۰

گسترش القاعده ابزاری در سیاست های منطقه ای آل سعود

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
القاعده,عربستان سعودی,لبنان

تهران-ایرنا- گسترش نیروهای وابسته به القاعده در منطقه، بعد از حمله آمریکا به عراق و افغانستان و حمایت عربستان از این گروه در جهت اهداف منطقه ای خود باعث شده این کشور از این گروه در بی ثبات کردن سوریه و لبنان بخوبی استفاده کند.

داستان تکراری این روزهای خاورمیانه بمب گذاری بوسیله عامل های انتحاری و ماشین های بمب گذاری شده است. بازی خطرناکی که از عراق شروع شده، به کل منطقه سرایت کرد و نمودهای آن را در روزهای اخیر در لبنان شاهدیم.

بر کسی پوشیده نیست که عامل اجرایی این حملات و انفجارها گروه های وابسته به القاعده هستند که برای پیشبرد اهداف خود دست به اقدام های خشونت باری می زنند که کشته و زخمی شدن روزانه ده ها نفر را به دنبال دارد.

** گسترش حضور القاعده در منطقه؛ شرح رویداد

---------------------------------------

حمله ایالات متحده به افغانستان در سال 1380خورشیدی برای ساقط کردن حکومت طالبان و پایگاه های گروه القاعده در این کشور با هدف ریشه کن سازی این گروه به عنوان نماد اصلی تروریسم بین المللی صورت گرفت. در ادامه این نمایشنامه، حمله به عراق در دستور کار مقام های دولت «جرج بوش پسر» قرار گرفت. بهانه اصلی این حمله-که بر خلاف مورد افغانستان تایید سازمان ملل را به دنبال نداشت- سلاح های کشتار جمعی «صدام حسین» و همراهی وی با گروه القاعده بود. در این چارچوب در سحرگاه29 اسفندماه 1381 حمله به عراق آغاز شد و در نهایت کنترل بغداد به دست نیروهای آمریکایی افتاد و صدام فرار کرد.

اما آنچه که با عنوان مبارزه با تروریسم و افراط گرایی باعث سرنگونی حکومت طالبان و صدام حسین در افغانستان و عراق شد، خلاء قدرتی در این دو کشور ایجاد کرد که محیط مناسبی برای گسترش فعالیت های القاعده و رشد و توسعه آن ها در این دو کشور بوجود آورد.

راهبرد غلط آمریکایی ها باعث سقوط ساختار سیاسی در عراق و افروختن آتش تنش های سیاسی-فرقه ای در این کشور شد. جرج بوش در خاطرات سیاسی خود به این موضوع اشاره می کند که دولت وی راهبرد خاصی برای عراق بعد از صدام نداشت و فکر نمی کرد این کشور به این شدت درگیر تنش های سیاسی-فرقه ای شود. به عبارتی بهتر، آمریکایی ها برای حکومت بعد از صدام برنامه خاصی نداشتند و هدف فوری آن ها ساقط کردن صدام حسین و ایجاد دموکراسی در این کشور بود؛ درحالی که تدابیری برای این هدف اندیشیده نشده بود. این امر باعث شد آنچه از آن دوری می کردند اتفاق بیفتد؛ سقوط عراق در هرج و مرج سیاسی.

** شکست سیاست حذف القاعده و گسترش فعالیت این گروه

-----------------------------------------------

روی کار آمدن دولتی شیعی در عراق حساسیت عربستان سعودی را به دنبال داشت. در کنار این موضوع، تلاش بعثی های از کار برکنار شده نیز بی ثباتی ها در عراق را دامن می زد. در این چارچوب ما شاهد شکل گیری یک جنگ فرقه ای در عراق بودیم که فضای مناسبی بود برای رشد افراط گرایی و تروریسم. حمایت برخی کشورها از این گروه ها نیز دامنه فعالت این آن ها را افزایش داد و باعث شد القاعده در خدمت منافع برخی کشورها فعالیت خود را گسترش دهد.

تلاش برای جلوگیری از گسترش القاعده در عراق و افغانستان به ویژه در سال های بعد از 1384 باعث شد بخشی از این گروه به یمن نقل مکان کنند. بی ثباتی ها در یمن و وجود دولتی ضعیف در این کشور همراه با بافتی قبیله ای فضای مناسبی برای حضور القاعده در این کشور فراهم کرد. بر این اساس بود که در سال 1387 با ادغام گروه القاعده در عربستان و یمن، گروهی موسوم به «القاعده در شبه جزیره عربستان» تشکیل شد و مکان فعالیت خود را نیز در یمن قرار داد.

فرور رفتن خاورمیانه در بی ثباتی های ناشی از موج خیزش های عربی باعث شد فضای تنفس این گروه بیشتر شود و نفوذ آن ها افزایش یابد. درگیری ها در سوریه مکان جدیدی برای رشد این گروه فراهم ساخت. موقعیت جغرافیایی سوریه در قلب خاورمیانه امکان مناسبی برای رشد و توسعه این گروه در کل منطقه بوجود آورد. از این جاست که ما شاهد گسترش عمودی و افقی گروه القاعده در کل منطقه و در کشورهای درگیر بی ثباتی و بحران سیاسی هستیم. در سایه چنین گسترشی، فعالیت های تخریبی این گروه نیز افزایش یافته است.

** گسترش نفوذ القاعده در منطقه در سایه حمایت آل سعود

-----------------------------------------------

هر ناظر محققی می داند که گسترش چنین گروهی در چنین فضای گسترده ای نیاز به حمایت کنندگانی دارد که چه از لحاظ مالی و تسلیحاتی و چه از لحاظ سیاسی از آن ها حمایت کند. در لوای چنین حمایت هایی است که این گروه و شعبه های وابسته به آن بخوبی توانسته است در کل منطقه ریشه دوانیده، فعالیت های تروریستی خود را گسترش دهد.

گفته شد که از شروع حمله به عراق و روی کارآمدن شیعیان در این کشور، چند گروه از این وضعیت بشدت ناراضی شدند: گروه های وابسته به حزب بعث، گروه های سنی افراطی و وابسته به القاعده و عربستان سعودی. حمایت عربستان سعودی از سنی های افراطی و پیوند دادن بین آن ها با بعثی ها باعث شد این کشور بتواند از این دو گروه در جهت اهداف خود و ایجاد بی ثباتی در عراق استفاده کند.

وقوع موج بی ثباتی ها در خاورمیانه عربی در پی خیزش های عربی و شکست سیاست های عربستان در این خیزش ها، بویژه در سوریه، خشم مقامات سعودی را به دنبال داشت و این کشور را به استفاده از ابزارهای غیر مستقیم نفوذ خود برای پیشبرد اهداف خود واداشت. مهم ترین ابزار این کشور نیز استفاده از گروه های افراطی وابسته به القاعده است. این کشور با حمایت گسترده از تروریست های وابسته به القاعده در سوریه باعث دامن زدن به ناآرامی های داخلی این کشور شده است.

** لبنان؛ قربانی سناریوی خطرناک سعودی ها

--------------------------------------

تلاش های بشار اسد برای مقابله با این تروریست ها و حمایت های ایران و حزب الله لبنان از دولت اسد باعث شد عربستان سعودی دست به انتشار بحران در لبنان بزند. در این فضا، عربستان سعی کرد با تشویق گروه های افراطی برای نفوذ در لبنان و ایجاد بی ثباتی در این کشور به حزب الله فشار وارد سازد. در کنار این اقدام، عربستان سعی می کند با حمایت از گروه های وابسته به جناح 14 مارس و حمایت از ریاست جمهوری میشل سلیمان و تلاش برای تمدید دوره ریاست جمهوری وی، از داخل و از طریق جناح های سیاسی نیز به حزب الله فشار وارد آورد و تا جای ممکن این گروه را از چرخه سیاسی قدرت در لبنان خارج کند. کمک به خرید نظامی سه میلیارد دلاری برای ارتش لبنان و پذیرفتن هزینه آن از دیگر حربه های فشار عربستان سعودی به حزب الله لبنان است.

بر این اساس می توان گفت که انفجارهای تازه در لبنان را باید در یک چارچوب گسترده تر و در جهت نمایشنامه های آل سعود برای گسترش هزینه های حمایت حزب الله لبنان از دولت بشار اسد و تلاش برای وادار کردن این گروه به خروج از سوریه دید.

آنچه از شواهد امر می توان دید این است که در نمایشنامه (سناریوی) سعودی ها می توان سه بخش را مشاهده کرد که با استفاده هم زمان از این سه بخش به دنبال ناامن سازی در لبنان هستند. اولین و مهم ترین بخش سناریوی سعودی ها مشروعیت زدایی از حزب الله با ایجاد ناامنی در لبنان است. سرکرده های گروه های وابسته به القاعده بارها اعلام کرده اند هدف آن ها از گسترش نفوذ و ایجاد ناامنی در لبنان، تلاش برای فشار به حزب الله برای خروج از سوریه است. بنابراین هدف آن ها این است که هزینه حضور حزب الله در سوریه را با بمب گذاری ها و ایجاد ناامنی در لبنان بر دوش مردم این کشور حمل کنند تا از این طریق نارضایتی های داخلی از حزب الله گسترش یابد و این گروه به خروج از سوریه مجبور شود.

بخش دوم این سناریو، کمک به تقویت ارتش لبنان در برابر حزب الله و تلاش جهت تقویت گروه «14 مارس» در برابر گروه «8 مارس» است. کمک به تقویت ارتش با این هدف صورت می گیرد که این نهاد بتواند تامین امنیت را در کل لبنان در دست بگیرد و از این راه وجود و حضور حزب الله مسلح را غیر لازم جلوه دهد و آن را دولتی در دولت معرفی کند که باید خلع سلاح شود.

بخش سوم این سناریو، ایجاد هم پیمانی های جدید به عنوان کامل کننده دو بخش قبلی است. در این بخش، اتحاد با رژیم صهیونیستی و فرانسه باعث تقویت محور عربستان در برابر محور مقاومت به رهبری ایران می شود.

آنچه در زمان حاضر به عنوان مهم ترین بخش سناریویی پیش روی عربستان در لبنان برجسته شده، انفجارها در این کشور بوسیله عوامل افراطی وابسته به القاعده است.

ناگفته نماند که در این سناریو باید نزدیک شدن به موعد برگزاری کنفرانس ژنو2 را نیز در نظر گرفت. به نظر می رسد یکی از اهداف اصلی عربستان برای در دست گرفتن قدرت عمل در لبنان، در دست داشتن مهره ای برای مقابله با محور ایران و سوریه در کنفرانس ژنو2 و احتمالا به شکست کشاندن این کنفرانس است.

از مهدی جوکار- گروه تحقیق و تفسیر خبر

تحقیق**م.ج**1358

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.