۰

دیپلماسی سینمائی

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حسام‌الدین آشنا,ایران,یونس شکرخواه ,اکو,رضا میرکریمی,رخشان بنی‌اعتماد,یونسکو,ایوبی,فرانسه,مولانا,سینما دیدگاه

دکتر احمد جلالی: خبری می‌خواندم از مراسم رونمایی کتاب «۱۹۷۰ روز در شماره شش ژان بارت» به قلم دکتر حجت الله ایوبی رایزن بسیار موفق پیشین فرهنگی ایران در فرانسه و رئیس کنونی سازمان سینمایی کشور که نشر ثالث منتشر کرده است.

دیدگاه > ایران- دکتر احمد جلالی:
خبری می‌خواندم از مراسم رونمایی کتاب «۱۹۷۰ روز در شماره شش ژان بارت» به قلم دکتر حجت الله ایوبی رایزن بسیار موفق پیشین فرهنگی ایران در فرانسه و رئیس کنونی سازمان سینمایی کشور که نشر ثالث منتشر کرده است.

از قضای روزگار، و بخت خوب من، دوران ۱۹۷۰ روزه ماموریت دکتر ایوبی در فرانسه مصادف شده بود با بخشی از دوران سفارت بنده در یونسکو. همکاری و همدلی صادق خرازی، سفیر بسیار فعال و موفق و خوش ذوق ایران در فرانسه اسباب دلگرمی همه ما بود.

من شاهد بسیاری از آنچه دکتر ایوبی در این کتاب آورده (و آنچه فروتنانه نیاورده) بوده ام و حرف‌های بسیار در باب فعالیت‌های آن دوران و زحمات خرازی و ایوبی دارم که در جای خود گفتنی است اما فعلا غرضم از این یادداشت کوتاه، فراتر از ذکر گذشته، نکته‌ای است برای آینده. منظورم توجه به ظرفیت‌های عظیم نهفته در استعدادهای انسانی کشور است که اگر به فعلیت برسند می‌توانند عامل موثری در بازیافت موقعیت استراتژیک ایران در منطقه و در جهان باشند.

یادمان باشد که وزن و اعتباری که تاریخ به نام ایران و تمدن ایرانی داده است سرمایه‌ای نیست که بشود به آسانی در لحظه ایجاد کرد یا در لحظه از میان برد. یادمان باشد که این سرمایه فقط اسباب تفاخر به گذشته نیست بلکه اسباب امنیت استراتژیک کشور در آینده نیز هست مشروط بر آنکه کاربرد آن را بشناسیم و هنر استفاده از آن را داشته باشیم و به اهل این هنر بسپاریم.

فریادا که بعضی ارباب منصب و مسند توجه نمی‌فرمایند، در جهان امروز، مظاهر فرهنگی و تمدنی جنبه تزیینی و نمایشی ندارند، بلکه ظرفیت ایجاد مصونیت استراتژیک دارند. «یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد». این یادداشت کوتاه جای شرح و بسط نیست. شاید هم که لازم نباشد چون:

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته ها هست ولی محرم اسرار کجاست؟

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست؟

دکتر ایوبی بعد از رایزنی در فرانسه، در معاونت فرهنگی وزارت کشور و موسسه فرهنگی اکو هم همچنان به کار موثر فرهنگی ادامه داد. در تاسیس و پاگرفتن بنیاد شمس تبریزی و مولانا هم نقش اصلی را داشت و دارد، اما چون او فعلا رئیس سازمان سینمائی کشور است بگذاریداز میان انبوه ظرفیت های فرهنگی و مدنی ایران، فقط به یکی از آنها، سینما، اشاره کنم. در مراسم پنج شنبه شب هم چند تن از اهالی سینمای ما سخن گفتند. رخشان بنی‌اعتماد به ظرافت و دقت اشاره کرد که وقتی یک مسول فرهنگی رسمی توان استفاده درست از ظرفیت یک هنرمند واقعی را ندارد، می‌خواهد او را ابزار تبلیغات سیاسی مورد نظر خود بکند.

هنرمند اصیل هم این را به خوبی می‌فهمد. اعصابش بهم می‌ریزد. حالش بد می‌شود، و می‌گریزد. و حتی موضع می‌گیرد. اما وقتی می‌بیند که یک رایزن فرهنگی اینطور نگاه نمی‌کند، و امکانات کشور را در خدمت هنرمند کشور و برای عزت کشور قرار می‌دهد، می‌شکفد. می‌بالد. می‌تراود. و پای به میدان می‌گذارد. رضا میرکریمی هم به همین دلیل در آنجا بود و سخن گفت چون تجربه او از آشنائی با ایوبی این حس را به او داده بود که «من» مطرح نیست بلکه «ایران» مطرح است.

دکتر یونس شکرخواه  در این مراسم نکته مهمی را گفت و آن نقش رفتار ارتباط‌گران است به این معنا که پایگاه‌های فرهنگ ایران را می‌باید از تنگنای انحصار بازیگران کارمند خارج ساخت و آن را به وسعت بازیگران استعدادهای جامعه وسیع کرد. و همین است که او حضور ایوبی را در معاونت سینمایی مغتنم می‌‌شمارد به این امید که او بتواند در نسل اجتماعی ما سهم خود را ادا کند.

و دکتر حسام‌الدین آشنا بر توان یک مسئول فرهنگی برای پیوند زدن فرهنگ‌ها انگشت می‌گذارد. مگر می‌شود این کار را با نفرت از فرهنگی که قرار است با آن رایزنی شود انجام داد؟ بله، می‌شود برای جمعی محدود و بی‌خاصیت سخنرانی کرد و به دستگاه متبوع خود هم گزارش داد اما پیوندی ایجاد نمی‌شود. نه همدلی. و حتی نه همزبانی:

هم زبانى خویشى و پیوندى است

مرد با نامحرمان چون بندى است‏

اى بسا هندو و ترک هم زبان

اى بسا دوترک چون بیگانگان

پس زبان محرمى خود دیگر است

همدلىازهمزبانىبهتراست‏

غیر نطق و غیر ایما و سجل

صدهزاران ترجمان خیزد ز دل

باور کنیم که جهان امروز با فن آوری ارتباطی و هنر تصویر و سینما - که تکیه این یادداشت بر ارجمندی جایگاه آن است -می‌تواند صد هزاران ترجمان دل پر نور و پر غوغای تمدن و فرهنگ ما را به دل‌های جهانیان برساند. کاش روزی را ببینیم که استعدادهای شگفت سینماگران ایران نه فقط در درون مرزهای حساسیت‌ها و نیازهای جامعه ما که در حوزه نیازهای جامعه بشری به سامان دادن گفتمان محرمی فطرت‌ها کمک کند و به عرصه عرضه صد هزاران ترجمان دل بپردازد. باور کنیم که نه فقط آبروی فرهنگی و معنوی ما که امنیت استراتژیک کشور ما از این موهبت سود خواهد برد. و به ما این توان را خواهد داد که به عنوان یک کشور صاحب نظر برای مشارکت در مسائل فراوان و مشترک اجتماعی و فرهنگی و انسانی همه بنی آدم قد برافرازیم. سینمای ایران این توان را دارد و فرهنگ تاریخی ما این کشش را.

دیروز صحنه‌های آوارگان سوریه را در این سرمای بی‌سابقه در منطقه از تلویزیون تماشا می‌کردم. چون حوزه کار بین‌المللی بنده بیشتر در آموزش و فرهنگ بوده است، فکر می‌کردم ، وضع تحصیل و آموزش فرزندان این دو میلیون آواره چه می‌شود؟ داشتم تصور می کردم که هنر و توان سینماگران ما، و بخصوص مستند سازان ما، تا چه اندازه می‌تواند، در جلب توجه جهانیان و یونسکو برای توجه به این فاجعه آموزشی و پیدا کردن راه‌های جبرانی یاری برساند. دیپلمات‌های ما در بعد سیاسی کار خود و تلاش خود را خواهند کرد، اما، در جهان امروز، دیپلماسی عمومی ابزار بسیار قدرتمندی است. فکر می‌کردم که سازمان سینمائی ایران این توان را دارد که بازوی دیپلماسی قدرتمند ملل متحد در ایجاد تحرک برای اهداف هزاره سوم در جهت آموزش باشد. فکر می‌کردم که منزلت واقعی ایران تاریخی و معنوی این را ایجاب می‌کند.

می‌خواهم از فرصت استفاده کنم و به دکتر حجت الله ایوبی عرض کنم که حالا که سینماگران ما به همراهی و همدلی شما اعتماد دارند - و این سرمایه‌ای بس نادر و بزرگ است - بیائید و با همکاری همه آنها، کمک کنید تا سینمای ایران گفتمانی از دیپلماسی سینمائی را برای انسانیت و عدالت سامان دهد. اگر این راه باز شود، بنده، به سهم خود، متعاقبا خواهم گفت که چگونه نه تنها منزلت جهانی ما که سطح امنیت استراتژیک ما ارتقاء خواهد یافت. امیدوارم نه دکتر ایوبی از سنگ اندازی‌ها خسته شود و نه سینماگران ایران.

منبع: روزنامه اطلاعات

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.