۰

چرا تنش زدایی با عربستان سعودی ایده خوبی نیست؟

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و عربستان

تلاش برای خروج ایران از انزوای بین المللی و اصلاح روابط با همسایگان یکی از مهمترین موضوعاتی است که در دستور کار وزارت امور خارجه قرار دارد.

دیاکو حسینی   

تلاش برای خروج ایران از انزوای بین المللی و اصلاح روابط با همسایگان یکی از مهمترین موضوعاتی است که در دستور کار وزارت امور خارجه قرار دارد. در راه این تلاش ها، محمد جواد ظریف چندی پیش دیدارهای ارزشمندی با مقامات رسمی کویت، قطر و امارات ترتیب داد که با نتایج قابل قبولی نیز همراه بود. اما آیا باید این دیدارها در ریاض و با مقامات سعودی هم ادامه بیابد؟ به اعتقاد من دلایل قوی برای بد بدبینی نسبت به بهبود روابط ایران و عربستان با کمک سفرهای دیپلماتیک، دلجویی ها و اعتمادسازی های مرسوم وجود دارد. کسانی که از سفر آقای ظریف به عربستان و تنش زدایی دو کشور حمایت می کنند، استدلال های ضعیف و غیرقانع کننده ای را به میان می کشند. به اعتقاد آنها بهبود روابط ایران و عربستان به ترمیم مناسبات ایران و غرب یاری خواهد رساند. آنها می گویند، ادامه ناخشنودی ها و سوظن ها میان ایران و عربستان، آسیب پذیری ما در لبنان، عراق و سوریه را افزایش خواهد داد و در نهایت استدلال می کنند که با توجه به جایگاه کانونی عربستان سعودی در جهان اسلام، ایران نمی تواند بدون روابط خوب با عربستان، نقش آفرینی ویژه خود را در دنیای اسلام پیگیری کند. هر سه این استدلال های نادرست، سیاست خارجی را به مسیر اشتباهی هدایت می کنند. در بخش اول این نوشتار تلاش خواهم کرد نادرستی استدلال های موافقان تنش زدایی با عربستان را نشان دهم و در بخش های بعدی به این پرسش پاسخ خواهم داد که چه استراتژی جذاب تر و کارآمدتری را می توانیم برای مواجهه با عربستان سعودی انتخاب کنیم.

  مفروضات غلط طرفداران تنش زدایی

طرفداران تنش زدایی با عربستان فرض می گیرند که مداخله های غرب در خلیج فارس و آسیای غربی به دلیل تهدیدی است که ایران انقلابی متوجه همسایگانش می سازد.اجازه بدهید پاسخ به ادعاهای مطرح شده و بحث درباره آینده روابط ایران و عربستان را از مطالعه این فرضیه آغاز کنیم. این فرضیه، همان ادعایی است که سالها واشنگتن و متحدانش تکرار کرده اند. می دانیم که این ادعا قبل از انقلاب ایران، در برابر اتحاد جماهیر شوروی نیز بکار می رفت. ایران نیز مانند اتحاد شوروی در معرض اتهام صدور ایدئولوژی انقلابی، دخالت در امور داخلی سایرین و تهدید همسایگان ضعیف تر قرار دارد. از آنجایی که هیچ تناسب و شباهتی میان ایدئولوژی ایران شیعی و روسیه کمونیستی وجود ندارد بنابراین چه چیزی باعث شده که واشنگتن استراتژی یکسانی در برابر اتحاد شوروی و ایران اتخاذ کند؟ پاسخ بطور ساده در راهنمای برنامه ریزی دفاعی آمریکا (1999-1994( نهفته است. درون مایه این استراتژی جدید در نخستین سال های پایان جنگ سرد از سوی پرزیدنت بوش در موسسه آسپن طرح ریزی شد و بعدها بطور اصولی پایه استراتژی دفاعی آمریکا قرار گرفت:

«اولین هدف ما جلوگیری از ظهور دوباره قدرت های رقیب چه در سرزمین های اتحاد جماهیر شوروی سابق و چه در مکان های دیگر است؛ قدرت های رقیبی که بتوانند تهدیدی مشابه تهدید اتحاد جماهیر شوروی را علیه ما تحمیل کنند. این ملاحظه مهم که متضمن استراتژی دفاعی ماست، مستلزم تلاش ما برای جلوگیری از برتری یافتن قدرت های دشمن بر مناطقی است که منابع آن برای تبدیل شدن به قدرت جهانی کفایت می کند. این مناطق شامل اروپای غربی، آسیای شرقی، سرزمین های اتحاد جماهیر شوروی سابق و جنوب غرب آسیاست».

تاکنون اتحادهای نظامی مهمترین وسیله واشنگتن برای رسیدن به این هدف بوده اند. حفظ و گسترش ناتو به سوی شرق، برافراشتن چتر اتمی بر فراز اروپای غربی با وجود از میان رفتن فلسفه وجودی آن پس از فروپاشی شوروی، پیمان دفاعی با ژاپن و تقویت ناوگان هفتم آمریکا در آسیای شرقی و همچنین افزایش تعهدات نظامی در خلیج فارس که با پایگاه های آمریکا در بحرین، قطر، کویت و عربستان سعودی حمایت می شوند، شاخص ترین تلاش های آمریکا در زمینه بهره برداری از اتحادهای نظامی در مناطق چهار گانه مورد نظر آمریکاست.  از دیدگاه آمریکا، ایران تنها کشور آسیای جنوب غربی است که از پتانسیل های اقتصادی، نظامی و جغرافیایی لازم برای کسب هژمونی در خلیج فارس و غرب آسیا برخوردار است. کسب هژمونی از سوی ایران، ملازم با بیرون رانده شدن ایالات متحده از خلیج فارس و سرتاسر آسیای غربی خواهد بود. برخلاف تصور عامه این واهمه نه تنها ریشه در انقلاب ایران ندارد بلکه قبل از انقلاب اسلامی نیز وجود داشت. در آن زمان نیز به رغم مناسبات دوستانه ایران و آمریکا، واشنگتن مانند امروز نمی توانست مطمئن باشد که پس از تبدیل شدن ایران به هژمون منطقه ای، برخلاف منافع و خواست ایالات متحده عمل نخواهد کرد. اما دخالت دو عامل دیگر، انگیزه کافی برای تهران و واشنگتن فراهم می کرد تا به جای دشمنی راه اتحاد را برگزینند: یکی، وجود تهدید اتحاد جماهیر شوروی در همسایگی ایران و دیگری؛ همسویی ایدئولوژیک ایران و آمریکا. به اعتقاد شاه، مهار خطر سلطه جویی اتحاد جماهیر شوروی بر سایر آمال ژئوپولیتیکی تقدم داشت. با این توجه که ایران به تنهایی نمی توانست مانع از تهاجم احتمالی مسکو باشد، اتحاد با ایالات متحده برای دفع این خطر راه حلی منطقی به نظر می رسید.  در همان دوران حتی تهدید مشترک و همراهی ایدئولوژیک نیز مانع از آن نشد که ایالات متحده، راه را برای برتری یافتن ایران بر خلیج فارس و دست یافتن به شایستگی های طبیعی اش سد نکند. از دیدگاه بریتانیا که بعدها میراث تفکر استراتژیک آن برای ایالات متحده نیز برجای ماند، عربستان و ایران باید بلندپروازی های ژئوپولیتیکی یکدیگر را مهار می کردند. در سال 1967 وزارت خارجه بریتانیا گزارشی را تهیه کرد که قرار بود سیاست بلند مدت بریتانیا در خلیج فارس را هدایت کند. طبق این گزارش که کمتر از یک سال بعد به تایید وزارت دفاع و کمیته سیاست ماورا دریاها نیز رسید، «بریتانیا باید موازنه های محلی را که نیاز به حضور نظامی ما ندارد تشویق کند». ایران و عربستان تنها کشورهای بودند که قادر به اجرای این وظیفه بودند. «آنها در بهترین جا برای اعمال قدرت در منطقه قرار دارند. عربستان سعودی بخاطر ارزش موقعیت جغرافیایی مسلط اش و ایران بخاطر برتری نیروی دریایی رو به گسترش اش در خلیج ]فارس

[keyword]- Department of Defense, Defense Planning Guidance for the Fiscal Years 1994-1999, Washington 1992. گزیده هایی از این گزارش در تاریخ 8 مارچ 1992 در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد

 

[keyword]-Alvandi, Roham,(2012)"Nixon, Kissinger, and the Shah: The Origins of Iranian Primacy in the Persian Gulf " Diplomatic History, 36/2, P: 339

 

[keyword]- Ottaway, Marina,(2009) Iran, the United States, and the Gulf : [keyword]http://www.carnegieendowment.org/files/iran_us_gulf1.pdf

 

-O'Hanlon, Michael,(2012) "Deterrence",in Gulf Kaleidoscope: Reflections on the Iranian Challenge: [keyword]http://csis.org/files/publication/120518_%20Alterman_GulfKaleidoscope_Web.pdf

 

-Zaman, Mohammad Qasim, (2002), The Ulama in Contemporary Islam: Custodian of Change ,Princeton University Press.

 

[keyword] - Commins, David,(2006), The Wahhabi Mission and Saudi Arabia, Published by by I.B.Tauris & Co Ltd.

 

[keyword]-  World Bank, Health, Nutrition and Population Statistics, available in the World Databank:

http://databank.worldbank.org/ddp/home.do?Step=2&id=4&DisplayAggregation=N&SdmxSupported=Y&CNO=2&SET_BRANDING=YES

 

[keyword]- Manpower Research Bulletin 2013, Saudi Central Department Of Statistics & Information [keyword]http://www.cdsi.gov.sa/english/index.php?option=com_docman&task=cat_view&gid=86&Itemid=113

 

-  International Telecommunication Union's portal for key ICT data and statistics, available in: [keyword]http://www.itu.int/net4/itu-d/icteye/

 

[keyword]-  برای مطالعه بیشتر درباره فعالان حقوق بشر در عربستان نگاه کنید به : [10]

Human Rights Watch Report, Saudi Arabia: Activists Challenging Status Quo http://www.hrw.org/sites/default/files/reports/saudi1213webwcover_0.pdf

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.