۰
نیویورک تایمز:

امریکا -روسیه,آیا 2014 ترمیم روابط کلید خواهد خورد یا نه؟

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
امریکا,روسیه,ترمیم روابط در 2014

تهران - ایرنا. نیویورک تایمز گزارش داد: امریکا و روسیه با اعتمادی که از دست رفته است, سال جدید را با چالشهایی آغاز می کنند که محک خواهد زد آیا غولهای هسته ای جهان می توانند روابط فیمابین خود را از زیر فشار کوهی از اختلافات, نجات دهند.

نیویورک تایمز روز یکشنبه در گزارشی به تحلیل کیفیت روابط امریکا - روسیه و پیش بینی آن در سال 2014 پرداخته و نوشت:

موانع این کار فراوان است: بازیهای المپیک زمستانی ˈسوشیˈ روسیه , عقب نشینی امریکا از افغانستان, افشاگری ˈادوارد اسنودنˈ از دولت امریکا , اغتشاشات در اوکراین و روسیه و اکتشاف نفت از منابع سنگ های رسی در امریکا.

5 سال پیش در همین ماه, دولت ˈاوباماˈ با وعده ترمیم روابط مندرس واشنگتن با مسکو , کارش را آغاز کرد و با موجی از خوش بینی, روابط پر ثمری را با ˈدیمیتری مدودیفˈ رئیس جمهور تازه کار پیشین روسیه آغاز کرد.

اما این جریان پایدار نماند.

ˈکاخ سفیدˈ نه تنها بر روی اراده مدودیف به هیچ وجه حساب باز نکرد بلکه ˈولادیمیر پوتینˈ مقام خلف ˈمدودیفˈ هم بکلی انسجامش را با غرب گسست.

امروز رویکرد بلندپروازانه اوباما در مورد تنظیم مجدد روابط با روسیه شکست خورده است و حتی قادر نیست به قولی که برای ایجاد حس اعتماد میان طرفین داده بود هم عمل کند.

درسال 2013 هریک از طرفین دیگری را به علت ترمیم نیافتن مناسبات متقابل سرزنش می کرد.

مسکو می گوید که واشنگتن بی پروا نقطه نظراتش را به دیگر کشورها تحمیل می کند و مصداق آن ماجرای اوکراین درهمین اواخر است.مسکو می گوید که امریکا با دخالت درسیاستهای روسیه همه انگیزه برای برقراری رابطه ای جدید میان دو کشور را نابود می کند.

واشنگتن هم به سهم خود , همه این سرزنشها را رد می کند و لحن ضد امریکایی روسیه و تحرکات ضد امریکایی پوتین را هدف حملات انتقادیش قرار می دهد.

ˈکاخ سفیدˈمی گویدکه هرگز ارتباطش با روسیه را قطع نکرده اما نکته اینجاست که در این مدت زمان زیاد 5 ساله هم کاری برای ترمیم روابط ولو در سطحی بسیار نازل انجام نداده است.

پوتین در هرموضوعی که آمریکا به آن ورود می کند, یک تهدید جدی است .

بدیهی است که این رویکردها از هر دو سو, مانع جدی بر سر راه دستور کار تنظیم مجدد روابط واشنگتن - مسکو است.

دو کشور هنوز در موضوعات متعددی از جمله در مسئله افغانستان ,ماموریتهای فضایی , امنیت هسته ای و امنیت مقابل تروریسم ؛ موضوعات مربوط به ایران و اخیراˈ هم در مورد سوریه با هم کار می کنند و تعامل دارند.اماهنوزهیچ دستورکار واحدی برای تعامل دوکشور در زمینه کنترل سلاحهای هسته ای , آینده اروپا و یا آسیا و یا سیاست انرژی جهان و موضوع قطب وجود ندارد.

با همه این اوصاف , امریکا همواره روسیه را در تعامل فیمابین به هر کشور دیگری ترجیح داده است .

دو کشور سنت دیرینه ای در صحبت کردن از گذشته روابط فیمابین دارند. سیاستهای دو کشور به حدی با هم ناسازگار است که باعث می شود هردو همواره درکی غلط از یکدیگر داشته باشند. شاید دلیلش این باشد که دو طرف درک صحیح از ظرفیتهای یکدیگر ندارند و یا به خوبی پای صحبتهای یکدیگر نمی نشینند.

پوتین وقعی به ملاحظات و امیال و نگرشهای امریکا در موضوعات مختلف نمی گذارد.

امریکایی ها هم پوتین را برای اهداف امریکا نامطمئن و مخرب می دانند .

پنج سال قبل که اوباما برمسند قدرت درکاخ سفید نشست؛ مناسبات دو کشور در پرتلاطم ترین حالت ممکن بعد ازمتلاشی شدن شوروی سابق قرار داشت.

اوباما به تدبیر افتاد و جستجو کرد زمینه هایی برای کار کردن مشترک با مسکو بیابد هرچند در اعلانهای عمومی همواره از مشاجرات فیمابین در سایر مباحث صحبت می شد.

8 آوریل 2010 نقطه عطف این تنظیم روابط بود.

در آن هنگام در تالار با شکوه تاریخی شهر پراگ در جمهوری چک, اوباما و مدودیف دیداری پرشور با یکدیگر داشتند و به دنبال عباراتی شیرین برای حسن رابطه با یکدیگر بودند.

هردو در آن هنگام , به تازگی ˈپیمان استارت جدیدˈ را امضا کرده بودند.این پیمان زرادخانه سلاحهای هسته ای دو کشور را به نحوی قابل ملاحظه کوچک می کرد .

همین تعامل هردو را به آینده خوش بین می کرد.

مدودیف این پیمان را یک پیمان ˈبرد- برد ˈ نامید و بسیار هم مورد پسند واشنگتن واقع شد. این عبارت در فرهنگ روسیه برای اولین بار مورد استفاده قرار می گرفت.

مدودیف می گفت که این پیمان نقطه عطف مناسبات دوجانبه میان طرفین است.

اما نظر پوتین که در آن هنگام نخست وزیر روسیه بود متفاوت بود. پوتین قائل به دیپلماسی سنتی روسیه و شوروی سابق بود که می گوید:ˈ برد تو, باخت من استˈ.

ظرف دو دهه گذشته , مشاجره میان روسیه و امریکا کاملاˈ مبتنی بر واقعیات بوده است .

این منازعه بیشتر بر محور اصطکاک منافع , تعامل روسیه با همسایگانش , استفاده از نیروی زور , ستیزه های تجاری و گاهی اوقات هم فقط احترام متقابل مطرح بوده است .

اما پوتین که سومین دوره ریاست جمهوریش را تجربه می کند عنصری ایدئولوژیک (عقیدتی) را برای اولین بار بعد از سقوط شوروی سابق درروابطش با امریکا مطرح کرد که مبتنی است بر اتکا بر روحیه ملی گرایانه و ارزشهای داخلی .

استدلال پوتین این است که می گوید:روسیه وظیفه ندارد برا ی هر موضوعی به غرب پاسخگو باشد ازحقوق هم جنس گرایان گرفته تا مدارای دینی و پایین بودن سطح وضعیت دمکراسی در کشور .

سه ماه بعد از به اجر درامدن دوران تنظیم مجدد روابط , اوباما در لندن با مدودیف دیدار کرد و هردو بردستورکاری برمحورکاهش سلاحهای هسته ای ,عدم اشاعه سلاحهای کشتار جمعی و سایر مباحث امنیتی توافق کردند.

اینک دو سال بعد از آن هنگام, در انجام همه این امور موفقیت حاصل آمده است و تنظیم مجدد به وعده هایی که داده بود عمل کرد.

با گذشت دو سال از آن هنگام, همه این موضوعات تامین شده است اما این دستور کار از همان اوان امر بیش از حد توان پربار بود و روابط واشنگتن و مسکو را قرار بود که تغییر دهد.

سطح توقعات دو طرف ازیکدیگر بسیار عجیب و شگفت انگیز بود.و موضوعاتی خارج از موضوع هم وارد تعاملات فیمابین شد و نتیجه هم شگفت انگیز بود.

سرانجام , مدودیف دوره کاریش تمام شد و اوباما هم طرح تنظیم مجدد را از دست داد , دست کم در بلندپروازیهای جسورانه اش.

پوتین در آغاز به کارش از خیانتی که اوباما در عدم حمایت از متحدش ˈحسنی مبارکˈ در مصر مرتکب شد سخت شگفت زده شد.

به دنبال آن ماجرای انقلاب لیبی در اوائل سال 2011 حادث شد. شورای امنیت با صدور قطعنامه ای به حمایت از شورشیان لیبی رای داد. با پافشاری پوتین که در آن هنگام نخست وزیر بود, روسیه تصمیم داشت این قطعنامه را وتو کند اما سرانجام از ان حمایت کرد .

بمباران لیبی شروع شد و روسیه هم اعلام کرد که در این ماجرا از غرب رو دست خورده است.

دیگر میدانهای منازعه میان روسیه با امریکا, خاورمیانه است.

مسکو معتقد است همه تحرکات امریکا در خاورمیانه , اوضاع منطقه را خرابتر از قبل کرده است.

عمده نگرانی روسیه در قبال امریکا این است که همه اهرم قدرتش در مقابل واشنگتن فقط حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است.

اوباما از جولای 2009 با پوتین دیدار نکرده است.

نظر تحلیلگران بر این است که اشتباه اوباما این بود که بیش از حد به مدودیف اعتماد کرده بود.

پوتین در بازگشت به ˈکرملین ˈ مصمم بود جانب سخت گیری را در مقابل واشنگتن در پیش بگیرد.

اوباما هم با حضور پوتین بر مسند قدرت در مسکو, مردد مانده بود رویکردی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی را در قبال مسکو در پیش بگیرد یا تعاملش با آن مبتنی بر واقعیات باشد.

کاخ سفید هردو را می خواست.

اوضاع بر همین منوال گذشت تا اینکه دسامبر 2011 تحولات داخلی روسیه جریان را تغییر داد.

تقلب در انتخابات سراسری روسیه, دهها هزار نفر را به نشانه اعتراض به خیابانها کشاند و ˈهیلاری کلینتونˈ وزیر خارجه امریکا هم بشدت دولت روسیه را مورد سرزنش قرار داد.

با زندانی شدن ˈسرگئی ماگنیتسکیˈ و مرگ او در زندان, کنگره امریکا هم با تصویب مصوبه ای مقامات روسی را مجازات کرد.

مسکو بشدت به این موضوع واکنش نشان داد و آن را تلاشی برای زیر سوال بردن مشروعیت سیاسی پوتین یاد کرد.

از آنجا به بعد, موج اتخاذ لحن ضد امریکایی در دولت روسیه به راه افتاد.

روسیه سازمان امداد رسان امریکایی USAID و رادیو های امریکایی که علیه روسیه برنامه پخش می کردند را اخراج کرد و جلوی تامین اعتبار امریکا برای شرکتهای حقوقی در روسیه را هم گرفت.

روسیه ˈمایکل آ. مک فاولˈ سفیر امریکا در مسکو را هم مورد ارعاب قرار داد .

دولت اوباما هم در مقابل پیمان ˈماگنیتسکیˈ را امضا کرد که به موجب آن فرزندی پذیرفتگی کودکان روسی توسط خانواده های امریکایی ممنوع شد.

روسیه هم سال 2013 حاضر نشدˈادوارد اسنودنˈ تبعه امریکایی که به دنبال افشاء پرونده های جاسوسی دولت امریکا به روسیه گریخته بود , را تحویل آمریکا دهد.

اوباما هم در مقابل , برنامه دیدارش با پوتین را که قرار بود پیرامون موضوع همکاری در زمینه امحاء سلاحهای شیمیایی سوریه انجام شود را لغو کرد.

به هر روی,امریکا و روسیه , هردو دو مسیری جداگانه را می پیمایند و یا دست کم میل آن را دارند.

سال جدید, میدانی از چالش ها را برای تعامل مقابل هردو کشور نهاده است , هرچند دو طرف گرایشی هم به آن ندارند.

صاحب نظران سیاسی , برای سال جدید, انتظار رابطه ای دیرپا مبتنی بر منافع میان دوطرف را برای این دو کشور ندارند .

http://www.washingtonpost.com/world/europe/us-relations-with-russia-face-critical-tests-in-2014-as-puti

مترجمام**1591**1856

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.