/تحلیل/

دو راهی سرنوشت ساز رئیس جمهوری لبنان در آغاز سال 2014

سیاسی

میشل سلیمان، رئیس جمهور لبنان روز هشتم دیماه هم زمان با حضور رییس جمهور فرانسه در ریاض و تشییع جنازه محمد شطح که در حادثه تروریستی ستارکوی بیروت ترور شده بود، از کمک سه میلیارد دلاری پادشاهی سعودی به ارتش لبنان جهت خرید تسلیحات نظامی از فرانسه خبر داد. رییس جمهور لبنان در پایان سخنانش بر خلاف عرف دیپلماتیک شعار داد: زنده باد ارتش لبنان، زنده باد پادشاهی سعودی، زنده باد لبنان... .

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از بیروت، همین شعار رئیس جمهور لبنان کافی بود تا نیمی از طرف‌های سیاسی لبنان در بهت و شگفتی فرو روند. جریان 14 مارس که به سعودی نزدیک و خود را هم پیمان با او می‌بیند از این سخنرانی میشل سلیمان و همه حاشیه‌های آن و شخص وی حمایت کردند اما جناح 8 مارس که هم از سعودی دورند و هم رئیس جمهور را از آن جناح خود نمی‌دانند از بحرانی خبر دادند که از روز ششم ماه میلادی جدید با پایان مرخصی تعطیلات کریسمس رئیس جمهور در لبنان آغاز خواهد شد.

میشال سلیمان در سخنرانی خویش تاکید کرد که در آغاز سال 2014 مشکل تشکیل دولت قانونی را حل خواهد کرد و اجازه نمی‌دهد کشور بدون دولت ثابت و قانونی ادامه مسیر دهد. یکی از معانی این موضع وی این است که دولتی بی طرف و غیر متعهد در قبال 14 و 8 مارس تشکیل خواهد داد که عناصر آن را نیروهایی تکنوکرات از طوایف مختلف لبنان تشکیل می‌دهند که هیچ‌گونه وابستگی به دو جناح اصلی کشور نداشته باشند؛ دولتی که در لبنان به "دولت امر واقع" شهرت یافته است اما این اقدام از نظر جناح 8 مارس که حزب‌الله لبنان از میان شیعیان و جریان آزاد ملی لبنان به ریاست میشل عون از میان مسیحیان دو بال پرقدرت آن هستند، به معنای پایان ماجرای تشکیل دولت در این کشور نیست زیرا معتقدند چنین دولتی بی تردید به سوی 14 مارس تمایل خواهد داشت و سیاست‌های منطقه‌ای مورد علاقه سعودی را در لبنان پیاده خواهد کرد؛ به خصوص که اکنون هدیه سخاوتمندانه میلیاردی سعودی نیز برای ارتش لبنان در راه است،هدیه‌ای که باعث شد تا برخلاف عرف دیپلماتیک رئیس جمهور لبنان با صدایی رسا شعار دهد: زنده باد پادشاهی سعودی!

پیشتر شورای همکاری خلیج فارس با اشاره پادشاهی سعودی به رئیس جمهور لبنان اعلام کرده بود که حزب‌الله باید بین جنگ درسوریه و حضور در دولت لبنان یکی را انتخاب کند و هنگامی که حزب‌الله مصرانه بر حمایت خویش از نظام سوریه ادامه مسیر داد، آنگاه هدیه سعودی به میان آمد تا صدای طبلی به گوش رسد که از آن تشکیل دولتی اعلام می‌شود که حزب‌الله در آن نقشی ندارد.

یک طرف این داستان فرانسه است که با حضور فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه در ریاض به این سناریو پیوند خورده است. نقش فرانسه در این پرونده حکایت از گرایش جدید این کشور در لبنان دارد و شاید همان بلایی که بر سر سیاست فرانسه در سوریه آمد، همین بلا در لبنان برایش در پیش است. برخی اطلاعات حاکی از آن است که تشکیلات امنیتی فرانسه به دولت این کشور توصیه کرده است که ارتباط خویش را با دولت سوریه قطع نکند اما سیاستمداران کاخ الیزه برخلاف این نظریه عمل کرده و می‌کنند و همین امر باعث شده است تا فرانسه عامل غیر موثر در تحولات سوریه شود در حالی که این کشور بیشترین روابط تاریخی را با دمشق داشته است. اکنون نیز اگر پاریس سیاست یکجانبه گرایی به نفع 14 مارس "هم پیمانان سعودی در لبنان" را در پیش گیرد آنگاه به دشمنی برای نیمی از مردم لبنان تبدیل می‌شود و به شکل طبیعی قدرت مانور سیاسی‌اش برای ایفای نقش مثبت در لبنان را از دست می‌دهد. به نظر می‌رسد سعودی با گسترش روابط اقتصادی‌اش با فرانسه درصدد است تا نظر پاریس برای دور ساختن حزب‌الله از حضور در دولت آتی لبنان را جلب کند. همه این‌ها در حالی شکل می‌گیرد که فرانسه مدعی است با حزب‌الله لبنان در تماس دایمی است.

همه به خوبی می‌دانند که تشکیل حکومت جدید به ریاست "تمام سلام" بدون حضور حزب‌الله و برخی دیگر از نیروهای سیاسی 8 مارس به منزله بازگشت هرج و مرج و از سرگیری اعتصاب‌های خیابانی به بیروت است. این حالت خوش بینانه‌ترین وضعیت است، اگر به راه‌ها و مسیرهای دیگری کشیده نشود، همان وضعیتی که در زمان نخست وزیری فواد سنیوره در سال 2006 راه افتاده بود اما شواهد نشان می‌دهد که آن روز در سایه توافق اعلام نشده ایران و سعودی دایره اعتراضات به خطوط قرمز لبنان سرایت نکرد اما امروز که سعودی سیاست‌هایی تند و هجومی در برابر ایران در پیش گرفته است، دیگر توافقی در نهان و علنی وجود ندارد تا دامنه اعترضات لبنان در صورت تشکیل دولت یک جانبه گرا و یک طرفه را کنترل کند.

اتخاذ سیاست‌های هجومی از سوی 14 مارس لبنان در قالب سخنرانی فواد سنیوره در مراسم تشییع جنازه محمد شطح بیش از پیش روشن شد، در حالی که مراسم تشییع جنازه وی به صحنه‌ای برای شعار علیه حزب‌الله لبنان تبدیل شده بود. سنیوره تحت عنوان "مقاومت صلح امیز برای برچیدن سلاح‌های غیرقانونی" صفحه‌ای جدید علیه حزب‌الله گشود. حزب‌الله نیز در این میان ساکت ننشست و از زبان شیخ نبیل قاووق، نایب رئیس شورای اجرایی حزب‌الله اعلام کرد که جریان تکفیری و 14 مارس لبنان دو روی یک سکه‌اند که لبنان را به سوی مسیر مسدود و نامعلوم پیش می‌برند.

از سوی دیگر در مراسم تشییع جنازه محمد الشعار، یکی از کشته شدگان حادثه ترور محمد شطح، شیخ احمد العمری از علمای سلفی و تندرو لبنان در مسجد قاشقچی بیروت با ایراد سخنانی تند علیه حزب‌الله خطابی به شدت طایفی علیه جامعه شیعی لبنان در پیش گرفت که با واکنش بسیاری از علمای معتدل اهل سنت لبنان مواجه شد. هم زمانی خطابه‌های آتشین فواد سنیوره با احمد العمری نشان می‌دهد که موضع سیاسی جریان سلفی لبنان با مواضع سیاسی 14 مارس هماهنگی کاملی دارند.

نشانه‌ها دال بر آن است که همچنان که جریانی تلاش دارد تا در جنوب آتش جنگ بین حزب‌الله و ارتش اسرائیل شعله ور شود، جریانی نیز در قلب پایتخت لبنان درصدد است تا با اتخاذ سیاست‌های فتنه آمیز، حزب‌الله را وارد خیابان‌ها کند و این جز به مثابه جنگ علیه حزب‌الله و کشاندن کشور به تاریک خانه جنگ طایفی بین شیعه و سنی نیست.

در چنین شرایطی رئیس جمهور لبنان میشل سلیمان با استفاده از هدیه مالی-نظامی سعودی با شعار "زنده باد پادشاهی سعودی" همه نگاه‌ها را به خود جلب کرده است و این سوال را ایجاد کرده است که آیا رئیس جمهور این کشور کفه و جانب 14 مارس در لبنان را گرفته است؟ و آیا با صدور تشکیل دولت تکنوکرات متمایل به 14 مارس و سعودی، عملا جناح 8 مارس و حزب‌الله لبنان را علیه خود می‌شوراند؟

این در حالی است که سوالات بسیاری پیرامون کمک سه میلیاردی سعودی به میان آمده است، از جمله این که آیا بهای سیاسی این کمک آغاز هجوم علیه حزب‌الله است؟ این کمک در قبال شعار ومعادله "ارتش، ملت و مقاومت" که شعار چند ساله مقاومت اسلامی لبنان است، چه می‌کند؟ این کمک چرا در شرایط کنونی لبنان و سوریه به ارتش اعطاء شده است؟ و چه نقشی در تحولات داخلی سوریه ایفاء خواهد کرد؟ آیا سلاح‌های این هدیه مالی در مقابله با اسرائیل و به منظور دفاع از تمامیت ارضی لبنان بکار گرفته خواهد شد یا آن که مسئولیت دیگری را در اندیشه دارد؟ آیا این کمک‌ها شامل خرید تجهیزاتی برای مقابله با اسرائیل است یا به منظور کاربرد آن در برخوردهای نظامی احتمالی داخلی لبنان است؟ چرا دریافت این کمک از پیش و بدون مشورت دولت لبنان مشروط به خریدهای نظامی از فرانسه شده است؟ کمک سعودی در این شرایط که لبنان در تقسیمات شدید طایفی مذهبی به سر می‌برد چه پیامی برای ارتش لبنان دارد؟ آیا این کمک به رئیس جمهور لبنان کمک خواهد کرد که بی محابا حزب‌الله را از دولت آینده لبنان حذف کند؟ و... .

برخی شواهد نیز نشان می‌دهد که هر چه به زمان برگزاری احتمالی کنفرانس ژنو 2 در باره سوریه نزدیکتر می‌شویم تلاش بیشتری صورت می‌گیرد که یا مخالفان مسلح نظام در سوریه به دستاوردهای نظامی بزرگی دست یابند و یا آن که لبنان به شکلی از معادله سوریه خارج و به یکی از عوامل فشار علیه بشار اسد تبدیل شود و برای این هدف هیچ راهی وجود ندارد مگر آن که حزب‌الله را وارد جریان ناخواسته‌ای کنند که تا ماه‌ها و بلکه سال‌ها در داخل درگیر شود که یکی از اهرم‌های آن تشکیل دولتی در لبنان است که نقش حزب‌الله را در این کشور نادیده انگارد.

شواهد رویارویی حتی فراتر از جریان های 14 و 8 مارس در روزهای اخیر مشاهده شده است. در جریان تشییع جنازه محمد شطح، مفتی لبنان شیخ محمد رشید قبانی از سوی نیروهای تکفیری به شدت مورد هجوم قرار گرفت و به او اجازه برگزاری نماز میت محمد الشعار در مسجد قاشقچی داده نشد به گونه‌ای که پس از محاصره دو ساعته تحت حفاظت شدید امنیتی با یکی از ماشین‌های زرهی مجبور به ترک مسجد شد و امکان حضور در مسجد الامین برای تشییع جنازه محمد شطح را نیز پیدا نکرد. این در حالی است که شیخ محمد رشید قبانی، مفتی لبنان به شدت مغضوب نیروهای حزب المستقبل وابسته به سعد حریری است و هم زمان مورد خشم نیروهای سلفی و تکفیری لبنان است چرا که وی وارد بازی سیاسی نیروهای سلفی تکفیری و حزب المستقبل نشده است. این امر نشان می‌دهد که جناح‌هایی در کشور در حال توسعه روحیه افراطی گرایی در بین بخشی از جامعه اهل سنت هستند.

رئیس جمهور لبنان با پایان تعطیلات کریسمس از ششم ژانویه کار عادی خود را در کاخ ریاست جمهوری لبنان در بعبدا آغاز می‌کند. میشل سلیمان پس از دوبار پرتاب موشک و سه انفجار در ضاحیه جنوبی بیروت از سوی نیروهای تکفیری که آخرین آن انفجار خیابان احمد قصیر (العریض) در منطقه حارة حریک بود، آیا می‌تواند حزب الله را از هرم سیاسی کشور حذف کند؟ آیا وی می‌تواند مسئولیت بسیار خطیر چنین اقدامی را در لبنان به عهده بگیرد در حالی که این کشور در وضعیت آتش زیر خاکستر بسر می برد؟ یا آن که با حمایت از تشکیل دولت وحدت ملی و فراگیر دامنه بحران سیاسی و امنیتی این کشور را مهار می‌کند؟

انتهای پیام

کد N38874