۰

فرانسه سوار بر اسب عربستان

  • ۱۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

رئیس جمهور فرانسه در سفر به عربستان سعودی چه پرونده هایی را با خود می برد و چه اولویت هایی را دیدارها و مذاکرات خود با سران عربستان بویژه ملک عبدالله پادشاه این کشور دنبال می کند؟

رئیس جمهور فرانسه در سفر به عربستان سعودی چه پرونده هایی را با خود می برد و چه اولویت هایی را دیدارها و مذاکرات خود با سران عربستان بویژه ملک عبدالله پادشاه این کشور دنبال می کند؟

بدون تردید نخستین هدف و اولویت اول فرانسوا اولاند از این سفر به دست آوردن بخشی از ثروت های بادآورده نفتی عربستان از طریق توافق روی معاملات بزرگ فروش سلاح فرانسوی به عربستان، آن هم در سایه استفاده از فرصت سردی روابط ریاض / واشنگتن برای ورود به بازار پرسود معاملات فروش ابزارهای جنگی به کشورهای عرب خلیج فارس و بویژه بزرگترین خریدار این سلاح ها یعنی عربستان سعودی است که در دهه اخیر با صرف 70 میلیارد دلار بزرگترین زرادخانه نظامی را در منطقه به نام خود ثبت کرده است بدون آن که قدرت یا تخصص لازم را برای استفاده از آن ها در هنگام ضرورت داشته باشد. عربستان با خرید سلاح می کوشد تا هم پیمان برای خود بخرد.

با رویکرد جدید امریکا در انتقال ثقل خود از خاورمیانه به منطقه شرق آسیا به منظور رویارویی با رقیب جهانی رو به صعود خود یعنی چین و حل و فصل بحران های منطقه ای از جمله بحران هسته ای ایران، رئیس جمهور فرانسه شاید همچنین در صدد آن باشد تا خود را جایگزین امریکا در منطقه کرده و خلاء قدرت ناشی از خروج امریکا را، پیش از آن که از سوی ایرانِ در حال صعود پر شود، با نفوذ فرانسه جبران کند. لذا اولاند با اولویت فتح بازار سلاح از یک سو و حمل پرونده های مشترک میان فرانسه و عربستان از سوی دیگر راهی ریاض است.

این پرونده های مشترک عبارتند از:

1- پرونده لبنان و بحران سیاسی آن از جمله فقدان دولت و خلاء قدرت ناشی از عدم توافق بر تشکیل دولت جدید،

2- پرونده سوریه و ناکامی عربستان و دوستان غربی اش از جمله فرانسه در سرنگون کردن بشار اسد از رأس قدرت و تغییر معادله داخلی و خارجی به نفع وی،

و3- پرونده هسته ای ایران که تاکنون به نفع ایران و حق برخورداری آن از توان هسته ای و غنی سازی در داخل در جریان است و عملا ایران را به عنوان قدرت درجه اول منطقه ای تثبیت کرده و کشمکش ایرانی/غربی را به حداقل کاهش داده و بهره و جایگاه سودجویان از این کشمکش را دچار افت و نزول کرده است.

عربستان و فرانسه عرصه لبنان را در حیطه منافع خود تعریف کرده اند. فرانسه در لبنان و سوریه سابقه استعماری طولانی دارد و پس از سال ها خروج از این کشور همچنان به آن چشمداشت دارد و مهمترین پایگاه خود را در لبنان میان مسیحیان مارونی می داند که بخشی از آن ها فرانسه را برای خود مادر مهربان می دانند و می خوانند. اما مسیحیان مارونی در حال حاضر دو دسته اند. نخست دسته ای که بقای خود و تداوم برتری سیاسی اقتصادی خود را در لبنان در گرو پیوند با غرب و به تبع آن روابط دوستانه با اسرائیل می دانند.، دوم گروهی که بقای مسیحیان را در پیوند داشتن با جهان اسلام و جهان عرب و شرقی ماندن می بینند و بنابراین اسرائیل را خطری برای لبنان و منطقه می دانند و همپیمانی با مقاومت را بر همپیمانی با غرب ترجیح می دهند.

اما عربستان نیز خود را حامی اهل سنت لبنان تلقی می کند و جریان 14 مارس را که سعد الحریری رهبری می کند مورد حمایت قرار داده و تلاش می کند تا این جریان که همزمان مورد حمایت غرب از جمله فرانسه است در رأس قدرت قرار گیرد و حزب الله و مقاومت را دچار انزوا ساخته و از عرصه قدرت به بیرون براند. البته تاکنون تلاش های گوناگون فرانسه از جمله پیشگامی آن در قرار دادن مقاومت اسلامی یعنی بازوی نظامی حزب الله در لیست سیاه تروریسم در اتحادیه اروپا، نتوانسته جایگاه این جنبش را تضعیف کند، چنانکه تلاش های سیاسی و امنیتی عربستان از جمله تقویت گروه های سلفی تکفیری و انفجارات متناوب مراکز و مناطق سنی و شیعی برای ایجاد جنگ مذهبی در داخل لبنان به منظور تضعیف حزب الله راه به جایی نبرده است، لذا یکی از موضوعات مشترک پاریس و ریاض پرونده شکست های آنان در لبنان و چاره جویی های مشترک است.

اما در مورد سوریه که موضوع کاملا روشن است و عربستان و فرانسه دو کشور ناکام در عرصه سوریه بشمار می آیند که در این زمینه سابقه همکاری بسیاری دارند و آخرین حلقه زنجیره این همکاری سفر چندماه پیش بندر بن سلطان رئیس دستگاه امنیتی عربستان به پاریس یرای خریداری سلاح و انتقال آن به سوریه از پاریس برای شورشیان تکفیری و در مقابل آن، خرید برخی سلاح فرانسوی از سوی عربستان به عنوان پاداش بود. این اتفاق پس از شکست تلخ و استراتژیک سلفی های تکفیری مورد حمایت عربستان از نیروهای ارتش سوریه با کمک حزب الله بود. در حال حاضر به رغم همه توطئه ها معادله قدرت در داخل سوریه به نفع حکومت تغییر کرده و راه حل سیاسی بر رویکرد تعامل نظامی غالب آمده است و این مسئله نه خوشایند عربستان و نه مطلوب فرانسه است که هر دو خواهان سوریه یا راه حلی برای بحران سوریه بدون بشار اسد هستند.

اما پرونده سوم متعلق به ایران است که اینک بویژه پس از تحولات سیاسی ناشی از انتخابات و رویکرد جدید ایران در سمت و سوی تنش زدایی و اعتدالگرایی، دور جدیدی از گفتگو با غرب و مناسبات دوستانه با همسایگان جریان تندروی سیاسی و امنیتی که پرچمداری آن را در منطقه عربستان بطور عام و بندر بن سلطان رئیس دستگاه امنینی این کشور بطور خاص عهده دار است، در تنگنا قرار داده و نزدیکی ایران و غرب در نتیجه مذاکرات و توافق های هسته ای هم موقعیت این کشور را در استراتژی غربی ها کم و بیش تنزل بخشیده است. از سوی دیگر فرانسه نیز می کوشد همپیمانان امریکا همچون عربستان و رژیم صهیونیستی را با شعارهای تند و موضعگیری منفی در قبال ایران و مصالحه با آن به سوی خود جلب و به نحوی پازل جایگزین سازی خود به جای امریکا را تکمیل کند و باین ترتیب در پوست شیر رفته و ادای شیران در آورد.

اما واقعیت آن است که فرانسه می خواهد سوار بر اسب سعودی به لبنان و سوریه و منطقه برگردد و گرنه اوضاع اقتصادی و سیاسی پاریس در شرائطی نیست که امتیاز جدیدی را برای خیز برداشتن در منطقه برای آن رقم زند و از سوی دیگر اسب عربستان نیزدر منطقه لنگ لنگان حرکت می کند و تنها کارکرد امنیتی خونبار دارد و به لحاظ سیاسی و عقیدتی روند نزولی را طی می کند و دیر یا زود عواقب انفجارات خونین و کشتار مردم عراق و سوریه و لبنان و بحرین و یمن ومصر و مالی و... گریبانگیر عوامل دست اندر کار خواهد شد و اعتدال را جایگزین تندروی عربی و غربی خواهد کرد.

برای مشاهدۀ وبلاگ سیدمرتضی نعمت زاده در صفحۀ بلاگرهای خبرآنلاین اینجا کلیک کنید 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.