۰

پاسخ های بادامچیان به خبر:از چگونگی پرداخت هزینه های موتلفه تا موضع حزب نسبت به موسوی و کروبی

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
اسدالله بادامچیان,حزب موتلفه اسلامی,حبیب‌الله عسگراولادی,فتنه حوادث پس از انتخابات خرداد88

ساعت چهار بعدازظهر در طبقه چهارم حزب موتلفه در اتاقی که محل کار و استراحت اسدالله بادامچیان است با او هم کلام شدیم. او یکی از باقی مانده های نسل 42 است که هنوز هم کار حزبی می کند و بدان اعتقاد دارد.

محمود عزیزی: حرف زدنمان با وضع مالی حزب کلید خورد و با دولت جدید انتصاب هایش نزدیک های اذان مغرب خاتمه یافت.بادامچیان به سوال های پیاپی ما درباره منابع مالی حزب موتلفه به صورت کلی پاسخ داد،تاکید کرد که منابع مالی موتلفه از افرادی به دست می آید که «مال حلال» داشته باشند.

 

***

 

اخیرا یکی از اعضایتان گفته بود وضع مالی موتلفه خراب است؟ واقعا این طوری است؟!

نه، آقای شجونی را در تبریز دوره کرده بودند که شما به آب کر وصل هستید، ایشان گفته بود  این طور نیست.

یک بار سال 84  گفتید منابع مالی موتلفه از حق عضویت اعضا و کمک متدیین و علما به دست می آید. هنوز هم منابعتان همان است؟

بله، حق عضویت وکمک مردمی داریم و افرادی با همت عالی کمک می کنند. از هدایای عناصر متدین که پول حلال دارند ، استفاده می کنیم. در برخی از موارد هم مثل مسائل آموزشی با اجازه برخی از مراجع، از سهم مبارک امام استفاده می کنیم.

 اگر از شما حساب و کتاب بخواهیم شما عدد و رقم می دهید؟

نه. تا به حال ندیدم حزبی منابع مالی اش را اعلام کند.

بالاخره شما در همه استانها دفتر دارید. دفتر مرکزی تان هم هست و اینها هزینه دارد...

در انقلاب اسلامی چه کسی هزینه انقلاب را تامین کرده است؟  موتلفه و روحانیت. از کی گرفته است؟ توده مردم ومتدینین، و کسانی که تمکن حلال داشتند و با اموالشان در راه خدا جهاد کردند.

چطور موتلفه ای که از حمایت بازار برخودار است، عضوش می گوید«آه در بساط» ندارد و بهتر است تعطیل شود؟

اگر موتلفه به بازار وصل بود که این دچار تنگنای مالی نمی شد. اگر از رانتها و  ارقام میلیاردی استفاده می کرد که گرفتار این وضع نمی شد.

بودجه سالانه شما چقدر است؟

 نمی شود گفت. فکر می کنم اگر از افراد هم درباره حقوقشان سوال کنید، مایل نباشند در این خصوص اظهار نظر کنند.

 با چقدر پول  مشکلات شما حل می شود؟

 این مشکلات فعلی، تنگنا است و می گذرد. در زمانی که در کوچه و خیابان  مردم دچار مشکل می شوند، خوب طبعا درآمد اهل خیر و و درآمد حلالشان هم کم می شود.

اما کسانی که درآمد خیر دارند و به شما کمک می کنند، احتمالا کسانی اند که دست شان به دهنشان می رسد؟!

 همان افراد هم وقتی وضعیت اقتصادی کشور مناسب نباشد، درآمد هایشان کمتر می شود و طبعا کمتر می توانند به ما کمک کنند.اجبار که ندارند. اگر شما امسال درآمد نداشتید آیا به دیگری کمک می کنید؟وقتی که درآمد متدینین کم می شود، درآمد موتلفه هم کم می شود.هزینه های ما که کم نمی شود. چون با تورم بالاتر هم می رود. عبور از تنگنا را خدا کمک می کند. مرحوم عسگر اولادی می فرمود نصرت خدا در عسرت و سختی خودش می آید.

موتلفه فعالیت اقتصادی پایدار ندارد؟

 تا الان که نداشتیم.

 این تنگنای فعلی شما را به این فکر نمی اندازد؟

 ممکن است برخی فکرها را هم بکنیم.ولی فعلا مدنظرمان نیست.

حداقل  این را می توانید بگوئید  که در دوران خاتمی که به احزاب کمک مالی می شد، چقدر به حزب شما اختصاص یافت؟

یادم نیست. شاید 12 یا 14 میلیون تومان. چون پول بیت المال بود، ما باید  می گفتیم چه کار کردیم. برای دفاترمان دور نویس و ابزار فرهنگی خریدیم.بعد هم صورت حسابمان را به وزارت کشور دادیم.

 جایی هست که شما در مورد منابع مالی تان بدان پاسخگو باشید؟

نه، ما از جایی که پول نمی گیریم.

کمک مالی غیر مستقیم چهره های سیاسی  را هم رد می کنید؟

اگر آدم های خوب و متدین هر کدام بی قید و شرط  به ما کمک کنند، ما می پذیریم؛ وقتی پول کسی حلال است وبی قید وشرط هم می پردازد، چرا نپذیریم.

شما چه نوع کمک های مالی را قبول نمی کنید؟

 پولی که وجه شرعی در آن رعایت نشده باشد یا مشکوک به حرام بودنش باشد.

 از این جور افراد هم سراغ شما هم می آیند؟

 امثال شهرام جزایری ها سراغ حزب موتلفه اسلامی نمی آیند.چون  می دانند ما اول از همه آنها را به قوه قضائیه تحویل می دهیم.

آنها سراغ ما نمی آیند. می دانند  اینجا  جایی برای سرمایه گذاری های برای آنها نیست. این جور افراد  سراغ افراد و گروه هایی می روند که اگر کاسه می دهند، قدح به دست می آورند.

چون بحثمان به احزاب کشید می پرسم. جایی گفته بودید  باید 2 خانه احزاب تشکیل شود و سیاسیون دو جناح نمی توانند در یک خانه احزاب با هم باشند. واقعا چرا  چهره های سیاسی ما نمی توانند کنار هم بنشینند و حداقل درباره مسائل ملی یک نظر داشته باشند؟

شاید  این امر به زمینه های شکل گیری خانه احزاب برگردد. یک بار تاج زاده در کمیسیون احزاب گفت ما می خواهیم  «خانه احزاب» راه بیندازیم.به او گفتم قصدت چیست؟ تو فعالیت سیاسی ات باندی است  و از این کار مقصود و منظور خاصی داری. آن را بگو.خندید و گفت برای احزاب این کار را می کنیم.گفتم: من برات می گویم. شما احساس می کنید کمیسیون ماده 10 احزاب در اختیارتان نیست. بنابراین امور احزاب  دستخوش سیاست بازی شما نمی شود.شما می خواهید جایی را راه بیندازید که در اختیار خودتان باشد. من به شما می گوییم این کار را نکن. گفت: چرا؟ گفتم: چون بعد از اینکه احزاب  دور هم جمع شدند  ما  آن را در دست می گیریم وبعد تو دق می کنی! خندید و چیزی نگفت.

وقتی خواست این کار را بکند، ما مانع نشدیم. دور اول ما با اینکه می توانستیم ریاست را به دست بگیریم وشرایط مساوی بود، ولی ما ریاست را در اختیارمعممی گذاشتیم که از اصلاح طلبان بود. در دور دوم  اکثریت دست ما افتاد. ما هم خیلی کار کردیم. منشور احزاب را نوشتیم.دنبال  این بودیم که مکانی برایشان بخریم. پول نداشتند. من از خاتمی  برایشان پول گرفتم. داشتیم مکان را می خریدیم که در دور سوم در انتخابات خانه احزاب طوری رفتار کردند که اکثرا احساس کردند تقلب شده است. بعد هم دعوا شد.. همین اختلاف باعث شد ما درخواست انتخابات جدید را بدهیم. آنها هم نپذیرفتند.

 دور چهارم یک بار دیگر بحث شد و آنها بازی در آوردند.در نتیجه خانه به بن بست خورد و به سمت تعطیلی رفت . الان هم خانه احزاب  با آن روال قبلی شکل نمی گیرد.باید رفتار در خانه احزاب به گونه ای باشد که همه احزاب آن را خانه خودشان بدانند.

گفتید افکار آقای عسگر اولادی مورد تائید موتلفه بود. برای این سخن هم مصداق نامه هایی که ایشان به اعضای جبهه مشارکت نوشت را مثال زدید، ولی موتلفه در مورد موضع گیری های ایشان در مورد موسوی و کروبی در اواخر عمر ابتدا سکوت و در ادامه سیاست حمایت را برگزید. قبول دارید؟

 شما چه می خواهید بپرسید؟

 سوالم این است که موتلفه مواضع پایان عمر آقای عسگر اولادی را هم قبول دارد؟

بله، ایشان این کار را وظیفه شخص خودشان دانستند نه وظیفه موتلفه اسلامی. به همین علت در شورای  مرکزی فرمودند من آفتاب لب بام هستم. باید به آن طرف فکر کنم. من یک مسئولیتی را احساس می کنم و فکر می کنم باید زمینه ای  شود این افراد به نظام برگردند و تغییری در دیدگاه خود پدید بیاورند.  و این را وظیفه شرعی خود می دانم. به همین علت اگر  موتلفه با این امر موافقت ندارد ، من می توانم مرخصی یک ساله بگیرم.  چون ایشان از نظر تشکیلاتی مقید بود  که مواضع تشکیلات را رعایت کند.در شورای مرکزی  به اتفاق آراء رای دادند که ایشان  به آنچه حق می داند و وظیفه می یابد، عمل کند.

قبول داریدکه موتلفه ابتدا در مورد اظهارات ایشان سیاست سکوت داشت؟

عرض کردم آقای عسگر اولادی نظرش این بود که این وظیفه شخصی اوست.

 اگر بگوئیم با رفتن آقای عسگر اولادی  این نگاه  و مشی که این دو فرد که تخلفات بزرگی داشتند، باید به دامان نظام برگردند، از موتلفه رفته است؟

چرا  منفی نگاه می کنید؟اظهار نظر درباره این دو نفر در موضع گیری های دبیرکل ما هست. الان هم موضع ما مشخص است. آقای عسگر اولادی هم می فرمود که اینها سران فتنه نیستند. ما هم نظرمان همین است که اینها سر نیستند.شما به بنده بگوئید آقای کروبی کجا سر فتنه است؟ آقای عسگر اولادی می فرمود سران فتنه آمریکا، انگلیس و اسرائیل بودند.  اینها فتنه خورده آمریکا و انگلیس هستند؛ این حرف درستی است. متاسفم که این دو نفر از فرصتی که آقای عسگر اولادی  با آن لحن مودبانه خودش برای اینها پدید آورد، استفاده نکردند. محکوم بودن اینها سر جای خودش است و مربوط به قوه قضائیه است. بعد فرمود که نامه بدهید و از  رهبری بخواهید  وخواستار رافت اسلامی شوید . ایشان هم بذل محبت کنند.  خوب اینها همچنان لجاجت کردند.الان هم اگر اینها برگردند و به خاطر خسارت های مادی و معنوی که به کشور وارد کردند، عذر بخواهند و توبه کنند، نه تنها ما که همه هم خوشحال خواهند بود.کسانی که حداقل جرمشان مباشرت در فتنه بوده است، برگردند.

قبل از این  در مصاحبه ای گفته بودید کروبی می خواهد به دامان نظام برگردد. ولی موسوی  لجاجت می کند. الان هم اخبارتان همین را تائید می کند؟

خبر های بود...

 موثق بود؟

 بالاخره منبع خبر در حدی بود که من بتوانم بدان اعتماد بکنم. لذا این امید در من پدید آمد،که کروبی می خواهد برگردد،ولی موسوی نمی خواهد

 الان هم اخباری که دارید همین نظر را تائید می کند؟

 تا الان خبرها این است که موسوی بر نمی گردد. راه برای برگشت اینها باز است. باید توبه کنند. نظام به اینها خیلی محبت کرد. آقای کروبی در انقلاب نقشی داشته  ولی  قطعا ایشان مدیر و مدبر برای اداره کشور نبود ولی 2 بار برای ریاست جمهوری تائید صلاحیت شد. یا موسوی قطعا رجل مذهبی نبود. البته رجل سیاسی هست ولی رجل مذهبی یعنی کسی که برجستگی هایی در مسائل دینی داشته و حداقل  با مبانی فقه اسلامی آشنا باشد که نیست. موسوی این ویژگی ها را ندارد.ولی تائید صلاحیت شد.شورای نگهبان مدارا کرد.

 فکر می کنید داستان رفع حصر این دو نفر برای دولت یک تله انفجاری است یا عامل کاهش مشکلات در برابر گروهی از حامیانش که این انتظار را دارند؟

دولت موجود اختیار خودش را دارد. اگر دولت  راههای قانونی وشرعی را سراغ دارد، قطعا همه ما از این امر استقبال می کنیم.نه تنها این افراد، بلکه همه کسانی که مرتکب جرمی شدند و به مردم جفا کردند.بالاخره ما در تاریخ دینی مان  شخصیتی مثل حر را داریم که برگشت. اینها هم می توانند برگردند، منتها به شرط اینکه جبهه شان را عوض کنند و بیایند در لشکر امام حسین(ع).

 بعد از اظهار نظر درباره اتوبوسی بودن انتصاب ها در دولت، واکنش ها به این اظهار نظر شما چه بود؟

 من چنین حرفی نزدم. من گفتم معتقد به این شیوه عزل و نصب اتوبوسی نیستم. این کار امنیت خدمت گذاری به نظام را آسیب می زند. طرف  اطمینان ندارد که فردا روز که یک دولت جدید سر کار می آید، ازکار برکنارمی شود یا نه. جرمش هم این باشد که تو پیام 24 خرداد را دریافت نکردی.اخیرا اظهار نظری از آقای عارف دیدم که گفته بود برخی پیام 24 خرداد را دریافت نکردند. خیلی تعجب کردم چون آقای عارف  فرد معتدلی است و معمولا این گونه اظهار نظر ها ندارد.ولی واقعیت این است که این شیوه تغییر در دولت از زمان آقای خاتمی شروع شد. آقای خاتمی که آمد چندین هزار  مدیر از دولت کنار گذاشته شد،آن هم خلاف تمام شعارهایی که داده شد.من آن زمان قصد داشتم اسامی حدود 800 تغییر را در نشریه شما منتشر کردم، بعد  مرحوم عسگر اولادی به من فرمود شما مدارا کن و بقیه را چاپ نکن. دلیلشان برای آن تغییرات چه بود؟ اینکه شما پیام دوم خرداد را نفهمیدید! اصلا این چه طرز حرف زدن است؟! بگو آقا! من نمی توانم با شما کار کنم.نه اینکه تو نمیفهمی . اینکه بگوید تونفهمی که این پیام را نفهمیدی و بنابراین باید از کار کنار بروی، توهین است.بنابراین طبیعی بود وقتی دولت احمدی نژاد آمد، او مجبور بود برخی از اینها را تغییر دهد. چون اینها غیرصحیح در دولت خاتمی روی کار آمده بودند. ممکن است شخص آقای خاتمی از آن وضعیت در زیر مجموعه خودش هم بی اطلاع بود، اما باندی که در اطراف ایشان بودند، چینش کارشان این گونه ای بود. چینش دولت جدید هم جوری است که رضایت عمومی را به دست نمی آورد.

در مورد انتصاب وزرا آقای روحانی هم همین نگاه را دارید؟

من چینش نیروهایی را که جناب آقای روحانی انتخاب کردند، مفید نمی یابم.

 خوب اگر نیروهای اصولگراها در دولت بیشتر بودند، شما راضی می شدید؟

نه، حرف من این نیست؛ ما در دولت آقای خاتمی با اینکه همه نیروهای ما را در دستگاه های اجرایی حذف کرد، بیشترین  همکاری را با دولت ایشان داشتیم. الان هم همین طور است. بنده برادرانه عرض می کنم که این چینش اعتدالی نیست. الان در مورد استاندارها شما می بینید که مجلس اعتراض دارد. استانداری را گذاشتند که در جریان فتنه  نماینده بود و پسرش را دستگیر کرده بودند. جرمش هم این بود که به شبکه های خارجی  عکس ارسال می کرد.معتقدم این گونه چینش برای دولت مفید نیست.

بالاخره هر دولتی باید با کسانی کار کند که مورد نظرش باشند.دولتهای سابق هم مدیران قبلی را درو کردند.

همانطور که در دولت خاتمی هزاران مدیر دولتهای گذشته را بر کنار کردند. ثم ماذا؟

 بنابراین استدالال هم اشکال شما وارد نیست؟

طبعا هر دولت سلیقه ای دارد که با عناصری آن را اجرا کند. هر جا درباره این سیاست است می تواند افراد را جابجا کند. اما آیا واقعا همه کسانی که اینها جابجا می کنند، اینها همه کسانی اند که به کار مملکت نمی آیند؟!

 سیاست موتلفه اسلامی درباره دولتها همیشه بر سه اصل بوده حمایت حکیمانه، رصد هوشمندانه، نقد مشفقانه. به همه این دولتها همراهی می کنیم. اگر کسی از ما در دولت مسئولیت گرفت از سیاست های دولت در چارچوب ولایت حمایت می کند. جایی هم که اختلاف نظر دارد، سعی می کند کمتر اعمال نظر کند. اینکه بیاییم این شخص را عوض می کنیم چون شما  با ما همراه نیستید، سیاست اعتدالی نیست.این امنیت خدمت را آسیب می زند. در هر دولتی باشد.

شما یکی دو اظهار نظر در دولت جدید داشتید. یکی درباره عزل اتوبوسی مدیران در دولت یازدهم و یکی درباره اینکه  مردم مشکل اقتصادی ندارند. در مورد مصاحبه دومی واقعا چنین نظری را ابراز کردید؟

 نه، از قول من دروغ نوشتند بعد از تشکیل دولت جدید مدتی مصاحبه نمی کردم.جالب است آن زمان  هم من تهران نبودم. بعد در جلسه حزب دبیر سیاسی ما گفت این اظهار نظر شما درباره اینکه مردم مشکل اقتصادی ندارند، خیلی سر و صدا کرده است. گفتم: من با کسی مصاحبه نکردم. گفت: شما در گفت وگو با یکی از سایت های خبری گفته اید مردم هیچ گونه مشکل اقتصادی ندارند! بررسی کردم خبر تکذیب مصاحبه را دادم. رسانه ها نوشتند. آن پایگاه خبری هم آن خبرنگار را به علت جعل مصاحبه غیر واقعی اخراج کرد که من با تشکر از اقدام آنها خواستم  اگر وی تعهد دهد که این خلاف را نکند، در اخراج او تجدید نظر کنند.

 

/45212

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.