موج سوم دموکراسی در منطقه

سیاست خارجی,بیداری اسلامی

تهران- ایرنا-حرکت های مردمی در منطقه و مایوس شدن مردم از نظام های وابسته به غرب را باید «موج سوم دموکراسی» با گرایش به اسلام دانست که الگو گیری از انقلاب اسلامی ایران در این خیزش ها به خوبی مشخص است.

شماره بیست و سوم کتابچه پرونده موضوعی با عنوان «جزر و مد امواج» نگاه آسیب شناسانه به فرآیند بیداری اسلامی داشته است. اندیشکده برهان که این کتابچه را منتشر کرده، در نوشتارهای پژوهشی کارشناسان به بررسی شکل گیری، محدودیت ها و نقش عنصرهایی چون رهبری و یا عوامل خارجی در امواج بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه پرداخته است.

«فرزان شهیدی» عضو گروه بین الملل اندیشکده برهان در مقاله ای با عنوان «موج سوم دموکراسی یا نفوذ اسلام گرایی» به بررسی نقش اسلام در خیزش های منطقه پرداخته است.

وی درمقدمه این مطلب آورده است:راشد الغنوشی از رهبران جهان عرب در کتاب خود، شاخصه های اسلام تشیع را که موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد برای یک حرکت اسلامی لازم و ضروری می داند.وی مسجد، روحانیت و استقلال روحانیت را از نقاط قوتی می داند که تحرک و سازماندهی را در تشیع به وجود آورده است.

شهیدی در ادامه مقاله خود می نویسد:همان گونه که ازرهنمودهای رهبر انقلاب بر می آید، جوهره اصلی حرکت های مردمی درسطح منطقه، اسلام و تعالیم حیات بخش قرآن بوده است،چرا که اسلام دین غالب و مورد احترام ملل منطقه بوده و نهادها و نمادهای اسلامی هم چون روحانیت و مساجد همواره جایگاه خاصی در جوامع اسلامی داشته اند.

کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه به طور عموم سابقه اسلام گرایی و مبارزات ضد دیکتاتوری و ضد غربی و صهیونیستی را در کارنامه خود داشته و بی تردید در موج تازه قیام ها، از آموزه های اسلام سیاسی تاثیر پذیرفته اند.

افول ایدئولوژی های دهه شصت و هفتاد قرن گذشته میلادی،هم چون ناسیونالیسم و سوسیالیسم نیز تاثیر به سزایی در رشد اسلام گرایی در منطقه داشت و پیروزی انقلاب اسلامی درایران،روح تازه ای در این گرایش دمید.

پیروزی های میدانی گروه های مقاومت هم چون حزب الله لبنان و جنبش حماس در برابر ارتش رژیم صهیونیستی نیز باب تازه ای از گرایش به اسلام سیاسی و انقلابی را گشود و مردم منطقه دریافتند که ظرفیت های اسلام بسیار شگرف بوده و از سایر الگوها و مکاتب ،فراتر و کارآمدتر است.

به همین دلیل بود که شهید فتحی شقاقی دبیرکل سابق جنبش جهاد اسلامی با نگارش کتاب «امام خمینی راه حل و جایگزین» اعتراف کرد که تنها راه حل تحقق آرمان فلسطین تمسک به اسلام ناب محمدی است که امام خمینی (ره) با شعله ور ساختن انقلاب اسلامی درایران،الگویی ازآن را فراروی انقلابیون منطقه و جهان قرار داد.

نگارنده دراین مقاله به مصادیق اسلام گرایی در سه کشور انقلابی مصر،تونس و لیبی و همچنین تلاش های غرب در مقابله با اسلام گرایی و نیز نقش جمهورس اسلامی ایران را مورد کنکاش قرار داده است.



***نمونه مصر

مصر به عنوان یک کشور محوری در جهان عرب ،از دهه بیستم قرن گذشته میلادی شاهد ظهور سازمان «اخوان المسلمین» بوده است که رهبران آن، مردم مصر را به مقابله با دیکتاتوری و برپایی آیین شریعت فرا می خواندند.

دیری نپایید که تفکرهای اخوان سایر کشورهای عربی را نیز فرا گرفت و شعبه هایی از این سازمان در کشورهای مختلف پدید آمد.

نویسنده همچنین به دیدگاه های حسن البنا موسس اخوان المسلمین اشاره می کند.به گفته وی البنا معتقد بود که پیشرفت جامعه منوط به راهکارهای عملی مبتنی بر برداشت صحیح و به روز از شریعت است.در امور مدنی، تجاری،بین المللی و قانونی باید از شریعت اسلامی استنباط شود.زیرا شریعت اسلام دارای مبانی جاودانه و در عین حال سیال است که در هر زمانی می توان قوانین و آموزه های مناسب با جامعه را از آن استخراج کرد.

البته اخوان المسلمین در طول سال های مبارزه فراز و نشیب های گوناگونی را آزمود و با توجه به فشار و سرکوب رژیم مصر، در مقاطعی دچار انفعال و محافظه کاری شد و حتی در نهضت 25 ژانویه در حاشیه قرار داشت،اما نسل جدیدی از جوانان مصری با شهامت و انگیزه تازه به میدان آمده و با خلق حماسه میدان تحریر،سرانجام سقوط رژیم مبارک را رقم زدند.هر چند هم اکنون میان انقلابیون مصری چالش هایی در گرفته و جریان های لیبرال ،قوی گرا و چپ گرا در مقابل اسلام گرایان به میدان آمده اند.



***اسلام گرایی در تونس

به اعتقاد شهیدی،در تونیس نیز سیاست های غرب گرایی و ضد دینی رژیم «زین العابدین بن علی» مثل ممنوعیت پخش اذان از مساجد و یا حجاب برای دانشجویان دختر ،نقش مهمی در بیداری اسلامی و خیزش مردمی این کشورها داشت.

از طرف دیگر تونس طی چند دهه گذشته شاهد ظهور جریان ها و احزاب اسلام گرا هم چون حزب نهضت اسلامی بوده است که با الهام از انقلاب اسلامی ایران به مبارزه با رژیم تونس پرداخته و البته مورد سرکوب و انزوا قرار گرفت.

نگارنده این مقاله به گفته های راشدالغنوشی، ازجمله رهبران اسلام گرا درجهان عرب که تحت تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی درایران بود، اشاره می کند.



***لیبی مهد اسلام گرایی

اسلام گرایی در لیبی نیز که پس از تونس و مصر سقوط دیکتاتوری را جشن گرفتند،ریشه های مستحکمی دارند.

گرایش های سلفی گری و صوفی گری در لیبی نیز حاکی از عمق اعتقادهای دینی درمیان مردم این کشور است که البته حالت افراطی یافته و برای مثال گرایش به سازمان القاعده را شاهد بوده است.

نکته قابل توجه در لیبی آن است که رهبران شورای انتقالی برتدوین قانون اساسی براساس شریعت اسلام تاکید کرده اند که این امر با توجه به خواسته عمومی مردم لیبی،مهم ترین گام در عرصه تحقق مردم سالاری دینی محسوب می شود.

در سایر کشورهای عربی هم چون یمن و بحرین نیز که مردم آن به پاخاسته اند،جوهره اسلام گرایی کاملا برجسته بوده و نمادهایی دینی همچون مساجد و نماز جمعه و روحانیون نقش مهمی در پیشبرد نهضت برعهده دارند.برای نمونه در بحرین جنبش «الوفاق» و یا جنبش «الحق» توسط روحانیون و علمای دینی اداره می شود.



***الگوی جمهوری اسلامی ایران

نکته قابل توجه این است که در الگوسازی جمهوری اسلامی ،الگودهی لزوما به معنای ارائه نسخه ای عینی از نظام ولایت فقیه نیست و همان گونه که رهبر انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خرگان فرمودند، ولایت فقیه یک استنباط شیعی است و چون اکثریت جهان عرب اهل سنت هستند می توانند استنباطات خاص خود را از مذاهب خود مبنی بر مردم سالاری دینی ارایه کنند.مهم آن است که جوهره و روح حاکمیت،دینی و براساس آموزه های قرآن و شریعت بوده و الگوهای غربی و التقاطی به کشورهای مسلمان تحمیل نشود.

نویسنده در پایان مقاله می نویسد،مسوولیت جمهوری اسلامی ایران زمانی سنگین تر می شود که به دنبال بیداری اسلامی در منطقه، موج فشارها و به ویژه حملات رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران شدت یافته و از طرفی غرب تلاش های خود را به منظور نفوذ و الگوسازی در کشورهای انقلابی دو چندان کرده است.

سیام**9173** 1418
کد N40589