خرابکاری هایش علیه توافق ژنو و وادار کردن آمریکا به حمایت از جنگ به اصطلاح مقدس اسرائیل علیه ایران موفق شود، می توان با قاطعیت گفت که این نظارت ها و جاسوسی ها نیز همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند و بلکه به لحاظ دامنه وسیع تر خواهند شد.

با این حال، بیشتر ملت آمریکا از توافق ژنو حمایت می کنند و اکثریت مردم این کشور از تصور چشم انداز وارد شدن به جنگ با ایران هراسانند. اما این اکثریت سکوت اختیار کرده اند- شاید تا زمانی که کار از کار بگذرد. هر چند این روزها حزب جنگ در اقلیت است، اما اعضای آن پر سر و صدا و صریح بوده، از بودجه کافی برخوردارند و از همه مهم تر، کاملا سازمان یافته هستند و در مقابل آن ها، کمپ صلح از ویژگی های ذکر شده بهره چندانی نبرده است.

در پایان این مقاله آمده است: از نگاه آزادیخواهان و همه کسانی که در راه حفظ جمهوری آمریکا از دست چپاولگران می جنگند، طی ماه های آینده هیچ وظیفه ای مهم تر از مذاکره و مبارزه با تلاش های حزب جنگ که با هدف از مسیر خارج کردن آن ها صورت می گیرد، نیست. آن چه لازم است اقدامی مشابه خیزش عظیم مردم آمریکا در مقابل خبر حمله به سوریه است. وقتی اوباما این خبر را اعلام کرد صدای مخالفت های مردم از سراسر این کشور به گوش می رسید.

مترجمام**9156 ** 1064
کد N57619