• ۱۴بازدید

عروس خاورمیانه به پای چه کسانی می‌سوزد ؟

انفجار مهیب دیروز پایتخت لبنان که خسارات و تلفات جانی و مالی کمی نداشت باردیگر این کشور را نقطه توجه تحولات منطقه ای ساخت و باز هم این سوال را به دهن متبادر ساخت که چه کسانی بیروت را به آتش کشیدند.

با نگاهی به حوادث و اتفاقات چند ماه اخیر می توان گفت که لبنان پس از چند سال به نسبت آرام و با ثبات بار دیگر به مدار تنش و درگیری نزدیک می شود و این مهم می تواند دورنمای شکل گیری منازعات داخلی این کشور را از هم اکنون خبر دهد.

در ماههای گذشته نیز بیروت شاهد برخی حوادث مهم از جمله درگیری بین ارتش و نیروهای سلفی، چند انفجار در مناطق مهم و حساس پایتخت، حمله به برخی سفارتخانه ها بویژه سفارت ایران و ترور یکی از رهبران برجسته مقاومت بوده است.

این رویدادها نشان می دهد که برخی عناصر و بازیگران درصدند تا با تحریک هیجانات عمومی و به صحنه آوردن نیروهای سیاسی تاثیر گذار و دامن زدن به اختلافات زمینه انفجار بزرگتری مثل جنگ داخلی را بنیان گذاری کنند چنانکه سه دهه پیش نیز لبنان در کینه جنگ های داخلی تا مدتها نتوانست نقش موثر خود در فرایند منطقه ای را دنبال کند.

انفجار یک بمب قوی در آستانه سال نوی مسیحی در منطقه مرکزی بیروت و در نزدیکی محل ترور رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان و کشته شدن وزیر سابق دارایی و یکی از مشاوران فعلی رئیس جریان المستقبل همگی از متغیرهای مهم شناخت عناصر شکل دهنده این حادثه مهم می تواند باشد.

درعین حال در این انفجار آنچه از خود این رویداد مهمتر بنظر می رسید تاثیرات حاشیه ای و بیرونی آن بود چرا که این حادثه هدف بزرگی را نشانه نرفته بود و به نظر می رسد بیشتر حاوی پیامی برای دیگر بازیگران بویژه رقبا بوده و به بیان دیگر اصل موضوع را باید در جای دیگری دنبال کرد.
علاوه بر اینها درپی این انفجار برخی جریانات سیاسی درصدد برآمدند تا با کاهش سطح اهمیت آن، این اتفاق را تاحد یک رقابت داخلی و اهرم فشار بر نیروهای حریف با هدف بیرون کردن آنها ازصحنه تعریف کنند ولی واقعیات صفحه شطرنج سیاسی در لبنان نشان می دهد که در تحلیل حوادث باید رویکردی عمق تر را به کمک طلبید.

حال با توجه به نکات یادشده می توان گفت از وقوع انفجار در لبنان و کشته شدن یکی از چهره های جریان 14 مارس و تبلیغات همزمان آن برای مقصر دانستن نیروهای مقاومت دراین حادثه درکنار تاثیرات بحران سوریه بر تحولات سیاسی لبنان و به تبع آن عمیق تر شدن چالشها در این کشور بین موافقین و مخالفان حکومت دمشق و همچنین تشدید منازعات سیاسی و حتی مذهبی، چه کسی می تواند بیش از دیگران بهر برداری و یا سوء استفاده نماید؟.

در پاسخ به این سوال دو گزینه می تواند مطرح باشد که در نخستین نگاه مظنون شماره یک تمامی حوادث تروریستی درخاورمیانه سران تل آویو می باشند که در طول حیات سیاسی خود بویژه در سالهای اخیر تلاش مضاعفی برای در تنگنا قراردادن نیروهای مقاومت به عنوان مهمترین رقیب صرف کردند و درعین حال همیشه می کوشند تا اگر خود نتوانستند دیگران را نیز در صف اعمال فشار به حزب الله و نیروهای مقاومت همراه سازند.

دومین گزینه می تواند حاکمان ریاض باشند که در سالهای اخیر بدلایل مختلف سعی در القای سلطه خود بر کشورهای عربی داشته و با صرف پول و تبلیغات هنگفت در تلاشند تا سایه سیاسی و امنیتی خود را بر تمامی اعراب بگسترانند و جلوی هر نیروی مستقل بویژه شیعیان را سد نمایند و در این راه حاضر به هرگونه اقدام ولو غیر انسانی هستند.

وبگردی